الگویی برای تعهد سازمانی؛ از صبح تیره عاشورا تا صبح روشن مدیریت اسلامی
کاشان - شعر محتشم کاشانی به خصوص ترکیب بند معروف او الگویی برای انگیزش و تعهد سازمانی است که صبح روشن مدیریت اسلامی را به تصویر میکشد.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- معصومه دیمکار*: ادبیات فارسی، به ویژه شعر آیینی، گنجینهای از مفاهیم عمیق انسانی و معنوی است که میتواند برای علوم جدید همچون مدیریت منبعی الهامبخش باشد.
محتشم کاشانی، شاعر برجسته سده دهم هجری، با سرودههای خود به ویژه در عرصه مرثیهسرایی برای اهل بیت (ع)، نه تنها اثری هنری، بلکه متنی سرشار از معارف دینی و آموزههای تربیتی خلق کرده است، به همین دلیل است که اولین روز از ماه محرم در تقویم و در راستای بزرگداشت شمس الشعرا حضرت محتشم کاشانی به روز شعر و ادبیات آیینی نامگذاری شده است.
از سوی دیگر رویکرد مدیریت اسلامی بر آن است تا با بهرهگیری از این مفاهیم، الگویی انسانساز و متعالی برای رهبری و سازمانداری ارائه دهد.
در این یادداشت، تلاش میشود تا مفاهیمی چون انگیزش و تعهد سازمانی، با تکیه بر آموزههای مدیریت اسلامی، در اشعار این شاعر بزرگ واکاوی شود.
در مدیریت متداول غربی، انگیزش اغلب بر محور پاداشهای مادی و نیازهای نفسانی معنا میشود، در حالی که در مدیریت اسلامی انگیزه اصیل، رضایت الهی و قرب به خالق است.
پژوهشها نشان میدهد که اسلام به پاداشهای مادی نیز توجه دارد، اما این پاداشها را در چارچوبی اخلاقی و به عنوان وسیلهای برای تعالی بشر تعریف میکند.
از منظر اسلامی، بالاترین سطح انگیزش، «انگیزه عبودیت» است؛ جایی که فرد، عمل خود را عبادتی برای خدا میداند و در مقابل سختیها استقامت میورزد.
این نگاه، بنیانی مستحکم برای تحلیل رفتارهای ایثارگرانه در سازمانها و حتی در متون ادبی-عرفانی فراهم میآورد.
با توجه به بیت این صبح تیره باز دمید از کجا؟کزو/کارجهان و خلق جهان جمله درهم است؛ تراژدی کربلا که محتشم کاشانی در اشعار مشهور خود آن را به تصویر کشیده، صحنه رویارویی دو نوع انگیزه متفاوت است.
انگیزه لشکریان یزید، غالباً دنیاطلبی و حفظ قدرت بود، اما انگیزه امام حسین (ع) و یارانش، احیای دین و امر به معروف بود.
صبح تیره کنایه از صبح عاشورا و حرکت لشکر کفر با انگیزههای دنیاطلبی برای جنگ با امام حسین(ع) است و به هم ریختن نظم جهان هم اشاره به انگیزه های دنیوی و حفظ قدرت توسط خواص منحرف است که باعث شده کار جهان و خلق جهان از نظم طبیعی خود خارج و همه چیز در هم بریزد.
تعهد سازمانی در رویکرد غربی، معمولاً به دلبستگی عاطفی یا محاسبه هزینههای ترک سازمان محدود میشود.
اما در مدیریت اسلامی، تعهد ریشه در «بیعت» و «وفاداری به عهد» دارد.
تعهد یک مسلمان در سازمان، ادامه تعهد او به اصول دین و امامت است.
این نوع تعهد، عمیقتر، پایدارتر و مبتنی بر ارزشهای اخلاقی است تا منافع مادی صِرف.
تعهد در اشعار محتشم، نمودی از «ولایتمداری» دارد.
محتشم به عنوان یک شاعر شیعی، خود را در مقابل مکتب اهل بیت (ع) متعهد میداند.
این تعهد چنان عمیق است که تمام وجود شاعر را دربرمیگیرد.
او در توصیف لحظات پس از شهادت امام حسین (ع) میگوید: خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین / پرورده کنار رسول خدا، حسین.
ستایش این مقام و گریه بر مصائب، تنها یک احساس نیست؛ بلکه اعلام وفاداری و تعهد عاطفی و عملی به آرمانهایی است که حسین بن علی (ع) برای آنها قیام کرد.
یکی از اصول کلیدی مدیریت اسلامی، «رهبری اخلاقی» است.
رهبری که خود اسوه باشد و پیش از دیگران متعهد، میتواند در پیروان خود انگیزه و تعهد ایجاد کند.
در واقعه کربلا، شخصیت امام حسین (ع) به عنوان رهبری که از هستی خود برای هدفش گذشت، پیروانی تربیت کرد که در سختترین لحظات، نه تنها دست از حمایت او نکشیدند، بلکه برای رسیدن به شهادت بر یکدیگر سبقت میگرفتند.
محتشم این صحنه را به زیبایی ترسیم میکند که حتی پس از شهادت امام، اهلبیت او با وجود تشنگی و اسارت، ذلت را نپذیرفتند.
مدیریت اسلامی بر خلاف رویکردهای آمرانه، به دنبال ایجاد تحول درونی در کارکنان است.
این تحول زمانی رخ میدهد که فرد، اهداف سازمان را با اهداف ارزشی خود همسو ببیند.
اشعار محتشم مملو از عشق به خاندان رسول الله(ص) است.
این عشق، منبعی تمامنشدنی از انرژی برای شاعر بوده تا بتواند با قدرت به خلق اثر بپردازد.
در یک سازمان اسلامی، اگر کارکنان نسبت به رسالت سازمان «عشق» بورزند، نظارتهای بیرونی کمرنگ و بهرهوری معنوی افزایش مییابد.
مقایسه مدیریت اسلامی با پارادایمهای غربی نشان میدهد که اگرچه روشهای غربی بر کارایی تأکید دارند، اما غالباً از توجه به بُعد معنوی و اخلاقی غافل میمانند.
آنچه در شعر محتشم و سیره عاشورایی میتوان دید، مدلی است که در آن «تعهد عاطفی» با «تعهد هنجاری» (باور به درستی اهداف سازمان) و «تعهد مستمر» (حفظ ساختار برای بقای ارزشها) ترکیب شده است.
محتشم کاشانی فقط یک شاعر مرثیهسرا نیست؛ او راوی حماسهای است که میتواند الگویی برای مدیریت متعالی در عصر حاضر باشد.
تحلیل اشعار او از منظر مدیریت اسلامی نشان میدهد که:
۱- انگیزش حقیقی در گرو «هدفداری الهی» و تعهد حقیقی در گرو «ولایتمداری و وفاداری به ارزشها» معنا میشود.
همان طور که محتشم سروده است: باز این چه شورش است که در خلق عالم است، سازمانهای امروز ما نیازمند چنین شورشی علیه بیتفاوتی و نگاه صرفاً مادی هستند؛ شورشی که از عشق به کمال و تعهد به آرمان نشأت میگیرد و نیروی انسانی را به سرمایهای بیبدیل تبدیل میکند.
۲- تعهد سازمانی و ولایتمداری (فداکاری بیچشمداشت):
در این یادداشت به تعهد عمیق محتشم نسبت به اهل بیت اشاره شد.
این تعهد در ابیات پایانی و اوجبخش ترکیببند که بانوی بزرگوار اسلام (زینب کبری (س) خطاب به رسول خدا (ص) میفرمایند، کاملاً مشهود است:
این کشته فتاده به هامون، حسین توست / وین صید دست و پا زده در خون، حسین توست
این ادبیات نشان میدهد که چگونه عشق و تعهد ایثارگرانه، وابستگی مادی را از بین میبرد و بالاترین سطح از فداکاری سازمانی(شهادت) را رقم میزند.
محتشم کاشانی در اشعارش به ویژه ترکیببند معروف خود دو صحنه انگیزه دنیاطلبانه ی لشکر یزید در برابر تعهد خدامحور یاران امام حسین(ع) که در راه حق تا پای شهادت پیش میروند را به تصویر میکشد.
مدیریت اسلامی انگیزه اصیل را «رضایت الهی و عبودیت» و تعهد عمیق را «ولایتمداری و وفای به عهد» معرفی میکند که بازخوانی چنین مفاهیمی برای سازمانهای امروز ایران میتواند راهگشای بحرانهای انگیزشی و کاهش سرمایه اجتماعی باشد؛ چراکه «شورش عاشقانه» بر ضد بیتفاوتی و فداکاری بر اساس عشق به آرمان، نیروی انسانی را به سرمایهای بیبدیل تبدیل میکند.
*دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشان