پشت پرده سهمیههای آسیایی و سکوت مدیران پرسپولیس؛ سیاست نرمش یا امتیازدهی؟
رفتاری که ازسوی مدیریت باشگاه پرسپولیس در مواجهه با بحران سهمیه مشاهده میشود بیش از آنکه یک استراتژی مدیریت بحران باشد شبیه به یک تسلیم مصلحتآمیز است!
کد خبر: 774916 | ۱۴۰۵/۰۳/۰۴ ۱۹:۲۳:۲۷
روزبه دلاور| درحالی که فوتبال ایران به دلیل مشکلات فراوان در زیرساختها و بدهیهای کلان و اقتصاد فلج در باشگاههایش با بحران صدور مجوزهای حرفهای دست و پنجه نرم میکند، مدیریت باشگاه پرسپولیس برای احقاق حق از تیمش در قضیه سهمیهها با رویکردی غیرقابل توضیح به جای پیگیری حقوقی در مراجع بینالمللی به سمت معامله و درخواست امتیاز حرکت کرده است.
پرسش اصلی این است: چرا باشگاهی که ادعای بزرگترین برند فوتبال کشور را دارد به جای ایستادگی و پیگیری از طریق مراجع قانونی به دنبال پیشنهادهای نیمبند و تضعیف جایگاه خود در سطح اول آسیاست؟
آیا پشت این مدیریت منفعل سیاستهای پشتپرده و بده بستانی نهفته است؟
فوتبال ایران بار دیگر در میانه راه در میانه دوراهی قانون و سیاست گرفتار شده است.
بحران عدم صدور مجوز حرفهای برای باشگاههایی چون سپاهان و فولاد نه تنها عدالت ورزشی و ضعف جدی در صنعت باشگاهداری را بار دیگر در کشورمان به چالش کشیده، بلکه معادلات حضور در رقابتهای آسیایی را هم به شدت پیچیده کرده است.
حضوری که البته همچون دو، سه دهه گذشته عمدتا نتیجهای برای فوتبالمان نداشته است و تیمهای ایرانی با سرمایهگذاری کشورهای منطقه عملا دیگر شانسی برای کسب موفقیت چشمگیر ندارند، اما در این میان و برای همین حضور هم باشگاههای ایرانی سفت و سخت در جنب و جوش هستند!
پیگیریهایی که امسال باتوجه به شرایط جنگی و نیمه تمام ماندن لیگ به بیرون از مستطیل کشیده شده است.
اما رفتاری که ازسوی مدیریت باشگاه پرسپولیس در مواجهه با این بحران مشاهده میشود بیش از آنکه یک استراتژی مدیریت بحران باشد شبیه به یک تسلیم مصلحتآمیز است!
رفتاری که پرسشهای بزرگی را درباره اهداف واقعی مدیران این باشگاه و نقش سیاستهای بالادستی در فوتبال کشور برمیانگیزد.
پارادوکس معیارها از جدول نهایی تا نیمفصل اول!
یکی از بزرگترین تناقضهای موجود در تصمیمات اخیر در انتخاب ملاک برای سهمیهها نهفته است.
زمانی که بحث از وجاهت دادن به آسیایی شدن استقلال و تراکتور (به عنوان تیمهای اول و دوم) مطرح میشود معیار نتایج نهایی لیگ و رتبهبندی نهایی است، اما وقتی صحبت از باشگاه پرسپولیس و درخواستشان برای حضور در سطح دوم لیگ قهرمانان آسیا میشود ناگهان معیارها تغییر میکند!
مدیریت پرسپولیس در نامهای رسمی به رییس سازمان لیگ با استدلالی بسیار عجیب مدعی شده که به دلیل داشتن یک بازی کمتر و وضعیت جدول در نیمفصل اول و دوم باید این تیم به سطح دوم (AFC Champions League 2) راه یابد.
اینجاست که یک پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا معیار تعیین سهمیهها در فوتبال ایران متغیر است؟
اگر ملاک جدول نهایی و حقوقی باشد پرسپولیس نباید برای سطح دوم التماس کند، اما اگر ملاک جدول نیمفصل باشد، پرسپولیس که در آن مقاطع در جایگاههای برتر بوده حق حضور در لیگ نخبگان آسیا را دارد!
این پراکندگی در معیارها نشان میدهد که تصمیمگیریها نه بر پایه قوانین ثابت، بلکه بر پایه مصلحتهای گذرا انجام میشود.
چرا پرسپولیس از میدان حقوقی فرار میکند؟
در دنیای فوتبال حرفهای تنها راه مقابله با تصمیمات ناعادلانه فدراسیون یا سازمان لیگ مراجعه به ارکان قضایی و سپس مراجعه به دادگاه بینالمللی ورزش (CAS) است.
باشگاههای بزرگ دنیا وقتی با تصمیماتی مواجه میشوند که حقوق آنها را تضییع میکند با تمام توان در مراجع حقوقی میجنگند.
حال پرسش اینجاست: چرا پرسپولیس با تمام اعتبار و قدرت مالی و حقوقی خود به جای پیگیری حقوقی به مصاحبههای پراکنده دفاعی و نامهنگاریهای درخواست محور بسنده کرده است؟
چرا مدیریت باشگاه به جای دفاع از جایگاه خود در سطح اول آسیا به دنبال میراثپذیری سهمیههای ردههای پایینتر است که قبلا لیگ را نیمه تمام اعلام کردند و با وجود آتشبس و راهحلهای مختلف راضی به ادامه برگزاری مسابقات نشدهاند؟
این رفتار دو سناریو را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: سناریوی اول: مدیریت باشگاه از توان یا اراده لازم برای مبارزه حقوقی برخوردار نیست.
سناریوی دوم: مدیریت باشگاه تحت فشار یا براساس یک توافق پشت پرده به دنبال نرمش و سازش است تا از برخورد با برخی قدرتهای دیگر پرهیز کند؛ قدرتهایی فراتر از فوتبال و شاید ورزش!
عدالت ناقص؛ اگر سپاهان نباشد حق با کیست؟
وضعیت سپاهان اصفهان که به دلیل عدم بارگذاری مدارک در مرحله بدوی مجوز خود را از دست داده، اما اکنون در مرحله استیناف است، چالش اصلی است.
اگر سپاهان نتواند مجوز بگیرد و سهمیه سوم به تیمهای بعدی واگذار شود طبق قاعده حقوقی حق با تیمهای بعدی جدول است که مجوز دارند؛ یعنی تیمهای گلگهر و چادرملو که در جدول بالاتر از پرسپولیس قرار دارند.
در اینجا مدیریت پرسپولیس با یک بنبست اخلاقی روبهرو است.
اگر باشگاه ادعای حق دارد باید در برابر حق تیمهای پایینتر جدول ایستادگی کند.
اما درخواست پرسپولیس برای رفتن به سطح دوم عملا به معنای پذیرش این است که ما حتی برای حق خود در سطح اول هم نمیجنگیم فقط میخواهیم سهمیهای را بگیریم که با شرایط فعلی به ما میرسد.
پرسشهای بیجواب آیا عدالت در فوتبال ایران سلیقهای است؟
برای روشن شدن ماجرا باید به یک واقعیت ساده اما تلخ نگاه کرد؛ اگر پرسپولیس در صدر جدول بود و استقلال و تراکتور به دلیل مشکلات فعلی آسیایی نمیشدند آیا مدیران آنها تا این حد منفعل و با نرمش عمل میکردند؟
آیا آنها هم با نامهنگاریهای مشابه میخواستند به سطح دوم آسیا تن بدهند؟
قطعا خیر.
این تفاوت در رفتار نشاندهنده این است که در فوتبال ایران قدرت و جایگاه تعیین میکند که چه کسی بتواند با صلابت بایستد و چه کسی باید با نرمش از کنار ماجرا عبور کند.
پرسشهای اصلی که مدیریت پرسپولیس و فدراسیون باید به آنها پاسخ دهند
سوال اول این است که چرا برای استقلال و تراکتور معیار حق قانونی و جدول نهایی است، اما برای پرسپولیس باید معیار نیمفصل و درخواست برای سطح دوم گذاشته شده باشد؟
سوال بعدی اینکه چرا باشگاه بزرگ پرسپولیس به جای استفاده از ابزار قانونی به سمت امتیازدهی غیرمستقیم و درخواست امتیاز یا حرکات نمایشی نظیر نامه به رییسجمهور حرکت کرده است؟
واقعا مدیران پرسپولیس تصور میکنند در این شرایط حساس کشور رییسجمهور به وضعیت سهمیه تیمهای ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا ورود میکند؟
این سوال هم وجود دارد که آیا سیاستهای بالادستی مانع از آن شده که باشگاه پرسپولیس سفت و سخت در برابر تصمیمات فدراسیون بایستد؟
همچنین مدیران باید پاسخ دهند اگر ملاک جدول نیمفصل است چرا پرسپولیس برای لیگ نخبگان آسیا درخواست نمیدهد؟
البته که نگارنده برای خانواده بزرگ پرسپولیس احترام قائل است و نباید طرح این پرسشهای نقد به مدیران این باشگاه به منزله عدم خواست شخصی برای آسیایی شدن این تیم محبوب تلقی شود.
پایان اعتبار یا آغاز یک سازش بزرگ؟
فوتبال بازی قانون است.
وقتی مدیریت یک باشگاه بزرگ به جای احقاق حق به دنبال توزیع سهمیه براساس مصلحت باشد در واقع دارد به اعتبار برند پرسپولیس ضربه میزند.
اگر پرسپولیس میخواهد به عنوان یک باشگاه حرفهای شناخته شود باید یاد بگیرد که در برابر بینظمیها پیگیری مستمر و گاهی حقوقی کند نه اینکه درخواست جایگزینی با روشهای غیرمتعارف دهد که البته آن هم شاید بازی با افکار عمومی و آرام کردن هواداران این تیم ساماندهی شده است!
اما آنچه امروز در پشت پرده فوتبال ایران در جریان است فراتر از یک بحث فنی است!
این یک بحث درباره سیستم قدرت است.
اگر باشگاهها یاد نگیرند که در برابر بینظمیها و نابرابریها بایستند و به جای نرمش از قانون استفاده کنند هر روز شاهد خواهیم بود که رقابت در چرخه فوتبال ایران توسط عوارض، مالیاتها و تصمیمات سلیقهای رها شده و مدیران با یک نرمشِ مصلحتآمیز از میدان فرار میکنند!
اما پرسش نهایی با هواداران پرسپولیس است: آیا پرسپولیس با این نامهنگاری در حال دفاع از حقوق خود است یا در موضع ضعف و در حال تایید سیستمی که عدالت را در جدولهای ناقص و تصمیمات پشت پرده گم کرده است؟