زندگی پس از رفتن؛ وقتی اهدای عضو چراغ چند خانه را روشن میکند
مشهد- اهدای عضو از بیماران مرگ مغزی، در دل اندوه خانوادهها، فرصتی دوباره برای زندگی چند بیمار نیازمند پیوند فراهم میکند و امید را به خانههایشان بازمیگرداند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها-عاطفه وفاییان:گاهی زندگی در مرزی باریک میان امید و ناامیدی ایستاده است.
در گوشهای از یک بیمارستان، بیماری چشم به راه معجزهای کوچک اما حیاتی نشسته؛ معجزهای که میتواند دوباره به او فرصت نفس کشیدن، دیدن، خندیدن و زندگی کردن بدهد.
در همان لحظه، در جایی دیگر، خانوادهای با اندوهی بزرگ روبهرو شدهاند؛ اندوهی که واژهها توان توصیفش را ندارند.
اما در دل همین غم عمیق، تصمیمی گرفته میشود که میتواند تاریکی را به روشنایی تبدیل کند.
اهدای عضو تنها یک اقدام پزشکی نیست؛ قصهای از انسانیت، همدلی و ادامه یافتن زندگی است.
وقتی عضوی از بدن یک انسان، پس از پایان زندگی او، به بدن انسانی دیگر جان میبخشد، در حقیقت چرخهای از امید دوباره آغاز میشود.
قلبی که از تپیدن بازایستاده، میتواند در سینه فردی دیگر دوباره بتپد؛ چشمانی که دیگر دنیا را نمیبینند، میتوانند به کسی دیگر فرصت دیدن طلوع خورشید را بدهند.
در پس هر اهدای عضو، چندین زندگی نجات پیدا میکند؛ کودکانی که دوباره میتوانند بازی کنند، پدر و مادرهایی که فرصت بیشتری برای بودن کنار خانوادهشان مییابند و انسانهایی که از انتظار طولانی برای پیوند رهایی پیدا میکنند.
این تصمیم، در میان سنگینترین لحظات زندگی یک خانواده، به نمادی از بزرگترین بخشش انسانی تبدیل میشود.
اهدای عضو یعنی اینکه حتی پس از رفتن، زندگی همچنان ادامه دارد.
یعنی اینکه انسان میتواند فراتر از زمان و مرگ، ردّی از مهربانی و حیات در جهان باقی بگذارد.
این انتخاب، انتخابی برای بخشیدن امید است؛ امیدی که میتواند زندگیهای بسیاری را دوباره روشن کند.
روایت «تولد دوباره» در دهه کرامت
امیرحسین خدادادیان، دریافتکننده پیوند کبد در گفتگو با خبرنگار مهر با روایت تجربه خود از روزهای سخت بیماری تا عمل پیوند، میگوید اهدای عضو میتواند جان پنج تا شش نفر را نجات دهد و برای خانواده اهداکننده باقیاتالصالحات باشد.
دریافتکننده پیوند کبد با اشاره به تجربه شخصی خود از دوران بیماری تا انجام عمل پیوند، بر ضرورت فرهنگسازی در زمینه اهدای عضو تأکید کرد.
وی با بیان اینکه پیش از بیماری در مأموریت کاری در کربلا حضور داشته است، اظهار کرد: من در حوزه سازمان حج و زیارت فعالیت دارم و بیشتر وقتم در عتبات میگذشت.
زمانی که در کربلا بودم احساس کردم وضعیت جسمیام رو به وخامت است؛ شکمم بهشدت بزرگ شده بود و دچار تنگی نفس میشدم.
خدادادیان ادامه داد: پس از پایان مأموریت به ایران برگشتم و به توصیه بستگان که بسیاری از آنها پزشک هستند، سونوگرافی انجام دادم.
در مشهد مشخص شد حدود ۱۰ تا ۱۵ لیتر مایع در شکمم جمع شده و پزشکان احتمال دادند کبد دچار آسیب جدی شده باشد.
این دریافتکننده عضو افزود: پس از مراجعه به پزشک و بررسیهای بیشتر، یکی از پزشکان به من گفت که درمانهای معمول دیگر پاسخگو نیست و باید وارد فرآیند پیوند کبد شوم.
به همین دلیل با معرفی پزشک به بیمارستان منتصریه مشهد مراجعه کردم.
وی با اشاره به مراحل پیش از عمل گفت: برای انجام پیوند، آزمایشها و بررسیهای متعددی انجام شد و حدود ۱۲ تا ۱۳ پزشک مختلف وضعیت من را بررسی کردند.
خوشبختانه مشکل دیگری در بدنم وجود نداشت و تنها کبد در حال از کار افتادن بود.
خدادادیان درباره وضعیت جسمی خود پیش از عمل بیان کرد: رنگ پوستم زرد شده بود و به دلیل تجمع مایع در شکم، تقریباً هر هفته یا هر ۱۰ روز یک بار باید مایع تخلیه میشد.
با وجود این شرایط سعی کردم روحیه خود را حفظ کنم.
دریافتکننده پیوند کبد که اصالتاً اهل قم است، ادامه داد: ما برای درمان به مشهد آمدیم و در نهایت اتفاق جالبی رقم خورد؛ عمل پیوند من در روز میلاد حضرت معصومه(س) انجام شد.
برای من که اهل قم هستم، این اتفاق بسیار معنادار بود و احساس کردم هدیهای از طرف حضرت معصومه(س) دریافت کردهام.
وی افزود: معمولاً بیماران پیوندی بین ۲۰ روز تا یک ماه در بیمارستان بستری میشوند، اما بدن من خیلی خوب به عمل پاسخ داد و در روز میلاد امام رضا(ع) از بیمارستان مرخص شدم.
برای من دهه کرامت به معنای واقعی کلمه دههای از تولد دوباره بود.
خدادادیان با بیان اینکه اکنون زندگی عادی دارد، گفت: امروز میتوانم مانند دیگران غذا بخورم، ورزش کنم و فعالیتهای روزمره داشته باشم.
البته به توصیه پزشکان فعلاً از سفرهای به مناطق آلوده خودداری کردهام تا شرایط جسمیام کاملاً تثبیت شود.
دریافتکننده پیوند کبد در ادامه با اشاره به اهمیت فرهنگسازی درباره اهدای عضو تصریح کرد: اگر خانوادهها بدانند که با رضایت برای اهدای عضو عزیزانشان پس از مرگ مغزی میتوانند جان چند انسان را نجات دهند، قطعاً راحتتر تصمیم میگیرند.
اهدای عضو میتواند جان پنج یا شش نفر را نجات دهد و این کار برای خانواده اهداکننده یک باقیاتالصالحات بزرگ است.
وی افزود: فردی که کبدش به من اهدا شد جوانی بود که خانوادهاش رضایت دادند اعضای بدن او اهدا شود.
من هر هفته بر سر مزار او میروم و برایش دعا و خیرات میدهم، زیرا معتقدم زندگی دوبارهام را مدیون او هستم.
خدادادیان همچنین از خدمات کادر درمان قدردانی کرد و گفت: باید از همه کارکنان بیمارستان منتصریه مشهد تشکر کنم.
از اساتید و پزشکان گرفته تا پرستاران و حتی نگهبانان بیمارستان با دلسوزی و احترام با بیماران برخورد میکنند.
واقعاً چنین سطحی از توجه و مهربانی کمتر دیده میشود.
دریافتکننده پیوند کبد در ادامه بر لزوم گسترش فرهنگ اهدای عضو در جامعه تأکید کرد و گفت: خوشبختانه در سالهای اخیر اقدامات خوبی برای فرهنگسازی انجام شده است.
یکی از این اقدامات درج علامت قلب در گواهینامههای رانندگی برای افرادی است که تمایل به اهدای عضو دارند.
وی افزود: کسانی که تمایل دارند پس از مرگ مغزی اعضای بدنشان اهدا شود میتوانند با مراجعه به مراکز مربوطه یا بیمارستانهایی که در این حوزه فعالیت دارند، کارت اهدای عضو دریافت کنند.
خدادادیان با بیان اینکه بیماران زیادی در صف انتظار پیوند عضو قرار دارند، گفت: امیدوارم با افزایش آگاهی عمومی و فرهنگسازی، افراد بیشتری برای اهدای عضو اعلام آمادگی کنند تا بیماران بیشتری فرصت زندگی دوباره پیدا کنند.
اهدای اعضای «محسن اکبری» جان چند بیمار را نجات داد
پدر جانبخش محسن اکبری در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: اهدای عضو فرزندم باعث شد چندین بیمار دوباره به زندگی بازگردند و همین موضوع مرهمی بر داغ بزرگ خانواده شده است.
حسین اکبری پدر مرحوم محسن اکبری به مناسبت روز اهدای عضو گفت: فرزندم محسن اکبری در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ بر اثر سانحه تصادف دچار مرگ مغزی شد و پس از آن با رضایت خانواده، اعضای بدنش اهدا شد تا جان بیماران نیازمند پیوند نجات پیدا کند.
وی افزود: محسن ۲۴ سال داشت و پیش از این نیز فرم رضایت اهدای عضو را تکمیل کرده بود.
بعد از وقوع حادثه، من و مادرش تصمیم گرفتیم خواسته او را عملی کنیم و این اقدام خداپسندانه انجام شود.
اکبری ادامه داد: قرنیه هر دو چشم، دو کلیه، کبد، پوست و استخوانهای بدن محسن اهدا شد.
به گفته پزشکان، استخوانهای بدن او توانسته به درمان نزدیک به ۵۰۰ بیمار کمک کند.
پدر این اهداکننده عضو با اشاره به دیدار با برخی دریافتکنندگان اعضا بیان کرد: امروز در برنامهای که در بیمارستان منتصریه برگزار شد، با دو نفر از افرادی که کلیه محسن به آنها پیوند زده شده بود دیدار کردیم.
دیدن شادی و امید در زندگی آنها برای ما بسیار آرامشبخش بود.
وی گفت: یکی از دریافتکنندگان، پدری از نیشابور بود که دو فرزند دارد و دیگری دختر جوانی ۲۱ ساله بود.
وقتی آنها را دیدم و خوشحالیشان را مشاهده کردم، احساس کردم محسن هنوز در میان ما زنده است.
اکبری با بیان اینکه از دست دادن فرزند بسیار سخت است، اظهار کرد: داغ فرزند درد بزرگی است؛ بهویژه اینکه شب قبل از حادثه درباره مراسم ازدواجش صحبت میکردیم، اما رضای ما به رضای خداست و خوشحالیم که اعضای بدن او باعث ادامه زندگی دیگران شده است.
وی همچنین از تأثیر این اقدام در میان اطرافیان گفت: بعد از این اتفاق، افراد زیادی در میان خانواده و آشنایان برای دریافت کارت اهدای عضو اقدام کردند و به خانوادههایشان نیز توصیه کردند در صورت بروز چنین شرایطی، اجازه اهدای عضو بدهند.