چرا شهید علی هاشمی سالها «مکتوم» ماند؟ / اتهام جاسوسی به فرمانده هور
یک نویسنده گفت: «مکتوم» به معنای کسی است که بهصورت عامدانه پنهان نگه شده است. شهید هاشمی فرمانده قرارگاه سری نصرت بود که به دلیل محرمانه بودن آن بسیاری از فرماندهان نیز از آن اطلاع نداشتند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: جنگ تنها در میدان نبرد روایت نمیشود؛ بخشی از آن در پروندههای ناتمام، روایتهای ناگفته و ابهامهایی جریان دارد که سالها پس از پایان درگیریها همچنان باقی میمانند.
ادبیات داستانی نیز در سالهای اخیر تلاش کرده با عبور از روایتهای صرفاً حماسی، به سراغ شخصیتها و مقاطعی برود که در آنها مرز میان حقیقت و شایعه، اعتماد و سوءظن و قهرمانی و اتهام، باریک و پیچیده است.
رمان «مرد مکتوم» نوشته حامد قربانی در انتشارات نیستان هنر از جمله آثاری است که با بهرهگیری از عناصر داستانی، امنیتی و معمایی، زندگی یکی از فرماندهان شناختهشده دفاع مقدس را دستمایه روایت خود قرار داده است.
نویسنده در این اثر، ضمن بازخوانی بخشی از تحولات انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق، مخاطب را با فضای اطلاعاتی و امنیتی سالهای جنگ همراه میکند و روایتی از مأموریتهای شناسایی، نبردهای هور، نفوذ، جاسوسی و تلاش برای کشف حقیقت ارائه میدهد.
داستان با پروندهای محرمانه آغاز میشود؛ پرونده فرماندهای که پس از آخرین مأموریتش ناپدید شده و سالها بعد، شایعاتی درباره خیانت و جاسوسی او شکل گرفته است.
راوی که خود از نیروهای نزدیک این فرمانده بوده، برای روشن شدن حقیقت، گذشته را مرور میکند و در این مسیر، مخاطب نیز با فرازهایی از زندگی شهید علی هاشمی، فرمانده قرارگاه سری نصرت، و نقش او در جبهه هور آشنا میشود.
به مناسبت انتشار این رمان، درباره روند شکلگیری «مرد مکتوم»، شیوه تلفیق تاریخ و داستان، انتخاب ساختار امنیتی روایت و بازآفرینی شخصیت شهید علی هاشمی با حامد قربانی، نویسنده این اثر، به گفتگو پرداختیم.
* عنوان «مرد مکتوم» از همان ابتدا ذهن مخاطب را به سمت رازی ناگشوده میبرد.
این «مکتوم» بودن صرفاً به سرنوشت شهید علی هاشمی اشاره دارد یا به بخشی از تاریخ دفاع مقدس که کمتر روایت شده است؟
رمان «مرد مکتوم» دومین رمانی است که نوشتهام و مانند اثر نخست، در ژانر جاسوسی قرار میگیرد.
نخستین رمانم با عنوان «تمرد» نیز در همین ژانر نوشته شده و روایت آن در سال ۱۳۵۶، یک سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، جریان دارد.
ایده نگارش «مرد مکتوم» به سال ۱۴۰۰ بازمیگردد؛ زمانی که مشغول نگارش فیلمنامه مجموعهای درباره آیتالله طالقانی برای صداوسیما بودیم.
در همان مقطع، معاونت استانهای صداوسیما پیشنهاد داد درباره شهید علی هاشمی نیز مجموعهای ساخته شود و ما نگارش آن را آغاز کردیم.
در ادامه، حوزه هنری اعلام کرد که با توجه به آثاری که پیشتر درباره شهید هاشمی منتشر کرده، قصد دارد خود این پروژه را تولید کند.
حاصل آن روند، ساخت مجموعه «پسران هور» و فیلم «اشک هور» بود.
پس از آن نیز سازمان اوج فیلم «اسفند» را تولید کرد.
در واقع، سه مجموعه بهطور همزمان در حال کار روی این سوژه بودند و در نهایت، پروژهای که ما آغاز کرده بودیم، به جای ساخت سریال، به رمان تبدیل شد.
به اعتقاد من، ژانر جاسوسی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
در سینما و تلویزیون آثار معدودی در این حوزه تولید شده، اما در مقایسه با ادبیات جهان، بهویژه در کشورهای انگلستان و آمریکا که خاستگاه اصلی رمانهای جاسوسی به شمار میروند، این ژانر در ایران هنوز جایگاه شایسته خود را پیدا نکرده است.
رمان جاسوسی، روایت جنگی پنهان میان انسانهای پنهان است و ظرفیتهای فراوانی برای روایتهای داستانی دارد.
دلیل انتخاب عنوان «مرد مکتوم» نیز به همین ویژگی زندگی شهید علی هاشمی بازمیگردد.
واژه «مکتوم» با «مستور» تفاوت دارد؛ «مکتوم» به معنای کسی است که بهصورت عامدانه پنهان نگه داشته شده است.
شهید هاشمی در اوایل دهه ۱۳۶۰ فرمانده قرارگاه سری نصرت بود؛ قرارگاهی که مأموریتهای اطلاعاتی ویژهای را در دوران جنگ دنبال میکرد و فعالیتهای آن بهقدری محرمانه بود که حتی بسیاری از فرماندهان سپاه نیز از وجود آن اطلاع نداشتند و تنها فرماندهان ارشد از مأموریتهای این قرارگاه آگاه بودند.
مأموریت اصلی این مجموعه، نفوذ اطلاعاتی، شناسایی مواضع دشمن و جمعآوری اطلاعات از داخل خاک عراق بود.
پس از شهادت شهید هاشمی، به دلیل محرمانه بودن مأموریتهایش، بسیاری از همرزمانش از سرنوشت او اطلاع نداشتند و تصور میکردند همچنان زنده است.
همین ابهام، زمینه شکلگیری گمانههایی را فراهم کرد و حتی اتهام جاسوسی نیز متوجه او شد.
سالها بعد، با کشف پیکر شهید در منطقه هور، این ابهامها پایان یافت و مشخص شد که او در همان منطقه به شهادت رسیده است.
رمان «مرد مکتوم» با همین نقطه آغاز میشود.
شخصیت اصلی داستان از نیروهای نزدیک به شهید هاشمی و مسئول پیگیری سرنوشت اوست.
روایت با اتهام جاسوسی و فضای تردید آغاز میشود و سپس زندگی شهید هاشمی را از دوران نوجوانی تا زمان شهادت مرور میکند.
وجه تمایز این اثر با آثاری مانند «پسران هور»، «اشک هور» و «اسفند»، تمرکز آن بر ژانر جاسوسی و پرداختن به نقش منافقین، نیروهای نفوذی و گروههای تجزیهطلب عرب در خوزستان است؛ موضوعی که تاکنون کمتر در ادبیات و سینمای دفاع مقدس به آن پرداخته شده است.
در این رمان، تقابل نیروهای اطلاعاتی شهید هاشمی با شبکههای نفوذ، منافقین و تجزیهطلبان، به موازات روایت زندگی او پیش میرود و همین، مهمترین تفاوت این اثر با روایتهای پیشین درباره شهید هاشمی است.
*چالشهای موجود برای نگارش رمان جاسوسی چیست؟
رمان جاسوسی در وهله نخست باید اثری سرگرمکننده باشد.
با وجود اینکه فضای این ژانر معمولاً سرد، تلخ و آمیخته با ابهام است، اما آثار موفق جهان همواره بر عنصر سرگرمی، تعلیق، دلهره و رمز و راز تکیه دارند.
مخاطب در طول داستان با پرسشها و معماهایی روبهرو میشود که مشتاق است پاسخ آنها را تا پایان روایت دنبال کند و همین ویژگی، از مهمترین عوامل جذابیت این ژانر به شمار میرود.
در کشورهایی مانند انگلستان، بسیاری از نویسندگان برجسته رمان جاسوسی، از جمله ایان فلمینگ و جان لوکاره، خود سابقه فعالیت در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را داشتهاند و تجربههای عملی خود را به آثار داستانی تبدیل کردهاند.
به همین دلیل، این ژانر بیش از هر چیز به اطلاعات دقیق و پژوهش عمیق نیاز دارد.
یکی از دلایل کمرنگ بودن رمان جاسوسی در ایران نیز همین مسئله است.
نویسنده برای خلق چنین اثری باید شناخت دقیقی از سازوکارهای اطلاعاتی، عملیات امنیتی و فضای جاسوسی داشته باشد.
این اطلاعات باید از طریق پژوهش و مطالعه به دست آید تا بتوان آنها را در قالب یک اثر هنری، اعم از رمان یا فیلم، بازآفرینی کرد.
بنابراین، در این ژانر تخیل بهتنهایی کافی نیست و باید بر پایه تحقیق مستند شکل بگیرد.
در رمان «مرد مکتوم» نیز همین رویکرد دنبال شده است.
این اثر، برداشتی آزاد از زندگی شهید علی هاشمی است.
در کنار شخصیتهای واقعی، تعدادی شخصیت تخیلی نیز خلق شدهاند؛ از جمله برخی شخصیتهای مرتبط با منافقین و جریانهای مقابل.
این افراد بر اساس واقعیتهای تاریخی و شرایط آن دوره طراحی شدهاند، اما هویت و نام آنها کاملاً داستانی است.
به همین دلیل، مخاطب نباید تصور کند همه شخصیتهای منفی رمان، معادل واقعی و تاریخی دارند؛ بلکه این شخصیتها برای پیشبرد روایت و بر اساس برداشت آزاد از فضای آن دوران خلق شدهاند.
*برای نگارش این اثر، تا چه اندازه به اسناد، خاطرات همرزمان و خانواده شهید علی هاشمی مراجعه کردید و آیا در روند تحقیق، با روایتی مواجه شدید که نگاهتان را نسبت به این شخصیت تغییر دهد؟
در فرآیند نگارش این رمان، با خانواده شهید گفتوگویی انجام نشد، اما از خاطرات منتشرشده تعدادی از همرزمان و نزدیکان ایشان استفاده کردیم.
بخشی از این خاطرات پیشتر در حوزه هنری منتشر شده بود و همچنین روایتهایی از فرماندهان شهید، از جمله محسن رضایی، و برخی جزئیات مربوط به زندگی شخصی ایشان در منابع موجود، مورد بررسی قرار گرفت.
آنچه به شخصیت و زندگی شهید علی هاشمی مربوط میشود، بر پایه اسناد و مدارک مستند شکل گرفته و در این بخش، کمترین دخل و تصرفی در واقعیت انجام شده است.
اما در سوی دیگر روایت، یعنی شخصیتهای منفی، رویکرد متفاوتی اتخاذ شد.
از آنجا که رمان جاسوسی اساساً بر تقابل خیر و شر استوار است، شخصیتهای مثبت داستان بر مبنای اسناد تاریخی و واقعی ترسیم شدهاند، اما شخصیتهای منفی برای افزایش جذابیت دراماتیک اثر، شخصیتپردازی و دراماتیزه شدهاند.
این شخصیتها بر پایه واقعیتهای آن دوره شکل گرفتهاند، اما در قالب داستانی و متناسب با نیازهای روایت بازآفرینی شدهاند.
«مرد مکتوم» برداشتی آزاد از زندگی شهید علی هاشمی است.
در کنار شخصیتهای واقعی، تعدادی شخصیت تخیلی نیز خلق شدهاند؛ از جمله برخی شخصیتهای مرتبط با منافقین و جریانهای مقابل.
این افراد بر اساس واقعیتهای تاریخی و شرایط آن دوره طراحی شدهاند، اما هویت و نام آنها کاملاً داستانی است
*به نظر شما، چرا با وجود نقش مهم شهید علی هاشمی در دفاع مقدس، زندگی و مجاهدتهای او کمتر از برخی فرماندهان دیگر وارد ادبیات داستانی شده است؟
یکی از ابعاد کمتر روایتشده زندگی شهید علی هاشمی، سرنوشت او پس از مفقود شدن در جنگ است.
از آنجا که پیکر این شهید پس از حدود ۲۲ سال کشف شد، در تمام این سالها ابهامهای فراوانی درباره سرنوشت او وجود داشت و حتی اتهام جاسوسی نیز به وی نسبت داده میشد.
مادر شهید علی هاشمی تا سالها باور داشت که فرزندش زنده است و به همین دلیل حاضر به انجام آزمایش DNA نبود.
در نهایت، با تدبیری خاص و بدون اینکه حساسیتی ایجاد شود، نمونه خون ایشان برای انجام آزمایش گرفته شد تا در صورت کشف پیکر، امکان تطبیق ژنتیکی وجود داشته باشد.
بعدها، زمانی که بقایای پیکر شهید پیدا شد، هویت او از طریق همین آزمایش DNA تأیید شد.
یکی از پرسشهای اصلی رمان نیز از همین واقعیت تاریخی شکل گرفت؛ اینکه آیا ممکن است یک قهرمان، در غیاب خود، به خیانت یا جاسوسی متهم شود؟
این چالش، هسته اصلی روایت را تشکیل میدهد.
با وجود آنکه پس از سالها حقیقت آشکار شد و جایگاه شهید علی هاشمی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت، به اعتقاد من هیچگاه آنگونه که شایسته بود از خانواده ایشان بابت این اتهامها عذرخواهی نشد.
این در حالی است که شهید علی هاشمی از فرماندهان برجسته دفاع مقدس بود و حتی برخی فرماندهان نامدار، از جمله شهید قاسم سلیمانی، در مقاطعی در مجموعههایی فعالیت میکردند که با قرارگاه تحت فرماندهی او در ارتباط بودند.
نمونهای از این توجه را میتوان در سال ۱۳۹۸ و پس از وقوع سیل خوزستان مشاهده کرد؛ زمانی که شهید قاسم سلیمانی در جریان سفر خود به این استان، با مادر شهید علی هاشمی دیدار کرد و پس از سالها درباره این فرمانده و جایگاه او سخن گفت.
*با توجه به اینکه زندگی شهید علی هاشمی ظرفیت نگارش یک زندگینامه مستند را هم داشت، چرا روایت رمان را برای بازخوانی این شخصیت انتخاب کردید؟
رمان چه امکانی در اختیار شما گذاشت که آثار مستند از آن محروماند؟
فضای رمان، بیش از آنکه بر روایت بیرونی تکیه داشته باشد، بر ذهن و جهان درونی شخصیتها استوار است.
در این قالب، نویسنده میتواند لایههای ذهنی، تردیدها، چالشها و تحولات شخصیت اصلی را با جزئیات بیشتری واکاوی کند؛ امکانی که در سینما و فیلمنامه، به دلیل ماهیت تصویری و بیرونی روایت، کمتر فراهم است.
به همین دلیل، بسیاری از ابعاد ذهنی و روانی شخصیت که در قالب رمان قابل پرداخت است، در اقتباسهای سینمایی معمولاً با محدودیت مواجه میشود.
از همین رو، پرداختن به زندگی شهید علی هاشمی در قالب رمان، ظرفیت بیشتری برای روایت درونی شخصیت و پیچیدگیهای زندگی او فراهم کرده است.
از سوی دیگر، تاکنون رمان شاخصی درباره شهید علی هاشمی نوشته نشده بود.
تلفیق زندگی این فرمانده با ژانر جاسوسی و تبدیل روایت او به یک رمان، از ویژگیهایی است که به این اثر تازگی بخشیده و آن را به تجربهای متفاوت در ادبیات دفاع مقدس تبدیل کرده است.
*در ابتدای رمان، تا مدت قابلتوجهی نامی از شهید علی هاشمی برده نمیشود.
با توجه به اینکه مخاطبان آشنا با هور معمولاً از همان ابتدا به این شخصیت میرسند، این ابهام در روایت یک انتخاب آگاهانه و سلیقهای از سوی شما بود یا با هدف تقویت تعلیق و نزدیک شدن اثر به فضای رمانهای جاسوسی طراحی شده است؟
یکی از دلایل اصلی انتخاب این شیوه روایت، ماهیت ژانر جاسوسی است؛ ژانری که ابهام، تعلیق و رازآلودگی از مهمترین مؤلفههای آن به شمار میرود.
به همین دلیل، تلاش کردم این ویژگی در ساختار روایت نیز حفظ شود.
از سوی دیگر، زاویه دید رمان را بهجای اولشخص یا سومشخص، دومشخص انتخاب کردم.
روایت دومشخص این امکان را فراهم میکند که مخاطب بیش از پیش با شخصیت اصلی همذاتپنداری کند و خود را در جایگاه او ببیند.
در این شیوه، گویی راوی مستقیماً با شخصیت سخن میگوید؛ از روزهای مبارزه و پخش اعلامیههای انقلاب گرفته تا تشکیل گروههای مبارزاتی و در ادامه، حضور او در جایگاه یک مأمور امنیتی در خوزستان و پیگیری پروندهها.
این نوع روایت، مخاطب را به شکلی مستقیم در مسیر حوادث قرار میدهد و او را با تجربههای شخصیت اصلی همراه میسازد.
*در رمان، دشمن فقط آن سوی مرز نیست؛ شایعه، سوءظن و روایتهای نادرست هم به بخشی از میدان نبرد تبدیل میشوند.
آیا معتقدید جنگ روایتها، امتداد همان جنگ نظامی است؟
به اعتقاد من، امروز ایران در یکی از پیچیدهترین اشکال جنگ ترکیبی قرار دارد و در چنین شرایطی، موضوع جاسوسی به یکی از مهمترین مؤلفههای این نبرد تبدیل شده است.
جاسوسی از آغاز تاریخ بشر وجود داشته و همواره ارتباطی مستقیم با جنگ و تقابل میان جبهههای خیر و شر داشته است.
در ادبیات جاسوسی، معمولاً تلاش میشود مفهوم وطندوستی و مسئولیتپذیری از طریق شخصیت قهرمان روایت شود.
به همین دلیل، در کشورهایی مانند انگلیس که از پیشگامان این ژانر هستند، شخصیتهایی مانند «جیمز باند» که توسط یان فلمینگ خلق شدهاند، به نمادهای ملی تبدیل شدهاند؛ شخصیتهایی که با حل معماها و پروندههای پیچیده، تصویری از قهرمان امنیتی ارائه میدهند.
در جنگ روایتها نیز یکی از مهمترین عناصر، پرداختن به قهرمانان است.
موفقیت در این عرصه، علاوه بر روایت درست، به سرعت انتقال پیام به مخاطب بستگی دارد.
با این حال، به نظر میرسد در این حوزه هنوز به جایگاه مطلوب نرسیدهایم و بخش قابل توجهی از تولیدات هنری، بیشتر به سمت آثار صرفاً سرگرمکننده رفتهاند.
در حالی که تولید آثار متعهد در ژانر جاسوسی، نیازمند دسترسی به اطلاعات دقیق، بهروز و ارتباط مستمر با مراکز تخصصی و نهادهای فرهنگی است.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم ژانر جاسوسی، پرداختن به مفهوم اخلاق و مسئولیتپذیری است.
قهرمان امنیتی در این آثار تنها یک مأمور نیست، بلکه شخصیتی است که در قبال مأموریت و جامعه خود احساس مسئولیت میکند.
در رمان «مرد مکتوم» نیز این ویژگی در شخصیت شهید علی هاشمی برجسته شده است؛ فردی که مأموریت خود را با تعهد کامل انجام میدهد، هرچند سالها با سوءظن و اتهام روبهرو بود.
در رمان «تمرد» نیز با رویکردی متفاوت، به موضوع جاسوسی پرداختهام.
داستان از سال ۱۳۵۶ و با محوریت صنعت نفت آغاز میشود و تلاش میکند پیوندی میان رخدادهای آن دوره و مسائل امروز برقرار کند.
در این اثر، برای نخستین بار به موضوع «یهودیان مخفی» در قالب داستانی اشاره شده است؛ شخصیتهایی که با ظاهری متفاوت از هویت واقعی خود، در ساختارهای مختلف حضور دارند.
نمونهای از این رویکرد در شخصیت «شیخ صفار» در رمان «مرد مکتوم» نیز دیده میشود؛ شخصیتی که برگرفته از برخی واقعیتهای تاریخی و اجتماعی منطقه است و نشان میدهد در جنگ پنهان، همواره بازیگران ناشناختهای حضور دارند که شناخت آنها نیازمند دقت و هوشیاری است.