از نفت ۱۱۰ دلاری تا ثروت سرزمینی/ نقشه راه ایران برای جهش اقتصادی در پساجنگ
ایران با مدیریت هوشمندانه داراییهای راهبردی و تبدیل ظرفیتهای سرزمینی به منابع مالی پایدار، به تراز ارزی مثبتی دست یافته است که تمامی هزینههای نبرد را پوشش میدهد.
به گزارش مشرق، در حالی که شعلههای نبرد در جبهههای مختلف همچنان زنده است و نگاه جهانیان به میدانهای رزم دوخته شده، بازوی کارشناسی و تقنینی کشور از حقیقتی راهبردی پرده برداشته که فراتر از معادلات نظامی، سرنوشت فردا را رقم میزند؛ ظهور یک «تراز مالی مثبت» و «فرصتهای درآمدی جهشی» که آماده است تا نظم قدرت را در دوران پساجنگ به نفع ایران بازتعریف کند.
بررسیهای دقیق و دادهمحور نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران با عبور هوشمندانه از لایههای سخت نبرد ارزی، نه تنها در آستانه پوشش کامل هزینههای مادی جنگ قرار گرفته، بلکه با تکیه بر مثلث راهبردی «درآمدهای جهشی نفت ۱۱۰ دلاری»، «اعمال حاکمیت مالی بر تنگه هرمز» و «ثروت عظیم ۱۵۰۰ همتی اراضی سرزمینی»، در حال ترسیم نقشه راهی برای یک جهش اقتصادی بیسابقه است؛ مسیری که در آن، هر بشکه نفت در بازارهای فیزیکی و هر قطعه از اراضی راهبردی کشور، به ستونهای استوار شکوفایی و بازسازی ملی بدل شدهاند.
شوک قیمتی؛ از درآمد ۱۴.۶ میلیارد دلاری تا فلج شدن ذخایر استراتژیک غرب
نخستین جرقه جهش درآمدهای ارزی در همان ماه ابتدایی نبرد زده شد.
در حالی که نرخ هر بشکه نفت در بودجه ۱۴۰۵ بر مبنای ۵۴ دلار تنظیم شده بود، در فروردین ماه و با آغاز تنشها، قیمت نفت ایران در بازارهای جهانی به ۱۱۰ دلار صعود کرد.
این جهش قیمتی در کنار فروش هوشمندانه ذخایر استراتژیک، تنها در همان ماه نخست، درآمد چشمگیر ۱۴.۶ میلیارد دلاری را نصیب خزانه کشور کرد.
این روند در محاسبات بلندمدت نیز ادامه یافته است؛ با فرض میانگین قیمت ۸۲ دلاری در یک بازه سهساله و صادرات روزانه ۱.۸ میلیون بشکه، مجموع درآمد مازاد بر بودجه به ۶۹.۵ میلیارد دلار میرسد.
در این رابطه، مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، با تبیین ابعاد این جهش تصریح کرد: باید میان «نفت کاغذی» و «نفت فیزیکی» تفکیک قائل شد.
قیمتهای بورسی عمدتاً صوری است؛ در حالی که در معاملات فیزیکی، نفت با قیمتهای بالای ۱۵۰ دلار و حتی بیش از ۲۰۰ دلار معامله میشود.
این شکاف قیمتی نشان میدهد پتانسیل واقعی درآمدهای نفتی ما حتی فراتر از پیشبینیهای رایج است.
همزمان، رمضانعلی سنگدوینی، رئیس کمیسیون مشترک صنایع و انرژی مجلس شورای اسلامی، با اشاره به اختلال شدید در عرضه جهانی انرژی خاطرنشان کرد: کنترل تنگه موجب کاهش ناگهانی عرضه جهانی شده و بازار را دچار شوک کرده است؛ برخی تحلیلها از نفت بالای ۲۰۰ دلار گزارش میدهند.
همچنین گاز طبیعی مایع (LNG) قطر نیز مختل شده و بسیاری از صنایع وابسته در آسیا و اروپا را با کمبود تولید مواجه کرده است.
کشورهای بزرگ مصرفکننده مانند آمریکا، چین و اتحادیه اروپا ناچار به استفاده از ذخایر استراتژیک شدهاند، اما این ذخایر تنها چند ماه دوام میآورند و برای تأمین بلندمدت کافی نیستند.
حاکمیت بر شاهرگ هرمز؛ از بیمه مخاطرات تا استراتژی «قفل روی قفل»
ایران با تبدیل قدرت میدانی خود به یک نظم حقوقی-امنیتی در تنگه هرمز، منبع درآمدی پایداری را تعریف کرده است.
با عبور روزانه ۱۲۵ کشتی از این آبراهه، ارائه خدمات «بیمه مخاطرات» توسط شرکتهای داخلی با نرخ پایه ۰.۴ درصد، پتانسیل تولید ثروتی معادل ۱۵.۳ تا ۲۰.۴ میلیارد دلار در سال را برای کشور فراهم کرده است.
این اشراف به ایران اجازه داده تا بدون نیاز به درگیری نظامی گسترده، فشار اقتصادی خردکنندهای بر متخاصمان وارد کرده و آنها را ناچار به تعامل با ساختارهای حاکمیتی ایران برای عبور ایمن کند.
بنابر اذعان رسانههای صهیونیستی و غربی، در حال حاضر نفوذ ایران بر این مسیر حیاتی، به اندازه توان موشکی اهمیت داشته و به ایران امکان داده تا بدون نیاز به برتری کامل نظامی، معادلات جنگ را تغییر دهد.
بر این اساس، مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس، با توصیف همزمانی انسداد تنگه و اقدامات آمریکا در محاصره دریایی، این وضعیت را «قفل روی قفل» خواند و گفت: این اقدام نهتنها محدودیت ایجاد کرده، بلکه عملاً بحران را برای طرف مقابل تشدید کرده است.
حجم تجارت سالانه تنگه هرمز حدود ۱.۵ تریلیون دلار است و اگر تنها یک درصد آن بهعنوان عوارض درنظر گرفته شود، رقمی نزدیک به ۱۵ میلیارد دلار در سال بهدست میآید.
البته این عدد در برابر ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز ناچیز است و این دارایی اساساً قابل قیمتگذاری نیست.
همچنین در ماجرای تروریستی خواندن برخی نهادها، اکنون یک تناقض جدی ایجاد شده؛ کشورهایی که چنین برچسبهایی زدهاند، برای عبور از تنگه ناچار به تعامل با همان ساختارها هستند.
کنترل این گذرگاه میتواند معادلات تحریمها را تغییر داده و حتی حضور نظامی آمریکا در منطقه را با چالش جدی مواجه کند.
همچنین رمضانعلی سنگدوینی، نیز با اشاره به تداوم راهزنی دریایی آمریکا تأکید کرد: اعتراف وقیحانه رئیسجمهور آمریکا به «دزدی دریایی» علیه کشتیهای تجاری ایران، نقض آشکار حقوق بینالملل است و مراجع بینالمللی باید برخوردی قاطعانه داشته باشند.
با وجود حق قانونی جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز، آمریکا مدعی شده که اجازه استفاده ایران از تنگه را نمیدهد یا کشتیها باید تحت نظر آنها حرکت کنند؛ در حالی که آمریکاییها از آن سوی دنیا آمده و هیچ حق مالکیتی در این منطقه ندارند.
این اقداماتِ تحریکآمیز آمریکا، تهدیدی جدی برای اقتصاد جهانی است.
ثروت خاموش؛ مولدسازی ۱.۳ میلیون هکتار اراضی برای بازسازی ملی
در حوزه داخلی، بزرگترین منبع بازسازی در خاک ایران نهفته است.
در حال حاضر تنها حدود ۰.۸ درصد از مساحت کشور، یعنی معادل یک میلیون و سیصد هزار هکتار، زیر بار سکونت قرار دارد؛ در حالی که مطالعات آمایشی از وجود ۴۶ میلیون هکتار اراضی فاقد موانع کالبدی خبر میدهند.
حتی در حریم فعلی شهرها، نزدیک به یک میلیون هکتار زمین قابل توسعه با مالکیت عمدتاً دولتی وجود دارد که معادل مساحت کل شهرهای فعلی کشور است.
با تعریف پروژههای شهرسازی در مشارکت با «توسعهگر شهرساز»، دولت میتواند از اراضی پیرامون شهرها درآمدی جهشی کسب کند.
برآوردها نشان میدهد با اجرای این الگو بر روی تنها ۳۸ هزار هکتار از این اراضی، سالانه دستکم ۱۵۰۰ همت (هزار میلیارد تومان) جریان درآمدی پایدار برای دولت قابل تحقق است.
این رقم که از طریق ارزشافزایی اراضی و عرضه در قالب صندوقهای پروژه ایجاد میشود، با گردش مالی سالانه ۲۰۰۰ همتی بازار مسکن کشور کاملاً همخوانی داشته و میتواند تمامی هزینههای زیرساختی کشور را بدون تکیه بر چاپ پول یا ایجاد تورم تأمین کند.
بر این اساس تحلیل نهایی نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران با مدیریت منسجم داراییهای خود، در حال عبور از یک مرحله تاریخی است.
ترکیب درآمدهای مازاد ارزی، عواید حاکمیتی از ترانزیت دریایی و سرمایه ۱۵۰۰ همتی اراضی داخلی، نشاندهنده این است که ایران نه تنها با بحران مالی مواجه نخواهد شد، بلکه به منابع لازم برای یک جهش بزرگ زیرساختی در تراز قدرتهای جهانی دست یافته است.