راز وصیتنامه ۳ صفحهای سردار رشید؛ چرا قهرمان دزفول پایتخت را نخواست؟
اهواز - سال گذشته در چنین روزی، دزفول یکصدا حماسه شد تا پیکر فرمانده نامآور و نابغه نظامی خود، سپهبد شهید غلامعلی رشید و فرزندش را تا آستان سبزقبا بدرقه کند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها - فاطمه دقاق نژاد: جغرافیای حماسه و ایثار در پهنه ایران اسلامی، همواره با نام بزرگمردانی عجین شده است که جان خویش را سپر بلای میهن و اعتقادات خود ساختند.
در این میان، دزفول به عنوان پایتخت مقاومت ایران بار دیگر در تاریخ ثبت کرد که چگونه فرزندان غیور خود را در آغوش میکشد و آیین قدرشناسی را در برابر دههها مجاهدت مخلصانه به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد.
خاکسپاری پیکرهای مطهر شهدای عالیقدر در این خطه، تجلی دوباره پیوند ناگسستنی مردم با فرهنگ ایثار و شهادت بود.
وقایع نهم تیر ماه سال گذشته، برگ زرین دیگری را در دفتر افتخارات این دیار رقم زد.
در آن روز بارانی از اندوه و افتخار، تشییع پیکر سردار سرافراز اسلام و فرزند برومندش در کنار همرزم دیرینهشان، خیل خروشان جمعیت را به خیابانها کشاند تا نشان دهد یاد و خاطره کسانی که در راه حفظ کیان انقلاب اسلامی مجاهدت کردهاند، هرگز در غبار زمان فراموش نخواهد شد.
این حضور حماسی، فراتر از یک مراسم تشییع، بیعتی دوباره با آرمانهای والای مقاومت بود.
اکنون در سالگرد آن روز ماندگار، مرور ابعاد شخصیتی و زندگی پرفراز و نشیب سپهبد شهید غلامعلی رشید، ما را با زوایای پنهان شخصیتی مواجه میسازد که فراتر از یک فرمانده نظامی، مظهر اخلاق، مردمداری و مجاهدت بیوقفه بود.
سرداری که با تکیه بر ایمان راسخ، از دوران جوانی و بند زندانهای ستمشاهی تا جبهههای دفاع مقدس و سرانجام عرصه مقاومت، هرگز از مسیر حق عقبنشینی نکرد.
بدرقه باشکوه تا آستان سبزقبا
مراسم تشییع پیکرهای مطهر سپهبد شهید غلامعلی رشید و فرزند شهیدش حجتالاسلام امین عباس رشید در روز نهم تیر ۱۴۰۴ با حضور گسترده و پرشور اقشار مختلف مردم از پیر و جوان گرفته تا زنان و مردان دزفولی برگزار شد.
تشییعکنندگان پیکر این شهیدان را از میدان حاج مرادی به سمت حرم مطهر حضرت سبزقبا علیه السلام بدرقه کردند تا نشان دهند قدردان سالها تلاش و ایثارگری این فرماندهان بزرگ هستند.
در آن روز، مردم مؤمن و همیشه در صحنه شهر دزفول برای فرزندان قهرمان خود سنگ تمام گذاشتند.
حضور بی نظیر مردم در این آیین، ادای احترامی شایسته به سالها مجاهدت سپهبد رشید و فرزند فاضلش در مسیر سرافرازی ایران اسلامی بود.
دزفولیها با سر دادن شعارهای حماسی و انقلابی، ضمن تاکید بر تداوم راه این شهدا، انزجار خود را از جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا ابراز داشتند.
در آیین وداع با این پیکرهای مطهر، چهرههای مطرح ملی و استانی از جمله محمد مخبر مشاور و دستیار رهبر معظم انقلاب، علی لاریجانی مشاور مقام معظم رهبری، سید محمدرضا موالیزاده استاندار خوزستان، آیتالله سید علی موسویجزایری زعیم حوزههای علمیه استان و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و لشکری حضور داشتند.
در این مراسم، نماز بر پیکر مطهر شهدا به امامت آیتالله موسویجزایری اقامه شد.
پس از آن، پیکر سپهبد رشید و فرزندش در حرم مطهر سبزقبا در دزفول آرام گرفت و پیکر سرلشکر نصیرباغبان جهت خاکسپاری به تهران منتقل شد.
۵ دوره متمایز از زیست مجاهدانه
سارا ترابیکیا همسر سردار سپهبد شهید غلامعلی رشید در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص ابعاد شخصیت این شهید عالیقدر اظهار کرد: زندگی سردار رشید سرشار از نمادها و نشانههای برجستهای است که شایسته است به طور دقیق به آنها پرداخته شود.
به گمان من، میتوان دوران زیست مجاهدانه وی را در پنج دوره متمایز بازشناسی کرد؛ دوران پیش از انقلاب، بزنگاه پیروزی انقلاب اسلامی، سالهای پس از انقلاب، دوران دفاع مقدس و در نهایت دوران پس از جنگ تحمیلی تا سرانجام که به مقام شهادت نائل آمدند.
آنچه در مستندهای منتشر شده از زبان خودشان بازگو شده، روایت دقیقی از این مسیر پرفراز و نشیب است.
وی ادامه داد: وی پیش از رسیدن به سن ۱۸ سالگی و درست در روز آغاز سال تحصیلی، روی نیمکت دبیرستان توسط ساواک دستگیر شدند.
شکنجههایی که در آن دوران بر این نوجوان تحمیل شد، چنان سخت و طاقتفرسا بود که گاهی بازگو کردن جزئیات آن بسیار دشوار و دردناک مینماید اما سوال اینجاست که چه عاملی در وجود وی چنین ثبات قدم و استواری پدید آورد که توانستند بیش از نیم قرن این راه سخت را بدون کوچکترین تردیدی بپیمایند؟
همسر شهید رشید توضیح داد: بیگمان این گامهای استوار، ریشه در همان تقابل همیشگی حق و باطل دارد؛ نبردی که از آغاز خلقت آدم و از روزگار هابیل و قابیل برپا بوده است.
سردار رشید از همان ابتدا خود را در جبهه هابیل تعریف کرد و تا آخرین لحظه عمر بر این عهد باقی ماند.
یدالله روی زمین برای یاری مردم
همسر سردار رشید در ادامه اظهار کرد: اگرچه ممکن است نتوان به تمامی خدمات و فعالیتهای مبارزاتی وی در سالهای پیش از انقلاب به تفصیل اشاره کرد اما ایستادگی و صلابت بینظیر وی در زندانها و زیر شکنجههای رژیم ستمشاهی، نمونهای بارز از ایمان راسخ وی بود.
در سال ۱۳۵۶ در حالی که محکوم به حبس ابد و اعدام شده بود از زندان آزاد شد.
این رهایی غیرمنتظره حاوی پیامی عمیق بود؛ گویی پروردگار در این جهان اسبابی دارد که به واسطه آنها اهداف خود را محقق میسازد.
ترابیکیا افزود: بیگمان والاترین این اسباب، پیامبران و اولیای معصوم هستند اما آن بزرگواران نیز یاران و بازوانی در زمین دارند؛ شخصیتهایی همچون آقای رشید در واقع همان دستهای یاریگر الهی روی زمین برای گسترش قسط، عدل و پناه دادن به مظلومان هستند.
وی به این فراخوان الهی لبیک گفت تا در تمام عرصهها یاریرسان مردم باشد.
وی در ادامه توضیح داد: بسیاری از مردم گمان میکنند که سردار رشید صرفاً یک شخصیت نظامی و فرمانده جنگی بود در حالی که وی در عرصه امور خیریه و دستگیری از نیازمندان، حتی از من که سالها در این حوزه فعالیت مستمر داشتم، پیشگامتر و دغدغهمندتر بود.
فعالیتهای وی هرگز به مرزهای جبهه محدود نشد و در هر عرصهای که احساس نیاز میکرد، حضوری فعال و اثربخش داشت.
بازگشت به زادگاه بر اساس وصیت سردار
همسر سردار رشید با اشاره به جزئیات وصیتنامه و تصمیمگیری برای محل خاکسپاری پیکر مطهر این شهید والامقام گفت: آخرین خواسته و وصیت سردار رشید این بود که در زادگاهش آرام بگیرد.
وی همواره میگفت که بسیاری از دوستان و همرزمان قدیمیام در دزفول سراغم را میگیرند و میپرسند چرا به دزفول برنمیگردی؟
وصیت کرد که اگر پیکری از من باقی ماند، آن را به دزفول ببرید.
حتی پیش از شهادت، به همراه پسرش، شهید امین عباس رشید، نشستیم تا مکانی را برای این منظور انتخاب کنیم؛ در همان زمان آستانه مطهر حضرت سبزقبا علیه السلام انتخاب شد و تأکید وی بر این بود که در میان دوستان قدیمیاش آرام گیرد.
وی در ادامه افزود: پس از شهادت، پیشنهادهای زیادی مطرح شد مبنی بر اینکه پیکر سردار رشید در امامزاده صالح تهران یا حرم شاهعبدالعظیم و حتی مسجد جمکران تشییع و خاکسپاری شود.
حتی درباره پیکر آقازادهشان نیز تماسهای متعددی گرفتند اما من تأکید کردم که خواست خود وی حضور در دزفول و در میان مردم این شهر بوده است و من هرگز این خواسته قلبی را از او دریغ نخواهم کرد.
ترابیکیا توضیح داد: برخی به من گفتند که رفتوآمد مداوم به دزفول برای شما سخت خواهد بود اما من پاسخ دادم که این سختی در برابر احترام به خواست و وصیت سردار هیچ ارزشی ندارد.
خواست وی حضور در کنار برادران دزفولیاش بود و امروز مطمئنم که روح مطهر وی همچنان دعاگوی جبهه مقاومت و امت اسلامی است.
حلالیتنامهای با نام صدها دوست و همرزم
همسر سپهبد شهید رشید با اشاره به تخریب کامل محل سکونتشان در جریان حملات ناجوانمردانه گفت: در پی حملات وحشیانه مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا، هیچ چیز از خانه ما باقی نماند.
به یاد دارم در سال ۱۳۹۵ که وی عازم سوریه بود، وصیتنامهای را به دست یکی از معتمدان سپرد این وصیتنامه سه صفحه برگ A۴ بود که سراسر آن به نام دوستان، همکاران و آشنایان اختصاص داشت.
وی در ادامه افزود: وی در آن صفحات با ذکر نام و نشان از تکتک افراد حلالیت طلبیده بودند؛ از اعضای خانواده گرفته تا دوستان دوران کودکی در دزفول، همرزمان سپاه و ارتش و حتی کسانی که در دستگاههای دولتی شناخت کوتاهی از آنها داشتند.
همه را به نام و فامیل ثبت کرده بود تا مبادا حقی از کسی بر گردنش بماند.
این دقت نظر نشاندهنده توجه عمیق وی به حقالناس و اطرافیان بود.
امیدوارم دعای خیر این شهید بزرگوار همواره پشت و پناه مردم و تمامی رهروان راه شهدا باشد.
سپهبد غلامعلی رشید که در سال ۱۳۳۲ در خانوادهای متدین و انقلابی در دزفول دیده به جهان گشوده بود، از نابغههای نظامی و طراحی عملیاتی کشور به شمار میرفت.
سرانجام سحرگاه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۴ در جریان تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به خاک کشور، به همراه فرزندش به شهادت رسید تا نامش برای همیشه در تاریخ مقاومت این مرز و بوم جاودانه شود.
حماسه شهادت سپهبد غلامعلی رشید و فرزندش، بار دیگر نشان داد که پیوند میان مردم و معماران امنیت کشور، گسستنی نیست.
دزفول با آغوش کشیدن این پیکرهای مطهر، ثابت کرد که حافظان امنیت و استقلال میهن تا چه اندازه در قلبهای مردم جای دارند و خاک این دیار همواره مهد پرورش و آرامگاه قهرمانان ملی خواهد بود.
پرونده مجاهدتهای این فرمانده عالیقدر هرچند با شهادت سرخ او به ظاهر بسته شد اما مکتب فکری و عملیاتی که از خود به یادگار گذاشت، راهنمای نسلهای آینده در صیانت از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی کشور خواهد بود.
یاد و نام شهید رشید همواره در پهنه دشتهای خوزستان و در دلهای مشتاق عدالت زنده خواهد ماند.