از مردم ایران سپاسگزارم که تجسم مقاومت بودهاند/ اعضای کنگره مثل فاحشهها پول میگیرند و رأی میدهند
سینتیا مککینی میگوید از مردم ایران سپاسگزارم. چرا؟ چون مردم ایران تجسم مقاومت بودهاند. من ۳۰ سال پیش هم همین چیزهایی را میگفتم که الآن میگویم. خط فکری من تغییری نکرده است.
سرویس جهان مشرق - جنگ تحمیلی آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران نهتنها از نظر اقتصادی در آمریکا پیامدهای گستردهای داشته است که فراتر از صرفاً قیمت بنزین بودهاند، بلکه از نظر اجتماعی نیز نقطهی عطفی را در تاریخ این کشور رقم زده است.
مردم آمریکا اکنون بیش از هر زمان دیگری از سیاستهای واشینگتن منزجر شدهاند که تنها یکی از نمودهای آن کاهش محبوبیت رئیسجمهور ایالات متحده به اعدادی است که در دوران جنگهای ویتنام و عراق مانند آن را شاهد بودهایم.
روابط میان آمریکا و رژیم صهیونیستی که زمانی تزلزلناپذیر مینمود، اکنون با آیندهای مبهم روبهروست، به گونهای که علاوه بر مردم عادی، حتی سیاستمداران آمریکایی نیز علناً از رژیم نتانیاهو و شخص او تحت عنوان جنایتکاران جنگی یاد میکنند.
«سینتیا مککینی» نمایندهی سابق کنگرهی آمریکا (بین سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ و همچنین ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷)، در گفتوگو با مشرق بیشتر در اینباره توضیح میدهد.
در ادامه، ویدیوی کامل این مصاحبه با زیرنویس فارسی و سپس متن آن خدمت مخاطبان محترم ارائه شده است.
مصاحبهی مشرق با «سینتیا مککینی» نمایندهی سابق ایالت جورجیا در کنگرهی آمریکا (ویدیو زیرنویس فارسی دارد) [دانلود]
ایران با کنترل تنگهی هرمز توانست دامنهی پیامدهای جنگ را تا آمریکا بکشد؛ اتفاقی که افراد زیادی آن را پیشبینی نمیکردند.
نه از طریق بمب؛ نه از طریق موشک؛ بلکه از طریق تأثیرات اقتصادی.
بنابراین، در حالی که دونالد ترامپ دارد در حساب «تروثسوشال» خود پست میگذارد، ایران در تنگهی هرمز دارد برتری معناداری کسب میکند.
چه تأثیرات اقتصادیای در نتیجهی جنگ در ایران پیشاپیش در آمریکا مشاهده میکنید؟
و آیا فکر میکنید دونالد ترامپ میتواند با دراز کشیدن روی تختش و پست گذاشتن در رسانههای اجتماعی هیچکدام از این تأثیرات، مانند تورم یا قیمت بنزین، را خنثی کند؟
مردم آمریکا...
چهطور بگویم...
هیچ راه محترمانهای برای گفتن این حرف وجود ندارد، اما مردم آمریکا به هزینههای پایین برق، بنزین و انرژی عادت کردهاند.
و یکی از دلایلش این است که ارتش آمریکا اساساً دارد منابع بقیهی جهان را میدزدد.
واقعاً هیچ راه مؤدبانهای برای بیان این مسئله وجود ندارد.
ازقضا، من الآن در آمریکا نیستم، بنابراین میتوانم به شما بگویم در جنوب آسیا، جایی که الآن هستم، مردم دارند درد را احساس میکنند.
دارند فشار را حس میکنند، چون ارتشی ندارند که برود و منابع بقیهی جهان را بدزدد.
اما مردم آمریکا اکنون از تمام این جنگهای بیپایان بر سر منابع که سپس به کاهش هزینههای برق، بنزین و گاز منجر میشود، خسته و بیزار شدهاند.
این جهان تکقطبیای که از پایان جنگ جهانی دوم تا الآن داریم در آن زندگی میکنیم هنوز پسااستعماری نیست.
مردم دربارهی پسااستعمار صحبت میکنند، اما جهان هنوز پسااستعماری نیست، بلکه نواستعماری است.
بنابراین در برخی نقاط جهان، به این عادت کردهاند که آمریکا منابعشان را بدزدد.
فقط هم منابع طبیعی نیست؛ منابع انسانی هم هست.
تمام این منابع دزدیده شدهاند.
و این نتیجهی این جهان نواستعماریای است که امروز در آن زندگی میکنیم.
همانطور که گفتید، افکار عمومی آمریکا دارد نسبت به این واقعیت بیدار میشود که این جنگها، که گفتید دربارهی منابع است، جنگهای آمریکایی نیستند؛ بلکه به نظر میآید جنگهای اسرائیلی باشند؛ بهویژه وقتی «جِی دی ونس» اساساً پیش از آنکه به دونالد ترامپ جواب پس بدهد، به بنیامین نتانیاهو جواب پس میدهد.
شما در کنگرهی آمریکا خدمت کردهاید، که اساساً بالاترین سطح تصمیمگیری در آمریکاست.
جای انکاری هم وجود ندارد که آمریکا در حقیقت هنوز یک ابرقدرت است؛ و این دقیقاً همان چیزی است که مسئله را گیجکنندهتر میکند...
البته آمریکا در معنای نظامی ابرقدرت هست، اما از نظر ارزشها، اصول و اخلاق، ابرقدرت نیست.
و اکنون مردم در آمریکا شروع به درک این موضوع کردهاند که شکاف عمیقی در این میان وجود دارد؛ شکافی که تازه کشف شده.
روحِ آنچه که زمانی آمریکا بود...
یا در حقیقت آرمانِ آمریکا بود [از بین رفته]...
البته آمریکاییهای آفریقاییتبار هرگز واقعاً طعم آن آرمان را نچشیدهاند و به همین دلیل هم هست که ما برای آن آرمان میجنگیم.
اما آن آرمان هرگز واقعاً با واقعیت مطابقت نداشت.
بنابراین اکنون مردم شروع به درک واقعیت کردهاند.
نهتنها آمریکاییهای آفریقاییتبار که مدتهاست مخالف همهی این جنگها بودهاند، بلکه اکنون پایگاه حمایت خود دونالد ترامپ، یعنی ماگا [۱]، هم همینطور.
صادقانه بگویم: بسیاری از دوستان من طرفدار ماگا هستند و حتی خود من، طرفدار ماگا [و در اولویت گذاشتنِ آمریکا] هستم.
چرا؟
چون ما شاهد توخالی شدنِ تمام جنبههای زندگی در جامعهی آمریکا بودهایم.
سیاست داخلی آمریکا در راستای منافع اسرائیل جهتدهی میشود.
سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع اسرائیل جهتدهی میشود.
سیاست نظامی آمریکا هم در راستای منافع اسرائیل جهتدهی میشود.
یکی از کارهایی که اکنون دونالد ترامپ انجام داده این است که این واقعیت را کاملاً شفاف کرده.
همان ابتدا، وقتی بمباران ایران شروع شد، خود دونالد ترامپ و مارکو روبیو گفتند داریم این کار را برای اسرائیل انجام میدهیم.
خیلی واضح این را گفتند.
بنابراین اگر تا الآن نمیدانستید، اکنون دیگر هیچ بهانهای برای ندانستن وجود ندارد.
این جنگها به خاطر اسرائیل بودهاند.
چون آمریکا، از یک طرف، از ارتشش برای نفوذ در کشورها و دزدی استفاده میکند، اما در عین حال، مثلاً اگر به جنگ عراق نگاه کنید، به مردم آمریکا گفته شد: «عراق ۱۱ سپتامبر را انجام داد.» در حالی که ما میدانیم عراق ۱۱ سپتامبر را انجام نداد.
اما این چیزی بود که به مردم آمریکا گفته شد و آنها هم به نوعی با این روایت همراهی کردند.
این در حالی بود که افرادی مثل من میگفتیم: «اوه نه!
باید به اسرائیل نگاه کنید.» عقل سلیم به شما میگوید باید به اسرائیل نگاه کنید.
اما اکنون باید بگویم...
من بهتازگی از آمریکا برگشتهام و باید به شما بگویم آمریکای امروز با آمریکایی که من آن را ترک کرده بودم، بسیار متفاوت است.
امروز، مردم کاملاً از این واقعیت آگاه هستند که پروژهی «اسرائیل بزرگ» وجود دارد.
اسرائیل قرار است گسترش یابد.
بالکانیزه کردن سودان به خاطر اسرائیل انجام شد.
نابودی کامل لیبی به خاطر اسرائیل انجام شد.
وقتی آمریکا اجازه نداد سومالی یک دولت داشته باشد، دلیلش را نمیدانستیم، اما اکنون میدانیم به خاطر تلاش برای بالکانیزه کردن سومالی با جدا شدن «سومالیلند» بوده.
و اسرائیل تنها کشوری بود که سومالیلند را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت.
اکنون اینها را میدانیم؛ و چون میدانیم، فکر نمیکنم مردم آمریکا دیگر هرگز به گذشته برگردند.
فکر نمیکنم دیگر هیچ دروغی باعث شود مردم آمریکا از اسرائیل حمایت کنند.
اکنون طرفداران ماگا دارند به رابطهی آمریکا و اسرائیل نگاه [و شک] میکنند.
زمانی بود که تکتک سیاستمداران آمریکا (وقتی میگویم «تکتک» یعنی واقعاً «تکتک» سیاستمداران آمریکا) میگفتند میان منافع اسرائیل و منافع آمریکا سر سوزنی فاصله وجود ندارد.
اما اکنون میتوانم به شما بگویم از نظر مردم فاصلهی بسیار زیادی میان این دو وجود دارد.
باید این را هم بگویم: از مردم ایران سپاسگزارم.
چرا؟
چون مردم ایران تجسم مقاومت بودهاند.
من ۳۰ سال پیش هم همین چیزهایی را میگفتم که الآن میگویم.
خط فکری من تغییری نکرده.
اما بافت گفتمان من اکنون در داخل آمریکا تغییر کرده.
چون اکنون مردم سراغ من میآیند [و حرفهایم را تأیید میکنند].
۳۰ سال پیش، به من میگفتند عجیبوغریب، دیوانه، مجنون، تئوریسین توطئه.
هرچه که فکرش را بکنید به من میگفتند.
اما اکنون میتوانم بگویم به نقطهی عطف تغییر در آمریکا رسیدهایم و مردم آگاه شدهاند.
بخش دوم سؤال من اگر نکتهی تکمیلیای دارید...
پاسخ کوتاه این سؤال چیست؟
همانطور که گفتم شما در کنگره بودهاید.
چهطور میشود یک ابرقدرت (چنانکه گفتید دستکم در معنای نظامی) مدام همین اشتباهات را تکرار میکند.
و اگر بخواهیم محترمانه بگوییم، مدام این «تصمیمات نادرست» را میگیرد.
همانطور که گفتید، عراق، قبل از آن افغانستان، تا حد کمتری سوریه، و اکنون ایران.
با توجه به اینکه به نظر میرسید دورهی اول دونالد ترامپ نوعی تعقل را به رهبری آمریکا بازگردانده باشد، دستکم از نظر به راه نینداختن این جنگهای بیپایان، اما سپس در دورهی دومش آمد و وارد یک جنگ تمامعیار با ایران شد، چهطور این اشتباهات مدام تکرار میشوند و مردم آمریکا بارها و بارها مجبور میشوند خون و ثروت خود را به پای این جنگهایی بریزند که اسرائیلی هستند؟
تنها یک دلیل برای آن وجود دارد: قدرت لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا.
ما اسرائیلیهایی داریم که یونیفورم نظامیِ اسرائیل را داخل کنگرهی آمریکا میپوشند.
منزجرکننده است؛ نفرتآور است.
زمانی بود که میتوانستید بگویید این افراد «وفاداری دوگانه» دارند: یعنی هم به اسرائیل وفادارند و هم به آمریکا.
اما اکنون میدانیم که هیچ وفاداریای به آمریکا وجود ندارد؛ [تنها] وفاداری آنها به اسرائیل است.
این موضوع دربارهی تمام جنگها صدق میکرد: افغانستان، عراق، لیبی و سوریه.
وقتی آمریکا داشت لیبی را بمباران میکرد، من آنجا بودم.
دورهی اوباما بود.
وقتی آمریکا داشت سوریه را بمباران میکرد هم آنجا بودم.
دوران اوباما بود و [رئیسجمهورِ دموکراتِ] بعد از آن، بایدن.
باید اوکراین را هم اضافه کنیم.
چرا؟
چون زلنسکی گفت اوکراین «اسرائیل بزرگ» است.
بنابراین باید اوکراین را هم بخشی از پروژهی توسعهطلبانهی اسرائیل بزرگ حساب کنیم.
تمام این جنگها به خاطر اسرائیل بودهاند.
و اکنون مردم آمریکا دارند میگویند دیگر بس است.
با این حال، مشکل اینجاست که پول کارزارهای سیاسی دموکراتها مشترکاً از طرف «حییم سابان» و «جورج سوروس» تأمین میشود.
این دو نفر حامیان مالی اصلی حزب دموکرات هستند.
و در طرف دیگر «[میریام] ادلسون» را دارید که همین تازگیها یک چک دیگر به دونالد ترامپ برای حزب جمهوریخواه داد: ۴۰ میلیون دلار!
بنابراین این افراد دارند آرای اعضای کنگره را میخرند و متأسفانه، اعضای کنگره هم دارند مانند فاحشهها رفتار میکنند: پول را میگیرند و مطابق آن رأی میدهند.
ما میدانیم که پایان دادن به جنگ در ایران در راستای منافع آمریکاست و دونالد ترامپ هم همین را میگوید.
به نظر شما آیا این جنگ راهحل نظامی دارد؟
یک مسیر نظامی برای پایان دادن به جنگ با ایران وجود دارد؟
یا فکر میکنید به جز اعلام استقلال آمریکا از اسرائیل راه دیگری برای پایان دادن به این جنگ وجود ندارد؟
چون به نظر میرسد بنیامین نتانیاهو مصمم است این جنگ را تا پایان تلخ آن ادامه دهد.
قطعاً نتانیاهو جنگ را تا آخرین لحظه ادامه خواهد داد.
و بگذارید صادقانه بگویم: میریام ادلسون گفت اسرائیل اولویت شمارهی یک اوست.
اگر میریام ادلسون میتواند یک سال، یک چک ۱۰۰ میلیون دلاری برای دونالد ترامپ و حالا ۴۰ میلیون دلار برای انتخابات میاندورهای امضا کند، جنگ اتفاق خواهد افتاد.
این همان چیزی است که من از همان ابتدا میگفتم.
اگر این چیزی است که حامیان مالی آنها میخواهند، آن را به دست خواهند آورد.
به همین دلیل هم هست که هنوز در کنگره اعضایی را داریم که مایلند به جنگ رأی بدهند.
قطعنامههایی را برای تأمینِ مالی جنگ تصویب میکنند.
و طبق قانون، اگر کنگره به رأی به تأمین مالی جنگ بدهد، از نظر دیوان عالی، این معادلِ رأی دادن کنگره به خودِ جنگ است.