ترامپ احمقانهترین جنگ تاریخ را به راه انداخت/ امپراتوری آمریکا به لطف جنگ ایران سریعتر فرو میپاشد
این تحلیلگر آمریکایی میگوید: «تیم مقابله با سقوط» با ابزارهای دولتی، بازار را دستکاری میکند. وظیفه امروز این تیم پایین نگه داشتن قیمت نفت است، اما طولی نخواهد کشید که درد واقعی در آمریکا شروع شود.
سرویس جهان مشرق - جنگی که «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، و «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، علیه ایران و با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی به راه انداختند، به اعتقاد کارشناسان بینالمللی نتیجهای جز قویتر شدن ایران و تبدیل این کشور به یک قدرت بزرگ جهانی نخواهد داشت.
ترامپ که آرزوی «حل مسئلهی ایران یک بار برای همیشه» را در سر میپروراند، با طناب پوسیدهی نتانیاهو در چاهی فرو رفت که انتهای آن نابودی ریاستجمهوری خودش و احتمالاً شکست همحزبیهای جمهوریخواهش در انتخابات آتی کنگره خواهد بود.
پس از حدود ۴۰ روز جنگ بیامان، نهتنها اهداف آمریکاییها و اسرائیلیها محقق نشد، بلکه ایران از طریق بازی با کارتی که بارها گفته بود ابایی از رو کردن آن ندارد، یعنی بستن تنگهی هرمز، اقتصاد جهان را گروگان گرفت و ورق جنگ را برگرداند.
علاوه بر این، ناتوانی واشینگتن در دستیابی به اهدافش در ایران بهرغم ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر «پیروزی» ایالات متحده در این جنگ، بار دیگر به گمانهزنیها دربارهی افول امپراتوری آمریکا دامن زده است.
«کوین جِی.
بَرِت» تحلیلگر و اسلامشناس آمریکایی، اخیراً در گفتوگو با مشرق در همینباره بیشتر توضیح داده است.
در ادامه، ابتدای ویدیوی کامل این مصاحبه با زیرنویس فارسی و سپس متن مصاحبه آمده است.
مصاحبهی مشرق با «کوین جِی.
برت» تحلیلگر و اسلامشناس آمریکایی (ویدیو زیرنویس فارسی دارد) [دانلود]
آنچه دربارهی جنگ ایران کنایهآمیز به نظر میرسد، و البته غافلگیرکننده هم نیست، این است که همانقدر که بنیامین نتانیاهو از این جنگ سود میبرد، دونالد ترامپ ضرر میکند.
ترامپ جنگ را با این تفاخر آغاز کرد که تنها رئیسجمهوری بوده که آنقدر «شجاعت» داشته که جنگ تمامعیاری را علیه ایران آغاز کند.
اما هرچه بیشتر از درگیری گذشت، بیشتر مشخص شد که اصطلاح صحیح احتمالاً «شجاعت» نیست، بلکه چیزی شبیه «حماقت» است؛ چون رؤسایجمهور دیگر همگی درخواست نتانیاهو برای جنگ با ایران را رد کرده بودند.
فکر میکنید این جنگ چه تأثیری بر آیندهی سیاسیِ دونالد ترامپ، میراث ریاستجمهوری او و همچنین حزب جمهوریخواه، بهویژه به توجه به انتخابات میاندورهای خواهد داشت؟
احتمالاً این جنگ، ریاستجمهوری ترامپ را واقعاً نابود و میراث او را کاملاً لکهدار میکند؛ و چهبسا حتی منجر به این شود که ترامپ باقیماندهی عمرش را در زندان سپری کند، چون این یک فاجعه برای آمریکاست.
اسرائیل به دنبال این جنگ بود، چون اسرائیلیهای رادیکال، یعنی کسانی که الآن در اسرائیل قدرت را در دست دارند، تندروهای حزب لیکود هستند.
این افراد تصور میکنند که اگر بتوانند جنگ بزرگی در منطقه به راه بیندازند، پس از پایان جنگ، ایران نابود یا ضعیف خواهد شد؛ کشورهای حوزهی خلیج [فارس] هم همینطور، و اسرائیلیها میتوانند بر منطقه مسلط شوند.
به نظر من این یک رؤیای کاملاً احمقانه از سوی آنهاست، اما به نظر میرسد به دنبال همین هستند.
اما این به نفع آمریکا نخواهد بود، چون آمریکا امپراتوریاش را به لطف «دلار نفتی» حفظ کرده، بنابراین نیاز دارد نوعی رابطهی مثبت با تولیدکنندگان نفت منطقه داشته باشد تا فروش این نفتها همچنان از قدرتِ دلارِ آمریکا حمایت کند.
بنابراین منافع آمریکا و اسرائیل بسیار بسیار متفاوت هستند.
اسرائیلیها برای ورود به این جنگ ترامپ را فریب دادند.
همانطور که اشاره کردید، بقیهی رؤسایجمهور آمریکا هم همین پیشنهاد و حرفها را از نتانیاهو شنیده بودند، اما آن را رد کرده بودند.
اتفاقاً جان کِری که وزیر خارجهی اوباما بود، همین واقعیت را علناً گفت.
گفت جورج دابلیو.
بوش، اوباما (و احتمالاً بایدن) همگی برای حمله به ایران تحت فشار نتانیاهو قرار گرفتند، اما نپذیرفتند.
اما خب ترامپ آنقدر احمق بود که این کار را انجام داد.
نتیجهاش این است که امپراتوری آمریکا احتمالاً بسیار سریعتر و سختتر از حالت عادی فرو خواهد پاشید، چون این اتفاق باعث ایجاد شکافهای عمیقی بین آمریکا و متحدان سابقش شده.
اروپاییها از این وضعیت ناراضی هستند؛ دوستان آسیایی آمریکا ناراضی هستند.
کشورهایی که از این وضعیت بهره میبرند عبارتند از چین که ذخایر بزرگ نفتی دارد و در موقعیت قدرتمندی است، و روسیه که از قیمتهای بالای نفت درآمد کسب میکند.
به هر شکلی که به این جنگ نگاه کنید، به نفع آمریکا نیست.
کشورهای حوزهی خلیج [فارس] هم بعد از این جنگ دیگر مانند گذشته از دلار نفتی حمایت نخواهند کرد، چون جنگ نشان داد تضمینهای امنیتی آمریکا بیمعنی هستند و چهبسا اصلاً نتیجهی معکوس داشته باشند.
بنابراین احتمالاً شاهد فروپاشی سریعتر دلار نفتی، از دست رفتنِ سریعتر کنترل آمریکا بر کشورهای دستنشاندهاش و فروپاشی امپراتوری آمریکا خواهیم بود و این مسئله احتمالاً منجر به پیامدهای اقتصادی شدیدی برای آمریکا میشود.
در حال حاضر، آمریکا دارد این آسیبهای اقتصادی را به بقیهی جهان صادر میکند، اما طولی نخواهد کشید که این آسیب به داخل آمریکا هم کشیده شود و این میراث ترامپ را بهشدت لکهدار خواهد کرد.
ترامپ با شعار صلحطلبی وارد رقابتهای انتخاباتی شد، اما اکنون احمقانهترین جنگ تاریخ را شروع کرده؛ با ادعای ایجاد رفاه نامزد شد، اما رفاه را در آمریکا نابود خواهد کرد.
بنابراین فکر میکنم در دردسرِ سیاسیِ بزرگی افتاده.
همانطور که همین الآن اشاره کردید، دونالد ترامپ همیشه روی اقتصاد و ایجاد رفاه مانور داده.
به نظر میرسد او و دولتش هرگز تصور نمیکردند ایران برگهی بستن تنگهی هرمز را بازی کند، با اینکه از مدتها قبل تهدید کرده بود این کار را انجام میدهد.
این کارِ ایران هوشمندانه بود، چون اکنون تأثیر اقتصادی جنگ، بدون هیچ موشک و بمبی، در سراسر آمریکا حس میشود.
چه نشانههایی در آمریکا دیدهاید که ثابت میکنند اقتصاد به دلیل جنگ دارد در مسیر اشتباهی پیش میرود؟
صدالبته قیمت بنزین به میزان قابلتوجهی افزایش یافته، اما نشانههای اقتصادیِ دیگری نیز وجود دارد.
فکر میکنم شاخص «اعتماد مصرفکننده» هم به پایینترین سطح ثبتشده در تاریخ رسیده.
اما فکر نمیکنم آنچه تا الآن دیدهایم تمام تأثیراتِ بسته شدن تنگهی هرمز بر اقتصاد آمریکا باشد، چون طبیعتاً مدتی طول میکشد تا اختلالات در زنجیرهی تأمین، اثر خود را نشان دهند.
ما اکنون در حال ورود به دورهی بحرانی هستیم.
بنابراین احتمالاً طی چند هفته یا یک ماه آینده، کمکم شاهد آسیبهای اقتصادی بیشتری در آمریکا خواهیم بود.
تا الآن بخشی از این آسیب را با بازی با قیمت نفت و دستکاری در بازار معاملات آتی پنهان کردهاند.
در آمریکا چیزی وجود دارد که به آن میگویند: «تیم مقابله با سقوط [۱].» اعضای این تیم به ابزارهای دولتی دسترسی دارند و وظیفهیشان دستکاری بازارهاست.
اتفاقاً یکی از دلایل اصلیای که آمریکا توانست باعث فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شود هم همین بود.
با همین دستکاری بازار نفت تلاش کردند قیمت انرژی را بسیار بسیار پایین بیاورند و شوروی را ورشکست کنند.
امروز هم همان ابزارها را در اختیار دارند و از آنها برای پایین نگه داشتن قیمتها استفاده میکنند.
مثلاً در بازار معاملات آتی، هر بشکه نفت ۱۰۰ دلار قیمتگذاری میشود، در حالی که برای به دست آوردن فیزیکیِ هر بشکه نفت، باید بیشتر از ۱۵۰ دلار بپردازید.
این دستکاریها در بازار وجود دارد.
از طرفی ترامپ مدام به بازارها سیگنال میدهد.
او و خانوادهاش بر اساس تصمیماتی که ترامپ میگیرد، از طریق رانتخواری و «معاملات نهانی [۲]» پول به دست میآورند.
ترامپ هر روز حرف متفاوتی میزند.
مثلاً آخرین حرفی که امروز [روز ضبط مصاحبه] گفت این بود که یک نقشهی عالی داریم؛ به صلح دست پیدا خواهیم کرد.
قرار است با ایرانیها به پاکستان برویم [و مذاکره کنیم].
گفت لبنان و اسرائیل هم دارند گفتوگو میکنند و قرار است تلفنی صحبت کنند.
در حالی که عون، رئیسجمهور لبنان، این را تکذیب کرد و گفت چنین چیزی حقیقت ندارد.
ترامپ این خبر را از خودش درآورد و این خبر باعث شد بازارها امروز خوشبین شوند و شاخصها بالا بروند.
حدس بزنید چه کسی میدانست بازارها امروز بالا میروند؟
خانوادهی ترامپ و دوستانشان.
همهی این افراد شرطبندی کرده بودند و دارند از این معاملات رانتی پولهای نجومی به جیب میزنند.
در تمام دوران ریاستجمهوری ترامپ، حتی در دورهی اولش، این کار را انجام دادهاند.
اما به هر حال، این نوع دستکاریها نمیتوانند واقعیت زیربنایی را برای همیشه پنهان کنند؛ حتی در بلندمدت هم نمیتوانند.
ظرف تنها چند هفته، درد واقعی در آمریکا آغاز میشود.
بنابراین فکر میکنم ترامپ احتمالاً میخواهد راهی برای خروج از این جنگ پیدا کند، اما هیچ راهی وجود ندارد که این کار را انجام بدهد و برنده به نظر برسد.
از هر زاویهای که نگاه کنید، آمریکاییها بازندهی این جنگ خواهند بود.
آنها اهدافشان را اعلام کرده بودند: تغییر رژیم؛ خلاص شدن از برنامهی موشکی و راکتی؛ حذف تمام مواد هستهای؛ توقف غنیسازی؛ پایان دادن به حمایت ایران از حزبالله، حماس و دیگر دوستانش در منطقه؛ در حالی که به هیچکدام از اینها نخواهند رسید.
بهعکس، نتیجهی این جنگ این است که ایران برای همیشه یک باجهی عوارض در تنگهی هرمز خواهد داشت؛ به هر طریقی که شده غرامت خواهد گرفت؛ و اسرائیلیها را هم به نوعی عقبنشینی دستکم موقت مجبور خواهد کرد.
امکان ندارد جنگ به گونهی دیگری پایان یابد، چون ایران کارتهای قویتری در اختیار دارد.
بنابراین این یک فاجعهی سیاسی برای ترامپ خواهد بود، هرچند اگر به شکست اعتراف کند، احتمالاً آسیبهای این فاجعه کمتر بشود.
ترامپ در هر صورت همیشه دارد دروغ میگوید، بنابراین ممکن است در جنگ شکست بخورد، هرچه ایران میخواهد را یکجا به او بدهد، و در عین حال ادعا کند پیروز شده.
کسی هم تعجب نمیکند، چون او به هر حال همهچیز را از خودش درمیآورد.
امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد، چون احتمالاً غیرمخربترین راه برای پایان این جنگ، همین است.
شما همچنین اشاره کردید که ایران احتمالاً بعد از این جنگ، قویتر از قبل از آن خواهد بود.
برخی میگویند ایران اساساً با کارت تنگهی هرمز، بمب هستهای خود را آزمایش کرده است.
اگر نکتهای دربارهی پیشبینی خود دربارهی آیندهی ایران دارید بفرمایید، چون برخی حتی گفتهاند ایران صرفاً به دلیل کنترل بر تنگهی هرمز، به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل خواهد شد.
نظر شما دربارهی آیندهی ایران پس از جنگ چیست؟
من فکر میکنم ایران آیندهی درخشانی پس از این جنگ دارد، چون برندگان این جنگ در حقیقت رقبای امپراتوری آمریکا خواهند بود، چراکه امپراتوری آمریکا با این تصمیمِ احمقانه تضعیف خواهد شد.
با فرض اینکه اسرائیلیها به خواستهیشان، یعنی نابودی کل منطقه به جز خودشان، نرسند...
که البته فکر نمیکنم برسند، چون اگر کار به آنجا بکشد، خودشان هم نابود میشوند.
بنابراین فکر نمیکنم در واقعیت [اصلاً چنین چیزی را بخواهند].
خودشان فکر میکنند به نفعشان است که منطقه را نابود کنند، اما اگر واقعیت [نتیجه] را میدیدند، آن را نمیخواستند.
پس فکر نمیکنم اینگونه شود.
بنابراین، با فرض اینکه آمریکاییها جنگ را با تنها شرایطِ در دسترسشان پایان دهند، ایران بسیار قویتر خواهد شد.
همانطور که گفتم، ایران باجهی عوارضِ تنگهی هرمز را خواهد داشت و احتمالاً درآمد آن را بر یک مبنای منصفانه با عمان تقسیم خواهد کرد؛ به دلایل زیادی طبق قوانین بینالمللی میتواند این کار را انجام دهد.
بسیار بعید است که ایران غنیسازی خود را رها کند؛ همچنان حق غنیسازی را خواهد داشت، اما احتمالاً به توافقی شبیه «برجام» بازخواهد گشت، که احتمالاً برای ایران مشکلی نیست، چون با کنترل تنگهی هرمز، معادل یک بازدارندگی هستهای را در اختیار دارد.
احتمالاً درآمدهای مسدودشدهاش را آزاد خواهد کرد؛ تحریمها تا حد زیادی برداشته میشوند.
قطعاً بهبود چشمگیری در وضعیتش ایجاد خواهد شد.
همهی اینها یعنی پتانسیل خفتهای که ایران برای رشدِ اقتصادی دارد، دستکم به طور نسبی شکوفا خواهد شد.
چهبسا هیچ کشوری در جهان بیشتر از جمهوری اسلامی ایران پتانسیل خفتهی رشد اقتصادی نداشته باشد.
ایران جمعیتی بسیار تحصیلکرده و پویا دارد که توسط تمام این فشارها به صورت مصنوعی سرکوب شده، در حالی که این فشارها اتفاقاً ایران را مجبور کرده یاد بگیرد چگونه کارهایش را خودش انجام دهد و خودکفا باشد، که واقعاً خوب است، چون اکنون پایهای بسیار قوی دارد تا وقتی درهایش به روی جهان باز میشود، واقعاً رقابتی عمل کند.
بنابراین ایران آیندهی فوقالعادهای دارد.
به علاوه، من معتقدم نظام جمهوری اسلامی نشان داده که نسبت به نظامهای دیگر رهبرانِ بهتری پرورش میدهد.
بنابراین، جمهوری اسلامی که در طول حیاتش همواره در گوشهی رینگ بوده و تمام جهان با آن دشمنی کردهاند، با محک خوردن در این جنگ به نوعی آبدیده میشود و جنگ باعث میشود بتواند در دنیای جدیدی که در آن کشورهای دیگر با تهران تعاملات عادی برقرار میکنند، دوام بیاورد.
چهبسا حتی این الگو برای سایر کشورهای اسلامی هم جذاب شود.
نظریهی استفاده از نوعی هدایت دینی در نظام حکومتیِ مبتنی بر قانون اساسی، برای کشورهای اسلامی منطقی به نظر میرسد.
بنابراین آنها ممکن است به دستاوردهای ایران نگاه کنند و بخواهند کاری در همین راستا انجام دهند.