تو را کشتند و آغشتند با خون حیرت ما را
علیمحمد مودب در تازهترین سروده خود به سوگواری و فقدان رهبر شهید انقلاب و حماسه آفرینی مردم ایران در تجمعات شبانه پرداخته است.
به گزارش خبرنگار مهر، علیمحمد مودب در سرودهای با نام «تو را کشتند و آغشتند با خون حیرت ما را» به ترسیم فضای سوگ، بهت و واکنشهای اجتماعی پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی پرداخته است.
این شعر که در قالبی حماسی سروده شده، علاوه بر روایت اندوه فقدان، به موضوعاتی چون مسئولیت اجتماعی، مطالبه خونخواهی، وحدت و انتظار برای آینده نیز میپردازد.
در ادامه این شعر را میخوانیم:
تو را کشتند و آغشتند با خون حیرت ما را
تماشا کن سکوت یاوه بی جرات ما را
به منبرها ندیدم نعره و فریاد خونخواهی
تو را کشتند و با تو اعتبار و عزت ما را
به جای خطبه، خون میخواند باید بر سر منبر
هدر دادند در داغات خطیبان فرصت ما را
به موسیقی تسلا میدهد دلمردگیها را
محرم چاره کن با خشم و خونت هیات ما را
چرا یارب نمیمیریم در این داغ و از این ننگ
که داغ تو نیاشفته است خواب راحت ما را
تنت بر خاک مانده تا هنوز و ما پی نانایم
چرا آتش نمیگیرد دل بیهمت ما را
نمیجنبد به غیرت یک رگ ما، دم به دم هر چند
حجامت میکند دشمن رگ پر شهوت ما را
به دریا میکشند از ما و ما غرق سراب صلح
مکن زینسان خدایا امتحان طاقت ما را
تو را کشتند و هر خوشچانهای مشتاق سودایی ست
چه پایین دیده این بازار ننگین قیمت ما را
خدایا این چه کابوس است کاین اشباه وهمآلود
گدایی می کنند از راهزنها ثروت ما را
خدا زنده است در فریادهامان مردم ای مردم
مبادا گور ما سازند رندان وحدت ما را
پر از فریاد خونخواهی خیابانهای ما باید
بیاندازد به دلهای منافق وحشت ما را
خداوندا پناه ما تویی در بیکسیهامان
ببین در سوگ آقا، روزهای غربت ما را
به شوق انتقامش یار سید مجتبی هستیم
نگهدار این علمدار یل باغیرت ما را
خدایا بازگردان صاحب ما را که تنهاییم
ببین دلهای در خون خفته پر حسرت ما را