پویش «برای وطن؛ نه به پلاستیک»؛ دعوتی تمدنی جهت حفظ سلامت ایران
وطن تنها جغرافیا نیست؛ امانتی است از آب و خاک و حق نسلهای آینده. پویش «برای وطن؛ نه به پلاستیک» تأکید میکند که تغییر الگوی مصرف، جلوهای از پاسداری از این امانت الهی است.
خبرگزاری مهر، گروه جامعه ؛ یادداشت میهمان: نورالله مرادی معاون سابق آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در یادداشتی نوشت :
اداره کل محیط زیست و توسعه ی پایدار شهرداری تهران، به مدد حضور جمعی جوان و خلاق ، در کنار انجام اقدامات بنیادین در حوزه ی محیط زیست انسانی و شهری، برای موضوعات بسیار پر اهمیت آموزش، مردمی سازی و نهادینه سازی مشارکت شهروندان در حوزه محیط زیست نیز گام های در خوری برداشته است.
پویش «برای وطن ،نه به پلاستیک» یکی از همین کارهاست.
در نگاه نخست، موضوع «پلاستیک» ممکن است در میان چالشهای اقتصادی و سیاسی روز، مسئلهای حاشیهای یا دغدغه ای فانتزی به نظر برسد، اما حقیقت آن است که پویش «برای وطن؛ نه به پلاستیک»، بازخوانیِ یکی از حیاتیترین مسائل محیط زیستی اکنون و آینده است.
این یادداشت، قصد آن ندارد که توصیه اخلاقیِ بکند، بلکه پرداختن به این موضوع را ضرورت راهبردی برای آینده ی ایران می داند.
اگر وطن را صرفاً یک مرز جغرافیایی بدانیم، مسئلهی پلاستیک هم شاید در حد یک انتخاب مصرفی به نظر برسد؛ اما وطن در منطق تمدنی، «امانت» است.
امانتی شکل یافته از آب، خاک، هوا، درخت، جانِ انسانها و حق نسلهای آینده.
از این زاویه، پویش «برای وطن؛ نه به پلاستیک» فقط یک شعار محیط زیستی نیست، بلکه تلاشی برای بازگرداندن مقام امانتداری است؛ مقامی که در آن، مصرف باید با مسئولیت همراه باشد، نه با اسراف، تخریب و غفلت.
در نگاه دینی هم، زمین ملک شخصی انسان نیست که هرچه خواست بر آن تحمیل کند.
قرآن کریم، انسان را «خلیفه» و «امین» میبیند، نه مالکِ بیقید.
این یعنی رفتار ما با طبیعت، نشانهی نسبت ما با ایمان است.
اگر مصرف ما به تولید انبوه زبالهای منجر شود که سالها و دههها در زمین باقی بماند، در واقع در حال نقض امانت الهی هستیم.
پلاستیکِ یکبارمصرف، از همین زاویه، تنها یک مادهی صنعتی نیست؛ نماد نوعی سبک زندگی است که سرعت، راحتی و بیتأملی را بر مسئولیت، ماندگاری و حکمت ترجیح میدهد.
از منظر علمی نیز، پلاستیک یک مسئلهی ساده و کوتاهمدت نیست.
این ماده در طبیعت بهسختی تجزیه میشود و به تدریج به میکروپلاستیکهایی تبدیل میشود که وارد خاک، آب، زنجیره غذایی و در نهایت بدن انسان میشوند.
یعنی آسیب آن فقط در خیابان و رودخانه دیده نمیشود؛ بلکه در لایههای پنهان سلامت عمومی و امنیت غذایی رسوب میکند.
به همین دلیل، کاهش مصرف پلاستیک یک اقدام نمادین نیست، بلکه اقدامی پیشگیرانه برای حفظ سلامت نسل امروز و فرداست.
در این میان، وطن مفهومی صرفا عاطفی نیست.
وطن جایی است که آبش را مینوشیم، کشت می کنیم در خاکش ، هوایش را نفس میکشیم و آیندهمان را در آن بنا میکنیم.
پس هر کیسهی پلاستیکی، هر ظرف یکبارمصرف و هر رفتار غیرمسئولانه در مصرف، اگرچه در لحظه کوچک به نظر می رسد، اما در مقیاس ملی به انباشت آسیب تبدیل میشود.محیط زیست وطن را با احساسات مبهم نمیتوان حفظ کرد؛ بلکه آنرا باید با «نظم در مصرف» و «تقوا در رفتار» پاس داشت.
قرآن کریم میفرماید: «وَلا تُسْرِفوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین»؛ اسراف نکنید که خداوند اسرافکنندگان را دوست ندارد.
مصرف بیمحابای پلاستیک، هرچند ممکن است در ظاهر ربطی به اسراف مالی نداشته باشد-که این روزها اسراف مالی هم دارد-اما در حقیقت نوعی اسراف در منابع، در طبیعت و در حق آیندگان است.
یعنی ما تنها پول را هدر نمیدهیم، بلکه ظرفیت زیست سالم را نیز مصرف میکنیم.
از منظر فقهی و اخلاقی، تولید و رهاسازی پسماند پایدار، مصداق بارز «اسراف» (تضییع منابع) و «اضرار به غیر» (آسیب به سلامت عموم و نسلهای آینده) است.
ما در برابر خاکی که کیمیای رزق ماست، مسئولیم و نمیتوانیم امانت الهی را با پلاستیک های دیرزیست خفه کنیم.
از همین رو، «نه به پلاستیک» یک دعوت سلبیِ صرف نیست؛ دعوت به یک سبک زندگی ایجابی است.
یعنی بازگشت به ظروف و کیسههای بادوام، ترجیح انتخابهای قابل استفادهی مجدد، کاهش مصرف اقلام یکبارمصرف ، حمایت از تولیدات دوستدار محیطزیست و مهمتر از همه، تبدیل حساسیت فردی به فرهنگ عمومی.
اگر این پویش بخواهد موفق شود، باید از سطح توصیهی اخلاقی فراتر برود و به یک «امر عمومی» تبدیل شود.
باید هر فرد احساس کند که انتخاب او در فروشگاه، سفره، مدرسه، محل کار و مهمانی، فقط یک تصمیم شخصی نیست، بلکه بخشی از سرنوشت آینده ی سرزمین است.
در این معنا، کنش کوچکِ امروز، میتواند از انباشت بحران فردا جلوگیری کند.
پس «برای وطن؛ نه به پلاستیک» یعنی:برای حفظ خاکی که به ما نان میدهد،برای آبهایی که حیات را ادامه میدهند،برای هوایی که در آن نفس میکشیم،و برای ایمانی که ما را به امانتداری فرا میخواند،باید از مصرف بیرویهی پلاستیک عبور کنیم.
ایرانِ ما، میراثدار تمدنی است که همواره بر حرمت آب و خاک تاکید داشته است.
امروز، وفاداری به این میراث تمدنی و دینی در «تغییر الگوی مصرف» تجلی مییابد.
پویش «برای وطن؛ نه به پلاستیک» فراخوانی است برای بیداری وجدان جمعی؛ تا بپذیریم که راحتیِ لحظهایِ استفاده از یک کیسه پلاستیکی، به بهای سنگین تخریب زیستبوم ایران نمیارزد.
وطن را باید چنان دوست داشت که رد پای ما بر آن، نه زباله، بلکه نشان عمیق مسئولیت و تعهد باشد.
بقول مرحوم اخوان ثالث :
ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
تو را ای کهن پیر جاوید برنا
تو را دوست دارم، اگر دوست دارم
تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
تو را ای گرامی گهر دوست دارم
ایران، امانتی الهی در دستان ماست؛ با «نه به پلاستیک»، نگهبان این شکوه باشیم.