راهکارهای شبکهسازی با نخبگان خارج از کشور از سوی مجلس
مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد با وجود ظرفیت بالای نخبگان علمی مقیم خارج سازوکار منسجمی در این خصوص وجود ندارد.
به گزارش مشرق، مرکز پژوهش های مجلس با انتشار گزارشی اعلام کرد ایران با وجود ظرفیت بالای نخبگان علمی مقیم خارج، هنوز از سازوکار نهادی منسجمی برای تعامل هدفمند با آنها برخوردار نیست.
مشکل اصلی کمبود ظرفیت نیست، بلکه ناکارآمدی نهادی، چندپارگی و نبود مسیرهای شفاف همکاری است.
بر این اساس، دفتر مطالعات فرهنگی و آموزش این در گزارش «بسته سیاستی راهکارهای برقراری ارتباط و شبکهسازی با نخبگان علمی ایرانی خارج از کشور (در راستای اجرای بند «الف» ماده (۹۸) قانون برنامه هفتم پیشرفت) » آورده که گزارش با تمرکز بر مسئله «شبکهسازی با نخبگان علمی ایرانی خارج از کشور»، به بررسی ابعاد نهادی، تجربی و سیاستی این حوزه میپردازد.
در این گزارش تصریح شده که با وجود ظرفیت قابل توجه دیاسپورای علمی، ایران همچنان با شکافهای ساختاری در بهرهبرداری از این سرمایه مواجه است.
با وجود الزام بند «الف» ماده (۹۸) قانون برنامه هفتم پیشرفت، هنوز معماری سیاستی منسجمی برای تعامل هدفمند با نخبگان شکل نگرفته است.
از نظر «روششناسی»، پژوهش با رویکردی کیفی و تطبیقی انجام شده و دادهها ازطریق مصاحبههای عمیق با ۵۴ نخبه ایرانی خارج از کشور و نیز تحلیل اسناد و تجارب کشورهای منتخب گردآوری شدهاند.
نتایج آسیبشناسیها نشان میدهد که مسئله اصلی نه کمبود ظرفیت، بلکه طراحی سازوکارهای نهادی، کاهش چندپارگی، ایجاد سامانههای هوشمند تطبیق و تعریف مسیرهای روشن و قابل پیشبینی برای انواع همکاریهاست.
در این گزارش بیان شده که موانع در دو سطح روزمره (بروکراسی، نبود مسیر شفاف همکاری) و ساختاری (ناپایداری سیاستها، فقدان نهادهای واسط) بروز مییابد.
همچنین، ابزارهای موجود ارتباطی بهدلیل نبود چارچوب نهادی، کارکرد مؤثری ندارند و شبکهسازی عمدتاً فردمحور و ناپایدار است.
در راهکارها، بر طراحی یک چارچوب جامع حکمرانی شبکه تأکید میشود که شامل توسعه پلتفرمهای هوشمند، ایجاد مشوقهای مالی و حرفهای، تعریف مسیرهای شغلی انعطافپذیر و تقویت نهادهای واسط (مانند دبیرخانه ملی تعامل با نخبگان ایرانی جهان در سطح ملی و دفتر ارتباط با نخبگان ایرانی جهان در هر دانشگاه و پژوهشگاه) است.
ترکیب الگوهای موفق بینالمللی با اقتضائات بومی، میتواند گذار از رویکرد مهاجرتمحور به تعاملمحور را تسهیل کرده و نقش دیاسپورای علمی را در توسعه ملی تقویت کند.
در یافته های این گزارش مرکز پژوهش ها آمده که در سالهای اخیر، نقش نخبگان خارج از کشور بهعنوان حاملان سرمایه انسانی پیشرفته، دانش ضمنی و پیوندهای شبکهای بینالمللی، در توسعه علمی و اقتصادی کشورها بهطور فزایندهای برجسته شده است.
با وجود برخورداری ایران از جمعیت قابل توجهی از نخبگان علمی در مراکز معتبر جهانی، شواهد نشان میدهد که بهرهبرداری از این ظرفیت همچنان با چالشهای جدی مواجه است.
جایگاه پایین ایران در شاخصهای جهانی رقابتپذیری استعداد، در کنار تداوم روند مهاجرت نخبگان، بیانگر آن است که سیاستهای موجود نتوانستهاند بهطور مؤثر این سرمایه را به چرخه توسعه ملی متصل کنند.
در یافته های این گزارش نهاد پژوهشی آمده که براساس تجارب کشورها؛ مدیریت سرمایه انسانی علمی، بیشتر از حجم منابع مالی به کیفیت طراحی نهادی، استقرار سازوکارهای شبکهسازی پایدار و پیوند مؤثر میان دیاسپورا و نهادهای داخلی بستگی دارد.
در این میان، کشورها براساس اهداف و عمق نهادی، در یکی از سه مسیر اصلی حرکت کردهاند .جذب بینالمللی، بازگشت و تثبیت و شبکهسازی علمی و تعامل بلندمدت.
براساس مطالعه تجارب بینالمللی، ترکیب سه محور اصلی: ایجاد شبکه پایدار دیاسپورا با سازوکارهای دیجیتال و رویدادهای منظم (الگوی آلمان)، طراحی برنامههای مشترک کوتاهمدت با مسیر تثبیت شغلی در داخل کشور (الگوی ترکیه) وتمرکز بر حوزههای استراتژیک ملی برای جذب هدفمند نخبگان (الگوی استرالیا/کانادا) میتواند برای کشورمان کارآمدترین رویکرد باشد.
در این گزارش بیان شده که ترکیب کلی دادههای مربوط به نخبگان نشان میدهد که مسئله اصلی در سیاستگذاری، کمبود نیروی انسانی یا ضعف انگیزه در میان نخبگان نیست، بلکه در طراحی سازوکارهای نهادی، کاهش چندپارگی، ایجاد سامانههای هوشمند تطبیق و تعریف مسیرهای روشن و قابل پیشبینی برای انواع همکاریهاست.- موانع تعامل و ارتباط نخبگان با کشور در دو سطح «معاملهای و روزمره» و سطح «ساختاری و راهبردی» است.
در سطح روزمره، نخبگان با دشواریهای ملموسی چون تأخیر در مکاتبات اداری، عدم پاسخگویی شفاف به پیشنهادهای همکاری، نبود یک مسیر مشخص برای طرح ایدههای مشترک و پیچیدگی در تطبیق تقویمهای زمانی مواجه هستند و در سطح ساختاری و راهبردی، نخبگان به مسئله فقدان یک سیاست منسجم و پایدار برای تعامل با ایرانیان خارج اشاره میکنند.
در این گزارش آمده که مسئله شبکهسازی در ایران با سه الگوی ناکارآمدی اصلی مواجه است: «ظرفیت بالا – بهرهبرداری پایین»، «شبکهسازی فردمحور – فقدان نهاد شبکهساز» و «انگیزه پایدار – اعتماد متزلزل».
نخبگان ایرانی خارج از کشور عموماً دارای انگیزه قوی برای همکاری با داخل، احساس تعلق هویتی و آمادگی برای ایفای نقش در توسعه علمی کشور هستند.
بااینحال، موانع عملیاتی نظیر بروکراسی پیچیده، نبود مسیرهای شفاف برای شروع همکاری، عدم پاسخگویی نهادی و ناپایداری برنامهها، بهتدریج این انگیزه را تضعیف میکند.
یافتههای این گزارش نشان میدهد که مشکل اصلی «فقدان فناوری» نیست، بلکه «فقدان کارکرد نهادی برای فناوری» است.
ابزارهای ارتباطی موجود، در غیاب چارچوبهای مشخص همکاری، به تعاملات مقطعی و غیرساختاریافته محدود میشوند.
در مقابل، استفاده هدفمند از پلتفرمهای دیجیتال، در قالب برنامههای میانمدت و بلندمدت میتواند به شکلگیری شبکههای علمی پایدار کمک کند.
همچنین، نبود یک پایگاه داده جامع، بهروز و هوشمند از نخبگان ایرانی خارج از کشور یکی از خلأهای اساسی در سیاستگذاری محسوب میشود.
در این گزارش پیشنهاد شد که در سطح ملی ایجاد «دبیرخانه ملی تعامل با نخبگان ایرانی جهان» نه یک سازمان بزرگ جدید، بلکه یک دبیرخانه کوچک (۱۵ـ۱۰ نفر نیروی حرفهای) با وظایف نگهداری و بهروزرسانی بانک اطلاعاتی نخبگان ایرانی خارج، تنظیم و ابلاغ «استانداردها و آییننامههای همکاری»،و هماهنگ کردن وزارتخانهها برای جاری شدن این استانداردها در آییننامههای داخلی است .در سطح سازمانی راهاندازی «دفتر ارتباط با نخبگان ایرانی جهان» در هر دانشگاه و پژوهشگاه، با حداقل یک کارشناس تماموقت که هم بر زبان خارجی و هم بر رویههای اداری مسلط است.
در ادامه پیشنهادات آمده که تعریف یک «مسیر ویژه» برای پایاننامههای مشترک است.دانشجو، استاد داخلی و استاد خارجی همزمان در سامانه تحصیلات تکمیلی ثبت میشوند؛ دفاع با حضور مجازی و حضوری استاد خارجی انجام میشود و مدرک نام هر دو راهنما را منعکس میکند و برای هر پایاننامه مشترک، یک بسته حمایت کوچک شامل هزینه چند سفر کوتاهمدت دانشجو یا استاد، دسترسی به پایگاه داده نرمافزار تخصصی و کمک هزینه اقامت کوتاهمدت در آزمایشگاه خارجی در نظر گرفته شود.