گزارش مجله تایم از دل بحران؛ ترامپ فریبکار، هگست متحیر و ایرانی که تسلیم نمیشود
طبق این گزارش، ترامپ و وزیر جنگ او با اعتماد به نفسی عجیب، ناشی از این برآورد که ایران پاسخی محدود و قابلچشمپوشی به تهاجم نظامی می دهد، عملیات را در هماهنگی کامل با نتانیاهو کلید زدند. اما...
به گزارش سرویس جهان مشرق، مجلهی معروف آمریکایی «تایم»، در مقالهای تفصیلی به تاریخ ۲ آوریل، موضوعاتی بسیار قابلتامل را دربارهی حال و هوای این روزهای کاخ سفید، رییس جمهور تروریست آمریکا و تیم حلقهی یک او مطرح کرده است.
مجلهی تایم یکی از ستونهای امپراتوری رسانهای جریان اصلی(عمدتا تحت تملک شبکهی زرسالاران جهانی) است و از این رو، برخی اعترافات طرح و منتشرشده در این مقاله، از جنبهی تحلیلی بسیار مهم است.
این گزارش، فریبکاری و ذات دروغپرداز رییسجمهور آمریکا، حتی در نسبت با مشاوران و دستیاران خود را تایید می کند و این که هم رییسجمهور متوهم و متفرعن آمریکا و هم وزیر جنگ او، پت هگست، به شدت از پاسخ ایران به تهاجم تروریستی و مقاومت تاریخی ایرانیان، «غافلگیر» شدند.
تایم، به تلاش و تقلای ترامپ برای خروج از گرداب حماقت بزرگ خود نیز پرداخته است.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.
دونالد ترامپ در هفته سوم جنگ ایران در دفتر بیضی شکل بود که گروهی از مورد اعتمادترین مشاورانش آمدند تا خبرهای ناخوشایندی را به او بدهند.
نظرسنجیهایی که تونی فابریتزیو، نظرسنجیدان قدیمی ترامپ، انجام داده بود نشان میداد که جنگی که ترامپ آغاز کرده بود به طور فزایندهای نامحبوب میشود.
قیمت بنزین از مرز ۴ دلار در هر گالن عبور کرده بود، بازارهای سهام به پایینترین سطح چند ساله سقوط کرده بودند، و میلیونها آمریکایی خود را برای تظاهرات در خیابانها آماده میکردند.
سیزده نظامی آمریکایی کشته شده بودند و برخی از حامیان کلیدی ترامپ از درگیریهایی که پایانی مشخص برای آن به نظر نمیرسید، انتقاد میکردند.
این وظیفه سوزی وایلز، رئیس ستاد کاخ سفید، و گروه کوچکی از دستیاران بود که به رئیسجمهور بگویند هر چه جنگ بیشتر طول بکشد، حمایت عمومی از او و چشمانداز جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر بیشتر به خطر میافتد.
برای ترامپ، این هشدار صریح ناراحتکننده بود.
به گفته یک مقام ارشد دولت، رئیسجمهور بسیاری از صبحهای اخیر را با تماشای کلیپهای ویدئویی تهیه شده توسط مقامات نظامی از موفقیتهای میدان نبرد آغاز کرده است.
او به مشاورانش گفته است که فرماندهی کل قوا برای از بین بردن تهدید هستهای ایران میتواند یکی از دستاوردهای شاخص او باشد.
اما به گفته دو منبع در کاخ سفید، وایلز نگران بود که مشاوران دیدگاهی خوشبینانه از نحوه درک داخلی جنگ به رئیسجمهور میدهند و به جای آنچه او نیاز دارد بشنود، آنچه را که میخواهد بشنود به او میگویند.
مقامات میگویند او به همکارانش اصرار کرده بود که در مورد ریسکهای سیاسی و اقتصادی «با رئیس صریحتر باشند».
این جلسه منعکس کننده واقعیتی بود که کاخ سفید دیگر نمیتوانست نادیده بگیرد: زمان در حال اتمام است قبل از اینکه رئیسجمهور، حزبش و مردم آمریکا هزینه بسیار سنگینتری بپردازند.
ترامپ قول داده بود اقتصاد را احیا کند و ایالات متحده را از درگیریهای خارجی دور نگه دارد.
اکنون جنگی را آغاز کرده بود که برای راهاندازی آن مجوزی دریافت نکرده بود، و درد اقتصادی ممکن است تازه شروع شده باشد.
یک ماه پس از بزرگترین شوک نفتی در تاریخ مدرن، پیشبینیهای رشد جهانی کاهش یافته، کمبودها در سراسر اروپا و آسیا در حال ظهور است، و معاملهگران انرژی هشدار میدهند که جهان هنوز شدت کامل این اختلال را احساس نکرده است.
بسته شدن طولانی مدت تنگه هرمز، آبراه باریکی که مسیر اصلی خروج نفت و گاز از خلیج فارس است، میتواند اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق دهد.
رئیسجمهور از این مخمصه ناامید شده بود، با برخی از مقامات خود دچار اختلاف شده بود و از برداشتهای منفی از جنگ خشمگین بود.
به گفته دو مشاور و دو عضو کنگره که در هفته گذشته با او صحبت کردهاند، بار فزاینده سیاسی و اقتصادی باعث شده است که او به دنبال یک راه خروج (off-ramp) باشد.
ترامپ به آنها گفت که میخواهد کارزار نظامی را کاهش دهد، و از درگیری طولانیمدتی که میتواند جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای زمینگیر کند، محتاط است.
در عین حال، او میخواهد این عملیات موفقیتی قاطع باشد.
متحدان میگویند که او به دنبال راهی برای اعلام پیروزی، توقف درگیری و امیدواری به تثبیت شرایط اقتصادی قبل از سخت شدن آسیبهای سیاسی است.
یک مقام ارشد دولت میگوید: «یک پنجره باریک وجود دارد.»
ترامپ در سخنرانی خود در ساعت پربیننده در اول آوریل سعی کرد از این وضعیت خارج شود.
او پیروزیهای نظامی را به رخ کشید و گفت که عملیات «به پایان خود نزدیک میشود» و در عین حال گفت که ایالات متحده در دو تا سه هفته آینده «بسیار شدید» به جمهوری اسلامی ضربه خواهد زد و تهدید کرد که زیرساختهای انرژی این کشور را نابود خواهد کرد.
رئیسجمهور گفت: «ما آنها را به عصر حجر بازمیگردانیم، جایی که به آن تعلق دارند.»
در مصاحبه تلفنی صبح روز بعد، ترامپ به تایم گفت که ایران مشتاق توافق برای پایان جنگ است.
رئیسجمهور میگوید: «چرا تماس نگیرند؟
ما دیشب هر سه پل بزرگ آنها را منهدم کردیم.
آنها در حال نابود شدن هستند.
میگویند ترامپ با ایران مذاکره نمیکند.
منظورم این است که این یک مذاکره نسبتاً آسان است.»
و با این حال، پشت این تهدید و لافزنی، شناخت فزایندهای در بال غربی کاخ سفید وجود دارد که ممکن است اوضاع از کنترل خارج شود.
مقامات کلیدی ترامپ، از جمله پیت هگزت، وزیر جنگ، از باران حملات تلافیجویانهای که تهران علیه اهداف آمریکایی و اسرائیلی در سراسر منطقه پرتاب کرد، غافلگیر شدند.
این حملات شامل کشورهایی بود که تصور میشد خارج از محدوده هستند: کویت، بحرین، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، کشوری که هم میزبان نمایندگان ایران بوده و هم به عنوان مجرایی برای دیپلماسی پشت پرده بین آمریکا و حماس عمل کرده است.
این پاسخ، این فرض را که تهران خود را به تلافیجوییهای نمایشی محدود میکند، در هم شکست.
در بحثهای داخلی قبل از شروع جنگ، هگزت به واکنش خفیف ایران به حملات گذشته ترامپ به عنوان شاهدی اشاره کرده بود که اقدامات نظامی کالیبره شده میتواند بدون ایجاد یک جنگ گستردهتر، هزینههایی را بر تهران تحمیل کند.
فردی آشنا با طرز فکر هگزت میگوید: «هگزت غافلگیر شد.
شکی در این نیست.»
پنتاگون این روایت را رد میکند.
شان پارنل، سخنگوی اصلی هگزت، به تایم میگوید: «ارتش آمریکا پیشرفتهترین، جامعترین و کارآزمودهترین سازمان برنامهریزی در جهان است.
مدتها قبل از آغاز عملیات خشم حماسی، ما قبلاً هر پاسخ احتمالی ایران را پیشبینی کرده بودیم، شبیهسازی جنگی کرده بودیم و کاملاً برای آن آماده شده بودیم، از ضعیفترین واکنش ممکن تا شدیدترین تشدید.
هیچ کاری که ایران انجام دهد ما را غافلگیر نمیکند.
ما آمادهایم، مسلط هستیم و در حال پیروزی هستیم ...»
بر اساس محاسبات پنتاگون، عملیات خشم حماسی یک موفقیت نظامی بدون ابهام بوده است و منجر به تخریب یا از کار افتادگی ۹۰ درصد از توان موشکی ایران، حدود ۷۰ درصد از پرتابگرهای آن، بیش از ۱۵۰ فروند شناور دریایی، و همچنین کشته شدن علی خامنهای، رهبر عالی ایران، به همراه بسیاری از معاونان ارشد او شده است.
با این حال، به نظر میرسد دستیابی ترامپ به اهداف گستردهتری که به رخ میکشید – مسدود کردن دائمی مسیر تهران به سمت سلاح هستهای، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک آن، و جایگزینی افراطیون تئوکرات جمهوری اسلامی با رژیمی دوستتر – در بازه زمانی فشردهای که کاخ سفید در نظر گرفته است، به طور فزایندهای بعید باشد.
ترامپ در سخنرانی خود، عملیات را در آستانه پیروزی توصیف کرد.
او گفت: «همه برگهای برنده دست ماست.
آنها هیچ برگ برندهای ندارند.
ما در مسیر تکمیل تمام اهداف نظامی آمریکا در مدت کوتاهی هستیم.» اما وضعیت پایان بازی مبهم باقی مانده است: ترامپ همزمان متعهد شده است که درگیری را تشدید کند و آن را کاهش دهد.
او قول داده است از ابزارهای بیسابقه برای آزاد کردن نیروی ویرانگر علیه ایران استفاده کند، اما به تایم میگوید که هرگز اجازه نمیدهد هوش مصنوعی تصمیمات مرگبار بگیرد و اصرار دارد که یک انسان همیشه زنجیره فرماندهی را کنترل کند.
فراتر از آن، گزینههای بسیار کمی وجود دارد که به نظر میرسد حاضر باشد از روی میز بردارد.
استیو ویتکاف، دوست دیرینه و فرستاده رئیسجمهور، این را محصول یک حرفه تجاری میداند که در آن حفظ گزینههای مختلف در اولویت بوده است.
ویتکاف به همکاران خود در کاخ سفید و وزارت امور خارجه گفته است: «دونالد ترامپ همیشه چندین استراتژی خروج دارد.
او گزینههای زیادی، راههای خروج زیادی را نگه میدارد و سپس راه خود را در این فرآیند حس میکند.» اما جنگها راهی برای فراتر رفتن از برنامههای یک رئیسجمهور دارند.
خطر قمار ترامپ این است که تشدید کارزار نظامی در هفتههای آینده بیش از آنکه مسیرهای خروجی ایجاد کند، آنها را مسدود خواهد کرد.
با شروع مقدمات جنگ، دولت معتقد بود که فرمول برندهای دارد.
ایالات متحده ضربه افتتاحیهای چنان قاطعانه وارد میکرد که تنها پاسخ ممکن تهران تلافی محدود بود – به اندازهای که مخاطبان داخلی را راضی کند بدون اینکه حملات بیشتری را دعوت کند.
این نظریه ریشه در سابقه داشت.
هنگامی که ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود دستور کشتن قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی را صادر کرد، پاسخ ایران حمله موشکی به پایگاه آمریکایی بود که تلفاتی نداشت و از قبل اعلام شده بود.
پس از عملیات چکش نیمهشب، کارزار هوایی ژوئن ۲۰۲۵ علیه تأسیسات هستهای ایران، تلافی مشابهاً محدود بود.
ترامپ مدتهاست از عملیاتهایی که دستیارانش «یکبارانجام-و-تمامشده» مینامند، حمایت کرده است.
او آنها را در یمن، سوریه و سومالی راه اندازی کرده است.
در ژانویه، او جسورانه نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا را دستگیر کرد و او را از کشور خارج کرد تا در ایالات متحده محاکمه شود و راه را برای به قدرت رسیدن یک شریک سازگارتر، دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت، باز کرد.
او سپس برای تسهیل دسترسی آمریکا به ذخایر عظیم نفت ونزوئلا اقدام کرد.
دستیاران میگویند ترامپ ونزوئلا را به عنوان نمونهای میدید که یک مداخله جراحی سریع میتواند یک رژیم خصم را سرنگون کند، یک جایگزین همکار نصب کند و منافع آمریکا را بدون کشاندن کشور به رویارویی بیپایان تأمین کند.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، قهرمان تجاوز نظامی علیه ایران، ایده متفاوتی در مورد چگونگی پیشرفت امور داشت.
یک مقام اسرائیلی به تایم میگوید، نتانیاهو در شش ماه گذشته بارها به ترامپ گفته بود که موفقیتهای گذشته علیه ایران باید مقدمهای برای یک کارزار نهایی و طولانیتر باشد.
در ۱۱ فوریه، نتانیاهو برای یک دیدار خصوصی به واشنگتن آمد که ساعتها به طول انجامید.
بر اساس گفته منبعی که در جلسه حضور داشت، نتانیاهو به ترامپ گفت: «تا اینجا آمدهایم، دونالد.
ما باید کاری را که شروع کردهایم به پایان برسانیم.» نتانیاهو به ترامپ گفت که ایران برای خرید وقت بازی میکند و مخفیانه به سمت بمب میدود.
مقام اسرائیلی دیگری میگوید: «بعد از اینکه آخرین بار مورد اصابت قرار گرفتند، فکر میکردند چیزی برای از دست دادن ندارند» و استدلال میکند که تهران توسعه سلاحهای هستهای را تنها راه جلوگیری از تکرار چنین حملهای میدید.
بر اساس گفته دو مقام ارشد آمریکایی، طرح حمله نزدیک به یک ماه قبل از اجرای آن به حرکت درآمد.
هفتهها هماهنگی دقیق طول کشید که بسیاری از آن در مشورت نزدیک با همتایان اسرائیلی انجام شد.
به گفته یک مقام ارشد دولت، هنگامی که نیویورک تایمز جزئیات برنامهریزی این عملیات را در ۱۷ فوریه منتشر کرد، ترامپ بر سر دستیارانش خراب شد و یک رشته ناسزا گفت.
رئیسجمهور سپس به خبرنگاران گفت که ظرف «۱۰، ۱۵ روز» در مورد حملات تصمیم خواهد گرفت، اگرچه میدانست که آمریکا خیلی زودتر قصد حمله دارد.
یک مقام کاخ سفید میگوید: «او عمداً برای محافظت از مأموریت، درگیر جهتدهی اشتباه عمومی بود.»
ترامپ آنقدر از درز اطلاعات محتاط شده بود که حتی برخی از دستیارانش هدف فریب و نیرنگ قرار گرفتند.
در ۲۷ فوریه، او به مار-ئه-لاگو سفر کرد.
دستیاران در یک اتاق وضعیت موقت جمع شدند.
ترامپ از تعداد افراد حاضر برآشفت.
یکی از مقامات بازگو میکند: «او فکر میکرد گروه خیلی بزرگ است.» در این گروه افرادی حضور داشتند که ترامپ آنها را نمیشناخت یا احساس نمیکرد به اندازه کافی بشناسد.
در نقطهای، رئیسجمهور با عصبانیت گفت که عملیات لغو شده است.
او گفت که به بررسی ادامه خواهد داد.
این هم یک فریب دیگر بود: ترامپ قبلاً تصمیم خود را برای حمله در همان شب گرفته بود.
هنگامی که اتاق خالی شد، او یک حلقه کوچک و مورد اعتماد – کسانی را که میخواست در هنگام فرود اولین بمبها در کنارش باشند – دوباره فراخواند.
آن شب، ترامپ در پاسیوی مار-ئه-لاگو با گروهی که شامل استیون میلر، معاون رئیس ستاد، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، ویتکاف و دیوید وارینگتون، مشاور کاخ سفید بود، شام خورد.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهور، که در اتاق وضعیت واشنگتن بود، در این شام حضور نداشت.
یک مقام ترامپ میگوید که این بازتاب پروتکل استاندارد تداوم دولت بود که خواستار جدایی رئیسجمهور و معاون رئیسجمهور در طول عملیات حساس امنیت ملی زمانی که هر دو در کاخ سفید نیستند، میباشد.
بر اساس گفته دو منبع آشنا با بحثها، از میان حلقه داخلی رئیسجمهور، ونس بیش از همه مخالف این عملیات بود.
ترامپ به گروه جمع شده در زیر ستارههای پالم بیچ گفت: «جی دی واقعاً این را دوست ندارد.
اما وقتی تصمیم گرفته میشود، تصمیم است، درست است؟»
یک منبع کاخ سفید میگوید که ونس در آستانه حمله، هم مزایا و هم خطراتی را که میدید، تشریح کرد و افزود که «وقتی رئیسجمهور تصمیم را میگیرد، معاون رئیسجمهور ۱۱۰٪ پشت سر او میایستد.» (دستیار ونس از اظهار نظر خودداری کرد.)
عملیات خشم حماسی با یک دور حملات گسترده آغاز شد که رهبر عالی ایران را کشت.
پاسخ تهران گسترده بود: رگبار موشکها و پهپادها به سمت پایگاههای آمریکایی در عراق و سوریه، رگبارهایی به سمت شهرهای اسرائیل، اختلال در کشتیرانی تجاری در خلیج فارس، و حملات هماهنگ توسط شبهنظامیان نیابتی در سراسر منطقه.
فرد آشنا با طرز فکر هگزت میگوید که او نیز جزو کسانی بود که غافلگیر شد: «او انتظار داشت ایرانیها به نوعی مقابله به مثل کنند.
وقتی آنها شروع به حمله به تقریباً کل منطقه کردند، به نوعی برایش روشن شد که "واو، ما واقعاً الان در این جنگ هستیم.»
به نظر میرسید دولت همچنین زمانی که ایران به سراغ یک اهرم فشار – کنترل بر تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان هر روز از آن عبور میکند – رفت، غافلگیر شده باشد.
تهران در پاسخ به حملات ایالات متحده، یک محاصره عملی اجرا کرد و آبراه را عملاً بسته اعلام کرد و عبور و مرور کشتیهای غیرخصم را محدود ساخت.
شوک اقتصادی حاصل، پیامدهای داخلی داشت که فراتر از انتظارات حلقه داخلی ترامپ بود.
با افزایش سرسامآور قیمت بنزین، ترامپ تلاش کرد هزینههای بالاتر را به عنوان یک بدهبستان ضروری – باری کوتاهمدت در ازای از بین بردن تهدید ایران مسلح به سلاح هستهای – تغییر شکل دهد.
از یک سو، ترامپ در پاسخ تهاجمی ایران ارزشی میدید و معتقد بود که این پاسخ، ادعای او را که جمهوری اسلامی تهدیدی بیثباتکننده است، تأیید میکند.
ترامپ در خلال یک تماس تلفنی در ۴ مارس به من گفت: «حالا که دیدید آنها در دو روز گذشته در برابر سایر کشورهای منطقه چگونه رفتار کردند، همه آنها را نابود میکردند.» با این حال، مشاوران نگران بودند که جنگ باعث شود حامیان سیاسی که جذب وعده او برای اجتناب از درگیریهای جدید در خارج از کشور شده بودند، از او دور شوند.
ترامپ در سال ۲۰۲۴ با وعده مقرون به صرفه بودن، سرزنش دولت بایدن به خاطر تورم و جلب نظر آنچه دستیارانش به عنوان نوستالژی برای اقتصاد پیش از همهگیری توصیف میکردند، به قدرت بازگشت.
با افزایش قیمت سوخت و هزینههای مصرفکننده، درگیری در ایران تهدید شد بر اینکه برخی از وعدههای اصلی کارزار انتخاباتی او را از بین ببرد.
ترامپ همچنین با یک دوراهی روبرو بود.
او میخواهد به جنگ پایان دهد، اما نه بدون دستیابی به اهدافی که به طور قطعی از نزدیک شدن ایران به سلاح هستهای جلوگیری کند.
در بحثهای داخلی، برخی از مقامات امنیت ملی هشدار دادند که یک حمله مستمر ممکن است بیشتر از اینکه بازدارنده باشد، جاهطلبیهای تهران را تسریع کند.
یکی دیگر از مقامات کاخ سفید میگوید: «تنها راهی که آنها فکر میکنند میتوانند از تکرار چنین اتفاقی جلوگیری کنند، داشتن سلاح هستهای است.
اکنون تعهد بیشتری بر عهده ماست تا یک توافق ملموس و قابل اجرا داشته باشیم که آنها را به اندازه کافی از عبور از آستانه هستهای مسدود کند.»
همزمان با طولانی شدن جنگ، ترامپ از عزم و اراده تهران متاثر شده است.
او به تایم میگوید: «آنها بسیار سرسخت هستند.
آنها میتوانند دردهای عظیم را تحمل کنند.
بنابراین من به خاطر آن به آنها احترام میگذارم.
حقیقت این است که من فکر میکنم آنها مذاکرهکنندههای بهتری هستند تا جنگنده.»
دولت اکنون با چالشی آکروباتیک روبروست: یافتن راهی برای خروج بدون آنکه به نظر برسد دستاورد بسیار کمی داشته است.
مهندسی یک رژیم جانشین که پایدارتر و غربدوستتر از رژیمی باشد که قصد جابجایی آن را دارد، سختتر از آن چیزی است که ترامپ فکر میکرد.
همانطور که یکی از مقامات دولت توصیف میکند، جنگ به بازی غمانگیز «موشکوب» شبیه شده است، با حملاتی که رهبران متوالی را از میان برمیدارد در حالی که مقامات به دنبال جایگزین عملی برای ظهور از میان خرابهها هستند.
وقتی ترامپ در اوایل مارس با تایم صحبت کرد، از تغییر رژیم گفت: او گفت: «میخواهم در انتخاب رهبر جدید ایران دخیل باشم.
آنها میتوانند انتخاب کنند، اما ما باید مطمئن شویم که فردی است که با ایالات متحده معقول است.» تحقق چنین نتیجهای دشوار است.
در سخنرانی اول آوریل خود، او به دروغ ادعا کرد که این هرگز هدف نبوده است.
دستیاران میگویند، امید این است که تخریب ظرفیت نظامی ایران و سربریدن ساختار رهبری آن، امکان تشکیل کشور مسلح به سلاح هستهای را از بین ببرد، برنامه موشکهای بالستیک آن را برچیند و شرایط را برای تغییر داخلی ایجاد کند.
اما این نیز همراه با مشکل است.
تحلیلگران مستقل میگویند که بازگشایی تنگه احتمالاً به یک اشغال نظامی طولانیمدت با حضور نیروهای زمینی آمریکا یا پایان مذاکرهشده خصومتها نیاز دارد.
هیچ یک از این مسیرها ساده نیست.
نتانیاهو و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، تمایل به طولانی کردن درگیری دارند و آن را فرصتی نادر برای تضعیف یک دشمن مشترک میبینند.اما آنها همچنین وابستگی خود به جدول زمانی ترامپ را تشخیص میدهند.
یک مقام اسرائیلی میگوید، با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، نتانیاهو بدون حمایت ترامپ جای کمی برای مانور دارد.
ترامپ در مورد اسرائیلیها به تایم میگوید: «آنها همان کاری را میکنند که من به آنها میگویم.
آنها یک بازیکن تیمی خوب بودهاند.
وقتی من توقف کنم، آنها توقف میکنند.
اگر تحریک نشوند، متوقف میشوند، در این صورت چارهای ندارند، اما وقتی من توقف کنم، آنها توقف میکنند.»
اینکه این جنگ ممکن است انتخابات نوامبر را چگونه شکل دهد – و اینکه آن نتایج برای بقیه دوره ریاست جمهوری او چه معنایی خواهد داشت – سوالی است که بر تصمیمات ترامپ سایه انداخته است.
برخی از مشاوران نشانهای از تسلیم را در تفکر رئیسجمهور تشخیص میدهند.
در بحثهای خصوصی، او اغلب اشاره میکند که حزب حاکم تمایل دارد در انتخابات میاندورهای زمین را از دست بدهد.
یکی از دستیاران مشاهده میکند: «او در عبور از تاریخ مشکل دارد.» اما تاریخ همچنین نشان میدهد که ممکن است برای رئیسجمهوری که کشور را به جنگ میبرد، نتایجی بدتر از باخت در انتخابات وجود داشته باشد