بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به متجاوزان تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه اِیبیسی استرالیا در گزارشی به بررسی تأثیر توافق ایران و آمریکا بر کشورهای عرب خلیج فارس پرداخت و نوشت که این کشورها اکنون «سردتر، سرسختتر و معاملهگرانهتر» شدهاند.
به نوشته این رسانه، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و هدف هزاران موشک و پهپاد ایرانی قرار گرفتند، به رهبری واشنگتن بدبین شدهاند.
این گزارش به نقل از تحلیلگران کینگز کالج لندن تصریح میکند که اولویت فوری کشورهای عربی «آزادی کشتیرانی از طریق تنگه هرمز، حفاظت از زیرساختهای نفت و گاز، و ساختار دیپلماتیک کافی برای جلوگیری از کشانده شدن دوباره منطقه به درگیری آشکار است.» در این میان، تنگه هرمز به کانون نگرانی تبدیل شده است.
محمد سلیمان از اندیشکده خاورمیانه هشدار میدهد که «هرگونه تلاش یا مصالحه بر سر ماهیت بینالمللی آبراه تنگه هرمز فاجعهبار خواهد بود» و میتواند سابقهای خطرناک برای دیگر گلوگاههای راهبردی جهان مانند سنگاپور و مالاکا ایجاد کند.
اِیبیسی میافزاید که توافق موقت به توان موشکی ایران اشارهای ندارد و این تهدید همچنان بر فراز منطقه باقی مانده است.
با وجود سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به منطقه و وعدههای امنیتی، یک شرکت تحلیل انرژی نروژی خسارت وارده به اعضای شورای همکاری خلیج فارس را بالغ بر ۵۸ میلیارد دلار برآورد کرده است.
قطر شاهد حمله به تأسیسات گاز طبیعی مایع راس لفان بوده و خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی نیز هدف قرار گرفته است.
دکتر کریگ، تحلیلگر امنیتی، تأکید میکند که «خلیج فارس از نظر فیزیکی بهبود خواهد یافت، اما به سادگی به وضعیت سابق باز نخواهد گشت.» وی راهحل نهایی را آشفته اما بهترین گزینه موجود میداند، چرا که جایگزین آن حملات مجدد و چرخهای دیگر از قدرتنمایی بر سر هرمز است.
بیبیسی در گزارشی به نقل از یک مقام آمریکایی نوشت که ایالات متحده و ایران توافق کردهاند تا پس از دور جدید حملات متقابل، «عقبنشینی» کنند.
بر اساس این گزارش، این مقام به شبکه سیبیاس تأیید کرد که کشتیها اکنون قادر خواهند بود «آزادانه» از تنگه هرمز عبور کنند و مذاکرات جدید با هدف پایان دادن به جنگ ادامه خواهد یافت.
ایران تاکنون درباره این گزارشها اظهارنظر نکرده است.
این رسانه انگلیسی میافزاید که آتشبس کمتر از دو هفته پیش، با حملات متقابل به شدت تضعیف شد.
دور جدید درگیریها از پنجشنبه و با اصابت یک پرتابه ایرانی به یک کشتی باری در تنگه هرمز آغاز شد.
در ادامه، سنتکام تأسیساتی در ایران را هدف حملات تلافیجویانه قرار داد و سپاه پاسداران نیز متقابلاً پایگاههای آمریکا در کویت و بحرین را هدف حمله موشکی و پهپادی قرار داد.
بیبیسی در ادامه به تحولات موازی در لبنان اشاره میکند که در آن، آمریکا امضای توافق چارچوبی میان اسرائیل و لبنان را تسهیل کرد.
با این حال، این آتشبس نیز به دلیل تداوم درگیریها میان اسرائیل و حزبالله شکننده به نظر میرسد.
رهبر حزبالله لبنان این توافق را رد کرده و اسرائیل نیز روز یکشنبه یک تونل ۲۰۰ متری حزبالله در جنوب لبنان را هدف حمله قرار داد.
بر اساس گزارشها، آمریکا پیش از این حمله در جریان قرار گرفته بود.
این گزارش تصریح میکند که یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای ۱۷ ژوئن شامل «توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها» بوده است.
شبکه سیانان در تحلیلی به قلم استیون کالینسون نوشت که درگیریهای جدید میان ایران و آمریکا، شکنندگی آتشبس را آشکار ساخت، اما همزمان نشان داد که چرا این توافق ممکن است پایدار بماند.
به نوشته این تحلیل، یک مقام دولت ترامپ اعلام کرد که دو طرف توافق کردهاند «فعلاً عقبنشینی کنند» و روز سهشنبه در قطر دیدار خواهند کرد.
تهران این گزارش را بلافاصله تأیید نکرد.
این تحلیل تصریح میکند که چهار روز حملات متقابل، در واقع «کشتی گرفتن دو دشمن برای تعریف دقیق یادداشت تفاهم مبهمشان و شکلدهی به مذاکرات آتی» بود.
ایران به دنبال تثبیت اهرم جدید خود یعنی «ظرفیت مدیریت ترافیک در آبراهی حیاتی برای اقتصاد جهانی» بود و همزمان تابآوری سیاسی ترامپ را میآزمود.
واشنگتن نیز نمیتوانست اجازه دهد ایران کنترل کشتیرانی در تنگه را به دست گیرد، چرا که این امر به معنای شکست در جنگی بود که خود آغاز کرده بود.
سیانان میافزاید که پشت این تنشها، منطقی راهبردی وجود دارد که بازگشت به جنگ تمامعیار را نامحتمل میسازد: ایران از مزایای عظیم توافق از جمله لغو تحریمها و ازسرگیری صادرات نفت بهرهمند است و افزایش ترافیک دریایی از تنگه هرمز به کاهش قیمت جهانی نفت و بنزین در آمریکا (به ۳.۸۷ دلار در هر گالن) کمک کرده است.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که ایران در مذاکرات هستهای آتی نیز «امتیازات کوچک را قطرهچکانی خواهد داد» تا آمریکا را پای میز مذاکره نگه دارد.
مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، نیز هشدار داد که ترامپ در برابر حملات به کشتیرانی بینالمللی بیتفاوت نخواهد ماند.
این تحلیل نتیجه میگیرد که پرسش کلیدی این است که آیا رویاروییها بر سر تنگه در سطحی قابل کنترل باقی میمانند یا کل فرآیند دیپلماتیک را نابود خواهند کرد.
رسانه های عربی
الجزیره در مقاله ای نوشت که رویارویی اخیر میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر، تنها یک درگیری معمولی در خاورمیانه نبود، بلکه نشانه ورود منطقه به مرحلهای تازه از معادلات امنیتی است.
این بحران نشان داد که تهدیدهای جدید مانند موشکهای بالستیک، پهپادها و حملات سایبری دیگر محدود به یک کشور نیستند و میتوانند امنیت کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی، بازار انرژی و تجارت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهند.
نویسنده تأکید میکند که کشورهای خلیج فارس باید از همکاریهای سنتی فراتر رفته و به سمت یک ساختار امنیتی گستردهتر حرکت کنند؛ ساختاری شبیه «ناتوی منطقهای» که کشورهای خلیج فارس، مصر، اردن، عراق و حتی در مراحل بعدی ترکیه و پاکستان را دربرگیرد.
به باور او، امنیت خاورمیانه دیگر نمیتواند فقط بر پایه حمایت قدرتهای خارجی یا توافقهای موقت باشد، بلکه نیازمند همکاری دائمی، هماهنگی نظامی، اطلاعاتی، فناوری و اقتصادی میان کشورهای منطقه است.
البته ایجاد چنین ائتلافی با موانعی مانند اختلافات سیاسی، تفاوت دیدگاهها درباره تهدیدها و رقابتهای منطقهای روبهروست.
با این حال، هزینه بالای جنگها و نیاز به ثبات اقتصادی باعث شده فرصت تازهای برای شکلگیری یک نظام امنیتی جدید در خاورمیانه به وجود آید.
سؤال اصلی این است که آیا کشورهای منطقه از این فرصت استفاده میکنند یا دوباره وارد چرخه بحرانهای گذشته خواهند شد.
المیادین در مقاله ای بررسی کرد که آیا «یادداشت تفاهم» میان ایران و آمریکا در برابر فشارها و تلاشهای بازدارنده واشنگتن و متحدانش دوام خواهد آورد یا نه.
نویسنده معتقد است آمریکا پس از امضای توافق، تلاش میکند با تفسیرهای جدید و تغییر در روند اجرا، بخشی از دستاوردهای ایران را کاهش دهد.
به باور او، جدا کردن پرونده لبنان از مسیر توافق ایران و آمریکا یکی از مهمترین اهداف این فشارهاست؛ زیرا ارتباط میان این دو موضوع، اهرم فشاری برای تهران محسوب میشود.
مقاله تأکید میکند که برخی جریانها در آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه، توافق را تهدیدی برای اهداف خود میدانند و میکوشند موضوعاتی مانند برنامه موشکی ایران، نیروهای همپیمان تهران و امنیت دریایی در تنگه هرمز را دوباره وارد مذاکرات کنند.
همچنین نویسنده معتقد است اختلاف دیدگاههایی در داخل دولت ترامپ درباره نحوه برخورد با ایران وجود دارد؛ گروهی خواهان حفظ توافق و گروهی خواهان سختگیری بیشتر هستند.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که توافق هنوز کاملاً شکست نخورده است، زیرا آمریکا، ایران و بسیاری از کشورهای منطقه از بازگشت به جنگ گسترده زیان خواهند دید.
با این حال، آینده آن به میزان پایبندی طرفها، اجرای مرحلهای تعهدات و توانایی جلوگیری از تغییر مفاد توافق بستگی دارد.
نویسنده معتقد است تهران نیز با سیاست «گام در برابر گام» در دیپلماسی و «ضربه در برابر ضربه» در میدان، آماده مقابله با فشارهاست.
رأی الیوم در مقاله ای نوشت که توافق آتشبس میان لبنان و اسرائیل نه یک توافق صلح، بلکه «توافقی تحقیرآمیز» و نوعی تسلیم در برابر اشغالگری است.
به باور نویسنده، هر توافقی که میان یک دولت تحت اشغال و یک قدرت اشغالگر، با میانجیگری طرفی جانبدار، منعقد شود، در نهایت به سود اشغالگر تمام خواهد شد.
او معتقد است دولت لبنان، که از حاکمیت کامل برخوردار نیست، بدون مشارکت مقاومت و بدون اجماع ملی، توافقی را امضا کرده که به اسرائیل امتیاز میدهد و نقش مقاومت را نادیده میگیرد.
نویسنده این توافق را یادآور توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳ دانسته و تأکید میکند که اسرائیل همچنان بخشهایی از خاک لبنان را در اشغال دارد و ساکنان جنوب لبنان نیز هنوز با پیامدهای جنگ و آوارگی مواجهاند.
مقاله هشدار میدهد که این توافق میتواند شکافهای داخلی لبنان را تشدید کرده و زمینه ساز تنش میان ارتش و مقاومت شود؛ زیرا مسئولیت خلع سلاح مقاومت را بر عهده ارتشی میگذارد که از امکانات و تسلیحات کافی برخوردار نیست و اسرائیل از این وضعیت برای ادامه فشارها و نقض حاکمیت لبنان استفاده خواهد کرد.
در پایان، نویسنده تأکید میکند که مقاومت به دلیل فداکاریهای گسترده خود از مواضعش عقبنشینی نخواهد کرد و سرنوشت این توافق را نه متن آن، بلکه تحولات میدانی و توازن قدرت در لبنان تعیین خواهد کرد.
رسانه های چین و روسیه
وبسایت «راشا تودی» روسیه در گزارشی با عنوان «یادداشت تفاهم آمریکا و ایران نگرانیهای اساسی را برانگیخته است» نوشت:
تفاهم میان آمریکا و ایران، با وجود آنکه بهعنوان گامی برای پایان دادن به درگیریها و آغاز مذاکرات جامع معرفی شده، از نگاه برخی تحلیلگران آمریکایی امتیازهای قابل توجهی به تهران داده و پرسشهای مهمی درباره پیامدهای سیاسی و امنیتی آن ایجاد کرده است.
نویسنده گزارش معتقد است واکنش کمرنگ فضای سیاسی آمریکا به این توافق، با توجه به اهمیت آن، شگفتآور است؛ زیرا جمهوریخواهان عمدتاً سکوت کردهاند و بخش زیادی از دموکراتها نیز با وجود انتقاد از برخی بندهای توافق، از تداوم آتشبس حمایت میکنند.
به باور نویسنده، رقابتهای داخلی و انتخابات میاندورهای باعث شده سیاست خارجی در اولویت دوم قرار گیرد.
گزارش سپس به مهمترین محورهای انتقادی نسبت به این تفاهمنامه میپردازد.
نخستین موضوع، کاهش زودهنگام تحریمهاست.
به نوشته گزارش، واشنگتن پیش از دستیابی به توافق نهایی، بخشی از محدودیتهای اقتصادی علیه ایران را کاهش داده و دسترسی تهران به منابع مالی و درآمدهای نفتی را تسهیل کرده است؛ اقدامی که از دید منتقدان، اهرم فشار آمریکا را تضعیف میکند.
همچنین پیشبینی سرمایهگذاری گسترده برای بازسازی ایران و آزادسازی داراییهای مسدودشده، بدون آنکه همه اختلافات حلوفصل شده باشد، از دیگر موارد مورد انتقاد است.
به اعتقاد نویسنده، یکی دیگر از نگرانیهای اصلی، محدود بودن تعهدات هستهای ایران در برابر امتیازهای اقتصادی و سیاسی است.
وی مدعی است برخی بندهای تفاهم، به تهران امکان میدهد ظرفیتهای هستهای خود را حفظ کند و در مقابل، از مزایای اقتصادی قابل توجهی بهرهمند شود.
گزارش همچنین هشدار میدهد که این روند میتواند به تقویت نفوذ منطقهای ایران و تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه منجر شود؛ موضوعی که از نگاه منتقدان توافق، نگرانی متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل، را افزایش داده است.
در پایان، نویسنده نتیجه میگیرد که اگرچه این تفاهم میتواند راه را برای کاهش تنش و آغاز مذاکرات هموار کند، اما امتیازهای اعطا شده به ایران و ابهام در نحوه اجرای تعهدات، همچنان محل بحث و اختلاف در محافل سیاسی و امنیتی آمریکا خواهد بود.
راشا تودی عربی در گزارشی دیگر با عنوان «توافق با ایران شکافی میان آمریکا و امارات ایجاد میکند» به بررسی پیامدهای منطقهای تفاهم میان تهران و واشنگتن پرداخت و نوشت که این توافق، اختلافاتی را میان آمریکا و امارات متحده عربی بر سر نحوه مدیریت پرونده ایران آشکار کرده است.
این گزارش که برگرفته از تحلیل منتشرشده در رسانه آمریکایی Responsible Statecraft است، میگوید ابوظبی با وجود حمایت از کاهش تنش در منطقه، نسبت به برخی بندهای توافق و پیامدهای آن برای موازنه قدرت در خلیج فارس نگران است.
به نوشته این گزارش، امارات طی سالهای اخیر تلاش کرده روابط خود با ایران را بهبود بخشد و همزمان شراکت راهبردی خود با آمریکا را حفظ کند، اما تفاهم جدید تهران و واشنگتن این موازنه را با چالش روبهرو کرده است.
از نگاه نویسنده، ابوظبی نگران است که کاهش فشارهای آمریکا بر ایران، نفوذ منطقهای تهران را افزایش دهد و موقعیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را تضعیف کند.
در مقابل، واشنگتن این توافق را گامی در جهت کاهش تنش و جلوگیری از درگیریهای بیشتر در منطقه ارزیابی میکند.
در ادامه گزارش آمده است که امارات از یک سو از پایان درگیریها و ثبات منطقه استقبال میکند، اما از سوی دیگر مایل است هرگونه توافق با ایران با تضمینهای امنیتی روشن برای کشورهای عربی همراه باشد.
نویسنده تأکید میکند این اختلاف رویکرد، لزوماً به معنای بحران در روابط واشنگتن و ابوظبی نیست، بلکه نشاندهنده تفاوت اولویتهای دو طرف در قبال آینده امنیت خلیج فارس است.
به اعتقاد گزارش، چگونگی اجرای توافق و نحوه تعامل ایران با همسایگان عرب، تعیین خواهد کرد که این شکاف محدود باقی میماند یا به اختلافی عمیقتر میان آمریکا و یکی از مهمترین شرکای منطقهایاش تبدیل خواهد شد.
خبرگزاری شینهوا به نقل از پایگاه خبری آکسیوس گزارش داد که آمریکا و ایران توافق کردهاند حملات متقابل را «فعلاً» متوقف کنند و روز سهشنبه در دوحه، پایتخت قطر، برای حل اختلافات مربوط به تنگه هرمز مذاکره کنند.
بر اساس این گزارش، دو طرف در این مرحله از تشدید تنش خودداری خواهند کرد و تردد کشتیها در تنگه هرمز بدون مانع ادامه مییابد، در حالی که گفتوگوهای فنی میان طرفین نیز ادامه خواهد داشت.
این مذاکرات قرار بود در ابتدا در سوئیس و با محوریت برنامه هستهای ایران برگزار شود، اما تشدید تنشها در تنگه هرمز باعث شد محل برگزاری به دوحه تغییر کند و موضوع امنیت کشتیرانی در این آبراه راهبردی به محور اصلی مذاکرات تبدیل شود.به نوشته آکسیوس، هیأتهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا در جریان گفتوگوهای هفته گذشته در سوئیس بر سر ایجاد یک «خط ارتباطی مستقیم» میان ارتش آمریکا و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای هماهنگی تردد دریایی در تنگه هرمز به توافق رسیده بودند، اما این سازوکار ارتباطی تا روز شنبه هنوز عملیاتی نشده بود.
این گزارش در حالی منتشر میشود که آمریکا طی روزهای جمعه و شنبه با ادعای ادامه حملات ایران علیه کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، اهدافی را در ایران هدف قرار داد.
در مقابل، ایران نیز با حمله به مواضع نظامی آمریکا در منطقه به این حملات پاسخ داد.
شینهوا مینویسد اکنون دو طرف تلاش دارند از طریق مذاکرات دوحه، ضمن حفظ آتشبس موقت، راهکاری برای جلوگیری از تشدید تنش و تضمین امنیت کشتیرانی در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان پیدا کنند.