آن روز که ملت به جای رهبر ایستاد
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی خیابان انقلاب نوشت:
خاطرم هست وقتی شهید سید ابراهیم رییسی به شهادت رسید همه از نقش رهبر شهید گفتند و اینکه ایشان یک تنه، این خلأ را پر کرد تا انتخابات جدید برگزار شود و مملکت به مسیر برگردد و همه میگفتند این، کارکرد اصلی ولایت فقیه است.
واقعا هم همینطور بود.
در آن بحبوحه و در آن لحظه، خبر سقوط هلیکوپتر رییس جمهور، واقعا تکان دهنده بود.
چقدر دلنشین بود حرفهای رهبر شهید.
میفرمود مردم نگران نباشند کارها به پیش میرود و هیچ خللی در برنامه کشور به وجود نمیآید.
اگر خاطرتان باشد بعد از شهادت سید ابراهیم رییسی، مسئولان و مقامات خارجی، به صورت مفصل به ایران آمدند و خدمت مقام معظم رهبری رسیدند و رهبر انقلاب، یک تنه، جور این فقدان عظیم را به دوش کشیدند و نگذاشتند آب در دل کسی تکان بخورد.
شکر نعمت میکردیم که چنین ستونی داریم.
مردم تکیه گاه داشتند که همان ولی فقیه بود.
همان موقع با خودم میگفتم این از برکاتِ وجود ولی فقیه است.
اما اگر اتفاقی برای خود ولی فقیه بیفتد آنگاه چه کسی این ضایعه و فقدان عظیم را جبران میکند تا زمانی که ولی فقیه بعدی انتخاب شود؟
تازه ولی فقیه بعدی تا زمانی که بخواهد امور را در دست گیرد کلی زمان میبرد.
این گذشت تا به سخنرانیهای عجیب قبل از جنگ رمضان رسیدیم.
همان موقع نمیفهمیدیم که رهبر شهید چه میگوید.
به این قسمت توجه کنید:
«ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند.
امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند.
ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.
۱۴۰۴/۱۱/۲۸»
همان موقع بود که از مبعوث شدن مردم سخن گفت.
ما هم نمیفهمیدیم.
تا اینکه به لحظۀ بند آمدن نفسها رسیدیم.
یک ماه پیش همین موقعها بود که خبر آمد بیت را زدند و ....
در اینجا بود که دست خداوند ظاهر شد.
اما نه از آستین ولی فقیه بلکه از بطن مردم.
در قضیه سید ابراهیم رییسی، این ولی فقیه بود که مملکت را نگاه داشت.
اما در شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب، این مردم بودند که مملکت و اسلام و ولایت را نگاه داشتند و اکنون نیز دارند از آن مراقبت میکنند.
این چه اتفاقی سترگی است؟
آیا آن را درک میکنیم؟
اگر یک صدم این تجمعات برای یک هفته در هر جای ایران اتفاق میافتاد چه نظریهها برای آن مینوشتند.
نسل ضد و شکاف نسلی و شکاف جنسیتی و قومی و مذهبی و NEETها و هزاران کوفت و زهرمار دیگه.
رها هم نمیکردند.
همین مدرسه آزاد فکری، چهار تا ریش قشنگ مثل مطهرنیا و چهارتا به ظاهر استاد دانشگاه میآورد و کلی برای بعد از جمهوری اسلامی نظریه پردازی میکردند و ملت را ساعتها مچل میکردند.
از روزنامهها بگیر تا برنامههای اینترنتی و ماهواره.
اما این تجمعات میلیونی و بعثت گونه، در کدام برنامه دیده خواهد شد جز از دوربین چهارتا خبرنگار مثل یوسف سلامی و ...؟
کسی درباره آنها حرف نمیزند.
چون این پدیده را نمیشناسند.
چون بعثت مردم در سواد و علمی که خواندند مجهول است.
چون دنیا را مادی و بر اساس تن و نفسانیات و مادیات و نیازهای حیوانی میشناسند.
مردم بر اساس نیازهای حیوانی، غریزی عمل میکنند.
ولی کدام نیاز انسان، و کدام بعد وجودی انسان است که در قالب بعثت ظهور و بروز مییابد؟
این مردم چه در نهان خود دیدهاند که اینطور در دفاع از اسلام و ولایت و جمهوری اسلامی، خیابان را رها نمیکنند.
هیچ جامعه شناس و جوجه مزلفی، توان تحلیل این بعثت را ندارند.
چون قرآن و سیره معصومین، جزو منابع آنها نیست.
چون برای فهم این پدیده، طهارت باطنی و دیده بینا میخواهد.
طولانی شد.
ببخشید.
خواستم بگویم در قضیه سید ابراهیم رییسی، این رهبر شهید بود که ستون این مملکت شد و نگذاشت کار از مسیر خارج شود.
اما در قضیه شهادت رهبر، این خودِ مردم بودند که ستون این مملکت شدند و نگذاشتند کار از مسیر خود خارج شود و به دست دشمن بیفتد.
مردم ما چقدر قد کشیدند؛ و خداوندا
اجر و جزای این مردم را به بهترین وجه ممکن عنایت فرما و شر دشمنان را به خودشان برگردان.
ترامپ و نتانیاهو را تحقیر و خفیف کن و دل شیعیان و مستضعفان را شاد بفرما.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.