برای حل مشکلات از همین مردم کمک بطلبیم
به گزارش مشرق، مهدی حسن زاده فعال رسانه در تلگرام نوشت:
ما در میانه جنگی هستیم که شرایط آتشبس نیز شاید به راحتی درباره آن صادق نباشد و شاید بتوان به تعبیری گفت یعنی «آتشبس گرم».
در این میان حماسهآفرینی نیروهای مسلح و حضور حماسی مردم در خیابانها طی ۷۰ شب اخیر نشان داده ملت بزرگ ایران و تمدن کهن ایرانی به تهدید و تشر فرومایهای چون ترامپ سر خم نمیکند و پوزه دشمن متوهم را به خاک میمالد، اما طبیعی است همان طور که جنگ برای دشمن صهیونیستی و آمریکایی و حتی سایر جهان هزینههای سنگین داشته، برای ما نیز هزینه داشته باشد، اما به مدد همین مردم میتوان هزینههای جنگ را مدیریت کرد.
آنچه محل نقد این نوشته است، توصیف صرفاً حماسی از جنگ در بیان برخی محافل، تریبونها و رسانهها و غفلت از آمادهسازی مردم برای مواجهه با تبعات جنگ و نحوه مدیریت آن است.
چند روز پیش رئیس مجلس در پیام صوتی به مردم بر ضرورت صرفهجویی تأکید کرد و دو شب قبل نیز رئیس جمهور از مردم خواست با صرفهجویی در مصرف انرژی، سهم خود را در میدان ایفا کنند.
گزارشها نیز نشان میدهد تبعات حمله ناجوانمردانه دشمن به بخشی از زیرساختهای انرژی و صنعتی منجر به کاهش تولید بخشی از گاز و بنزین شده، اگرچه بخش اعظم ظرفیت تولید گاز و بنزین کشور دور از گزند دشمن مانده است.
اگر این واقعیت را با ناترازی انباشته در حوزه انرژی ترکیب کنیم، شرایطی در پیش رو خواهیم داشت که نیازمند آمادگی جدی دولت و مردم است.
نامنویسی بیش از ۳۰میلیون جانفدا و حضور ۶۰درصد مردم به صورت مستمر یا موردی در تجمعات خیابانی این شبها در حمایت از ایران، ظرفیت بالایی را برای نقشآفرینی مردم در مواجهه با مشکلات پساجنگ ایجاد میکند.
با این حال سمت و سوی مطالبات اقتصادی این روزها صرفاً به موضوع گرانیها، بدون توجه به گریزناپذیر بودن بخشی از افزایش قیمتها رفته است.
در حقیقت تصویری توسط برخی تریبونها و اشخاص در حال ایجاد است که جنگ را بدون هزینه و تبعات تصویر میکند.
در این تصویر غیرواقعی، دشمن در حال نابود شدن است و آنچه تحت عنوان گرانی رخ داده یا توطئهای برای ضعیف شدن کشور و تن دادن به توافق با آمریکاست یا ناتوانی مسئولان و سودجویی فروشندگان.
صدالبته گرانفروشی و سوءاستفاده برخی عناصر فرصتطلب اقتصادی از شرایط جنگی و برخی کمبودهای پیش رو در حوزههای پتروشیمی و فولاد را نباید نادیده گرفت و وظیفه نهادهای ناظر، برخورد قاطع با سودجویانی است که در شرایط جنگی به ملت فشار میآورند، اما در شرایط تورم ۷۰درصدی، رکود ناشی از افت فعالیتها در بخشهایی از اقتصاد، افزایش نرخ ارز، محدود شدن واردات به دلیل محاصره و کاهش تولید پتروشیمی و فولاد به عنوان مواد اولیه بسیاری از صنایع، نمیتوان هر افزایش قیمتی را سودجویی دانست و نقشآفرینی اقتصادی مردم در این شرایط را صرفاً در قالب مقابله با گرانی و اعتراض به سوءاستفاده برخی فروشندگان انحصاری تعریف کرد و محدودیتهای ایجاد شده را نادیده گرفت.
اتفاقاً جایی که مردم میتوانند تک به تک و حتی برای نوجوانان و کودکان به عنوان یک فرد کوچک از یک خانوار نقش تعریف کنند، اقدام برای کاهش مصرف انرژی به ویژه کاهش مصرف برق است.
در این میان بسیاری از ترفندهای خانهداری و اقدامهای خلاقانه از دل ایدههای خود مردم برای مدیریت مصرف انرژی در سطح خانوار قابل تعریف است، اما شرط آن این است که درباره شرایط پیش رو و محدودیتهای ناگزیر در مصرف انرژی، با مردم سخن بگوییم و به سوی ملتی که برانگیخته شده تا چون رستم تهمتن و شیر پیلافکن در برابر دشمن پرمدعا قرار گیرد، دست یاری خود را دراز کنیم و کمک بطلبیم.
صدالبته که توقف ماشین نظامی دشمن، تثبیت اقتدار ایران بر تنگه هرمز و توفیق ملت ایران در جنگ ارادهها، نشانههای روشن پیروزی در این جنگ است و ایران پساجنگ با وجود زخمهایی که بر تن دارد، بیش از پیش میتواند به طی کردن مسیر توسعه امیدوار باشد، اما شرط آن؛ نگاه واقعبینانه به واقعیتهای موجود و کمبودهای به وجود آمده، تدبیر برای کاستن از این کمبودها و تقویت مزیتهاست.
به این ترتیب در شرایطی که ضلع میدان با همراهی ضلع خیابان توانسته در جنگ، توفیق ایران را رقم بزند، ضلع حاکمیت نیز به همراهی خیابان برای عبور از مشکلات پساجنگ نیاز دارد.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.