خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 24 اردیبهشت 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

رمان، زنده‌ترین گونه روایت

مهر | فرهنگی و هنری | چهارشنبه، 23 اردیبهشت 1405 - 19:12
در روزگار نمایشگاه مجازی کتاب تهران، وقتی سرعت اطلاعات، معنا را از ما می‌رباید، رمان همچون پناهگاهی امن، ما را به جهانی عمیق‌تر از کلمات دعوت می‌کند.
كلمه،رمان،اطلاعات،جهان،متن،تصوير،اضافه،تجربه،نگاه،مصرف،درنگي ...

یادداشت مهمان، تیمور آقامحمدی: امسال که نمایشگاه کتاب تهران به‌صورت مجازی برگزار می‌شود، شاید فرصت مناسبی باشد که کمی جدی‌تر به رمان‌های منتشرشده نگاه کنیم.
در سالی پرحادثه و اضطراب، رمان می‌تواند یکی از معدود فضاهایی باشد که امکان تجربه‌کردن جهان از زاویه‌ای دیگر را برای ما فراهم می‌کند؛ اما اصلاً چرا رمان چنین ظرفیتی دارد؟
چه چیزی در این گونه روایی هست که آن را تا این اندازه زنده نگه می‌دارد؟
در سنت دینی، «کلمه» صرفاً ابزار انتقال معنا نیست؛ خودِ کلمه، کنش است.
در قرآن مجید، آفرینش نه با تصویر و صدا، بلکه با کلمه آغاز می‌شود: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» (یس، ۸۲)
«گفتن» در این‌جا معادل «شدن» است.
کلمه، واقعیت را توصیف نمی‌کند؛ آن را پدید می‌آورد.
همین نگاه است که به کلمه جایگاهی می‌دهد فراتر از بازنمایی، ثبت و گزارش.
اگر از این زاویه به رمان نگاه کنیم، رمان نه یک مخزن حافظه است و نه آرشیوی برای تجارب گذشته؛ رمان یکی از زنده‌ترین شکل‌های افزودن به منبع تجربه جهان است.
رمان‌های اصیل به‌دنبال حفظ‌کردن تاریخ نیستند؛ آن‌ها آمده‌اند چیزی را به هستی اضافه کنند؛ چیزی که با گذشت زمان نه‌تنها فرسوده نمی‌شود، بلکه پیچیده‌تر، ماناتر و پویاتر هم می‌شود.
والتر بنیامین در جستار مشهور خود، «قصه‌گو» میان تجربه و اطلاعات تمایز قائل می‌شود.
به‌زعم او، اطلاعات برای مصرف سریع تولید می‌شود؛ عمرش کوتاه است و به محض مصرف، می‌میرد.
ولی قصه‌گو چیزی را منتقل می‌کند که نمی‌شود فوری مصرفش کرد؛ متنی که باید در طول زمان ته‌نشین شده، در حافظه بماند و با زندگی شنونده درآمیزد.
می‌خواهم به تمایز بنیامین، نکته‌ای اضافه کنم.
رمان‌نویس، تاریخ‌فروش یا خاطره‌فروش نیست؛ او تاجر تجربه است.
نیامده اطلاعات بدهد؛ آمده امکان زیستن را در جهان کلمه بفروشد.
تفاوت دقیقاً همین‌جاست: تصویر و صدا، در نخستین مواجهه، توهّم تسخیرشدن به مخاطب خود می‌دهد.
بیننده یا شنونده احساس می‌کند همه‌چیز را دیده، شنیده و بر آن مسلط شده.
کلمه اما هرگز تماماً تسخیر نمی‌شود.
شناخت ما از کلمه، همیشه آمیخته‌ای است از آگاهی و ناآگاهی؛ ترکیبی از آن‌چه فهمیده‌ایم و آن‌چه مدام از دستمان لیز می‌خورد.
به همین دلیل، رمان در پی بازتولید یک واقعه نیست؛ بلکه می‌خواهد به تولید یک میدان حسی بپردازد؛ میدانی که در هر بار ورود به آن، تجربه‌ای تازه پیش روی مخاطب می‌گذارد.
همان متن، با گذشت سال‌ها، برای همان خواننده هم بدل به متن دیگری می‌شود.
چون کلمه برخلاف تصویر، ساختاری بسته ندارد و به این زودی‌ها تمام نمی‌شود؛ کلمه زاینده است.
هر بار که خوانده می‌شود، چیزی اضافه می‌کند که در متن اولیه وجود نداشته: تلاقی یک زبان با یک زندگی جدید.
جاودانگی رمان از همین نقطه آغاز می‌شود؛ نه از ثبت نهایی واقعیت، بلکه از تعلیق دائمی آن.
رمان‌نویس جهانی می‌سازد که هیچ‌کس، حتی خود نویسنده، هرگز آن را تا آخر درنمی‌یابد.
و دقیقاً همین دست‌نیافتنی‌بودن است که رمان را، در میان همه هنرها، به زنده‌ترین گونه روایی تبدیل می‌کند.
در زمانه‌ای که تجربه‌های شتاب‌زده به‌شکلی ناشیانه مصرف و معناها خیلی زود دم‌دستی می‌شود، رمان می‌تواند درنگی مهم ایجاد کند؛ درنگی برای زیستن در جهان عمیق کلمات و نه صرفاً عبور از روی اطلاعات.
شاید همین ظرفیت است که امروز خواندن رمان و داستان را، بیش از همیشه، ناگزیر می‌کند.
به همین مناسبت و همزمان با نمایشگاه کتاب تهران، چند پیشنهاد برای مخاطبان و دوست‌داران داستان ایرانی دارم: