خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 11 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

روایت دلاوری‌های فرمانده همدانی که کابوس تجزیه‌طلبان بود

مهر | استان‌ها | دوشنبه، 11 خرداد 1405 - 09:25
همدان- دشمنان همواره در پی ضربه زدن و تجزیه ایران بوده‌اند و حملات سال گذشته بر این موضوع صحه گذاشت اما آنها نمی‌داند ایران سرزمین دلاورانی است که دست متجاوز به ایران با قطع می‌کنند.
جوادي،امير،شهيد،دفاع،پادگان،مقدس،فرماندهي،همدان،سنندج،تيپ،سر ...

خبرگزاری مهر، گروه استانها: تاریخ ایران همیشه شاهد دلاوری‌ها و پایمردی‌های مردانی بوده که برای حفظ آب و خاک این سرزمین از هیچ کوششی دریغ نکردند و راه دفاع از وطن از همه دلبستگی‌های خود گذشتند.
دشمنی که همیشه چشم طمع به خاک ایران داشته در خرداد و اسفند سال گذشته مجدد به خاک کشورمان حمله کرد و با به شهادت رساندن رهبر انقلاب، فرماندهان و بسیاری از کودکان و زنان و مردان بی‌گناه نشان داد که همچنان در فکر تجزیه ایران است همان خیال خامی که از زمان پیش از انقلاب و در جنگ تحمیلی هشت ساله در سر می‌پرورانده، همان نقشه شومی که با رشادت دلاورانی چون امیر سرتیپ «محمد جوادی» نقش بر آب شده است.
خبرگزاری مهر همدان به منظور روایت رشادت و دلاوری امیر سرتیپ «محمد جوادی» از فرماندهان دفاع مقدس هشت ساله و به مناسبت پاسداشت شهدای دفاع مقدس ۱۲ روزه و جنگ رمضان میزگردی با حضور سید علی مساوات پژوهشگر و پیشکسوت دفاع مقدس، سرهنگ فاطمی کیا مسئول حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش در همدان، حاج اصغر حاج بابایی پیشکسوت دفاع مقدس و سرهنگ حیدری پیشکسوت جهاد و شهادت در ارتش برگزار کرد.
سید علی مساوات پژوهشگر دفاع مقدس در این میزگرد در گفت‌گو با خبرنگار مهر با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا اظهار کرد: یاد و خاطره شهدای جنگ تحمیلی، چه دوره اول، دوم و سوم را به خصوص رهبر شهید و فرماندهان شهید را گرامی می‌داریم
وی گفت: امیر جوادی متولد سال ۱۳۱۵ در همدان هستند و از خانواده‌ای بسیار اصیل و خوش‌نام در منطقه کبودرآهنگ بودند و پدر ایشان از ملاکین بزرگ و صاحب‌نفوذ آن منطقه بودند.
متأسفانه جای تأسف است که خاطرات ارزشمند دوران کودکی و زندگی این فرمانده بزرگ به رشته تحریر درنیامد و کتابی از آن دوران منتشر نشد؛ در حالی که ایشان نکات شنیدنی و خاطرات بسیار زیبایی از زندگی خود داشتند که ثبت آن می‌توانست الگوی ارزشمندی برای نسل‌های بعد باشد.
شخصیت امیر جوادی سرشار از ناگفته‌هایی است
این پژوهشگر و همرزم امیر جوادی با اشاره به ده‌ها ساعت مصاحبه ضبط شده با ایشان در اوایل دهه ۸۰، اظهار کرد: شخصیت امیر جوادی سرشار از ناگفته‌هایی است که بخشی از آن‌ها به دلیل تواضع و فروتنی خاص ایشان، هیچ‌گاه بازگو نشد.
در طول ساعت‌ها مصاحبه، هرگاه سخن به جانفشانی‌های شخصی می‌رسید، ایشان با بزرگ‌منشی از ثبت آن خودداری می‌کردند و حتی در مواردی می‌خواستند که دستگاه ضبط صوت خاموش شود تا ریا محسوب نشود.
وی در دهه‌های اخیر نیز تمایل چندانی به حضور در مجامع عمومی نداشتند، اما به اصرار بزرگانی چون جناب سرهنگ شهبازیان، توانستیم این گنجینه خاطرات را تا حدودی ثبت و ضبط کنیم.
وی درباره سوابق نظامی و نقش کلیدی امیر جوادی در آغاز انقلاب تصریح کرد: امیر جوادی از افسران زبده تیپ هوابرد و دوره دیده در رسته چتربازی بودند.
در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، ایشان با درجه سرگردی در تیپ یک لشکر ۲۸ پیاده کردستان مستقر بودند.
آن زمان، سنندج درگیر هجوم ناجوانمردانه گروهک‌های ضدانقلاب شده بود و پادگان ژاندارمری و شهربانی شهر سقوط کرده بودند.
با سقوط این مراکز، تسلیحات نظامی به دست ضدانقلاب افتاد و پادگان ارتش در محاصره کامل ۳۶۰ درجه‌ای قرار گرفت.
مساوات به نقش تعیین‌کننده سربازان همدانی در حفظ پادگان سنندج اشاره کرد و گفت: در آن شرایط بحرانی، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ سرباز همدانی که علقه و تعصب خاصی به همشهری بودن با امیر جوادی داشتند، پایمردی نشان دادند.
آن‌ها در کنار ایشان ایستادند و در برابر فشار سنگین ضدانقلاب مقاومت کردند.
لازم به ذکر است که اولین شهید استان همدان پس از پیروزی انقلاب، شهید «علی الیاس‌کردی» بود؛ سرباز دلاوری که در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۵۷، یعنی تنها دو روز مانده به عید نوروز، در جریان حراست از حریم پادگان سنندج به شهادت رسید.
وی در ادامه به توطئه‌های داخلی برای ترور امیر جوادی اشاره کرد و افزود: محاصره پادگان بسیار طولانی و طاقت‌فرسا شده بود.
در این میان، چندین بار اقدام به ترور امیر جوادی صورت گرفت.
حتی از میان برخی پرسنل فریب‌خورده یا کسانی که تحت تأثیر تبلیغات قومیتی قرار گرفته بودند، به سمت ایشان تیراندازی شد که آثار گلوله‌ها بر دیواره‌های پادگان مشهود بود، اما با هوشیاری سربازان و محافظان، این ترورها نافرجام ماند.
این پژوهشگر دفاع مقدس درباره تدبیر تاریخی امیر جوادی برای تثبیت فرماندهی در پادگان گفت: در اوج هرج‌ومرج، ایشان با شجاعت بی‌نظیری دست به یک حرکت تاکتیکی زدند.
با وجود خطر شلیک تک‌تیراندازها، دستور دادند سیستم بلندگوی پادگان را آماده کنند.
حتی فردی که مسئول برقراری ارتباط بود، به دلیل امنیت جانی به‌صورت سینه‌خیز خود را به محل رساند و میکروفون را برقرار کرد.
امیر جوادی پشت بلندگو قرار گرفت و با صدایی قاطع اعلام کرد که من از طرف حضرت امام (ره) به عنوان فرمانده لشکر ۲۸ کردستان معرفی شده‌ام؛ هر کس از دستورات پیروی کند تحت حمایت است و هرگونه تمرد کند طبق قانون نظامی برخورد خواهد شد.
این پیام قاطع، آبی بر آتش فتنه داخلی پادگان بود و صفوف نیروها را منسجم کرد.
این پیشکسوت دوران دفاع مقدس در تشریح کارنامه عملیاتی تیپ همدان تحت فرماندهی امیر جوادی گفت: تیپ شهید قهرمان با فرماندهی امیر جوادی در مناطق عملیاتی مختلفی از جمله «سبزآب» و «کرخه نور» حضور فمعال داشت؛ منطقه «کرخه نور» (که پیش از آن به دلیل حماسه رزمندگان همدانی در عملیات نصر در دی‌ماه ۱۳۵۹، به «کرخه کور» معروف بود و با موفقیت عملیات به «کرخه نور» تغییر نام یافت)، شاهد رشادت‌های بی‌نظیر نیروهای این تیپ بود.
همچنین این یگان در عملیات‌های مهمی نظیر عملیات شهید رجایی و باهنر (در منطقه قراویز) و عملیات قدس حضور داشت و امیر جوادی شخصاً بر پشتیبانی توپخانه نظارت دقیق داشت.
سرهنگ پرویز فاطمی‌کیا در ادامه این میزگرد در پاسخ به این پرسش که نخستین بار چه زمانی با امیر جوادی آشنا شده است، اظهار کرد: در تابستان سال ۱۳۵۸، زمانی که به‌صورت داوطلبانه به همراه ۲۱۰ نفر از نیروهای تیپ همدان، به فرماندهی شهید عربی، عازم منطقه شدیم، نخستین بار با امیر جوادی آشنا شدیم.
مسیر حرکت ما از همدان به کرمانشاه، سپس کامیاران و بعد فرودگاه و فرمانداری سنندج بود.
وی افزود: در آن مقطع، شرایط سنندج بسیار بحرانی بود و شهر در آستانه سقوط قرار داشت.
بسیاری از پادگان‌های لشکر ۲۸ سنندج یا سقوط کرده بودند یا در معرض سقوط بودند.
گروهک‌هایی همچون کومله، دموکرات، رزگاری و دیگر احزاب مسلح، به همراه چریک‌های فدایی، عملاً فضای کردستان را به‌گونه‌ای پیش برده بودند که گویی این منطقه از ایران جدا شده است.
این رزمنده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در آن شرایط، یکی از معدود محورهای اصلی مقاومت در سنندج، لشکر ۲۸ سنندج به فرماندهی امیر جوادی بود.
این لشکر در سنندج مستقر بود و یگان‌هایی نیز در مریوان، سقز و بانه داشت.
ما حدود ۱۰ تا ۱۲ روز در پادگان سنندج در خدمت امیر جوادی بودیم.
سرهنگ فاطمی کیا با تشریح وضعیت دشوار آن روزها گفت: شرایط پادگان بسیار سخت و خطرناک بود.
حتی برای پادگان‌های دیگر با بالگرد شنوک مهمات ارسال می‌شد، اما شدت درگیری به‌گونه‌ای بود که گاه بالگرد هنوز از زمین بلند نشده هدف قرار می‌گرفت.
یک مورد را به‌خاطر دارم که بالگرد به‌محض اوج‌گیری مورد اصابت قرار گرفت، خلبان و عوامل آن پیاده شدند و فرار کردند و بالگرد منفجر شد.
در داخل پادگان نیز امکان ماندن در برخی نقاط وجود نداشت؛ مهمات سنگین، از جمله گلوله‌های توپ و خمپاره، بر اثر شدت حملات به اطراف پرتاب و منفجر می‌شد.
واقعاً وضعیت بسیار دشواری بود.
وی اضافه کرد: پس از ۱۰ تا ۱۲ روز و با رسیدن نیروهای کمکی، پادگان سنندج تثبیت شد و عناصر کومله و دموکرات از اطراف پادگان عقب‌نشینی کردند.
پس از آن، ما را به سمت پادگان مریوان اعزام کردند.
نزدیک غروب به مریوان رسیدیم و در آنجا نیز برای استقرار، آسایشگاهی در اختیار ما قرار گرفت.
در آن مأموریت، همان یک گروهان حدود ۲۰۰ نفره همراه ما بود.
این رزمنده دفاع مقدس مهم‌ترین خاطره خود را مربوط به شب نجات دکتر چمران در پاسگاه مرزی بسطام دانست و در این باره گفت: ساعت حدود ۸:۳۰ شب بود که وارد پادگان مریوان شدیم.
به محض ورود، خبر اضطراری به ما رسید که شهید دکتر مصطفی چمران، حجت‌الاسلام هادی غفاری و حدود ۵۰ نفر از نیروهای پاسدار و بسیجی همراه ایشان در پاسگاه مرزی بسطام به محاصره شدید ضدانقلاب درآمده‌اند و خطر قتل‌عام آن‌ها وجود دارد.
بلافاصله به ۲۱۰ نفر از نیروهای داوطلب تیپ همدان (که بعدها به تیپ ۳۱۶ زرهی تغییر نام یافت) دستور آماده‌باش داده شد.
وی ادامه داد: در آن لحظه، فرمانده پادگان مریوان مخالفت کرد و گفت که این نیروها راه بلد نیستند و اگر در تاریکی شب حرکت کنند، قطعاً قتل‌عام خواهند شد؛ بهتر است بمانند و صبح زود اعزام شوند.
با این تصمیم، ما مجدداً برای استراحت به آسایشگاه برگشتیم.
اما حوالی ساعت ۱۱:۳۰ شب، دوباره وضعیت فوق‌العاده اعلام شد و با فریادهای برپا، برپا ما را بیدار کردند و گفتند که اگر همین حالا حرکت نکنید، محاصره‌شدگان تا صبح زنده نخواهند ماند.
سرهنگ فاطمی کیا درباره نحوه حرکت و درگیری اظهار کرد: ما با دو تانک اسکورپین – یکی جلوی ستون، یکی عقب – حرکت کردیم.
جاده‌ها خاکی بود.
حوالی ساعت ۴ صبح بود که به نزدیکی پاسگاه مرزی بسطام رسیدیم.
به محض شنیدن صدای شلیک گلوله‌ها، نیروها بلافاصله از خودروها پیاده شده و در آرایش نظامی دشتبان سازماندهی شدند.
رزمندگان همدانی در حالی که تانک‌های اسکورپین با آتش پشتیبانی سنگین خود راه را باز می‌کردند، شروع به پیشروی و تیراندازی به سمت مواضع ضدانقلاب کردند.
هم‌زمان با اذان صبح و در تاریک‌روشن هوا، خود را به پاسگاه رساندیم.
نیروهای ضدانقلاب که با حجم آتش و یورش ناگهانی ما مواجه شده بودند، با برجا گذاشتن چند کشته، به سرعت از منطقه گریختند.
وی با یادآوری خاطره شیرین اولین دیدار خود با شهید چمران افزود: پس از عقب‌نشینی ضدانقلاب، شهید دکتر چمران به همراه حجت‌الاسلام غفاری و رزمندگان تحت امرشان از داخل پاسگاه خارج شدند.
لحظه بسیار باشکوه و احساسی بود؛ یکدیگر را در آغوش کشیدیم، روبوسی کردیم و عکس یادگاری گرفتیم.
در آن میان، من که بر اثر سختی مسیر و خستگی حال مساعدی نداشتم، به یکی از همراهان شهید چمران گفتم که آقای دکتر همراه خود دارویی دارد که به من بدهد؟
و شهید چمران با لبخند پاسخ داد برادر!
ایشان دکترای فیزیک هسته‌ای دارد، پزشک نیست!
این اولین دیدار فراموش‌نشدنی من با شهید چمران بود.
این رزمنده دفاع مقدس در پاسخ به این سوال که آیا امیر جوادی نیز در این عملیات با آن‌ها همراه بوده است یا خیر، تصریح کرد: خیر؛ امیر جوادی در پادگان مریوان مستقر بود تا فرماندهی کل محور را هدایت کند.
ما به عنوان نیروی داوطلب به پاسگاه مرزی بسطام اعزام شدیم و در آنجا تحت محاصره قرار گرفتیم.
در نزدیکی پاسگاه بسطام، سه‌راهی و پلی قرار داشت که به «پل دعا» معروف بود.
وی در پایان این بخش از سخنان خود افزود: آشنایی با امیر جوادی برای من یک افتخار بود؛ مردی که در سخت‌ترین روزهای کردستان تنها نماند و مقاومت کرد.
تجربه دفاع مقدس، پشتوانه توان بازدارندگی و ایستادگی در جنگ‌های کوتاه‌مدت بود
سرهنگ فاطمی‌کیا در ادامه با اشاره به نقش تجربه جنگ هشت‌ساله در تقویت توان ایستادگی کشور در «دفاع مقدس ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان»، گفت: شرایط و ماهیت جنگ تحمیلی هشت‌ساله با جنگ‌های کوتاه‌مدت کاملاً متفاوت بود، اما تجربه آن دوران در شکل‌گیری ساختار دفاعی و مقاومت ملی، اثر تعیین‌کننده‌ای داشت.
وی با بیان اینکه در جنگ هشت‌ساله، تقریباً همه دنیا علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج شده بود و کشور در ابتدای انقلاب از نظر امکانات نظامی در وضعیت دشواری قرار داشت، افزود: در آن دوران ارتش در حال بازسازی بود، بخشی از فرماندهان و ساختارهای پیشین از هم گسسته بود و سپاه نیز هنوز به گستردگی و انسجام سال‌های بعد نرسیده بود.
این رزمنده دفاع مقدس افزود: با این حال، در سال‌های پس از جنگ هشت ساله و در امتداد همان تجربه، کشور به سمت تقویت توان دفاعی حرکت کرد و بر اساس تأکیدات رهبر شهید انقلاب مبنی بر آمادگی برای مقابله با هر تهدید جدید، ساختار نظامی کشور از نظر تجهیزات و توانمندی‌ها توسعه یافت و به ویژه ظرفیت‌های موشکی رشد قابل توجهی پیدا کرد.
وی با بیان اینکه در جنگ ۱۲ روزه «هدایت‌های رهبر انقلاب» و «پیش‌بینی‌ها و آمادگی‌های قبلی» نقش مؤثری داشت، گفت: هرچند در برخی حوزه‌ها از جمله توان هوایی ضعف‌هایی وجود داشت، اما توان موشکی کشور به سطحی رسید که امکان پاسخ مؤثر و ایجاد بازدارندگی را فراهم کرد.
سرهنگ فاطمی کیا همچنین با اشاره به نقش مردم در پشتیبانی از نیروهای مدافع کشور بیان کرد: حضور مردم در صحنه و حمایت عمومی، برای رزمندگان در خطوط مقدم دلگرمی ایجاد می‌کند و وقتی نیروها می‌بینند جامعه پشتیبان آنها است، روحیه و انگیزه‌شان افزایش پیدا می‌کند و در برابر دشمن با اطمینان بیشتری ایستادگی می‌کنند.
وی در پایان تأکید کرد: تجربه دفاع مقدس نشان داد که اتحاد ملی، پشتیبانی مردمی و تقویت توان دفاعی، سه رکن اصلی برای عبور از بحران‌ها و مقابله با تهدیدات است.
سرهنگ عباس حیدری فرمانده سابق قرارگاه تیپ زرهی قهرمان همدان و از پیشکسوتان دفاع مقدس در ادامه به بیان خاطرات نابی از همرزمی با امیر جوادی بیان کرد.
وی درباره آغاز همکاری خود با امیر جوادی گفت: در اواخر مرداد سال ۱۳۵۹، مسئولیت تیپ همدان به امیر «محمد جوادی» سپرده شد.
با آغاز تهاجم سراسری دشمن در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، یگان‌های ما بلافاصله آماده رزم شدند.
نخستین واحدی که به منطقه اعزام شد، گردان ۲۵۲ تانک بود که در اول مهرماه حرکت کرد و در پی آن، سایر یگان‌ها به فرماندهی امیر جوادی در منطقه «سبزآب» مستقر شدند.
این رزمنده دفاع مقدس درباره اولین عملیات آفندی ارتش ایران اظهار کرد: تیپ قهرمان همدان در ۱۵ دی‌ماه، مصادف با سالروز رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع)، نخستین عملیات آفندی ارتش ایران علیه دشمن متجاوز را رقم زد.
ساعت ۱۰ صبح، پس از اجرای آتش تهیه، تانک‌های چیفتن و نیروهای پیاده تحت فرماندهی مقتدرانه امیر جوادی به خطوط دشمن یورش بردند.
دقت و قدرت آتش تانک‌های چیفتن به حدی بود که در همان ساعت اول، لرزه بر اندام ارتش عراق انداخت.
سرهنگ حیدری افزود: در این عملیات، تیپ همدان موفق شد در کمتر از دو ساعت، نزدیک به ۹۰۰ نفر از نیروهای دشمن را به اسارت درآورد و حجم عظیمی از خودروهای نظامی و تجهیزات آنان را منهدم یا به غنیمت بگیرد.
ما تا ۳۰ کیلومتر در عمق مواضع دشمن پیشروی کردیم و از «کرخه نور» گذشتیم.
با این حال، به دلیل فشار سنگین پاتک‌های دشمن و صدور دستور عقب‌نشینی از سوی بنی‌صدر رئیس‌جمهور وقت، امیر جوادی ابتدا به شدت مخالفت کرد و گفت که «من عقب نمی‌آیم» و ما تا ۱۸ دی ماه ماندیم اما در نهایت با ابلاغ دستور رسمی، مواضع پدافندی تثبیت شد.
وی درباره حضور میدانی امیر جوادی در خط مقدم خاطرنشان کرد: امیر جوادی فرماندهی نبود که از دور دستور دهد؛ ایشان همواره در خط مقدم و در میان رزمندگان حضور داشت.
در جریان همین پیشروی‌ها به سمت جفیر و پاسگاه‌های مرزی، ایشان لحظه‌ای از هدایت یگان‌ها غافل نشد.
نقش تیپ همدان در محور شمالی عملیات بیت‌المقدس و پاکسازی وسیع مناطق مرزی، یکی از ارکان اصلی موفقیت قرارگاه قدس و در نهایت محاصره و آزادسازی خرمشهر بود.
امیر جوادی مفتخر به دریافت «مدال فتح ۳»از دستان مبارک فرماندهی معظم کل قوا شدند
این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به جایگاه رفیع امیر جوادی در نیروهای مسلح گفت: وی به پاس رشادت‌های بی‌نظیر در آزادسازی خرمشهر، مفتخر به دریافت «مدال فتح ۳»از دستان مبارک فرماندهی معظم کل قوا (رهبر شهید) شدند.
ایشان پس از دوران دفاع مقدس نیز در مسئولیت‌های خطیری همچون فرماندهی لشکر ۲۸ کردستان، فرماندهی قرارگاه مقدم غرب و در نهایت فرماندهی قرارگاه مقدم شرق ارتش انجام وظیفه کردند و سرانجام در سال ۱۳۶۹ به افتخار بازنشستگی نائل آمدند؛ در حالی که نام ایشان به عنوان یکی از فاتحان سرافراز خرمشهر در تاریخ همدان و ایران جاودانه شده است.
سرهنگ حیدری با یادآوری خصایل انسانی و اخلاقی امیر جوادی، خاطره‌ای تأثیرگذار را بازگو کرد و افزود: دوستی ما تنها به فضای نظامی محدود نبود؛ امیر جوادی انسانی وارسته، رئوف و به معنای واقعی کلمه، وطن‌دوست بودند.
در دورانی که بنده با اندوه از دست دادن نوه‌ ۱۳ ساله‌ام درگیر بودم، ایشان با چنان بزرگواری و همدردی عمیقی در مراسم‌های تشییع و ترحیم حضور یافتند که گویی عضوی از خانواده‌شان را از دست داده‌اند.
چنین منشی از ایشان، چهره‌ای مقتدر در میدان نبرد و پدری مهربان در خارج از آن ساخته بود که همواره در یاد و خاطره همرزمانش زنده است.
وی درباره وقایع سال‌های بعد و تجدید دیدار با امیر جوادی افزود: پس از آنکه امیر جوادی به مسئولیت‌های ستادی و سپس فرماندهی لشکر ۲۸ پیاده کردستان منصوب شدند، به مدت نزدیک به دو سال از ایشان دور بودم.
بنده در این دوران در مناطق عملیاتی «بستان» و سپس دوباره «عین‌خوش و فکه» حضور داشتم.
سرانجام در اواخر سال ۱۳۶۳، زمانی که تمامی فرماندهان لشکرهای عملیاتی برای یک جلسه توجیهی مهم به قرارگاه کربلا (از مجموعه قرارگاه‌های خاتم‌الانبیاء) فراخوانده شده بودند، فرصت دیدار مجدد فراهم شد.
امیر جوادی ارادت عمیقی به شهید «علی هاشمی» داشت
سرهنگ حیدری در ادامه به روابط عاطفی و حرفه‌ای امیر جوادی با فرماندهان سپاه اشاره کرد و افزود: امیر جوادی ارادت عمیقی به شهید «علی هاشمی» داشت.
حتی سال‌ها بعد، زمانی که پیکر مطهر شهید هاشمی در حدود سال‌های ۸۹-۹۰ تفحص و بازگشت، امیر جوادی همواره از اخلاص و حقانیت او سخن می‌گفت.
امیر جوادی به من می‌گفت که سید، شاید در مسیر برخی جریان‌ها شک و شبهاتی داشته باشم، اما نسبت به حقانیت و خلوصِ راهِ علی هاشمی ذره‌ای تردید ندارم.
او شهید هاشمی را فراتر از دسته‌بندی‌های سیاسی، فردی مؤمن و خالص می‌دانست.
وی یکی از تأثیرگذارترین خاطرات امیر جوادی را درباره شهید مهدی باکری بازگو کرد و ادامه داد: امیر جوادی و شهید مهدی باکری در عملیات‌هایی نظیر «خیبر» و «بدر» به عنوان فرماندهان هم‌ترازِ ارتش و سپاه، در یک محور فعالیت می‌کردند.
امیر جوادی تعریف می‌کرد که در یک موقعیت بحرانی، امکان تردد خودرو وجود نداشت و نیاز بود که سریعاً به خط مقدم بروند.
شهید باکری گفت باید با موتور برویم.
امیر جوادی که موتور بلد نبود، با حسرت می‌گفت که شرایط به گونه‌ای بود که دوترک‌سوار رفتن ممکن نبود؛ مهدی اصرار کرد که برویم، اما وقتی دید من مهارت ندارم، خودش به تنهایی عازم شد.
سرهنگ حیدری به نقل از امیر جوادی ادامه داد: همان رفتن، آخرین دیدار بود و شهید باکری به دلِ دشمن زد و جاوید الاثر شد.
وی افزود: امیر جوادی همیشه با حالتی خاص از آن روز یاد می‌کرد و می‌گفت که سید، این آدم زمینی نبود.
در همان لحظات قبل از شهادت مهدی باکری، برایم مسجل شده بود که او دیگر بازنمی‌گردد و شهید می‌شود.
این روایت، نشان‌دهنده پیوند عمیق قلبی میان دو فرمانده‌ای بود که اگرچه از دو نهاد متفاوت ارتش و سپاه بودند، اما در میدان نبرد، روحیه‌ای یکسان و هدفی مشترک داشتند.
این رزمنده دفاع مقدس با بیان اینکه بسیاری از فرماندهان ارشد سپاه، از جمله سردار شهید همدانی و سردار شادمانی، ارادت عمیقی به امیر جوادی داشتند، بیان کرد: این فرماندهان بزرگ، بارها در محافل مختلف، امیر جوادی را به عنوان منجی کردستان و قهرمانِ مقاومت پادگان سنندج در اسفندماه سال ۱۳۵۷ معرفی می‌کردند.
حتی فرماندهان نسل‌های بعد سپاه نیز، با وجود تفاوت در ساختار سازمانی، همواره با نهایت ادب و احترام از او یاد می‌کردند، چرا که آن بزرگان اولیه، شاهد ایثارگری‌ها و تدابیر او در لحظات سرنوشت‌ساز سقوط پادگان‌ها بودند.
تیمسار جوادی با وجود نفوذ عوامل ضدانقلاب در کردستان مردانه ایستاد
اصغر حاج بابایی دیگر رزمنده همدانی در گفت‌وگو با خبرنگار مهر گفت: سال ۵۸ برای جمع‌آوری اطلاعات از آیت‌الله مدنی به کردستان رفتیم.
در خانه یک فرد کرد مهمان شدیم.
او گفت منافقین و چریک‌های فدایی به دنبال خودمختاری کردستان هستند.
وی اظهار کرد: در سنندج تجمعی چند هزار نفری با اسلحه‌های مدرن دیدیم.
سخنرانان علیه بازرگان، انقلاب و رهبری صحبت می‌کردند.
قطعنامه هشت‌بندی خواستار خروج پاسداران و استاندار کردستانی بود.
این رزمنده دفاع مقدس ادامه داد: تیمسار جوادی فرمانده پادگان سنندج با وجود نفوذ عوامل ضدانقلاب در پرسنل، مردانه ایستاد و پادگان سقوط نکرد.
او خانواده‌اش را در پادگان نگه داشت و تا زمان آمدن خلخالی، شهر خالی شد.
حاج بابایی در ادامه گفت: در عملیات ۱۵ دی ۵۹، گردان ۱۲۴ پیاده همدان در روز روشن ۲۲ کیلومتر پیشروی کرد و ۹۰۰ اسیر گرفت و بچه‌های پاسدار هویزه که ۳۰۰ دانش‌آموز بودند، پیاده همراه ما آمدند و شهید شدند.
وی اظهار کرد: شهید وزیری و شهید پاکرو از فرماندهان آن عملیات بودند که به شهادت رسیدند.
مردم ایران مدیون لشکر یک و دو پیاده مرکز هستند.
این رزمنده دفاع مقدس یادآور شد: در کتاب «شناسنامه نیروی زمینی» نوشته شده که جوادی در خط مقدم ایستاد و گفت «اینجا وطن من است» و دیگر فرماندهان به زور او را عقب کشیدند.