مادری به نام «آسیه»
آسیه با واژه استوانه و ستون معنی میشود.
نام یک زن یک مادر.
آسیه کمالی متولد ۱۳۶۴ مادر ندا و نسیم است.
درسال ۹۱ با یک تصادف دلخراش از ناحیه کمر قطع نخاع شد.روزها برایش با کاردرمانی و فیزیوتراپی میگذشت.تمام توان همسربودن و مادربودن را به یکباره از دست داده بود.
روزها را با خیره شدن به سقف اتاق شب میکرد ولی انگار زندگی هنوز ادامه داشت و آسیه باید زندگی میکرد چون مادر بود.کم کم تصمیم گرفت با پاهای نداشتهاش روی پای خود بایستد و خودش از پس کارهایش بربیاید.
با کمک همسر و برادرش مناسب سازی های لازم برایش درخانه فراهم شد.
ارتفاع گاز و ظرفشویی پایین آمد تا آسیه براحتی به کارهای شخصیش برسد.
چون همسر آسیه درخارج از استان مشغول به کار است و میتواند ماهی یکبار در کنار خانواده باشد.
آسیه تمام تلاشش رو میکند تا زندگی را جمع و جور کند.
کم کم با واقعیت زندگی روبرو میشود.
تصمیم میگیرد از لاک تنهایی اش بیرون بیایید بخاطر ندا و نسیم زندگی کند.
کلاس زبان و ورزش را شروع میکند به سرعت با رشته تنیس و تیراندازی با کمان اخت میگیرد.
آسیه جوری عاشق تیراندازی با کمان میشود که تمام غم نداشتن پاهایش به یکباره فراموش میشود.
آسیه نایب رئیس هیئت ورزشهای معلولین و جانبازان در استان است.
آسیه با تمام سختیها زندگی میجنگد و زندگی میکند تا در نبود همسرش برای دخترانش هم مادر باشد هم پدر.
تمام تلاشش را میکند تا همان مادری بشود که در گذشته بود.
هرروز زودتر از ندا و نسیم از خواب بیدار میشود صبحانه را آماده میکند تا دخترانش را راهی مدرسه کند.
در طول روز به کارهای شخصی و ورزش مورد علاقه اش میرسد.
ندا و نسیم همچون پروانه در دور مادرشان میچرخند و در کارهای کار درمانی و منزل کمکش میکنند.
در طول روز باهم دف و ستار میزنند.
نقاشی می کشند، کارهای چرم و معرق انجام میدهند و در نبود پدر زندگی را به جریان میاندازند.
به امید تندرستی مادران سرزمینم.