درگیری زیرپوستی ایران و آمریکا / چرا تهران و واشنگتن به صلح پایدار نمیرسند؟
پس از قبول آتشبس و امضاي توافقنامه، انتظار ميرفت ايران و امريكا به سوي حل مشكلات و پايان درگيريها و صلح بروند و مسائل فيمابين را حل و فصل نمايند، اما آنچه امروز شاهديم نوعي درگيري زيرپوستي و جنگي غيررسمي است. در اينجا سوالي مطرح ميگردد و آن اينكه چرا به صلح نميرسيم درحاليكه دوطرف از پيروزيهايشان در كسب يك توافق خوب صحبت ميكنند؟!
پس از قبول آتشبس و امضای توافقنامه، انتظار میرفت ایران و امریکا به سوی حل مشکلات و پایان درگیریها و صلح بروند و مسائل فیمابین را حل و فصل نمایند، اما آنچه امروز شاهدیم نوعی درگیری زیرپوستی و جنگی غیررسمی است.
در اینجا سوالی مطرح میگردد و آن اینکه چرا به صلح نمیرسیم درحالیکه دوطرف از پیروزیهایشان در کسب یک توافق خوب صحبت میکنند؟!
کد خبر: 780608 | ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ ۱۱:۲۹:۴۱
«از آتشبس تا صلح» عنوان یادداشت حمید روشنایی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ پس از قبول آتشبس و امضای توافقنامه، انتظار میرفت ایران و امریکا به سوی حل مشکلات و پایان درگیریها و صلح بروند و مسائل فیمابین را حل و فصل نمایند، اما آنچه امروز شاهدیم نوعی درگیری زیرپوستی و جنگی غیررسمی است.
در اینجا سوالی مطرح میگردد و آن اینکه چرا به صلح نمیرسیم درحالیکه دوطرف از پیروزیهایشان در کسب یک توافق خوب صحبت میکنند؟!
برای گذر از مرحله آتشبس و رسیدن به صلح بین دو کشور، مقدماتی لازم است و موانعی وجود دارد که باید برطرف شود.
مقدمات رسیدن به صلح شامل موارد ذیل است:
1- اراده مشترک: صلح برخلاف جنگ نیاز به کسب اراده دارد یعنی مقامات و مردم دو کشور باید اراده کنند تا صلح برقرار شود در حالی که جنگ میتواند یک شبه و توسط فقط یک نفر شروع گردد.
اراده به معنای خواست واقعی و به دور از شعار و تظاهر است و اینکه مسوولان دوطرف به حقیقت دنبال صلح باشند.
2- گفتوگو و مذاکره: نمیتوان در خلأ به صلح و آشتی رسید.
تنها راه رسیدن به تفاهم، مذاکره است.
در مذاکرات است که مسائل مختلف مطرح و نظرات دوطرف شنیده و مورد چکشکاری قرار میگیرد.
مذاکره اولین مرحله عملیاتی برای صلح و تفاهم است و بدون آن، نمیتوان انتظار رفع مشکلات داشت.
3- ایجاد اعتماد: جنگ بالاترین حد بیاعتمادی است و برای ایجاد صلح، نیاز به اعتمادسازی میباشد.
اهمیت مذاکره حین و بعد جنگ آن است که راههایی را بیابیم که میتواند ما را متقاعد نماید که خواهان صلح هستیم.
4- ایجاد احترام: بعد از یافتن اعتماد، نیاز به احترام متقابل است.
اگر دولتها همچنان به توهین و بیاحترامی به یکدیگر ادامه دهند، هرگز نمیتوانند به صلح دایمی و حتی موقت برسند.
احترام گذاشتن به معنی قبول همه شرایط و اقدامات یکدیگر نیست بلکه صرفا برخوردی همراه با متانت با طرف مقابل است.
5- گذر از تشریفات اولیه: یکی از موانع مذاکرات صلح، قوانین و تشریفات شروع مذاکرات و ورود به موضوع است.
گاهی مسائل پیرامونی از اصل قضیه سختتر است.
گفته میشود در مذاکرات صلح ایران و عراق و قطعنامه 598، زمان بسیاری صرف تعیین مقدمات ورود و شکل میز مذاکره شده است.
اما موانع صلح ایران و امریکا شامل موارد ذیل است:
1- رژیم صهیونیستی: قطعا مهمترین عامل برهم زننده صلح در منطقه آسیای غربی و شمال آفریقا، رژیم اسراییل است.
این جرثومه که حیاتش منوط به جنگ و نابودی دیگران است، در مسائل دوجانبه واشنگتن و تهران به عنوان یک مزاحم عمل میکند و تلاش دارد هرگونه مذاکره را به بنبست بکشاند.
نتانیاهو میداند در صورت برقراری صلح، با چالشهای زیادی مواجه خواهد شد و درنهایت این رژیم اشغالگر است که آسیب میبیند.
2- گروههای فشار: در داخل هر دو کشور ایران و امریکا، گروههای فشار قدرتمندی هستند که منافعشان در ادامه جنگ و به نتیجه نرسیدن صلح است.
این گروهها از همه توان خود برای باقی ماندن شرایط جنگ یا نه جنگ و نه صلح استفاده میکنند.
در امریکا علاوه بر گروههای صهیونیستی و راست افراطی که مخالف صلح هستند، دوستان و مخالفان ترامپ هم وی را به دلیل اقداماتش در شروع جنگ و توافق آتشبس تحت فشار گذاشته و او را متهم به ضعف در مقابل ایران میکنند.
3- سخنان و پیامهای ترامپ: سخنان و اقدامات نسنجیده ترامپ در ارسال پیامهای مختلف، نوعی بحران را در داخل کشور خودش و کشور ما به وجود آورده است.
وی با حماقت تمام پیامهایی را ارسال میکند که دستاورد مذاکرات را به خطر میاندازد و موجب واکنشهایی میشود.
4- عمق اختلافات: یکی از موانع اساسی در پایان جنگ و ایجاد صلح، میزان عمق و گستردگی اختلافات است.
هنوز فراموش نکردهایم که 6 کشور به اضافه ایران ماهها تلاش کردند تا مذاکرات برجام به نتیجه برسد و اکنون که موضوعات دیگری نیز به آن اضافه شده است، بعید به نظر میرسد به آسانی حل و فصل شود.
5- میانجیگران: اگرچه حضور برخی میانجیگران موجب انجام و پیشرفت مذاکرات و ایجاد آتشبس شد، لیکن تعریف و تفسیر آنها از روند مذاکرات و درز اطلاعات ازسوی برخی آنها، موجب شد برخی شایعات و اختلافات نیز افزایش یابد.
6- نوع اختلافات: علاوه بر عمق و سطح اختلافات، برخی موضوعات از اهمیت خاصی برخوردار است که نمیتوان به آسانی به تفاهم رسید.
مساله هستهای ایران یا تحریمها که فقط منحصر به ایران و امریکا نمیشود و دیگر کشورها را نیز در آن دخیل میکند، کار برای ایجاد صلح را سختتر کرده است.
تجربه بشریت نشان میدهد که جنگ یک امر معمول بوده و این صلح است که برای رسیدنش باید تلاش جانفرسا کرد.
مشکلات روابط ایران و امریکا که سابقهای حداقل 50 ساله دارد، میتواند به آسانی تبدیل به جنگ شود.
اما برای برقراری صلح، علاوه بر تلاش فراوان، نیاز به ایثار و ازخودگذشتگی تیم مذاکرهکننده دارد.