روزنامه حزب کمونیست چین: آمریکا دچار اختلال روانی است
دولتی که بحرانی را طراحی کرده که قیمت نفت را به آسمان برده و حمل و نقل دریایی را فلج کرده، حالا از اینکه دیگران خود را برای پیامدهایش آماده میکنند، شگفتزده به نظر میرسد.
به گزارش سرویس جهان مشرق، روزنامهی «چاینا دیلی» ، ار رسانههای وابسته به حزب کمونیست چین، در مقالهای(۱۴ آوریل)، در پاسخ به اظهارات وزیر خزانهدار آمریکا مبنی بر این که "چین در حال احتکار نفت است" یا این که "چین نباید دیگر از ایران نفت بخرد"، بدون این صراحتا از رییسجمهور آمریکا نام ببرد، نیش و کنایههای بعضا سنگینی نثار او و دولتش می کند.
از جمله این که تقریبا به صراحت دولت آمریکا را دارای اختلال روانی خودشیفتگی معرفی می کند و هشدار می دهد که بر "لبهی تیغ راهرفتن، نیازمند خویشتنداری است، وگرنه رشتهی فرسودهی عقل، به کلی پاره می شود!
"
اگر این روزها به صحبتهای برخی مقامات دولت آمریکا با دقت گوش کنید، تقریباً میتوانید صدای افتادن اسباببازیها را از کالسکه بشنوید.
در آخرین طغیان کودکانه، یکی از آنها چین را به «احتکار نفت و محدود کردن صادرات» متهم کرده و همزمان فهرست کاملی از شکایات فرضی «بحران همهگیری» را مرور میکند.
این بیشتر شبیه یک موسیقی متن برای جستجوی یک شرور است تا یک بیانیه سیاسی.
اما مانند بسیاری از اجراهای دیگر آنها، این یکی نیز بیش از آنکه درباره هدف باشد، از ماهیتِ خودِ اجراگر پرده برمیدارد.
او چین را «شریک جهانی غیرقابل اعتماد» مینامد.
دلیل؟
چین وقتی عرضه نفت محدود است، نفت میخرد؛ وقتی عدم اطمینان بالاست، ذخایر نگه میدارد؛ و از رفتار کردن مانند یک بازیگر نقش «دوم» در فیلمنامهای که آمریکا نوشته، «سر باز میزند.»
به عبارت دیگر، چین دارد همان کاری را میکند که تقریباً هر کشور دیگری از زمانی که حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز را به نقطه گلوگاهی برای تأمین انرژی جهان تبدیل کرده، انجام میدهد.
همانطور که لیو پنگیو، سخنگوی سفارت چین در آمریکا اشاره کرد و خواستار پایان فوری عملیات نظامی در منطقه شد، کمبودهای پیش روی بازار جهانی انرژی ریشه در اوضاع متشنج خاورمیانه دارد.
اظهارات او با آرامش و اقتدار منطق، در فضایی پر از آتشبازیهای لفظی شنیده میشود.
کشوری که بحرانی را طراحی کرده که قیمت نفت را به آسمان برده و حمل و نقل دریایی را فلج کرده، حالا از اینکه دیگران خود را برای پیامدهایش آماده میکنند، شگفتزده به نظر میرسد.
پس از به آتش کشیدن خانه، حالا همسایهها را به خاطر ذخیره آب سرزنش میکند.
اینجاست که فیلمنامه از ژئوپلیتیک به روانشناسی تغییر میکند.
از نظر روانشناسان، رفتار برخی بازیگران نمونۀ کلاسیک اختلال شخصیت خودشیفته است.
علائم آشناست: خودبزرگبینی، حساسیت مفرط به توهینهای احتمالی، نیاز وسواسی به بازتعریف شکستها به عنوان پیروزی، و فرافکنی شکست بر دیگران برای حفظ حس شکننده ارزشمندی.
از این منظر، مفهوم «شریک قابل اعتماد» کمتر شبیه یک اصل به نظر میرسد و بیشتر شبیه یک آزمون رورشاخ{یا تست لکهی جوهر، از تستهای معروف روانشناسی که از روی تفسیر یک فرد روی لکههای جوهر، ویژگیهای شخصیتی او را ترسیم می کنند}.
این معادل بینالمللی برای یک آلت دست محبوب خودشیفتههاست: آینهی همنوا{یا آینهی خطاپوش!
}.
اگر تصویر مطلوب را بازتاب دهی، قابل اعتماد هستی.
اگر نه، تو یک مشکل هستی.
برخی اصرار دارند که قطعاً در حال پیروزی در درگیری خاورمیانه هستند.
اما تنگه همچنان بسته است.
بازارهای انرژی به روایتها اهمیت نمیدهند؛ آنها به محمولهها واکنش نشان میدهند.
و در حال حاضر، آن محمولهها همچنان محدود هستند.
در شرایطی که اوضاع بر لبه تیغ است، خویشتنداری لازم است تا رشته فرسوده عقل به کلی پاره نشود.
به همین دلیل است که چین تأمین منابع خود را متنوع میکند، ذخایر میسازد و با تمام طرفهای صلحدوست برای کاهش تنش همکاری میکند.
در نشست خبری منظم چهارشنبه در پکن، گوو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین، در پاسخ به سؤالی درباره ادعای «شریک جهانی غیرقابل اعتماد»، به سادگی اشاره کرد که در مورد وضعیت ایران، طرف چینی موضع رسمی خود را به وضوح اعلام کرده است.
هر کسی که با موضع چین در قبال وضعیت ایران آشنا باشد، در درک پیام نهفته آن مشکلی نخواهد داشت: حقایق اساسی این بحران روشن است، این درگیری نباید رخ میداد، و پکن دیگر نیازی نمیبیند از موضع حقطلبانه یا اقدامات موجه خود دفاع بیشتری کند.
اینکه آیا یک کشور «شریک قابل اعتماد» است یا نه، توسط لفاظیهای خودخواهانه کسانی تعیین نمیشود که کاملاً از وقوع اتفاقات آگاه هستند اما خود را به نادانی میزنند.
طرح چهار مادهای که پکن روز سهشنبه برای ارتقای صلح و ثبات در خاورمیانه ارائه کرد، نشانه آشکاری از تعهد چین نه تنها به پایان بحران، بلکه به ترویج صلح و توسعه بلندمدت در منطقه است.
این پرسش را ایجاد میکند: دقیقاً «شریک غیرقابل اعتماد» کیست؟
کشوری که برای حل بحران اقدام میکند — یا کشوری که درگیری را آغاز و تشدید میکند و سپس دیگران را به خاطر پیامدهایش سرزنش میکند؟