اِفهم! هرمز راهحل نظامی ندارد
به گزارش مشرق، سیدمهدی طالبی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
«تنگههرمز» از لحاظ اهمیت، اطمینان، اثرگذاری، مدت، قابلیت اهرمی، انعطاف در بهرهگیری در زمان جنگ و صلح و دیگر شاخصهای مثبت، مهمترین دستاورد ایران در جنگ رمضان است.
این ویژگیها باعث شده هرمز به مهمترین هدف دشمن تبدیل شود.
اگر در ابتدای جنگ رمضان ساقطسازی نظام سیاسی، ایجاد فروپاشی و تجزیه کشور یا دستکم ونزوئلاسازی هدف دشمن بود، حالا همه هدفهای میانی باید بهگونهای تنظیم شوند که هرمز گشوده شود.
در داخل برخی تنگههرمز را بهمثابه ظرفیت و توانایی هستهای وارد محاسبات کردهاند.
ایران پیش از این قصد داشت با ایجاد اهرم هستهای، در صورت فشارهای شدید آمریکا، با ارائه امتیاز در این حوزه، مانع حرکت واشنگتن به سمت منابع اصلی قدرت ایران در حوزههای موشکی، منطقهای و داخلی شود.
برخی تنگه هرمز را مانند همین طراحی قدیمی، یک برگه قابلمعامله توصیف کردهاند، اما ماجرا متفاوت از این توصیفات است؛
نخست آنکه تنگه هرمز با اعمال مدیریت و اثرگذاری بر اقتصاد جهانی، هیچگاه با تواناییهای هستهای قابلقیاس نیست و مؤثرتر از آن به حساب میآید.
دوم آنکه فناوری هستهای، امروز به تأثیری رسیده که تهران نمیخواهد حتی همان را هم در قالب امتیازات واگذارد و ایده عقبنشینی در این حوزه نیز طرفداری ندارد.
نتیجهگیری نخبگان و افکار عمومی در ایران، حفظ تسلط بر هرمز به شکل بلندمدت است و زمزمههایی که در گوشه و کنار شنیده میشود، این نخبگان و مردم، بنای آینده زندگی کودکان ایرانی را بر مبنای این تسلط فرض میکنند؛ امری که حکایت از تثبیت این مسئله در اذهان جامعه ایرانی دارد.
جامعه ایران، حاضر به گذشتن از فناوری هستهای با وجود تبلیغات شدید دشمن و ناملموس بودن منافع آن نشد و از این رو دشمن نمیتواند امیدوار باشد مردم از هرمز که ظرفیتش در جنگ رمضان آشکار شد، بگذرند.
تنگه هرمز و کشیدن ترمز دشمن
فوریترین اثر تنگه هرمز، کشیدن ترمز ماشین جنگی دشمن است.
در این بخش این عوامل مورد بررسی قرار گرفتهاند.
۱.
بالا رفتن قیمت نفت
قیمت تمامشده نفت در جهان با تغییرات قابلملاحظه روبهرو شده است.
قیمت تمام شده شامل هزینه خرید هر بشکه، هزینه بارگیری و تخلیه نفتکشها و بیمه محموله است.
تا پیش از جنگ، نسبتی میان این سه مؤلفه برقرار بود که پس از آن، این نسبت تغییر کرد.
نفتکشها باید برای انسداد تنگه یا طول کشیدن استعلامها در مجوزهای عبور و همچنین ریسکهای موجود، هزینه بیشتری دریافت کنند، از سوی دیگر، میزان بیمه نیز به دلیل ریسکها بالاتر رفت.
نکته دیگر، احتمال توقیف برخی نفتکشها در تنگه از سوی طرفهای مختلف به دلایل سیاسی و فنی است.
به عنوان نمونه از زمان آغاز جنگ، نرخ بیمه کشتیها از ۰.۲۵ درصد ارزش محموله کشتی به ۳ درصد رسیده که رشدی ۱۲ برابری را نشان میدهد.
رشد قیمت بیمه دارای عمق نیز است.
این نرخ با تصاعد قیمت نفت، تصاعدی بالا میرود.
قیمت نفت با جنگ ۵۰ درصد افزایش یافت.
اگر ارزش یک محموله ۵۰ میلیون دلار بود و حق بیمهاش با نرخ ۰.۲۵ درصد، ۱۲۵ هزار دلار میشد، ارزش این محموله با افزایش ۵۰ درصدی قیمت نفت به ۷۵ میلیون دلار رسیده و حق بیمه آن ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار دلار تعیین میشود.
گرچه در محاسبه ظاهری، رشد حق بیمه ۱۲ برابر بود، اما در نهایت، مقایسه بین ۱۲۵ هزار دلار و ۲ میلیون و ۲۵۰ هزار دلار، رشدی ۱۸ برابری را نشان میدهد.
۲- مواد اولیه و قدرت خرید
تنگه هرمز تنها در تأمین انرژی نقش ندارد، بلکه در تأمین مواد اولیه پتروشیمی جهان، مواد لازم در کشاوزی نیز مؤثر است.
یک شرکت چیپس ژاپنی، به دلیل کمبودها مجبور شد بستههای رنگی خود را به سیاه و سفید تغییر دهد که وخامت ماجرا را هویدا میکند.
در کمبود و بالا رفتن قیمت مواد اولیه، مسائلی بیش از رشد قیمت نفت مؤثرند.
کارخانههای پتروشیمی در منطقه هدف قرار گرفته و مدتها طول خواهد کشید تولیدشان به میزان سابق بازگردد.
همچنین عبور و مرور آنها متوقف شده است.
مسئله دیگر، تداوم جنگ انرژی در جهان است بهگونهای که پالایشگاهها و مراکز پتروشیمی کشورهای زیادی درحال آسیب خوردنند.
از موارد نظامی حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه تا خرابکاری در تأسیسات آمریکا جزء این عواملند، همچنین تلاش برای افزایش تولید که ریسک سلامت تجهیزات را بالا میبرد در این میان مؤثرند و این تلاش میتواند به اختلال و آتش سوزی منجر شود.
مهمتر از همه، تنگه هرمز مسدود است و اگر قیمتها ناچیز هم باشند، عبوری در کار نیست.
مشکلات در بستهبندی، مواد ساختمانی و مواد غذایی، چیزی بیشتر از هزینه بنزین برای آمریکاییهاست.
تنها در حوزه کودهای شیمیایی، افزایش قیمت ۴۴ درصد بوده که در ماههای آینده با مشخص شدن آثار کمبود بیشتر خواهد شد.
۳- بنزین
آمریکا در قیاس با اروپا یا کشورهای دیگر، علاقه به داشتن خودرو بالا، تراکم جمعیت کمتر و فواصل و رفتوآمد بیشتر است، از سوی دیگر سبک شهرسازی بیشتر بر مبنای استفاده از خودروست تا سیستم حملونقل عمومی.
این مسئله باعث شده بنزین مسئلهای حساستر در آمریکا تلقی شود.
هزینههای مسکن شامل اجاره یا وامهای خرید و همچنین غذا سهم کمرشکنی در تأمین هزینهها دارند و ۸۰ تا ۹۰ درصد هزینه خانوار آمریکایی را شامل میشوند.
از این رو ۱۰ تا ۲۰ درصد باقی مانده که هزینههایی مانند بنزین را دربر میگیرد، کشش فشار را نداشته و با افزایش قیمت بنزین، آثار سیاسی آن به سرعت در انتخابات پدیدار میشود.
۴- اوراق قرضه
دولتها با استقراضهای مستقیم یا غیرمستقیم هزینههای خود را تأمین کنند؛ یک راه ایجاد تورم با افزایش چاپ پول است و راه دیگر، انتشار اوراق قرضه و ایجاد بدهی برای دولت.
آمریکا با انتشار اوراق قرضه خارجی که دولتها در آن سرمایهگذاری میکنند، بخش مهمی از کسری بودجه خود را تأمین میکند که در این اوراق، ژاپن نقش مهمی دارد.
دولتهایی که از اوراق قرضه بهره میگیرند، برای بازپرداختها نیازمند نرخ پایین تورمند.
اگر دولتی بخواهد همزمان با استقراض، تورم بالا را تجربه کند، این به معنای افزایش نرخ اقساط پرداختها به سرمایهگذاران است.
دولت ترامپ با چنین شرایطی مواجه شده، اما مشکل دیگری نیز دارد.
ژاپن و دیگر دولتها برای سرمایهگذاری و خرید اوراق قرضه به دلیل بحران ناشی از هرمز با مشکل مواجهند.
۵- تورم بالای تثبیتشده
تورم جهانی تثبیت شده و راه بازگشت از آن، حلوفصل مسئله در ایران است؛ با تسلیم تهران یا کنار آمدن با آن.
تسلیم ایران امری دور از ذهن است و آنچه قابلتحقق و راحتتر خواهد بود، توافق با ایران است.
اما مشکل آنجاست که آمریکا آنچنان اهدافی برای خود تعیین کرده بود که هرگونه توافق با ایران را احتمالاً شکستی برای خود ببیند.
نکات
۱.
آمریکا حتی اگر گزینه نظامی را مجدداً نقد نکند، درپی خواهان حفظ فضای جنگ و صلح است.
ایران برای خنثیسازی آن، درپی تحمیل جنگ فرسایشی و بلندمدت است.
این جنگ لزوماً به معنای رویارویی مستقیم نیست، اما به معنای تداوم وارد آوردن ضربات به دشمن است.
۲.
بحران اقتصادی ناشی از انسداد تنگه هرمز از دو تا سه ماه آینده تشدید خواهد شد و آنچه تاکنون رخ داده، قسمتی از ماجراست.
۳.
با کاهش سطح ذخایر استراتژیک دشمن، قیمتهای نفت پرشهای شدید و برگشتناپذیری خواهد داشت.
۴.
قدرتمندان مالی جهانی که در درون جبهه غرب قرار دارند، مخالف باقی ماندن تنگه هرمز در کنترل ایران هستند و برای جنگ فشار میآورند، اما دستگاههای سیاسی و نظامی میدانند تحقق این امر امکانپذیر نیست.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.