خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 26 اردیبهشت 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

ضرورت یک بازنگری

مهر | اقتصادی | شنبه، 26 اردیبهشت 1405 - 09:02
یک کارشناس حقوقی حوزه کار نوشت، آیا زمان بازنگری در ساختار سازمان تأمین اجتماعی فرانرسیده است؟ناترازی منابع،بحران درمان ودغدغه معیشت ضرورت گفتگوی ملی درباره آینده این سازمان را دامن زده است.
•،سازمان،اجتماعي،بازنشستگان،تأمين،درماني،درمان،بيمه،آينده،حق ...

یادداشت مهمان- علا مینایی، کارشناس حقوقی حوزه کار و تامین اجتماعی: آیا زمان بازنگری در ساختار سازمان تأمین اجتماعی فرا نرسیده است؟
ناترازی منابع، بحران درمان و دغدغه معیشت ضرورت گفتگوی ملی درباره آینده تأمین اجتماعی را دامن زده است.
سازمان سازمان تأمین اجتماعی امروز بزرگ‌ترین نهاد بیمه‌گر اجتماعی کشور و تکیه‌گاه معیشتی و درمانی میلیون‌ها بازنشسته، کارگر و مستمری‌بگیر است.
هرگونه اختلال در عملکرد این سازمان، صرفاً یک مشکل اداری یا مالی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت روانی و آرامش اجتماعی بخش بزرگی از جامعه ارتباط دارد.
در سال‌های اخیر، بازنشستگان و بیمه‌پردازان بارها نسبت به وضعیت معیشت، درمان، نحوه اداره منابع، مدیریت شرکت‌های اقتصادی وابسته و کاهش کیفیت خدمات ابراز نگرانی کرده‌اند؛ نگرانی‌هایی که امروز دیگر محدود به مطالبات صنفی نیست و به یک دغدغه ملی درباره آینده صندوق‌های بیمه‌ای کشور تبدیل شده است.
ناترازی مالی؛ واقعیتی انکارناپذیر
بر اساس ارقام مطرح‌ شده در محافل کارشناسی، گفته می‌شود میزان وصولی ماهانه سازمان در حدود ۱۰۰هزار میلیارد تومان (همت) براورد می‌شود در حالی که تعهدات و هزینه‌های ماهانه سازمان حدود ۱۳۰همت است؛ حتی اگر درباره جزئیات این اعداد اختلاف نظر وجود داشته باشد، اصل موضوع یعنی فاصله جدی میان منابع و مصارف، واقعیتی آشکار است.
این وضعیت در شرایطی شکل گرفته که:
• جمعیت بازنشستگان رو به افزایش است
• هزینه‌های درمان و دارو رشد بی‌سابقه‌ای دارد
• تورم، تعهدات سازمان را سنگین‌تر کرده است
• نسبت بیمه‌پرداز به مستمری‌بگیر نسبت به گذشته کاهش یافته است
از سوی دیگر، اعلام ناتوانی شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی در جبران بخشی از این ناترازی، نگرانی‌ها را تشدید کرده است.
شستا قرار بود بازوی اقتصادی و پشتوانه مالی سازمان باشد؛ اما اگر این مجموعه نیز نتواند نقش حمایتی مؤثر ایفا کند، ضرورت اصلاحات ساختاری بیش از پیش احساس می‌شود.
بحران درمان
چرا با وجود صدها مرکز درمانی، رضایت عمومی وجود ندارد؟
سازمان تأمین اجتماعی با در اختیار داشتن نزدیک به ۴۰۰ بیمارستان، درمانگاه و کلینیک، از بزرگ‌ترین مجموعه‌های درمانی کشور محسوب می‌شود.
با این حال، پرسش مهم این است که چرا با وجود چنین ظرفیت عظیمی، بخش قابل‌توجهی از بازنشستگان همچنان از کیفیت خدمات درمانی ناراضی‌ هستند؟
واقعیت آن است که بخش قابل‌توجهی از مراکز درمانی سازمان:
• با فرسودگی تجهیزات
• کمبود نیروی انسانی
• تراکم بالای مراجعه‌کنندگان
• محدودیت خدمات تخصصی
• ضعف در نوسازی زیرساخت‌ها مواجه‌ هستند.
در بسیاری موارد، بازنشسته‌ای که سال‌ها حق بیمه پرداخت کرده، برای دریافت خدمات درمانی مناسب، ناچار به مراجعه به بخش خصوصی و تحمل هزینه‌های سنگین می‌شود، این در حالی است که فلسفه وجودی بیمه اجتماعی، ایجاد امنیت درمانی در دوران سالمندی است.
به نظر می‌رسد مجموعه درمانی سازمان، بدون سرمایه‌گذاری گسترده و اصلاح ساختار مدیریتی، به تدریج در معرض فرسودگی جدی قرار خواهد گرفت؛ موضوعی که می‌تواند در سال‌های آینده به بحرانی بزرگ‌تر تبدیل شود.
بیمه تکمیلی؛ راه‌حل یا انتقال مشکل
در سال‌های اخیر، بیمه تکمیلی عملاً به یکی از مهم‌ترین نیازهای بازنشستگان تبدیل شده است.
اما پرسش اساسی اینجاست که آیا بیمه تکمیلی واقعاً نقش «تکمیل درمان» را ایفا می‌کند یا به تدریج جایگزین ضعف خدمات درمان پایه شده است؟
واقعیت این است که بخش عمده حق بیمه تکمیلی توسط خود بازنشستگان پرداخت می‌شود و سهم سازمان در مقایسه با آورده بازنشسته‌ها محدودتر است.
با این حال، گزارش‌ها و گلایه‌های فراوانی درباره تأخیر چند ماهه در پرداخت سهم سازمان و حتی وجوهی که از حقوق بازنشستگان کسر شده، مطرح می‌شود.
طبیعی است که تأخیر در تسویه مطالبات بیمه تکمیلی:
• موجب کاهش همکاری مراکز درمانی
• افزایش نارضایتی بیمه‌گران
• افت کیفیت خدمات
• تحمیل هزینه مستقیم به بازنشستگان خواهد شد.
به بیان دیگر، وقتی پرداخت‌ها با تأخیر انجام شود، نخستین اثر آن بر کیفیت درمان و کرامت بازنشسته ظاهر می‌شود.
بلاتکلیفی در افزایش حقوق؛ نگرانی معیشتی بازنشستگان
در حالی که حدود دو ماه از آغاز سال گذشته و حقوق بسیاری از کارمندان و صندوق‌های بازنشستگی دیگر متناسب با مصوبات و نرخ تورم تعیین‌تکلیف شده است، بازنشستگان تأمین اجتماعی همچنان در انتظار اعلام رسمی و اجرای افزایش حقوق خود به‌سر می‌برند.
این تأخیر، در شرایط تورمی فعلی، صرفاً یک موضوع اداری نیست؛ بلکه مستقیماً با سفره و معیشت میلیون‌ها خانواده بازنشسته ارتباط دارد.
بازنشسته‌ای که هزینه دارو، درمان، اجاره و نیازهای اولیه زندگی او ماه ‌به ‌ماه افزایش یافته، نمی‌تواند ماه‌ها در انتظار تعیین‌تکلیف حقوق خود باقی بماند.
واقعیت آن است که بازنشستگان تأمین اجتماعی، به دلیل ماهیت بیمه‌پردازی سال‌های اشتغال خود، انتظار دارند حقوق آنان نه از سر مساعدت، بلکه بر اساس قوانین موجود و متناسب با هزینه واقعی زندگی تعیین شود.
آیا زمان گفتگوی ملی درباره آینده تأمین اجتماعی نیست
سال‌ها پیش، صندوق بازنشستگی کشوری عملاً تحت پوشش و حمایت مستقیم دولت قرار گرفت و بخشی از منابع آن از محل‌هایی نظیر مالیات و ارزش افزوده تأمین شد.
اکنون این پرسش به صورت جدی مطرح است که آیا زمان آن نرسیده درباره آینده سازمان تأمین اجتماعی نیز یک گفتگوی ملی، تخصصی و مسئولانه شکل گیرد؟
بدیهی است این موضوع موافقان و مخالفان فراوانی دارد.
برخی معتقدند در شرایط فعلی، بدون حمایت گسترده‌تر دولت، اداره صندوق با دشواری فزاینده روبه‌رو خواهد شد.
در مقابل، گروهی نیز هشدار می‌دهند که استقلال بین‌النسلی سازمان نباید قربانی وابستگی کامل به بودجه عمومی شود.
اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، پرهیز از انکار واقعیت‌ها است.
مسئله اصلی؛ ضرورت اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد
شاید مهم‌تر از بحث واگذاری یا عدم واگذاری، اصلاح ساختار حکمرانی سازمان باشد.
امروز سازمان تأمین اجتماعی بیش از هر زمان دیگری نیازمند:
• شفافیت مالی
• مدیریت حرفه‌ای
• نوسازی زیرساخت‌های درمانی
• اصلاح نظام سرمایه‌گذاری
• نظارت واقعی ذی‌نفعان
• بازسازی اعتماد عمومی است.
بازنشستگان و بیمه‌پردازان احساس می‌کنند که سال‌ها در این صندوق مشارکت کرده‌اند و اکنون انتظار دارند در دوران سالمندی، امنیت معیشتی و درمانی متناسب با شأن و کرامت آنان فراهم شود.
سخن پایانی
بحث درباره آینده سازمان تأمین اجتماعی، بحثی سیاسی نیست؛ بلکه مسئله‌ای ملی و اجتماعی است.
میلیون‌ها نفر سال‌ها از دستمزد خود حق بیمه پرداخت کرده‌اند تا در دوران بازنشستگی، آرامش و امنیت نسبی داشته باشند.
حفظ این اعتماد، نیازمند تصمیم‌های شجاعانه، کارشناسی و بلندمدت است.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور نیازمند آغاز یک گفتگوی ملی درباره آینده صندوق‌های بازنشستگی و شیوه حفظ کرامت بازنشستگان باشد؛ گفتگویی که هدف آن نه ایجاد نگرانی، بلکه جلوگیری از تعمیق بحران و یافتن راه‌حل‌های پایدار برای نسل حاضر و آینده است.