گزارش نهاد اطلاعاتی ترکیه از جنگ ۴۰ روزه؛ ایران چشم شبکه را کور کرد
کارشناسان عالی نهاد امنیتی ترکیه معتقدند که ایران اقتدار سامانه موشکی رژیم اسرائیل را به چالش کشید.
به گزارش مشرق، در بخش پیشین به این موضوع اشاره شد که گروهی از پژوهشگران «آکادمی اطلاعات ملی» وابسته به «سرویس اطلاعات میت ترکیه» در گزارش مفصلی درباره ابعاد مختلف جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه کشورمان، اظهارنظر کردهاند.
در بخش پیشین، به موضوع کاربرد وسیع آمریکا و رژیم صهیونیستی از هوش مصنوعی و همچنین موثر بودن سیاست دفاعی مخفیگاههای زیرزمینی در ایران اشاره شد.
در ادامه به تدابیر دفاعی ایران، دفاع موزاییکی و لایههای پنهان جنگ میپردازیم:
ایران و دفاع هوایی متزلزل اسرائیل
این جنگ به طور قطعی یک واقعیت مورد بحث طولانی در زمینه دفاع هوایی و موشکی یکپارچه (IAMD) را آشکار کرد: چیزی به عنوان چتر دفاع هوایی نفوذناپذیر وجود ندارد.
ایران نشان داد که حتی پیشرفتهترین سیستمهای چندلایه نیز میتوانند تحت فشار اشباع، مهمات نوآورانه و هزینه، مورد نفوذ قرار گیرند.
این وضعیت، تعریف مجدد الگوی مربوط به ماهیت دفاع هوایی را ضروری میسازد.
بازنگری قابل توجهی در رویکرد ساختار لایهای سنتی در دفاع هوایی و موشکی پدید آمده است.
معماری دفاع هوایی چندلایه اسرائیل، متشکل از سیستمهای گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان، مدتهاست که به عنوان یکی از پیشرفتهترین ساختارهای IAMD در جهان در نظر گرفته میشود.
با این حال، کلاهکهای جنگی متعدد حاوی بمبهای کوچک که توسط ایران در موشکهای بالستیک مانند خرمشهر استفاده میشوند، آسیبپذیریهای حیاتی این سیستم را آشکار کرد.
این نوع کلاهکها، سیستمهای دفاعی را به جای یک هدف، با دهها هدف مواجه میکنند.
این وضعیت، دفاع موشکی را در مرحله نهایی به شدت پیچیده میکند و اثربخشی سیستمهایی مانند دیوید اسلینگ و پاتریوت را محدود میکند.
این تحول نشان میدهد که رویکرد کلاسیک دفاع لایهای کافی نیست.
از آنجا که سیستمهای دفاعی برای اهداف منفرد بهینه شدهاند، ظرفیت محدودی در برابر حملات اشباع و عدم تقارن هزینه ناپایدار در برابر موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای کامیکازه دارند.
ایران با پرتاب همزمان پهپادهای کمهزینه و موشکهای پیشرفته مانند فتاح-۲، فلج کردن سیستم راداری و تمام شدن ذخایر موشکهای رهگیری سیستم دفاعی اسرائیل را در دستور کار قرار داد.
اگرچه اسرائیل ادعا میکند که با نرخ رهگیری بالایی معادل ۹۲ درصد با ایران مقابله کرده، اما از نظر ریاضی، با افزایش حجم حملات (با افزایش عدد n)، احتمال اصابت به هدف افزایش مییابد، صرف نظر از اینکه احتمال رهگیری چقدر بالا باشد.
همین احتمالات و نشتهای به ظاهر کم اهمیت است که باعث شد، ایران بتواند اهداف حیاتی مانند پالایشگاههای نفت حیفا را بزند.
استراتژی ایران در استفاده از سیستمهای موشکی و پهپادی نسبتاً کمهزینه برای از بین بردن رهگیرهای پرهزینه، پایداری دفاعی طرف مقابل را زیر سوال میبرد.
نمونههایی از این موارد شامل انهدام رادار هشدار اولیه AN/FPS-۱۳۲ در قطر، با هزینه تقریبی ۱ میلیارد دلار، توسط یک موشک بالستیک و ترمینال ارتباطات ماهوارهای AN/GSC-۵۲B در بحرین با یک پهپاد کامیکازه شاهد-۱۳۶ توسط ایران است.
انهدام این سیستمهای مهم و استراتژیک با مهمات کمهزینهتر، شکنندگی معماری دفاعی را برجسته میکند.
ایران نشان داد که عناصر انعطافپذیر، متحرک و پراکنده میتوانند تأثیر قابل توجهی بر ایجاد معماری دفاع هوایی داشته باشند.
در طول جنگ دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵، قابلیتهای سیستم هشدار اولیه و تسلیحاتی دفاع هوایی ایران آسیبهای سنگینی متحمل شدند.
با وجود این برتری کیفی و کمی، آمریکا و اسرائیل تعداد زیادی از هواپیماهای بدون سرنشین خود را در اثر آتش زمینی از دست دادند.
علاوه بر این، همانطور که در حوادثی مانند اصابت یک جت جنگنده F-۳۵A و مجبور شدن به فرود اضطراری و سرنگونی یک هواپیمای F-۱۵E در نزدیکی اصفهان مشاهده شد، پدافند هوایی ایران نابود نشده و فعال است.
این امر همچنین بر لزوم ایجاد و حفظ قابلیتهای پدافند هوایی در سطوح تاکتیکی و حتی عملیاتی تأکید میکند.
این امر اهمیت بالای حسگرهای متحرک، توزیعشده و مستقل تشخیص و شناسایی هدف در سیستمهای پدافند هوایی ارتفاع کم تا متوسط/برد کوتاه تا متوسط را نشان میدهد.
ایران در بخش قابل توجهی از عملیات خود، نه مستقیماً خود سیستمهای تسلیحاتی پدافند هوایی، بلکه زیرساختهای پشتیبان آنها را هدف قرار داد.
هدف قرار دادن رادارها، سیستمهای ارتباطی و مراکز فرماندهی، نشان میدهد که پدافند هوایی دیگر یک سپر مستقل نیست، بلکه بخشی از یک سیستم جنگی یکپارچه گستردهتر است.
اثربخشی پدافند هوایی تا حد زیادی به شبکههای هشدار اولیه و حسگرها بستگی دارد.
هدف قرار دادن سیستمهای راداری توسط ایران، نشان داد که این شبکهها چقدر شکننده هستند.
بنابراین، پدافند هوایی مدرن باید شامل عناصر حسگر توزیعشده، افزونگی و تحرک باشد.
حملات سیستماتیک موشکی و پهپادی ایران علیه شبکههای سامانه هشدار اولیه آمریکا و کشورهای خلیج فارس از ابتدای جنگ و همچنین نقضهای قابل توجه در چتر پدافند هوایی و موشکی در منطقه در نتیجه این حملات، درس دکترین مهمی را در زمینه جنگ پدافند هوایی مدرن ارائه میدهد.
مشخص شده که پدافند هوایی و موشکی را نمیتوان صرفاً با سیستمهای دفاعی ایجاد کرد، بلکه باید توسط عناصر تهاجمی، سامانههای جنگ سایبری و الکترونیکی نیز پشتیبانی شود.
نابودی تهدیدات هوایی قبل از حمله، خنثیسازی عملکردی آنها قبل از رسیدن به هدف و حذف عناصری که از قابلیتهای تهاجمی دشمن پشتیبانی میکنند، مانند شبکه فرماندهی و کنترل، زیرساختهای تولیدی و لجستیکی آن، باید در چارچوب دفاع هوایی و موشکی در نظر گرفته شود.
به عبارت دیگر، دفاع هوایی را نمیتوان صرفاً با سیستمهای تسلیحاتی دفاع هوایی تأمین کرد.
حملات هوشمندانه ایران
یکی از جنبههای قابل توجه جنگ این است که حملات تلافیجویانه ایران نه تنها هواپیماهای روی باند فرودگاه یا اهداف نظامی کلاسیک، بلکه مستقیماً زیرساختهای الکترومغناطیسی و اطلاعاتی پشت نیروی هوایی را هدف قرار داد.
طبق دادههای منبع باز، ایران به سکوهای حیاتی ماموریت مانند سیستمهای راداری، زیرساختهای SATCOM، هواپیماهای سوخترسان و آواکس حداقل ۷ پایگاه آمریکایی حمله کرد.
این حملات به طور خاص عملکردهای «تشخیص تهدید، حفظ هواپیما در هوا و هدایت عملیات هوایی» را هدف قرار دادند.
در این زمینه، سه مجموعه هدف متمایز برجسته هستند:
۱.
زیرساختهای ارتباطی: حمله به پایانههای SATCOM در بحرین نشان داد که ارتباطات چقدر برای عملیات مشترک هوایی و دریایی مهم است.
برای یک نیروی شبکه محور، SATCOM نه تنها یک کانال انتقال داده، بلکه یکی از شریانهای اصلی آگاهی از میدان نبرد است.
۲.
رادارهای هشدار اولیه: هدف قرار دادن رادار هشدار اولیه AN/FPS-۱۳۲ در قطر و رادار AN/TPY-۲ و THAAD در اردن نشان میدهد که ایران مستقیماً در تلاش است تا «چشم» شبکه دفاع هوایی و موشکی را کور کند.
باید به طور ویژه تأکید کرد که AN/TPY-۲ حسگر اصلی THAAD است و بدون آن، این سامانه نمیتواند به طور مستقل اهداف را جستجو و ردیابی کند.
۳.
سکوهای هشدار زودهنگام هوابرد و کنترل فرماندهی: آسیب به هواپیمای آواکس E-۳ Sentry در پایگاه هوایی شاهزاده سلطان و هدف قرار دادن قبلی تانکرها، نشانهای از این است که ایران «مراکز عصبی پروازی» نیروی هوایی و ساختار پشتیبانی که آنها را تغذیه میکند، هدف قرار میدهد.
این حملات تصادفی نیستند، آنها نشان دهنده درک آگاهانه از منطق عملیاتی نیروی هوایی در هدفگیری هستند.
اگرچه آمریکا ادعا میکرد که در طول جنگ برتری هوایی را به دست آورده، اما همزمان مشاهده شد که سیستمهای پراکنده و متحرک پدافند هوایی ایران هنوز تهدید جدی محسوب میشوند.
آسیب به یک فروند F-۳۵ و فرود اضطراری آن، همراه با ارزیابیهایی مبنی بر اینکه سیستمهای پدافند هوایی متحرک و الکترواپتیکی/مادون قرمز (EO/IR) ایران هنوز خطری ایجاد میکنند، نشان میدهد که اعلام برتری هوایی به معنای کلاسیک، واقعیت روی زمین را به طور کامل منعکس نمیکند.
به ویژه، این واقعیت که سیستمهای پدافند هوایی مبتنی بر EO/IR مستقیماً تحت تأثیر پارازیت الکترونیکی قرار نمیگیرند، نشان میدهد که مبارزه طیفی تک بعدی نیست.
به عبارت دیگر، حتی اگر رادار سرکوب شود، تهدیدات EO/IR میتوانند همچنان وجود داشته باشند، حتی اگر لینکهای داده کار کنند، اگر حسگرها مورد اصابت قرار گیرند، شبکه از هم میپاشد.
حتی اگر هواپیما بتواند بلند شود، هشدار اولیه و تلفات هواپیماهای تانکر میتواند سرعت عملیات را کاهش دهد.
بنابراین، برتری هوایی دیگر فقط به معنای «توانایی پرواز» نیست، بلکه به معنای توانایی درک، اتصال، هدایت و جلوگیری از انجام این کارها توسط طرف مقابل است.