جنگ، توان و توان تطبیق
به گزارش مشرق، مسعود پیرهادی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در جنگهای فرسایشی، آنکه فقط «توان» دارد لزوما پیروز نیست؛ آنکه «توانِ تطبیق» دارد، شانس بیشتری برای بقا و غلبه پیدا میکند.
بسیاری از قدرتها نه وقتی ضعیف شدند، بلکه وقتی حاضر نشدند تاکتیکهایشان را تغییر دهند، شکست خوردند.
جنگ فرسایشی، میدانِ زمان است.
زمان، همهچیز را تغییر میدهد؛ روحیهها، اقتصادها، افکار عمومی، ائتلافها، فناوریها، نیازهای مردم و حتی تعریف پیروزی را.
برای همین، تاکتیکی که در ماه اول جنگ کارآمد بوده، ممکن است در سال دوم تبدیل به هزینه شود.
در جنگ سرد هم همین قاعده وجود داشت.
قدرتها همیشه با موشک و تانک نجنگیدند؛ گاهی با رسانه، گاهی با اقتصاد، گاهی با فرهنگ، گاهی با روایت و گاهی با خسته کردن طرف مقابل وارد میدان شدند.
اتحاد جماهیر شوروی فقط با سلاح شکست نخورد؛ بخشی از شکستش ناشی از ناتوانی در تطبیق با زمین بازیِ متغیر بود.
در مقابل، آمریکا بارها تاکتیک عوض کرد؛ از تقابل سخت تا فشار اقتصادی، از جنگ نیابتی تا جنگ رسانهای و از نمایش قدرت تا مدیریت افکار عمومی.
در جنگهای طولانی، اصرار بر یک روش ثابت، حتی اگر روزی موفق بوده باشد، میتواند خطرناک شود.
چون دشمن هم یاد میگیرد، خودش را وفق میدهد و نقاط ضعف تو را پیدا میکند.
گاهی ادامه دادنِ یک تاکتیک، فقط به خاطر عادت، غرور یا ترس از تغییر است؛ نه به خاطر کارآمدی واقعی آن.
فرمانده عاقل، فقط شجاع نیست؛ زمانشناس هم هست.
میفهمد کجا باید فشار را بیشتر کند، کجا باید عقب بنشیند، کجا باید صبر کند و کجا باید زمین بازی را عوض کند.
حتی تغییر ادبیات، تغییر اولویتها یا تغییر نوع مواجهه با افکار عمومی، میتواند بخشی از همین تحول تاکتیکی باشد.
در جنگ فرسایشی، انعطاف و تغییر، نشانه ضعف نیست؛ نشانه زنده بودن است.
موجود زنده، خودش را با شرایط جدید وفق میدهد.
آنکه نتواند تغییر کند، ولو قدرتمند باشد، آرامآرام در وزنِ زمان فرسوده میشود.
گاهی پیروزی، نه در کوبیدن مداوم، بلکه در هوشمندانه تغییر دادنِ مسیر ضربه است.
و تاریخ، پر از قدرتهایی است که چون فقط قدرت داشتند اما انعطاف نداشتند، در برابر رقیبی که بهتر تطبیق پیدا کرد، زمین خوردند.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.