خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 02 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

از مسکو تا خارگ؛ بازگشت دانشجوی دندانپزشکی به وطن برای حضور در خط مقدم

مهر | استان‌ها | شنبه، 02 خرداد 1405 - 09:20
بوشهر- دانشجوی سال آخر دندانپزشکی دانشگاه اول پزشکی مسکو در میانه حمله به کشور، تحصیل را رها کرد، از مسیر زمینی خود را به بوشهر رساند و سپس با قایق‌های صیادی راهی جزیره خارگ شد.
حضور،رستگار،دفاع،اجتماعي،وطن،خالي،مسئوليت،بحران،ادامه،كشور،ر ...

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: در روزهایی که سایه تهدید بر نقاط حساس کشور سنگینی می‌کرد و نگاه‌ها به سواحل خلیج فارس و به‌ویژه جزیره خارگ دوخته شده بود، جوانی از دل کلاس‌های دانشگاهی در مسکو، راهی متفاوت را برگزید؛ راهی از جنس بازگشت، حضور و مسئولیت.
حمید رستگار، دانشجوی سال آخر رشته دندانپزشکی دانشگاه اول پزشکی مسکو (سچینوا)، وقتی خبر حمله دشمن به کشور را شنید، تصمیم گرفت ادامه مسیر علمی را موقتاً کنار بگذارد و خود را به ایران برساند؛ تصمیمی که برای او تنها یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود، بلکه بازتعریف فوری اولویت‌ها در بزنگاه بحران به شمار می‌رفت.
رستگار پس از ورود به ایران، از طریق مسیر زمینی خود را به استان بوشهر رساند؛ استانی که همواره در معادلات دفاعی، اقتصادی و امنیتی کشور جایگاهی ویژه داشته است.
اما او در همین نقطه توقف نکرد و با وجود هشدارها و تهدیدهای مکرر علیه جزیره خارگ، این جزیره راهبردی را مقصد بعدی خود قرار داد و با استفاده از قایق‌های صیادی، راهی جزیره شد تا به گفته خودش «سهمی در دفاع از این آب و خاک» داشته باشد.
خارگ برای بسیاری تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ نقطه‌ای استراتژیک در قلب آب‌های جنوبی ایران که در روزهای تنش، همواره در مرکز توجه قرار می‌گیرد.
حضور نیروهای مردمی و داوطلبان در چنین مناطقی، علاوه بر ارزش نمادین، پیامی روشن نیز دارد: امنیت و مقاومت، صرفاً بر دوش نهادهای رسمی نیست، بلکه در تار و پود جامعه‌ای ریشه دارد که در لحظه خطر، از آسایش فردی عبور می‌کند و به میدان می‌آید.
در کنار مردم بودن در سخت‌ترین شرایط
حمید رستگار در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، انگیزه اصلی خود را «در کنار مردم بودن در سخت‌ترین شرایط» عنوان کرده است؛ انگیزه‌ای که او آن را از جنس احساسات زودگذر نمی‌داند، بلکه نوعی وظیفه اخلاقی و ملی توصیف می‌کند.
وی اضافه کرد: ما جان ناقابلی داریم که آماده‌ایم در راه دفاع از این آب و خاک و برای مردم فدا کنیم.
وقت برای تحصیل زیاد است و الان فصل دفاع از وطن است.
این جملات، تصویری روشن از ذهنیت بخشی از نسل جوان ایرانی را بازتاب می‌دهد؛ نسلی که میان ادامه مسیر فردی و پاسخ به مسئولیت جمعی، دومی را در لحظه بحران برمی‌گزیند.
آنچه این روایت را برجسته‌تر می‌کند، صرفاً حضور یک دانشجوی پزشکی در نقطه‌ای حساس نیست، بلکه پیوند میان دانش، هویت و مسئولیت است.
رستگار در حالی از دانشگاهی معتبر در روسیه بازگشته که می‌توانست تحصیل خود را تا پایان ادامه دهد و سپس به کشور بازگردد اما او ترجیح داد در شرایطی که آن را «فصل دفاع از وطن» می‌خواند، در صحنه حضور داشته باشد.
این تصمیم، از نگاه ناظران، حامل یک پیام اجتماعی مهم است: در روزهای بحران، جامعه نه فقط به سلاح و ساختار، بلکه به اراده انسانی و روحیه داوطلبانه نیاز دارد.
وی همچنین با تأکید بر اینکه ما صحنه را خالی نخواهیم کرد، از نقش حضور میدانی در تقویت روحیه عمومی سخن گفته است.
در نگاه او، حضور در میدان فقط یک کنش فردی نیست؛ بخشی از یک زنجیره اعتماد و انسجام اجتماعی است که می‌تواند در روزهای سخت، به نقطه اتکای مدافعان امنیت و مردم تبدیل شود.
رستگار در ادامه، مقاومت را مهمترین راهبرد توصیف کرد و اتحاد مردم و همبستگی اجتماعی را مهمترین سلاح دانست؛ تعبیری که نشان می‌دهد در ذهن او، قدرت واقعی تنها در ابزار و تجهیزات خلاصه نمی‌شود، بلکه در همدلی و ایستادگی جمعی معنا پیدا می‌کند.
میدان و خیابان را نباید خالی کرد
وی در بخشی دیگر از گفت‌وگو، بر ضرورت حفظ حضور مردم در خیابان‌ها نیز تأکید کرد و گفت: دلگرمی مدافعان امنیت، حضور مردم در خیابان‌ها است و نباید خیابان را خالی کرد.
این جمله، فراتر از یک توصیه ساده، بازتاب‌دهنده فهمی از جنگ روانی و تأثیر اجتماعی حضور مردم است.
در شرایطی که دشمن می‌کوشد با ایجاد ترس و بی‌ثباتی، فضای عمومی را خالی و منفعل کند، حضور شهروندان می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از آرامش، انسجام و پایداری عمل کند.
رستگار یک خط پررنگ دیگر را روایت می‌کند؛ ترجیح جمع بر فرد.
وی در سخنانش بارها به مردم، وطن و دفاع اشاره کرد و از تحصیل، آینده شخصی و برنامه‌های فردی، به‌عنوان اموری یاد می‌کند که می‌توانند در زمان دیگری دنبال شوند.
همین اولویت‌بندی است که باعث می‌شود روایت او از سطح یک خبر شخصی فراتر برود و به داستانی درباره مسئولیت اجتماعی در روزهای بحران تبدیل شود.
حضور چنین چهره‌هایی در نقاط حساس کشور، از منظر رسانه‌ای نیز واجد اهمیت است.
در زمانه‌ای که روایت‌ها می‌توانند به اندازه رخدادها اثرگذار باشند، تصویر جوانی که از مسیر هزاران کیلومتری بازمی‌گردد تا در کنار مردمش بایستد، به‌سرعت به نماد تبدیل می‌شود.
نمادی از تعهد، از فداکاری و از پیوند نسل جدید با سرنوشت سرزمین.
این‌گونه روایت‌ها همچنین یادآور این واقعیت‌اند که امنیت، پدیده‌ای تک‌بعدی نیست.
در پشت هر صحنه آرام، مجموعه‌ای از تصمیم‌ها، خطرپذیری‌ها و ایستادگی‌ها قرار دارد.
از مسیرهای زمینی طولانی تا عبور با قایق‌های صیادی به جزیره‌ای که در معرض تهدید بوده، همه و همه نشان می‌دهد که برای برخی از شهروندان، «حضور» خود به‌تنهایی یک پیام است؛ پیامی به دشمن، به مردم و به تاریخ.
حمید رستگار شاید در روزهای آینده به کلاس‌های درس بازگردد و پرونده تحصیل خود را ادامه دهد، اما تصمیمی که او در این مقطع گرفته، در حافظه رسانه‌ای و اجتماعی ثبت خواهد شد.
تصمیمی که از یک دانشجوی دندانپزشکی، چهره‌ای از تعهد ملی می‌سازد؛ چهره‌ای که می‌گوید می‌توان میان علم و دفاع، میان آینده حرفه‌ای و مسئولیت فوری، در لحظه بحران، جانب وطن را گرفت.
در نهایت، آنچه از این روایت برجای می‌ماند، تنها یک خبر نیست؛ بلکه تصویری است از جوانی که راه بازگشت را انتخاب کرد تا بگوید وطن، در سخت‌ترین لحظه‌ها، هنوز مهم‌ترین مقصد است.
او و امثال او، به‌زعم خودشان، «صحنه را خالی نمی‌کنند»؛ و همین حضور است که در روزهای دشوار، به جامعه قوت قلب می‌دهد.