خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 07 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

بن‌بست تحریم در تنگه هرمز؛ آیا آمریکا تاب‌آوری اقتصادی دارد؟

باشگاه خبرنگاران | اقتصادی | پنجشنبه، 07 خرداد 1405 - 10:01
در حالی که دولت آمریکا با اتخاذ سیاست‌های مبتنی بر محاصره دریایی در تنگه هرمز، تلاش دارد فشار اقتصادی بر ایران را افزایش دهد، امّا واقعیت این است که دود این کار در چشم خودش رفته است.
آمريكا،كشور،ايران،دشمن،اقتصادي،تنگه،فشار،هرمز،نفت،افزايش،محا ...

باشگاه خبرنگاران جوان؛ محبوبه کباری - اهمیت تنگه هرمز در جریان جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران بیش از پیش، خود را به جنگ‌طلبان و کشورهای دیگر به ویژه حامیان دشمن نشان داد و تحولات اخیر در تنگه هرمز نشان داده است که این گذرگاه حیاتی، یکی از اصلی‌ترین کانال هایی است که در این مدت توانسته است دشمن را به زانو درآورد و دشمن نیز، طعم تحریم و سقوط اقتصادی را بچشد.
امنیت اقتصادی جهان به دست تنگه هرمز تأمین می‌شود
تنگه هرمز به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه و نقش آن در انتقال بخش مهمی از انرژی جهان، همواره از نظر اقتصادی و امنیتی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است، امّا محدودیت‌ها یا اختلال در رفت‌وآمد نفت‌کش‌ها در این مسیر نشان داده‌اند که این تنگه علاوه بر یک مسئله مهم نظامی یا سیاسی، یک مُهره کلیدی اقتصادی محسوب می‌شود و کنترل و بسته بودن آن توانسته است منجر به یک بحران اقتصادی منطقه‌ای و جهانی شود.
از همین رو، کنترل یا محاصره دریایی این تنگه به موضوعی با پیامدهای گسترده برای بازار انرژی، تجارت بین‌الملل و امنیت اقتصادی کشورها بدل شده است.
ایران در دهه‌های گذشته بارها با انواع فشارهای اقتصادی از جمله تحریم‌های نفتی، محدودیت‌های بانکی، انسداد مسیرهای مالی و فشار بر صادرات روبه‌رو بوده است و تجربه‌ی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ نشان داد که اقتصاد کشور، هرچند با دشواری‌های جدی مواجه شد، امّا توانست تا حدی با این فشارها سازگار شود و مسیرهای جایگزین برای ادامه‌ی مبادلات اقتصادی پیدا کند.
بر همین اساس، برخی تحلیلگران معتقدند که تهدیدهای جدید علیه تنگه هرمز نیز در ادامه‌ی همان سیاست فشار حداکثری قرار دارد، با این تفاوت که این بار ابزار اعمال فشار، بیشتر بر اختلال در مسیرهای دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و انرژی متمرکز است.
ایران برای دفاع از حق خود در مقابل دشمن از این تنگه استفاده کرده و نشان داده که در حوزه نظامی، دشمن را به زانو درآورده است و این موضوع به حدی دشمن را تحت فشار قرار داده که به فکر محاصره دریایی افتاده است تا بلکه با تغییر مسیر به سمت فشار اقتصادی بر ایران، خود را پیروز تلقی کند، در حالی که در حال حاضر ، این سیاستش توانسته است آثار معکوسی نیز، به همراه داشته باشد.
زیرا تنگه هرمز، یکی از اصلی‌ترین شریان‌های تأمین انرژی برای بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان، از جمله آمریکا و متحدانش، به شمار می‌رود و اگر دشمن همچنان به تنش‌ها در آن منطقه ادامه دهد منجر به افزایش قیمت نفت می‌شود و این مسئله، به سرعت خود را در قالب تورم، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینه تولید و نوسان در بازارهای مالی نشان می‌دهد.
به همین دلیل، دشمن نمی‌تواند از این مسیر فشار اقتصادی بر ایران وارد کند.
زیرا ایران مسیرهای دیگری برای تأمین کالاهای خود دارد، امّا دشمن نباید فراموش کند که نه تنها خودش بلکه کشورهای حامی این سیاست نیز، همگی تبعات آن را متحمل می‌شوند.
جنگ دشمن در قالب محاصره دریایی سناریوی سوخته است
مهدی اشعری، اقتصاددان در این خصوص گفت: صحنه نبرد به این صورت است که آمریکا سعی می‌کند با محاصره تنگه هرمز به ایران فشار اقتصادی وارد کند و از این طریق مردم کشور را تسلیم کند.
امّا ساز و کار فشاری که وارد می‌کند تفاوت زیادی با تحریم‌ها و آن چه که در دهه‌های گذشته تجربه کرده‌ایم ندارد.
این اقتصاددان ادامه داد: تقریباً از سال ۹۰ تحریم‌های جدید علیه کشور وضع شد و از سال ۹۷ فشار حداکثری بر کشور وارد شد و مهم‌ترین کانالی که باعث فشار اقتصادی بیشتر بر ایران شد جلوگیری از فروش نفت بود که از سال ۹۷، فروش نفت کشور کاهش پیدا کرد تا این که در سال ۹۹ میانگین فروش نفت کشور در سال به ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز رسید و ایران توانست تحمل کند و به تدریج فروش نفت ایران افزایش پیدا کرد و اگرچه دوران سختی بوده است، امّا مردم تاب‌آوری اقتصادی برای کشور را به امید روزهای روشن و فردای بهتر داشته‌اند.
اشعری گفت: سال‌های ۹۷-۱۴۰۰ از نظر اقتصادی برای مردم دشوار بودند و مردم، این فشار از سوی دشمن را تجربه کردند و این محاصره دریایی دشمن نیز، صرفاً ظاهر متفاوتی دارد و دولت آمریکا تلاش می‌کند که افکار عمومی کشور را برهم بزند.
به همین دلیل، شاید این تصور به وجود آید که محاصره دریایی از واردات کالاهای اساسی مثل خوراکی و...
جلوگیری می‌کند، در حالی که برای کشور ایران گزینه‌های جایگزین به منظور واردات کالاهای اساسی وجود دارد و از طریق مرزهای خشکی و همسایگان می‌توان برای این نوع واردات اقدام کرد و باید به یک فرصت به آن نگاه کرد و این تخیلات دشمن که محاصره دریایی باعث قحطی در ایران می‌شود بازی دشمن است.
زیرا قحطی برای کشوری است که هم خودش کشاورزی نداشته باشد و هم این که همه مرزهای آن بسته شده باشند.
به همین دلیل، این موضوع قحطی برای ایران وجود ندارد.
این اقتصاددان ادامه داد: دولت آمریکا با محاصره دریایی در حال تلاش است که مانع تردد نفت‌کش‌های کشور شود و قبل از این و در جریان تحریم‌ها، از این کار ممانعت می‌کرد، امّا به صورت نظامی نبود و ساز و کارش با این محاصره دریایی فعلی تفاوت داشت.
در نتیجه، در سال ۹۹ کشور ما تحت فشار تحریم‌ها بود و اقتصاد ما با مشکل روبه‌رو شد، امّا ما از ابزار فشار برای آمریکا استفاده نکردیم و در حال حاضر، از آن ابزار که تنگه هرمز است برای مقابله با دشمن استفاده کرده‌ایم که بر افزایش قیمت نفت و انرژی این کشور و جهان تأثیر بسیاری گذاشته است.
البته مسئله با آمریکاست و اگر دیگر کشورها نمی‌خواهند تحت فشار اقتصادی ناشی از بسته شدن و کنترل تنگه هرمز قرار بگیرند، می‌توانند اقدامات زیادی انجام دهند.
زیرا نه تنها دشمن بلکه کشورهایی که از طریق دولت آمریکا تأمین مالی می‌شوند حق تردد از تنگه هرمز را ندارند و این حق طبیعی ایران برای دفاع از خود و مردم کشور است.
اشعری گفت: اگر کشورهای دیگر با ایران مشکل ندارند، می‌توانند اقدامات و همکاری‌هایی با ایران داشته باشند.
به طور مثال؛ ژاپن کشوری است که علاوه بر نفت، گاز هم به آن وارد می‌شود و برای تداوم آن می‌تواند اوراق قرضه‌ای که از آمریکا خریداری کرده‌ است را به فروش برساند و جریان تأمین مالی آمریکا را قطع کند و این را به کشور نشان دهد و سپس، می‌تواند از تنگه هرمز عبور کند.
در نتیجه، همه کشورهایی که به دشمن ایران کمک می‌کنند متضرر می‌شوند، امّا مسیر برای همکاری آن‌ها با کشور باز است.
دولتِ بدهکارِ آمریکا
این اقتصاددان بیان کرد: درآمد نفتی کشور هنوز کاهش پیدا نکرده است و جهش ارزی لزوماً به دلیل جنگ نیست.
زیرا پیش از آن هم، چنین جهشی را تجربه کرده‌ایم.
زیرا روند نرخ ارز در ایران تقریباً از سال ۹۷ که فشار تحریم‌ها بر کشور وارد شد با جهش‌هایی روبه‌رو شده و جنگ مزید بر علت شده است.
اشعری با اشاره به شرایط اقتصاد آمریکا گفت: اقتصاد آمریکا یک اشکال ساختاری دارد و این است که تقریباً از سال ۱۹۸۰ تاکنون، به طور فراوان از کشورهای دیگر استقراض کرده و هر سال، دچار ناترازی واردات و صادرات شده‌ و پولی که لازم داشته‌ را از جهان قرض گرفته است و این موضوع، اقتصاد آمریکا را در وضعیت و شرایطی قرار داده است که رفاهی را تجربه می‌کند که حق آن نیست و بیش از اندازه تولیدش است و البته شکننده هم، هست.
زیرا کاهش رفاه می‌تواند برای مردم این کشور مشکلاتی را به وجود آورد و علتش این است که عادت به رفاه و مصرف زیاد داشته‌اند و محل آن، واردات بوده است که دولت آمریکا، بخش بزرگی از پول واردات را از جهان استقراض کرده‌ و در حال حاضر، به یک کشور بسیار بدهکار تبدیل شده است و در سال‌های اخیر، دچار مشکلی شده است و کشورهایی که به آمریکا قرض داده‌اند تمایل خود به قرض دادن به آمریکا را ازدست داده‌اند؛ تا جایی که تقریباً از سال ۲۰۰۸ سهم خارجی‌ها از تأمین مالی آمریکا کاهش پیدا کرده است و از سال ۲۰۱۳، چینی‌ها مقدار اوراق قرضه‌ای که داشته‌اند را کاهش داده‌اند و این میزان به نصف رسیده است.
در نتیجه، کشوری که رفاه مردمش را از محل استقراض از خارجی‌ها تأمین کرده است در صورتی که این کشورها به آن قرض ندهند با مشکل روبه‌رو خواهد شد.
این اقتصاددان ادامه داد: دولت آمریکا در سال‌های اخیر از یک روش دیگر با عنوان سرمایه‌پذیری استفاده کرده‌ است و پولی که از کشورهای دیگر قرض می‌گرفته‌ است را با عنوان سرمایه‌های جهانی جمع کرده است و درواقع، خارجی‌ها در اقتصاد آمریکا سرمایه‌گذاری می‌کرده‌اند و در حال حاضر، این شرایط باعث شده است که اقتصاد آمریکا شکننده شود.
اشعری درمورد تأثیر قیمت نفت بر تورم آمریکا افزود: افزایش قیمت نفت باعث شوک هزینه‌ای در اقتصاد آمریکا و افزایش قیمت‌ها و تورم در آمریکا می‌شود.
در نتیجه، دولت آمریکا بین دو راه حل گیر کرده است که یکی این است که نرخ بهره خود را افزایش دهد یا خیر؟!
زیرا اگر نرخ بهره را افزایش دهد سرمایه‌هایی که جمع کرده‌ است و تبدیل به بازار بورس متورم دارای حباب شده‌اند در خطر فروریختن قرار می‌گیرند و اگر نرخ بهره را افزایش ندهد پول‌هایی که از کشورهای دیگر به بهانه‌ی بهره‌های بیشتر قرض می‌گرفته است در معرض آسیب قرار می‌گیرند و نرخ بهره موضوعی است که در حال حاضر، در محافل اقتصادی آمریکا به طور کامل درمورد آن بحث می‌شود.