فشار جنگ در ایران و خلأ امنیتی در خانه
طبق این تحلیل، با افزایش تلفات جانی و لجیستیک آمریکا در جنگ با ایران، فشار بر کل سیستم امنیتی آمریکا وارد میشود، نه فقط در صحنه عملیات، بلکه در نحوه آمادهسازی و واکنش در داخل این کشور.
به گزارش سرویس جهان مشرق ، وبگاه تحلیلی بسیار مهم و پرنفوذ «military.com»، در مقالهای به تاریخ 20 مارس، به تاثیرات افزایش تلفات جانی نیروهای ارتش تروریستی آمریکا در جنگ با ایران و آثار و تبعات آن بر امنیت داخلی آمریکا پرداخته است.
گفتنی است که این مقاله، تازه تلفات را در چارچوب آمار رسمی پنتاگون تحلیل کرده که آماری کاملا دستکاریشده با هدف کنترل افکار عمومی است.
تلفات آمریکاییها به صورت تصاعدی در حال بالارفتن است.
برای مثال، در روز جمعه، در حمله سنگین ایران به محل تجمع نیروها و امکانات تازهوارد آمریکا به بوبیان کویت، صدها نیروی آمریکایی کشته و زخمی شدند.
بازنشر گزارشها و مقالات رسانههای خارجی از باب اطلاعرسانی است و به معنی تایید تمامی محتوای بازنشرشده توسط مشرق نیست.
افزایش تلفات آمریکا در ایران و فشار جدیدی که بر امنیت داخلی وارد میکند.
اما درک این عدمتعادل مهم است.
این موضوع صرفاً درباره صفهای فرودگاه یا تأخیر در سفر نیست.
این داستانی است درباره دو سیگنال تقاضای بسیار متفاوت که در درون یک سیستم امنیت ملی واحد با هم برخورد میکنند: یکی ناشی از یک مناقشه رو به رشد در خارج از کشور، و دیگری ناشی از یک بحران تأمین بودجه در داخل.
برای نظامیان و خانوادههایشان، این همپوشانی امری ملموس است.
تقاضاهای عملیاتی در خارج از کشور در حال افزایش است، در حالی که بخشهایی از سیستمی که از آنها در داخل حمایت میکند، تحت فشار قرار دارد.
این همگرایی در یک لحظه بسیار حساس رخ میدهد، همزمان با افزایش تقاضای سفر و تشدید عملیاتهای نظامی.
افزایش تقاضا در خارج از کشور
مناقشه با ایران دیگر یک موضوع انتزاعی نیست.
این مناقشه پیامدهای واقعی برای نیروهای آمریکایی به همراه داشته است.
به گفته مقامات آمریکایی، از زمان آغاز این کارزار در اواخر فوریه، حداقل ۱۳ تن از نظامیان آمریکایی کشته و حدود ۲۰۰ نفر زخمی شدهاند.
خبرگزاری رویترز گزارشهای گستردهای درباره افزایش تعداد تلفات و سرعت عملیاتها منتشر کرده است.
در یکی از مرگبارترین حوادث اولیه، چندین نظامی در یک حمله پهپادی به یک تأسیسات آمریکایی در کویت کشته شدند که این موضوع آسیبپذیری حتی مواضع مستحکم را نشان میدهد.
سرعت عملیاتها نشاندهنده مقیاس این مناقشه است.
نیروهای آمریکایی به هزاران هدف حمله کرده و همزمان نیروهای اضافی، هواپیماها و داراییهای دریایی را در سراسر منطقه مستقر کردهاند.
در سراسر منطقه وسیعتر، این جنگ تاکنون منجر به مرگ هزاران نفر و تبادل مداوم موشک و پهپاد شده است.
مناقشات در این مقیاس همچنین نگرانیهایی درباره اقدامات تلافیجویانه یا تهدیدهای نامتقارن ایجاد میکند و بر اهمیت سیستمهای مسئول امنیت داخلی میافزاید.
این وضعیتی است که در آن فشار بر کل سیستم وارد میشود، نه فقط در صحنه عملیات، بلکه در نحوه آمادهسازی و واکنش در داخل کشور.
این یک مناقشه پشتپرده نیست.
این یک جنگ فعال و در حال تحول است که خواستههای مستمری را بر نیروهای آمریکایی تحمیل کرده و خطر را در چندین جبهه افزایش میدهد.
کاهش ظرفیت در داخل کشور
در همین حال، بخشهایی از آن سیستم در شرایط فشار کار میکنند.
از اواسط فوریه، وزارت امنیت داخلی (DHS) به دلیل ناتوانی قانونگذاران در دستیابی به توافقی بر سر اختلافات مربوط به سیاستهای مهاجرتی، با تعطیلی جزئی مواجه بوده است.
حدود ۵۰,۰۰۰ مأمور سازمان امنیت حمل و نقل (TSA) همچنان در حال خدمت هستند، اما نرخ غیبت از سطح عادی بسیار بالاتر رفته و منجر به صفهای طولانیتر امنیتی، تأخیرها و تعدیلات عملیاتی در فرودگاههای بزرگ شده است.
مسافران از زمان انتظار طولانیتر و پروازهای از دست رفته با افزایش شکافهای نیروی انسانی گزارش دادهاند، در حالی که صدها مأمور TSA در طول تعطیلی، نیرو را ترک کردهاند.
مقامات هشدار میدهند که اگر کمبود نیرو بدتر شود، فرودگاههای کوچکتر ممکن است با اختلالات یا کاهش ظرفیت غربالگری مواجه شوند.
اثرات فراتر از امنیت هوانوردی است.
گارد ساحلی که در میان نیروهای مسلح منحصربهفرد است و در زمان صلح زیر نظر وزارت امنیت داخلی فعالیت میکند، نیز در محدوده این تعطیلی قرار میگیرد.
در حالی که مأموریتها ادامه دارد، اختلالات بودجه میتواند بر حقوق، نگهداری و پشتیبانی عملیاتی تأثیر بگذارد و فشار بیشتری بر نیرویی وارد کند که هم مسئولیتهای نظامی و هم امنیت داخلی را بر عهده دارد.
هرچه تعطیلی طولانیتر شود، آنچه به عنوان یک مشکل نیروی انسانی آغاز شد، به طور فزایندهای به یک مشکل عملیاتی تبدیل میشود.
سیستمی تحت فشار دوگانه
به طور جداگانه، هر یک از این موقعیتها، یعنی یک مناقشه خارجی یا یک وقفه بودجه داخلی، در چارچوب کلی امنیت ملی آمریکا قابل مدیریت خواهد بود.
اما با هم، چالش پیچیدهتری ایجاد میکنند.
عملیات نظامی در خارج از کشور تقاضا برای اطلاعات، هماهنگی و هوشیاری را افزایش میدهد.
خواستههایی که نه فقط عملیاتی، بلکه انسانی هستند و در افزایش تعداد تلفات و مجروحان نظامی منعکس میشوند.
در همین حال، اختلالات در وزارت امنیت داخلی بر عناصر کلیدی امنیت داخلی، از جمله غربالگری هوانوردی، پشتیبانی واکنش اضطراری و بخشی از نیروی کار امنیت فدرال تأثیر میگذارد.
هنگامی که عملیات پایدار در خارج از کشور با فشار بر نیروی کار امنیت داخلی همزمان میشود، ریسک معمولاً به صورت یک شکست فوری ظاهر نمیشود.
این ریسک با گذشت زمان و از طریق تخریب تدریجی ایجاد میشود.
کارشناسان امنیت ملی اغلب هشدار میدهند که ریسک از یک نقطه شکست واحد ناشی نمیشود، بلکه از تحت فشار بودن همزمان چندین سیستم ناشی میشود.
این به آن معنا نیست که ایالات متحده امنیت کمتری دارد.
عملکردهای ضروری ادامه دارند و اقدامات اضطراری همچنان برقرار هستند.
اما این موضوع یک تنش رو به رشد را برجسته میکند: از سیستم خواسته میشود که با منابع کمتر، کار بیشتری انجام دهد.
هرچه هر دو فشار بیشتر ادامه یابند، این خواستهها بیشتر با هم تلاقی میکنند و فشار را نه تنها بر روی آژانسهای فردی، بلکه بر نحوه همکاری آنها با یکدیگر وارد میکنند.
چرا این موضوع برای نظامیان اهمیت دارد
برای آنهایی که یونیفورم به تن دارند، این اثرات انتزاعی نیستند.
جنگ در ایران هماکنون در حال اعزام نیرو، افزایش خطر و در برخی موارد، گرفتن جانها است.
در همین حال، سیستمهای پشتیبانی از نظامیان و خانوادههایشان در داخل کشور، از زیرساختهای سفر گرفته تا وظایف گستردهتر امنیت داخلی، تحت فشار هستند.
سفرهای بهاری در حال افزایش است و جابهجاییهای دائمی (PCS)، سفرهای آموزشی و دورههای مرخصی را به همراه دارد.
تأخیر در ایستگاههای بازرسی امنیتی فرودگاه میتواند به اتصالات از دست رفته و عوارض گزارشدهی منجر شود.
برای برخی، این میتواند به معنای تفاوت بین رسیدن به یک پرواز اتصالی یا از دست دادن تاریخ گزارشدهی باشد؛ اختلالات کوچکی که در زندگی نظامی میتوانند پیامدهای بزرگی به همراه داشته باشند.
به طور گستردهتر، ارتش برای پشتیبانی از حفاظت از نیروها، زیرساختها و عملیات در داخل کشور، به شبکهای از آژانسهای غیرنظامی از جمله وزارت امنیت داخلی متکی است.
تأسیسات نظامی ایالات متحده به طور معمول شرایط حفاظت از نیروها را بر اساس سطوح تهدید تنظیم میکنند و دورههای تنش جهانی افزایش یافته میتواند منجر به اقدامات امنیتی مشهودتر، کنترلهای دسترسی سختتر و هماهنگی بیشتر با مقامات محلی شود.
در حالی که گزارش گستردهای مبنی بر محدود کردن دسترسی به پایگاههای نظامی به دلیل تعطیلی وجود ندارد، ترکیب مناقشه جهانی و فشار داخلی میتواند به یک محیط عملیاتی پویاتر و کمتر قابل پیشبینی کمک کند.
پایانی در چشم نیست
بیش از یک ماه از تعطیلی جزئی میگذرد و هنوز زمان مشخصی برای پایان آن وجود ندارد و گزارشهای اخیر حاکی از آن است که این وضعیت ممکن است تا فصل مسافرتهای بهاری نیز ادامه یابد.
بودجه وزارت امنیت داخلی در اواسط فوریه پس از آنکه قانونگذاران نتوانستند اختلافات مربوط به سیاست مهاجرت را حل کنند، به پایان رسید.
مذاکرات ادامه دارد، اما هر دو طرف هنوز فاصله زیادی دارند و هیچ ضربالاجل قطعی برای حل و فصل وجود ندارد.
در همین حال، وضعیت در میدان رو به وخامت است.
دهها هزار مأمور TSA بدون دریافت حقوق به کار ادامه میدهند، نرخ غیبت در فرودگاههای بزرگ به شدت افزایش یافته و صدها غربالگر قبلاً استعفا دادهاند.
حتی زمانی که بودجه بازگردانده شود، اثرات ممکن است باقی بمانند.
جایگزینی پرسنل آموزشدیده زمان میبرد و این خطر را افزایش میدهد که تأخیرها و فشار عملیاتی ممکن است تا ماههای آینده ادامه یابد.
تصویر بزرگتر
در نگاه اول، این تحولات ممکن است بیارتباط به نظر برسند: جنگی در خارج از کشور، یک اختلاف بودجه در واشنگتن، و صفهای طولانیتر در ایستگاههای بازرسی امنیتی فرودگاه.
اما با هم، آنها به چیزی مهمتر اشاره میکنند.
ایالات متحده بر یک سیستم امنیت ملی عظیم و به هم پیوسته متکی است.
سیستمی که نه تنها به قدرت نظامی در خارج از کشور، بلکه به شبکهای کاملاً عملیاتی از نهادهای غیرنظامی در داخل متکی است.
هنگامی که فشار به طور همزمان بر هر دو طرف آن سیستم وارد میشود، اثرات شروع به تشدید میکنند.
افزایش عملیات در خارج از کشور تقاضا برای هماهنگی، اطلاعات و هوشیاری را افزایش میدهد.
در همین حال، یک وقفه بودجه داخلی، نیروی کار مسئول تأمین امنیت داخلی را تحت فشار قرار میدهد.
هیچ یک از دو طرف در حال شکست نیستند، اما هر دو در حال فشار آمدن هستند.
تاریخ نشان میدهد که سیستمها به ندرت یکباره از کار میافتند.
آنها شروع به نشان دادن فشار در نقاط اتصال میکنند.
سوال این نیست که آیا سیستم میتواند فشار را در کوتاه مدت جذب کند یا خیر.
سوال این است که آیا تقاضاهای پایدار و همپوشان، کارایی، پاسخگویی و تابآوری آن را در طول زمان فرسایش خواهند داد؟
آنچه در آینده میآید
اگر روند فعلی ادامه یابد، فشار ناشی از یک نقطه شکست واحد نخواهد بود، بلکه از تجمع مداوم فشار بر سیستمی ناشی میشود که انتظار میرود بدون توقف، حتی در زیر بار خواستههای متضاد، به کار خود ادامه دهد