خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 09 تیر 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

۵۶ درصد مردم حداقل یکبار در تجمعات شبانه شرکت کردند / به زنان بدون روسری بی‌احترامی نمی‌شد

اعتماد | همه | سه شنبه، 09 تیر 1405 - 08:44
اين اجتماعات حدود 110 شب ادامه داشت. بر اساس گزارش‌هاي ميداني و رسانه‌اي اين اجتماعات در 400 تا 600 شهر ايران با فراز و فرود رخ داده است. طبق يك نظرسنجي كه بعد از توقف جنگ انجام شد، 56 درصد جمعيت ايران حداقل يك بار در اين اجتماعات شركت كرده‌اند. در تهران 10 درصد مردم و در كل كشور بيش از 30 بار در اجتماعات شركت كردند
ايران،اجتماعات،جنگ،كشور،دشمن،حكومت،دفاع،بسيج،مردمي،ملي،اسراي ...

کد خبر: 780354 | ۱۴۰۵/۰۴/۰۹ ۰۸:۳۵:۰۰
حمیدرضا جلایی‌پور-از نهم اسفند ۱۴۰۴ که جنگ دوم امریکا و اسراییل علیه ایران شروع شد تا 28 خرداد ١۴٠۵ که یادداشت تفاهم بین روسای جمهور ایران و امریکا امضا شد (١)، حدودا 110 روز و شب طول کشید.
بخش قابل توجهی از مردم ایران در این مدت و در شب‌ها و در مخالفت با این جنگ به خیابان‌ها آمدند.
خصوصا این اجتماعات در طول 40 روز جنگ، وسیع و پرشور ادامه داشت.
حتی در ابتدا باران، برف و حملات پهپادی دشمن به ایست و بازرسی‌ها در شهر تهران مانع از تشکیل این اجتماعات نشد.
پس از آتش‌بس باز اجتماعات مردم تا آغاز محرم و امضای یادداشت تفاهم همچنان ادامه داشت.
درباره این اجتماعات مردمی و کم‌نظیر در تاریخ ایران و جهان سوالاتی مطرح است: در چند شهر ایران و در چند میدان تهران این اجتماعات انجام می‌گرفت؟
جمعیت شرکت‌کننده چه تعداد بود؟
تفاوت این اجتماعات در دوره جنگ 40 روزه و در دوره پس از آن (یا دوره آتش‌بس) چه بود؟
آیا در تاریخ اجتماعات خیابانی در ایران، چنین سابقه‌ای در اجتماعات شبانه داشتیم؟
افراد شرکت‌کننده در این اجتماعات بیشتر از چه قشرهایی بودند؟
مضامین پرتکرارترین شعارهای این اجتماعات چه بود؟
از این اجتماعات مردمی چه تفسیری می‌توان کرد؟
آیا یک «جنبش ملی» دفاع از ایران بود؟
یا فقط اجتماع هواداران نظام سیاسی ناشی از «بسیج سیاسی حکومت» بود؟
کارکردهای این اجتماعات برای کشور ایران و حکومت و جامعه مدنی آن چه بود؟
روشن است هر چه از این رخداد بزرگ فاصله بگیریم و هر چه بیشتر مطالعات میدانی انجام بدهیم، به این سوالات مستندتر می‌توان پاسخ داد.
نویسنده در این نوشته، به عنوان یک شاهد بعضی اجتماعات میدانی فقط تلاش می‌کند در شش فراز زیر به پاسخ به سوالات مذکور موقتا نزدیک شود.
گستره اجتماعات
این اجتماعات حدود 110 شب ادامه داشت.
بر اساس گزارش‌های میدانی و رسانه‌ای این اجتماعات در 400 تا 600 شهر ایران با فراز و فرود رخ داده است.
طبق یک نظرسنجی که بعد از توقف جنگ انجام شد، 56 درصد جمعیت ایران حداقل یک بار در این اجتماعات شرکت کرده‌اند.
در تهران 10 درصد مردم و در کل کشور بیش از 30 بار در اجتماعات شرکت کردند (٢).
در تهران نیز این اجتماعات در 55 تا 70 میدان (از جمله میدان‌های بزرگ شهر مانند میدان آزادی، انقلاب، امام حسین، ولی‌عصر، صنعت و میادین محلات تهرانپارس، پونک و خانی‌آباد نو، شهر ری و...) رخ داده است.
در شب‌های 40 روزی که جنگ ادامه داشت (٣)، شاهد خشم، پایداری و فریاد شهروندان شرکت‌کننده بودیم.
حملات پهپادی به ایست‌ و بازرسی‌ها و شایعات نفوذ دشمن، فضا را امنیتی، اما معترضان را در برابر دشمن متجاوز منسجم‌تر می‌کرد.
این اجتماعات نمایش قدرت، روحیه‌دهی به نیروهای دفاعی کشور و ارسال پیام وحدت به دشمن بود (۴).
پس از توقف جنگ و آتش‌بس شاهد اجتماعات آیینی‌تر و مطالباتی‌تر شدیم و اجتماعات متحرک‌تر همراه با پرچم‌گردانی به صورت پیاده و با موتور و با خودرو بودیم.
پس از توقف جنگ، اجتماعات سازمان‌یافته‌تر می‌شد.
شاهد شمع‌افروزی، شعرخوانی و شکل‌گیری حلقه‌های گفت‌وگو (و مشاجره درباره مذاکره با دشمن) نیز بودیم.
این اجتماعات دیگر فقط واکنشی به حملات دشمن نبود، بلکه کنشی جهت طرح مطالبات برای آینده جنگ نیز بود.
ظریف اینکه 30 درصد کسانی که در اجتماعات شرکت کردند در انتخابات ریاست‌جمهوری ١۴٠٣ شرکت نکرده بودند.
آنچه در این شب‌بیداری‌ها رخ داد، در تاریخ ایران تقریبا کم‌سابقه بود.
اعتراضات و اجتماعات سیاسی در ایران غالبا در روز اتفاق افتاده است.
البته در فرآیند انقلاب ۵٧ و در جریان حکومت نظامی دولت ازهاری، بخشی از جمعیت انقلابی ایران شب‌ها به پشت‌بام می‌رفتند و‌الله اکبر می‌گفتند و این حادثه در به شکست کشاندن حکومت نظامی شاه نقش داشت یا در خیزش اعتراضی مهسا در ۱۴۰۱، اعتراضات عمدتا در روز بود و به‌ طور غیرمتمرکز و محدود در شب‌ها نیز اعتراض رخ می‌داد.
اما اجتماعات شب‌های جنگ 40 ‌روزه یا جنگ تحمیلی سوم (۵) یک آیین جمعی ملی و مستمر را رقم زد که ترکیبی از سنن هیات‌های عزاداری ماه محرم، شب‌های شعر و حضور مدنی مردم بود.
نقطه برجسته این اجتماعات حضور میلیونی شهروندان پرچم در دست بود.
ایران تاکنون این تعداد پرچم به خود ندیده بود.
سازمان‌دهندگان و اقشار شرکت‌کننده
این سازمان‌دهندگان عمدتا از فعالان مساجد، بسیجیان، موکب‌داران، هیاتی‌ها و مداحان بودند که هسته بسیج‌گر این اجتماعات را تشکیل می‌دادند.
بسیج و پایگاه‌های مقاومت (حدود 54- 40 هزار واحد در کشور) نقش محوری در سطح محله‌ای برای تامین امنیت اجتماعات را داشتند.
همچنین پایگاه‌ها بسیج مسوول جمع‌آوری نیرو، تامین امکانات (برای ایست ‌و ‌بازرسی‌ها، گشت‌ها) بودند.
هر شب نیروهای محلی بسیج، مداحان و خطیبان را فعال و تجمعات را از محله به میدان‌های اصلی هدایت می‌کردند.
سپاه پاسداران در بیانیه‌هایش بر تداوم تجمعات تاکید می‌کرد و آن را بخشی از «جنگ نرم» علیه دشمن و پشتیبانی از نیروهای مسلح می‌دانست.
شهرداری تهران تسهیلگر اجرایی اجتماعات بود.
به‌ طور مثال گزارش شهرداری تهران از «۱۲۰ اجتماع بزرگ، ۴۰۰ اجتماع محلی و ۴۰۰ کاروان خودرویی» در تهران سخن گفته بود.
شهرداری به سرعت محل اجتماعات را از زباله‌های باقیمانده پاک می‌کرد و به نیازمندی‌های مربوط به صدا، نور، پرچم و ترابری اجتماعات کمک می‌کرد.
عمده اقشار شرکت‌کننده افراد مذهبی و خصوصا زنان (در پاره‌ای اوقات بیش از شصت در صد جمعیت) بودند.
اقشار متوسط شهری نیز مانند کسبه، معلمان، کارمندان، دانشجویان، پزشکان و مهندسان و بخشی از هنرمندان فعال بودند.
انجمن‌های صنفی در پاره‌ای از شب‌ها فعال بودند.
همچنین حضور اقوام در اجتماعات چشمگیر بود.
گزارش‌ها از اجتماعات گسترده در شهرهای سنندج، زاهدان، گنبدکاووس نشان از حضور همه اقوام و اهل سنت در کنار شیعیان داشت.
مفهوم «ملت ایران» در این شب‌ها تقویت می‌شد.
حضور زنان، خصوصا زنان خانه‌دار و جوانان دهه هشتادی در کنار نسل انقلاب، چهره یک «اجتماعات بین نسلی» را نیز به نمایش می‌گذاشت (در تهران در باغ ‌فردوس و خانه‌ هنرمندان برنامه‌های هنری اجرا می‌کردند و کمپین به نام ایران و در تهران، اصفهان و شیراز فعال بودند.
اجرای موسیقی از سوی وزارت‌ورزش در پارک‌های مراکز استان انجام شده و نقالی شاهنامه نیز اجرا می‌شد).
صدا و سیما و رسانه‌های نزدیک به حکومت وسیله اصلی تبلیغ و بسیج در اجتماعات بودند.
هر شب تصاویر زنده از تجمعات در میدان‌ها در شبکه‌های صدا و سیما پخش می‌شد.
این اجتماعات را به عنوان «بعثت مردم»، «حماسه شبانه»، «بیعت مردمی» و مصداقی از «وحدت ملی» نشان می‌دادند و شعارها را برجسته می‌کردند.
این پوشش به تداوم حضور مردم کمک می‌کرد و روایت «حمایت گسترده مردمی» را تقویت می‌کرد.
نقش شبکه‌های اجتماعی داخلی (مانند ایتا، روبیکا و بله) مهم بود.
پخش عکس، فیلم اجتماعات و مداحی‌های حماسی در شبکه‌های اجتماعی چشمگیر بود.
قطع اینترنت در دوره جنگ تاثیرگذار بود، اما شبکه‌های مجازی داخلی و آفلاین (مسجد، محله) جبران می‌کردند.
پس از آتش‌بس، بازتاب اجتماعات در شبکه‌های اجتماعی بیشتر شد.
در عین ‌‌حال رسانه‌های اپوزیسیون سرنگونی‌طلب در خارج از کشور تجمعات را اجتماعات «سازمان‌یافته حکومتی» و «مزاحم آرامش مردم» تبلیغ می‌کردند.
در نزد آنان حمله خارجی به ایران «فرصت» نام می‌گرفت، تحریم مردم ایران «ابزار فشار»، تخریب زیرساخت‌های کشور ایران «هزینه گذار از جمهوری اسلامی» و رنج مردم «بهای آزادی»تبلیغ می‌شد!
در چنین فضایی در مجموع سازماندهی اجتماعات موثر شبانه ترکیبی از «بالا به پایین» (به وسیله نهادها) و «پایین به بالا» (حامیان محلی و مساجد و خانواده‌ها) بود.
بسیج و شهرداری نیروی سازمانی بسیج مردم و رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ابزار هماهنگی بودند.
مضامین شعارها
در این اجتماعات نفس حضور پرشمار مردم با پرچمی بر دست و در شرایط جنگی فی‌نفسه اهمیت داشت.
شعارهای مردم در طول این شب‌ها عمدتا بر پایه حمایت از نیروهای دفاعی، رهبری، وحدت ملی و محکومیت امریکا و اسراییل متمرکز بود.
شعارهایی مانند: «الله‌اکبر»، «تو رستم تهمتنی- بزن که خوب می‌زنی»، «ما همه خونخواه پدر؛ گوش به فرمان پسر»، «دست خدا عیان شد - خامنه‌ای جوان شد»، «فشار بیار به تنگه - بذار دنیا بلنگه»، « مرگ برامریکا - مرگ بر اسراییل»، «با هر حجاب و پوششی - پرچم را بر زمین نمی‌گذاریم» و...
.
این شعارها با ریتم و «مداحان حماسی خوان» رهبری می‌شد.
شعارها در مجموع وحدت‌بخش و میهنی-مذهبی و ضد امریکا و اسراییل بودند.
شعار تفرقه‌افکن بسیار کم بود، به زنان بی‌روسری بی‌احترامی نمی‌شد.
ظریف اینکه حتی مداحی‌ها حماسی و ملی بود.
تفسیر اجتماعات
یک سوال جامعه‌شناسانه این است که این «اجتماعات مستمر مردم» در این شب‌های جنگی حکایت از چه رخدادی می‌کرد؟
به نظر می‌رسد این اجتماع مکرر و وسیع در برابر دشمن، «ترکیبی» از یک «جنبش» سراسری و مردمی دفاع از ایران در برابر دشمن متجاوز» از پایین و همچنین یک «بسیج سیاسی حکومت» از هواداران از بالا بود.
تلاقی این دو حرکت بود که این اجتماعات را در جریان این جنگ نابرابر، مستمر و تاثیرگذار می‌کرد (۶).
بعضی جامعه‌شناسان بنا به دو دلیل این حرکت مردمی را یک «جنبش ملی» نمی‌‌دانستند.
اولین دلیل آنها این بود که این حرکت مردمی با بسیج حکومتی (به خاطر نقش امکانات بسیج، صدا و سیما و شهرداری) همراه بوده است و می‌گفتند این یک جنبش مردمی نیست، بلکه یک «بسیج حکومتی» است.
دومین دلیل این بود که گفته می‌شود جنبش‌ها به دنبال «تغییرات جدی» در جامعه هستند مثل جنبش سبز (رای من کو؟) و جنبش مهسا (تقاضای عدم تحمیل سبک زندگی).
در صورتی که این حرکت اجتماعی شبانه خواهان مطالبه جدی از حکومت نبوده است.
هر دو دلیل فوق را می‌توان مورد نقد قرار داد.
اتفاقا این حرکت اجتماعی شب‌ها ویژگی‌های یک جنبش‌ مقاومت را داشت.
اولا، مردم به خاطر تجاوز دو قدرت اتمی به ‌شدت نگران تمامیت کشورشان بودند و داوطلبانه عده زیادی از مردم در برابر متجاوز خارجی دست به اعتراض زدند.
جمهوری اسلامی معمولا دنبال بسیج سیاسی مردم است ولی چنین اجتماعات بزرگ و مکرری دایم رخ نمی‌دهد.
ثانیا، این حرکت جمعی کور نبود و ایده داشت: دفاع از میهن در هنگام خطر تجاوز و تسلیم استعمارگر بی‌نقاب نشدن.
ثالثا، این حرکت سازماندهی و نظم داشت و به اصطلاح فقط یک شورش اعتراضی - تخریبی نبود.
رابعا، این مردم فقط در خانه نگران تجاوز به کشورشان نبودند، بلکه در زیر باران، برف و تهدید هوایی به خیابان آمدند و به موازات مدافعان نظامی کشور از کشورشان به صورت نمادین دفاع و متجاوز را محکوم کردند و حداقل تاکنون به اهدافشان هم رسیدند.
به این معنا این جنبش مردمی توانست خیابان را از دشمنان ایران که دنبال آشوب سیاسی در کشور بودند، بگیرد (٧).
اشاره شد حکومت در خیلی از مناسبت‌ها تلاش می‌کند که هواداران خود را بسیج کند، اما کمتر چنین اجتماعاتی آن ‌هم در شب‌های پی ‌در ‌پی رخ داده است.
بدون حمایت خودجوش و داوطلبانه مردم چنین حرکتی ممکن نمی‌شد.
به بیان دیگر دفاع و کمک یک حکومت از یک حرکت اجتماعی ماهیت «جنبشی بودن» آن را تغییر نمی‌دهد.
ضمنا روشن است این حرکت اجتماعی حرکتی برای دفاع از کشور بود و جنبشی ضد حکومت نبود و طبیعی بود که جمهوری اسلامی که در جنگ با دشمن است از بسیج این حرکت مردمی دفاع کند.
به همین دلایل یک حرکت جنبشی و یک بسیج سیاسی حکومتی، این اجتماعات شبانه را حرکتی پرتعداد، مستمر، ملی و حتی جهانی کرد (٨).
این جنبش یک همایش فعال برای بازتعریف مجدد «ملت» نیز بود.
حتی افرادی که از جمهوری ‌اسلامی ناراضی بودند، در برابر تجاوز دشمن خارجی، طرف میهن را گرفتند و با دشمن همراهی نکردند.
مردم ترور رهبر کشور، فرماندهان نظامی و حمله به کودکان مدرسه میناب، دانشگاه‌ها و موسسه مهم و بهداشتی پاستور و زیرساخت‌ها را حمله به یک ملت تلقی کردند.
این حرکت مردمی یک واکنش حیاتی به زخمی بود که جنگ به ملت ایران تحمیل کرده بود.
جنگ علیه ایران، غرور ملی ایرانیان را نشانه گرفته بود و این اجتماعات، مرهمی بر این زخم جمعی و نمایشی از انسجام بود.
بعضی از تحلیلگران از این اجتماعات مردمی به‌ عنوان «جنبش شب‌های قدر ایران» یاد کردند؛ شب‌هایی که یک ملت برای تقدیر سیاسی و تاریخی خود جمع شدند و از انفعال به کنش جمعی و ایجابی رسیدند.
این مردم در شرایطی چنین کردند که دشمن در حمله‌اش انتظار داشت که ایران با فروپاشی و هرج و مرج روبه‌رو شود که عکس آن اتفاق افتاد.
کارکردهای اجتماعات
پس از تجاوز پرحجم دشمن این اجتماعات برای کشور (ایران) حالت ترمیم «روان جمعی» را داشت.
نمایش میلیونی حضور و وحدت، مهم‌ترین سلاح بازدارنده در برابر شرایط جنگی و تداوم حملات یک ابرقدرت بود.
مردم این پیام را به هم ارسال می‌کردند که ترور راس حکومت، ملت را بی‌سر و تسلیم نمی‌کند.
اتفاقا این حضور احیای سرمایه اجتماعی بود که در اعتراضات دی‌ماه ١۴٠۴ آسیب دیده بود (٩).
این حضور شبانه تقویت پیوندهای ملی را بر شکاف‌های سیاسی مقدم می‌داشت.
این اجتماعات، مشروعیت آسیب دیده حکومت را نیز ترمیم می‌کرد.
این اجتماعات عملا کار پلیس و نیروهای امنیتی را برای مقابله با نفوذ و خرابکاری دشمن راحت‌تر کرد و خود مردم تبدیل به بزرگ‌ترین شبکه دیده‌بانی شدند.
این اجتماعات، تجربه دیگری از کنش مردمی و همراستا با منافع ملی ایجاد کرد.
حلقه‌های محلی «پشتیبانی مردمی از جنگ» که در همین شب‌ها شکل گرفت، پس از جنگ چه بسا بتوانند به هسته‌های صاحب تجربه جمعی در حوزه‌های بسیج سیاسی، امداد‌گری و آبادانی تبدیل شوند.
گویی پیام «زندگی در ایران» و «چگونه ایران را حفظ کنیم» تقویت شد (١٠) این بلوغ ملی، از درون این اجتماعات می‌جوشید.
گویی این اجتماعات شبانه کوره‌ای بود که در آن، از دل خاکستر یک جنگ، «ایرانی یکپارچه‌تر در برابر دشمن» ساخت یافت.
از چشم دو جامعه‌شناس
اگر از چشم آنتونی‌ گیدنز و هربرت بلومر به این جنبش ترکیبی و ملی در جامعه ایران نگاه کنیم، اهمیت این پدیده بهتر روشن می‌شود.
گیدنز در نگاه «ساخت‌یابی‌اش» تاکید دارد که ساختارها (منابع و رویه‌ها) و عاملیت (کنشگری افراد) دو چهره کردارهای جمعی هستند.
ساختارها هم واسطه (ابزار) و هم نتیجه کنش‌ها هستند.
از این رو جنبش‌ها می‌توانند لحظات «سریع ساخت‌یابی» باشند که در آن عاملیت افراد شرایط را (جامعه زیر فشار حملات جنگی را) تغییر بدهند.
این «ساخت‌یابی سریع» به نفع تداوم جامعه و حکومت در شرایط جنگی است: خیابان به عرصه نمایش وحدت تبدیل می‌شود، تهدید خارجی را به فرصت انسجام داخلی بدل می‌کند و حس «جامعه قوی» (در برابر انگاره جامعه ضعیفی که دشمن فکر می‌کرد) را بازسازی می‌کند و سازمان دفاعی کشور در صحنه نابرابر جنگ، از سوی جامعه‌ای قوی پشتیبانی می‌شود.
هربرت بلومر (از نگاه مکتب کنش متقابل نمادین) رفتار جمعی و جنبش‌ها را فرآیندی پویا می‌بیند که از حالت پراکنده به سازمان‌یافته می‌رسد.
او چهار مرحله برای جنبش‌ها توصیف می‌کند، مرحله‌های: تشویش اجتماعی، هیجان عمومی، رسمیت‌یابی، نهادینه ‌شدن.
در نگاه او این اجتماعات با شروع جنگ و تهدید خارجی شبیه جمعیت‌های بیانگر نگرانی و همبستگی هستند (مرحله اول و دوم) که هدف این اجتماعات دفاعی - نمادین است که در عین حال سریع رسمیت یافتند و نهادینه شدند، مانند هماهنگی در ساعات و نظم کم‌نظیر اجتماعات، شعارهای مخالف دشمن و حامی حکومت و دفاع از کشور (١١).
در جمع‌بندی می‌توان گفت، در جنگ 40 روزه دو قدرت اتمی که یکی از آنها یک قدرت نظامی جهانی با انجام ده‌ها هزار تهاجم هوایی به ایران حمله کردند.
مقاصد گوناگونی هم داشتند از اسقاط حکومت تا «ویلچری کردن ایران» و بلعیدن منافع نفتی ایران.
این دو دولت متجاوز تاکنون به اهدافشان نرسیدند و از این نظر حکومت و جامعه ایران در این جنگ پیروز شدند.
در این پیروزی بزرگ چهار عامل نقش داشتند که یکی از آنها ظهور همین جنبش ملی دفاع از ایران بود.
این خیزش جمعی جهانیان را به تحسین واداشت و دو دشمن متجاوز را مایوس کرد.
(غیر از عامل جنبش دفاع مردمی، سه عامل دیگر در دفاع از کشور نقش داشتند.
عامل اول که از همه مهم‌تر بود عامل سازمان دفاعی، نهادی و چهار لایه کشور بود.
عاملی بعدی خدمات رسانی دولت برای تامین نیازهای اولیه میلیون‌ها جمعیت جا به ‌جا شده بود و عامل سوم دستگاه دیپلماسی کشور برای توقف عزتمندانه جنگ بود).
به نظر می‌رسد یکی از عللی که امریکا - اسراییل به ایران حمله کردند این ارزیابی بود که فکر می‌کردند ایران (حکومت و جامعه‌اش) ضعیف است و با اولین حمله و ظرف چند روز این کشور به هم می‌ریزد و ترامپ (مثل حمله به کشور ونزوئلا و بلعیدن نفت این کشور) مارش پیروزی را خواهد زد.
جنبش ملی دفاع از ایران (به همراه سه عامل مذکور دیگر) اتفاقا انگاره ایران ضعیف را مخدوش کرد و «ایران قدرتمند» را هم به کشورهای همسایه نشان داد و هم خود ایرانیان تصدیق کردند.
اینک در برابر این «سرمایه بزرگ اجتماعی» که برخلاف خواست دشمن نصیب ایران شده است، آیا حکمرانان و نیروهای جامعه مدنی می‌توانند از این سرمایه برای بازسازی آسیب‌های جنگ و خصوصا به مدار انداختن توسعه (کشوری که دو دهه هست گرفتار تورم دو رقمی است) استفاده کنند؟
در تجربه جنگ 12 روزه در ١۴٠۴ هم مردم ایران «رشید» ظاهر شدند (١٢) ولی از آن پیروزی به‌ طور درخور استفاده نشد و ایران چند ماه بعد با رخداد خونین ١٨ و ١٩ دی ماه ١۴٠۴ روبه‌رو شد.
امید است سرمایه بزرگ ناشی از مقاومت مردم در جنگ 40 روزه زمینه‌ساز توسعه پایدار و همه‌ جانبه کشور شود و قدرتمندی اقتصادی کشور خود یکی از ستون‌پایه‌های دفاع ملی است و حکومت وقتی می‌تواند پشتیبان قدرتمندی اقتصادی کشور باشد که این حکومت بر نود میلیون ایرانی تکیه کند.
لذا مشارکت 70 درصد جمعیت خاکستری در ساختن ایران رمز پیروزی حکومت ایران است.
متاسفانه در شرایط فعلی صداوسیما فقط صدای جمعیتی است که در خیابان فعال بوده‌اند.
پی‌نوشت‌ها
١- این «یادداشت تفاهم» که امضا شد، ظاهرا مقدمه‌ای است که بر اساس آن قرار است نمایندگان امریکا (ونس معاون ترامپ) و ایران (باقر قالیباف) در 60 روز مذاکره کنند تا به یک قرارداد مرضی‌الطرفین برسند.
البته چون نتانیاهو و ترامپ هر دو افراد جنگ‌طلب و غیرقابل اعتماد هستند، احتمالا ایران در طول این 60 روز با مشکلات و بی‌اعتمادی‌های زیادی روبه‌رو است و نباید آمادگی‌های ایران در صورت وقوع جنگ مجدد کم شود.
٢- متاسفانه در ایران تعداد زیادی از پیمایش‌ها و نظرسنجی‌ها در اختیار سفارش‌دهندگان حکومتی قرار می‌گیرد ولی نشر عمومی پیدا نمی‌کند.
من عدد 56 درصد و بقیه درصدها را بر اساس پیمایشی که توسط پژوهشگران حرفه‌ای انجام شده، آورده‌ام.
٣- این جنگ با حملات گسترده‌ هواپیماهای جنگی و بمب‌افکن و پهپادی امریکا و اسراییل علیه زیرساخت‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، مسکونی ایران شروع شد و ادامه یافت.
دشمنان بین 15 تا 30 هزار انفجار انجام دادند.
بیش از 3500 ایرانی شهید و حدود 30 هزار نفر زخمی شدند.
بیش از صد هزار ساختمان تخریب شد.
امکنه تاریخی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌های مادر و تاسیسات موسسه بزرگ واکسیناسیون پاستور، تاسیسات عظیم فولاد مبارکه و صنایع بزرگ پتروشیمی مورد حمله قرار گرفت.
خسارات به ایران از 150 تا 270 میلیارد دلار برآورد شده است.
۴-وقتی ترامپ تهدید و اقدام به جنگ علیه زیرساخت‌ها کرد و به ‌طور مثال پل بی ‌دو در کرج (بزرگ‌ترین پل در خاورمیانه) را منفجر کرد، شهروندان زیادی در اطراف تاسیسات زیربنایی مانند نیروگاه گازی دماوند و پل بزرگ اهواز و...
سپر انسانی تشکیل دادند.
این رخداد نیز به یک رخداد خبری جهانی تبدیل شد.
۵- منظور از «جنگ تحمیلی سوم» این است: جنگ تحمیلی 8 ساله صدام علیه ایران در سال‌های ١٣۵٩-١٣۶٧، جنگ تحمیلی اول است.
جنگ 12 روزه اسراییل در خرداد ١۴٠۴، نام جنگ تحمیلی دوم است و جنگ 40 روزه، جنگ تحمیلی سوم است.
۶- واقعا جنگ «نابرابر» بود.
هزاران سورتی پرواز جنگنده‌های امریکا و اسراییل از 15 پایگاه نظامی امریکا در منطقه حمایت می‌شدند.
با هوش مصنوعی و پهپادهای هوشمند اهداف را در خاک ایران با دقت مورد هدف قرار می‌دادند.
ایران نیروی هوایی نداشت.
با این همه کار بزرگ ایران این بود که نگذاشت دشمن در این جنگ نابرابر به اهدافش برسد.
٧- هم اسراییل و هم امریکا بیش از 8 دهه سابقه تجاوز و تحمیل جنگ به کشورهای دیگر را دارند.
اینها می‌دانستند که فقط با حملات هوایی نمی‌توانند حکومت ایران را ساقط کنند.
لذا تمام امیدشان این بود که با حمله هوایی پر حجم به ایران بلافاصله مردم دست به «آشوب» می‌زنند و ایران به هم می‌ریزد.
دیدگاه «ایران ضعیف» این دو کشور متجاوز را به این کار تشویق کرده بود.
حمایت همه‌ جانبه اسراییل و امریکا (در حالی که در دی ماه ١۴٠۴ ناوهای امریکا به سرزمین ایران نزدیک می‌شدند) از فراخوان پسرشاه که: ‌ای مردم ایران هشت شب هجدهم و نوزدهم به خیابان‌ها بیایید، در همین راستای تقویت آشوب سیاسی در کشور ایران بود.
پسر شاه هم قبلا در خیزش اعتراضی مهسا در ١۴٠١ با انجام دو سفر به اسراییل نشان داده بود که «ابزار» اجرای نقشه‌های اسراییلی است.
لذا این فرد وطن‌فروش در حالی که ایران در محاصر جنگی بود به جوانان خشمگین و بیکار ایرانی فراخوان داد و احساس مسوولیتی برای جان این جوانان که به مراکز حساس نزدیک می‌شوند، نکرد.
این «پسرشاه» وطن‌فروش باز در وسط جنگ فرصت‌طلبانه در روز چهارشنبه سوری دوباره به مردم ایران فراخوان داد تا دوباره طرح آشوب سیاسی عملی شود.
از سه شب قبل از چهارشنبه سوری هم اسراییل با پهپاد به ایست ‌بازرسی‌های سازمان بسیج حمله می‌کرد تا مردم هوادار مدافعان کشور به خیابان نیایند.
اما باز پر شورتر اجتماعات مردمی حتی در چهارشنبه سوری شکل گرفت و در آن شب دو حادثه مهم اتفاق افتاد.
اول اینکه حتی در آن شب کسی به اعتراض به جمهوری اسلامی به خیابان‌ها نیامد و فقط اجتماعات دفاع از مدافعان کشور شکل گرفت و ثانیا، شب چهارشنبه‌سوری ١۴٠۴ در وسط جنگ آرام‌ترین چهارشنبه سوری در طول ۴٧ سال عمر جمهوری اسلامی شکل گرفت و حتی ترقه‌ و فشفشه بازی معمولی هم نشد.
به بیان دیگر آن جمعیت 44 درصدی هم که در طول 40 روز جنگ به خیابان‌ها نیامده بودند در چهارشنبه سوری با دشمن وطن‌فروش همراهی نکردند.
٨- چهار رخداد نشان می‌دهد که دفاع ایران و اجتماعات شبانه درس میهن‌دوستی (در برابر هجمه استعمار بی‌نقاب امریکا) به سایر کشورها می‌داد.
اول اینکه کثیری از مردم مسلمان و عرب از پاکستان، کشمیر، عراق، لبنان، یمن، اندونزی، مالزی و...
به تحسین ایرانیان پرداختند.
حجاج ایرانی که در وسط جنگ به زیارت حج رفتند اکثرا شهادت می‌دادند که دفاع مردم ایران مورد تشویق زوار کشورهای دیگر بود.
دومین نشانه این که ایرانیان دیاسپورا در خارج کشور با تظاهرات‌شان از مردم ایران دفاع کردند و کشورهای متجاوز به ایران را محکوم کردند.
سومین نشانه وایرال شدن انیمیشن‌های لگویی (ساخته شده توسط گروه اخبار انفجاری) در شبکه‌های انگلیسی زبان از مقاومت ایران بود.
میلیون‌ها نفر این انیمیشن‌ها را دیدند.
قبلا در شبکه‌های اجتماعی انگلیسی‌زبان یکسره اخبار منفی علیه ایران بود.
چهارمین نشانه اینکه رسانه‌های پرقدرت جهان به زبان عربی و انگلیسی از مقاومت مردم ارزیابی مثبت ارائه می‌دادند.
این رسانه‌ها نشان می‌دادند که بر سر شهرهای ایران بمب می‌ریزند، اما مردم در خیابان ایستاده و پرچم می‌گردانند.
٩- لطفا پی‌نوشت هفت را مرور کنید.
متاسفانه در این دو روز حدود 3200 ایرانی جان‌باختند.
١٠- یکی از رخدادهای جنگ 40 روزه این بود که قبل از جنگ به عنوان نمونه کشور ترکیه چند منطقه را برای اردوگاه در مجاورت مرز شمال غرب در نظر گرفته بود تا اگر جنگ شد و ایرانیان دست به مهاجرت زدند در آن اردوگاه‌ها جای بگیرند.
رسانه‌های ماهواره‌ای مثل بی‌بی‌سی از طریق مرز ترکیه برای خبررسانی به این مناطق خبرنگار فرستاده بودند.
نکته مهم این بود که اولا، در طول جنگ مردم ایران مهاجرت نکردند و ثانیا، گفته می‌شود که در طول جنگ حدود 700 هزار ایرانی از خارج به ایران نیز بازگشتند.
این رخداد بزرگ خیلی مورد توجه رسانه‌ سی‌ان‌ان ترک قرار گرفت و مصاحبه‌های این خبرنگار سی‌ان‌ان در شبکه‌های اجتماعی منطقه وایرال شد.
١١- توجه کنید به عنوان نمونه جمعیت زیادی در شب‌ها در ده‌ها میدان تهران ساعت‌ها در خیابان بودند و در این مناسبت‌ها کسی با کسی درگیر نشد و نظم کاملی برقرار بود و این در حالتی بود که کلانشهر تهران کلانتری‌هایش مورد حمله اسراییل جنایت‌پیشه قرار گرفته بود.
١٢- روشن است که حاکمیت و جامعه مدنی ایران عدم تکرار جنگ را قطعی نمی‌دانند، چون نتانیاهو خبیث و ترامپ متوهم و نامتعادل هستند.
سازمان دفاعی همچنان شایسته است که در برابر دشمن در آمادگی دایمی باشند.
دیدیم نتانیاهو و ترامپ چند ماه بعد از آتش‌بس جنگ 12 روزه، دوباره در جنگ 40 روزه به ایران حمله کردند.
آمادگی حکومت و جامعه برای دفاع از کشور شرط عقل است.