دفاع مشاور پیشین دولت آمریکا از راهبرد مقاومت: وقتی منطق موثر نیفتد، مقاومت تنها راه است
یک تحلیلگر آمریکایی با دفاع از راهبرد مقاومت که از سوی کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا و سوریه به کار گرفته شده، گفت «زمانی که منطق، استدلال و مذاکره با شکست مواجه میشوند راهی بجز مقاومت برای دفاع از حق و حقوق باقی نمیماند».
پل لارودی که سابقاً پست مشاور دولت ایالات متحده در سفارت آمریکا در عربستان را برعهده داشته و اکنون یک کنشگر سیاسی است در گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری تسنیم، با تاکید بر روحیه مقاومت به عنوان راهکاری برای حفظ بقای کشورها گفت: تاریخ نشان داده ملتهایی که سرسپردگی و تسلیم را به جای آزادگی انتخاب می کنند، اغلب از صحنه روزگار محو می شوند و به طور کلی در کشورهای مقتدرتر شوند.
وی در ادامه گفت: «هر شخصی و هر کشوری خودش تصمیم گیرنده است، اما گاهی که منطق، استدلال و مذاکره با شکست مواجه میشوند، مقاومت کردن تبدیل به تنها راه برای احقاق حق میشود، درغیر این صورت سرسپردگی جای آن را می گیرد.
لارودی در پاسخ به سوالی درباره تجربه کشورهایی که استراتژی مقاومت را در مقایسه با آنهایی که راهکار سازش و مصالحه در برابر کشورهای قدرتمند و زورگو از جمله آمریکا در پیش گرفتهاند، با تصریح بر تمایل کشورهای امرپرالیست برای نابودی کشورهای ضعیف به عنوان درس عبرت برای دیگران، گفت: «هر کشوری و هر شخصی مقدار مشخصی از ظلم و ستم را می پذیرد، اما همچنین حد مشخصی از آن ظلم و ستم را میتواند تاب بیاورد و در برابر آن مقاومت کند.
بعضی تا جایی که دست نشانده آن قدرت ها شوند با آن کنار میآیند، زیرا بیشتر از اینکه معایب این کار را ببینند مزایای آن را در نظر می گیرند.
وی ادامه داد: در چنین مواردی، قدرتهای غالب از بیشترین مزایا بهرهمند میشوند، اما حتی این قدرتها در اغلب موارد میتواننددر صورتی که نرمش بیشتری از خود نشان دهند رفتار سرکوبگرانهای نداشته باشند، امتیازهای بیشتری از دست نشاندههای خود دریافت کنند.به این ترتیب این نشاندهها به فکر سرکشی نمی افتند.
لارودی گفت: کشورهایی هم هستند که از این که دست نشانده باشند امتناع می ورزند و اصرار دارند همه کشورها با احترام متقابل با هم رفتار کرده و این امکان را داشته باشند تا سیاستهایشان را خودشان در داخل سیستمهای دولتی و اقتصادی و بدون دخالت خارجی تدوین کنند و حقوق کشورهای دیگر را برای انجام این کارها به خطر نیندازند.
وی با تصریح بر خواست جهانی درباره احقاق این حقوق گفت: اما قدرتهای امپریالیستی، اعمال این حقوق را تهدیدی برای سلطهشان بر کشورهای کوچکتر میپندارند و اغلب ترجیح میدهند که آنها را نابود کنند تا درس عبرتی برای سایر کشورها باشد.
این کارشناس آمریکایی همچنین در جواب به این سؤال که آیا کشورهای حامی قدرتهای بزرگ باید تجربیات کشورهای محور مقاومت را در پیش بگیرند تا بتوانند از استقلال خود محافظت کنند و در برابر یکجانبهگرایی بایستند، گفت: هر کشوری مستقلی حق دارد برای خود تصمیم بگیرد و به هر اندازه که لازم بداند دربرابر یکجانبهگرایی مقاومت کرده و از استقلال خود حفاظت کند.
هیچ کس نمی تواند برای کشوری که مال آنجا نیست، تصمیم بگیرد.
با این وجود، واضح است که سرفرودآوردن به ندرت اشتهای ستمگر را سیر می کند و اغلب منجر به افزایش خواستههایش می شود.
وی ادامه داد: پروفسور پل کندی در اثر کلاسیک خود، «ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ» نشان میدهد که چطور ستمگرانی که بیش از اندازه ثروت ملت خود را صرف هزینه های نظامی می کنند، اقتصاد خود را از بین میبرند و قدرت و نفوذ خود را از دست میدهند.
این تحلیلگر آمریکایی همچنین در پاسخ به سؤالی درباره هشدار اخیر علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور مبنی بر نقش منفعلانه اروپا و پذیرفتن تحقیر توسط آمریکا، گفت: « واضح است که آمریکا با تحت فشار گذاشتن اروپا خطر کرده است.
کشورهای اروپایی به اندازه کافی قدرتمند هستند که بتوانند این فشار را به سمت آمریکا متمایل کنند، اما آنها همچنین پیامدهای این کار را می دانند به همین دلیل ممکن است تمایلی به مقابله با ایالات متحده در مورد خواستههایش و همچنین حمایت از سیاستهای یکجانبه آن نداشته باشند، از این رو که امید دارند شاید آمریکا به خود بیاید و یا تغییری در دولتش ایجاد شود.
وی این تصور اروپاییها و امید آنها برای تغییر در رفتار آمریکا را «واهی» خواند و گفت: نشانههایی از مقاومت در ایالات متحده دیده میشود، اما هنوز برای ایجاد تغییرات واقعی کافی نیست.
حتی اگر تغییری در دولت بوجود آید، سیاست خارجی شخصیتهای قدرتمند در هر دو حزب تفاوت چندانی با هم ندارند و بعید به نظر می رسد که بخواهند در سیاستهای معمول تهاجمی امپریالیستی خود تغییری ایجاد کنند.
اگر اروپا میخواهد که دیگر مورد روزگویی آمریکا قرار نگیرد، باید از خود ایستادگی نشان دهد.
انتهای پیام/