برای آینده فوتبال ایران؛ این بار استارت جوانگرایی در تیم ملی را بزنید
تیم ملی در شرایطی باید در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به میدان برود که مشخص نیست پروژه جوانگرایی آغاز میشود یا نه.
به گزارش مشرق، پس از جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ که تیم ملی فوتبال ایران در نیمهنهایی مغلوب قطر شد، یکی از مهمترین دغدغههای کارشناسان، میانگین سنی بالای تیم ملی و نوع نگاه تاکتیکی آن بود.
بسیاری بر این باور بودند که بدون توجه به نتیجه مقطعی، اولویت فوتبال ایران باید تغییر نسل و حرکت به سمت تیمی با سبک بازی متفاوت باشد تا ثمره این تغییر در جام جهانی ۲۰۲۶ دیده شود.
فوتبال ایران با پشتوانه تاریخی خود همچنان یکی از مدعیان قاره آسیاست، اما حفظ این جایگاه بدون نوسازی و تحول، دشوار خواهد بود.
روزگاری فوتبال ایران مدعی داشتن چند تیم ملی بود.
هنوز آن دوران که تیمهای «ایران الف» و «ایران ب» در دیدارهای دوستانه مقابل یکدیگر قرار میگرفتند، از یادها نرفته است.
شاید آن مسابقات با شرایط امروز قابل قیاس نباشد، اما یک پیام روشن داشت؛ فوتبال ایران در بسیاری از پستها با کمبود بازیکن مواجه نبود و رقابت برای پوشیدن پیراهن تیم ملی جریان داشت.
امروز اما شرایط متفاوت است و در برخی پستها حتی انتخابهای کادر فنی نیز محدود شده است.
باید پذیرفت که لیگ برتر ایران دیگر آن کارخانه بازیکنسازی سالهای گذشته نیست.
با این حال، تیم ملی نیز نمیتواند صرفاً خود را قربانی این ضعف بداند.
کادر فنی، علاوه بر نتیجهگیری، مسئول آینده فوتبال ملی نیز هست.
توجیه استفاده مداوم از بازیکنان مسن با هدف کسب نتیجه در آسیا، دیگر برای افکار عمومی پذیرفتنی نیست.
خوب یا بد، عملکرد این سالهای تیم ملی با هدایت امیر قلعهنویی نشان داد که فوتبال ایران در مسیر تحول، دستاورد قابل توجهی نداشته و ادامه همین روند، احتمالاً مشکلات بیشتری را در سالهای آینده به همراه خواهد داشت.
زمان اندک باقیمانده تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ که قرار است دی و بهمن سال جاری در عربستان برگزار شود، کار کادر فنی را دشوارتر از همیشه کرده است.
امیر قلعهنویی پیشتر وعده داده بود که تغییر نسل را بهتدریج آغاز خواهد کرد، اما این اتفاق رخ نداد و حالا تیم ملی به مسنترین تیم تاریخ جام جهانی تبدیل شد.
هر چند سن، به خودی خود در فوتبال بازی نمیکند، اما تعمیم این گزاره به همه شرایط و ادامه دادن با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته، از نظر فنی قابل دفاع نیست.
اگر جوانگرایی از جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر آغاز شده بود، امروز به جای شروع یک پروژه تازه، تنها باید مسیر تکامل آن ادامه پیدا میکرد.
اکنون اما تیم ملی ناچار است همزمان با آماده شدن برای جام ملتها، بخش مهمی از ستونهای اصلی خود را نیز تغییر دهد.
واقعیت این است که اجرای ایدههای نو با بازیکنانی که سالها در یک چارچوب ذهنی و تاکتیکی فوتبال بازی کردهاند، کار سادهای نیست.
بسیاری از این بازیکنان، ناخودآگاه با همان الگوهای گذشته وارد زمین میشوند و تغییر ذهنیت، گاهی دشوارتر از تغییر نفرات است.
به همین دلیل، جوانگرایی تنها به معنای کاهش میانگین سنی نیست؛ بلکه فرصتی برای تغییر در شیوه تفکر، جسارت بیشتر و ارائه فوتبالی متفاوت است.
هر روز که به جام ملتهای آسیا نزدیکتر میشویم، فرصت برای تصمیمگیری کمتر میشود.
اگر قرار است تغییری رخ دهد، زمان آن همین امروز است، نه پس از یک ناکامی دیگر.
جام ملتهای آسیا شاید آخرین فرصت برای تغییر باشد؛ تغییری که از جوانگرایی آغاز میشود، اما به تغییر ذهنیت و فلسفه فوتبال ایران ختم خواهد شد.
اگر این فرصت نیز از دست برود، فوتبال ایران بار دیگر بهای امروز را فردا خواهد پرداخت.
فوتبال ما باید الگوی تیمهای آسیایی مانند ژاپن و کره که اتفاقا رقبا اصلی ما در آسیا هستند را در دستور کار قرار دهد تا در دورههای بعدی شرایط بهتری داشته باشد.
فراموش نمیکنیم که پس از کارلوس کیروش انتقاد عدم سازندگی مربیان ایران اوج گرفت و حالا امکان دارد پس از دوره قلعهنویی هم سوختن نسل جوان به این کادر فنی نسبت داده شود.