خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 14 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

سرت، انگشترت، پیراهنت، عمامه‌ات را آه

فارس | فرهنگی و هنری | سه شنبه، 19 شهریور 1398 - 14:45
یکی از شعرای کشور در سروده‌ای که به پیشگاه سیدالشهدا(ع) تقدیم شده، تصویری از عصر عاشورا را در شعرش مجسم کرده است.
برد،پيراهنت،مصرع،سرت،لخته،حرص،آه

یکی از شعرای کشور در سروده‌ای که به پیشگاه سیدالشهدا(ع) تقدیم شده، تصویری از عصر عاشورا را در شعرش مجسم کرده است.
سرت، انگشترت، پیراهنت، عمامه‌ات را آه - یکی با فکر گندم دیگری حرص عمارت برد
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، فاطمه معصومی، شاعر، در سروده‌ای به عصر عاشورا و جنایت کوفیان و شامیان پرداخته است.
غروبی لخته لخته صبح را در خود به غارت برد
چه پیش آمد که تاریکی، کواکب را اسارت برد
بگو آن بی‌حیا از تو مگر غیر از کرامت دید
که هم انگشت و هم انگشترت را با جسارت برد
چه باید گفت با طفلت اگر از سرخی‌ات پرسد؟
گرفت آیینه را خون یا که رنگت را حرارت برد؟
سرت، انگشترت، پیراهنت، عمامه‌ات را آه...
یکی با فکر گندم دیگری حرص عمارت برد...
از آن بالا که می‌بینی بگو طفلت کجا مانده‌ست
که آرام دل از زینب نگاه بی قرارت برد
چه رزقی زرفروش پست از بازار گرمت داشت
چقدر او گوشواره با خودش بهر تجارت برد
به خون فریاد زد گر دین نداری باش آزاده
سپاه کوفه اما آبرو از این عبارت برد
غزل مصرع به مصرع واژه واژه قتلگاه توست
من آن هیچم، نگاهت بود، شعرم را زیارت برد
انتهای پیام/