نسبت ما و امر ولی
در محیط انسانی تا اراده و هدف اجزاء با اراده و هدف کل، همسو نباشد، کار پیش نمیرود. لذا انتظار تحول با دستور و ابلاغ را نمیتوان داشت.
در محیط انسانی تا اراده و هدف اجزاء با اراده و هدف کل، همسو نباشد، کار پیش نمیرود.
لذا انتظار تحول با دستور و ابلاغ را نمیتوان داشت.
نسبت ما و امر ولی
امروز ما در یک محیط اجتماعی باز و متضاد قرار داریم.
این محیط که در آن بر خلاف محیط بسته، ورودیهای مختلف فکری فرهنگی وجود دارد سه پدیده را موجب میشود:
۱.
طرح مسائل نوظهور و به صورت نو به نو
۲.
به چالش کشیده شدن مسائل قبلی و حتی محکمات
۳.
مسائلی که الان ضعیفند (weak signal) اما در صورت بیاعتنایی تبدیل به چالش میشوند.
در چنین جامعه پیچیدهای سه نسبت با ولی امر و امامت امت میتوان متصور شد:
۱.
اشارت نشینی(قاعدین)
۲.
اجتهاد بیضابطه
۳.
اجتهاد ضابطه مند
گروه اول کسانی هستند که در نسبت با ولی و امر او، منتظر اشاره اند.
تا ولی نکته ای نگفته اند، راه نمیافتند و تکلیف خود را در نمییابند.
این گروه قاعدین، دارای محافظه کاری اند.
ترس از اشتباه، توبیخ شدن و یا نداشتن قدرت تجزیه و تحلیل، منجر به این حالت میشود.
گروه دوم کسانی هستند که در این محیط پیچیده، دست به اجتهاد میزنند.
اما اجتهاد آنها به خاطر فقدان مبنای تئوریک قوی و نیز اصول اجتهاد، اجتهاد بیضابطه و شخصی است.
این گروه هر چند تلاششان ستودنی است اما سر از بیراهه در میآورند.
گروه سوم کسانی هستند که رنج و زحمت اجتهاد و اقتضاءات و لوازم آن را پذیرفته اند و بر اشارت نشینان و قاعدین، فخر دارند اما بر خلاف گروه دوم، اجتهادشان ضابطه مند است.
مبانی مستحکم و دقیق و نه بافتههای تئوریک شخصی دارند و از اصول قویمی برخوردارند و بر اساس آن اجتهاد میکنند.
نتیجه اجتهاد چه بسا با فهم رهبری، مغایرت داشته باشد اما قطعا ارزشمند است.
از جمله اصول اجتهاد میتوان به عنوان نمونه به این موارد اشاره کرد:
۱.
اصل مشارکت و عاملیت اجتماعی:
در محیط انسانی تا اراده و هدف اجزاء با اراده و هدف کل، همسو نباشد، کار پیش نمیرود.
لذا انتظار تحول با دستور و ابلاغ را نمیتوان داشت.
۲.
اصل قدر مقدور:
بر اساس این اصل، امر دائر بین هست و نیست نخواهد بود؛ بلکه هر میزان که بتوان موفقیت کسب کرد و گام برداشت ارزشمند است.
۳.
اصل تدریج:
به استناد اصل اول و سایر اصول، کامیابی تدریجی و زمان بر است.
۴.
اصل طیفی بودن:
در ارزشیابی نباید صفر و یکی و موفق و ناموفق دید.
۵.
اصل اعتدال:
پرهیز از افراط و تفریط و فهم و عمل به حد وسط
۶.
اصل حفظ نظام
و...
به نظر حقیر، گروه اول هر چند افراد خوبی هستند اما مضرند.
این ضرر حداقل از دو جهت است:
۱.
افکار عمومی در قبض و بسط اختیارات ولی تاثیر دارد.
اگر محافظه کاری باشد و فضا از دست برود، هم نفوذ کلمه ولی کم میشود و هم اگر وارد شود، چه بساهزینه بالایی خواهد داشت.
۲.
ولی بنا به مصالحی نمیتواند برخی از مطالب را مطرح کند.
فهم و اقدام درست باعث میشود برای ولی نیز افق جدیدی گشوده شود و با تایید آن منجر به تقویت آن فهم و اقدام شود.در حالی که در محافظه کاری چنین نمیشود.
گروه دوم نیز علی رغم تلاش اما ممکن است سر از انحراف دربیاورند اما گروه سوم همان گروهی هستند که باید برای افزایش و تقویت آن تلاش کرد.
فرزاد جهانبین
انتهای پیام/