«حسین سنجیده» شاعر اهل ارومیه درگذشت/ خاکسپاری امروز در باغ رضوان
«حسین بقال سنجیده» متخلص به «نجات» شاعر برجسته ارومیهای پس از سپری کردن یک دوره بیماری صعبالعلاج، شامگاه دوشنبه نهم دیماه در سن 70 سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، «حسین بقال سنجیده» متخلص به «نجات» شاعر برجسته ارومیهای پس از سپری کردن یکدوره بیماری شامگاه دوشنبه نهم دیماه در سن ۷۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.
اولین مجموعه شعر سنجیده با عنوان «یازیق آنا، یازیق آنا»، مزین به تصاویر سیاهقلمی که کشیده بود در سال ۱۳۸۶، در ۱۳۳ صفحه منتشر شد که با استقبال خوبی هم روبهرو شد.
دومین مجموعه شعر او، با عنوان «شعریمه ائل قوناق گلیر»، در ۲۵۰ صفحه و با نقاشیها و تصاویری که خودش کشیده بود، به چاپ رسید.
چوووشلار محلهسی، موشتولوق، شعر تلخ زندگی من، گووهرچین از دیگر آثار این شاعر است.
از این شاعر متعهد و نویسنده و نقاش هنرمند، چهار جلد کتاب شعر و یک جلد کتاب نثر منتشر شده است.
مراسم تشییع و خاکسپاری این شاعر صبح امروز از ساعت ۱۱ صورت میگیرد و پیکر آن مرحوم در باغ رضوان ارومیه به خاک سپرده میشود.
همچنین قرار است عصر امروز مراسم ترحیم نیز برپا شود.
سعید سلیمانپور در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشته است: به عیادتش که رفته بودم، فکر نمیکردم ۱۰ روز بعد با چشمی اشکبار از روی خبری رونویسی کنم که: حسین سنجیده (نجات) شاعر مشهور ارومیهای شامگاه نهم دی ماه ۹۸ در سن هفتاد سالگی به علت سرطان درگذشت.
۱۰ روز پیش با استادمصطفی قلیزاده علیار به عیادتش رفتم.
میگفتند نیمههوشیار است و دیگر چیزی نمیبیند.
پسرش آقا مهدی در کنار ما بود با صدای بلند گفت: آقا جون، مهدیام!
من نیز به طرف صورتش خم شدم و ناامیدانه گفتم: سنجیدهجان، سلیمانپورم.
واکنشش برایم حیرت انگیز بود.
تکانی خورد و بدون آنکه چشمانش را باز کند گفت: دکتر، آمدی؟!
و حیرتم بیشتر شد وقتی رو کرد به پسرش و گفت: مهدی، کتاب جدیدم را بیاور به سلیمانپور هدیه بدهم!
چقدر تلاش کردم که اشکم جاری نشود.
آقا مهدی کتاب را آورد و گذاشت روی دستان کم رمقش، آن را گرفتم.
صورت و پیشانیاش را بوسیدم.
ناگهان دستش را به طرف صدایم دراز کرد و صورتم را نوازش کرد.
همیشه دوستش داشتم و دوستم داشت.
مرحوم سنجیده حضور فعالی در انجمنهای ادبی ارومیه داشت.
او را از همان اوایل دهه هفتاد میشناختم.
بعدها در تمامی شبشعرهای طنز یا جدی که در آن مسئولیتی داشتم، نام حسین سجیده معمولا از فهرستم فراموش نمیشد!
در اولین شب شعر طنز «چولپا» (که ناصر فیض و امید مهدینژاد و عباس احمدی و محسن اشتیاقی نیز حضور داشتند)مجری جلسه بودم و هنگام معرفیاش با شعرهای گاه طولانیاش شوخی کردم و گفتم: «حسین سنجیده از آن دسته شاعران صمیمی،دوست داشتنی و شیرین سخنی است که از روز ازل با "ایجاز" پدر کشتگی تام داشته است و اعتقاد دارد سروده تنها در دو حالت پایان می پذیرد: ۱-تمام شدن خودکار ۲-تمام شدن کاغذ!!
فلذامهم ترین سوالش در حیطه ادبیات این است که رباعی را تا چند بیت میتوان ادامه داد؟!» آن روزها خودش نیز به این شوخی میخندید اما سالها بعد که یکی دو شاعر دیگر این شوخی مرا ادامه داده بودند، به گمانم ناراحت شده بود و تلویحا مرا مقصر میدانست!
سعید سلیمانپور در کنار استاد سنجیده
آن روز که به عیادتش رفته بودم شعر «شب چله» اش را که پارسال خودش برایم در تلگرام خوانده و فرستاده بود، از گوشی پیدا کردم و گذاشتم گوش کرد.
گفت: «چه خوب!
مردم هنوز به شعرهای من گوش میدهند!» بعد شعری را که شب قبل برایش سروده بودم، خواندم.
از زندهیاد سنجیده چهار مجموعه شعر و یک مجموعه نثر به یادگار ماندهاست.
او چند ساعت پیش به قول شاعر: جان گرامی به پدر باز داد/ کالبد تیره به مادر سپرد»
خدایش بیامرزد و روح زلالش را قرین رحمت واسعه خویش گرداند.
انتهای پیام/