بازی بزرگ تهران در هرمز
معامله پنهان واشنگتن با ایران برای نجات از بحران انرژی، بازدارندگی موشکی تهران را تثبیت کرد.
باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - گزارش تحلیلی پیش رو که بر پایه ارزیابیهای راهبردی و اطلاعاتی فرستاده شده به اندیشکدههای غربی تنظیم گردیده، ابعاد عمیق و پنهان یکی از بزرگترین چرخههای دیپلماتیک و نظامی منطقه را آشکار میسازد.
روند تحولات نشان میدهد که برخلاف تبلیغات رسانههای غربی، موازنه قدرت در خاورمیانه به شکل بیسابقهای به نفع جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است.
ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی که با شعار نابودی زیرساختهای ایران وارد معرکه شده بودند، اکنون در برابر واقعیتهای سخت ژئوپلیتیکی و قدرت بازدارندگی تهران، به عقبنشینیهای استراتژیک تن دادهاند.
بررسی دقیق این بحران، از شکست محاسباتی کاخ سفید و پیروزی هوشمندانه دیپلماسی متکی بر میدان ایران حکایت دارد.
تنگه هرمز و کابوس دلار ۲۰۰ دلاری
تحولات سیاسی واشنگتن نشان میدهد که کاخ سفید در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، در آسیبپذیرترین موقعیت تاریخی خود قرار گرفته است.
دونالد ترامپ با درک این واقعیت که از دست دادن مجلس نمایندگان میتواند به کابوس استیضاح سوم او جامه عمل بپوشاند، وارد یک ریسک بزرگ سیاسی شد.
اما آنچه بیش از صندوقهای رای، خواب را از چشمان استراتژیستهای واشنگتن ربود، قدرت سخت و انکارناپذیر ایران در حوزه انرژی بود.
هراس عمیق از جهش ناگهانی بهای نفت به بشکهای ۲۰۰ دلار و وقوع یک بحران اقتصادی فراگیر مشابه سال ۱۹۷۳، ساختار محاسباتی هیئت حاکمه آمریکا را به کلی دگرگون ساخت.
این ترس مشروع از بازوی توانمند ایران، ترامپ را وادار کرد تا هرگونه کارزار نظامی علیه زیرساختهای انرژی ایران را به طور کامل متوقف کند.
بنا بر گزارش منابع آگاه اطلاعاتی، تفاهمنامه اخیر میان واشنگتن و تهران برخلاف تصور رایج، یک معامله هستهای ساده نیست؛ بلکه یک «معامله بزرگ بر سر امنیت تنگه هرمز» است.
ایران بار دیگر به جهان ثابت کرد که کلید شاهراه انرژی بینالمللی را در دست دارد.
اگرچه بندهای پنهان این سند بر تعلیق موقت تحریمها تکیه دارد و واشنگتن تلاش کرده فشار اقتصادی را از روی خود بردارد، اما واقعیت میدان نشان میدهد که تهران توانسته است بدون واگذاری امتیازات ساختاری، ابزار تحریم غرب را بیاثر کند.
فرمول مقاومت ایران نشان داد که حتی گشایشهای محدود اقتصادی در برابر تثبیت اقتدار ژئوپلیتیکی، یک پیروزی راهبردی برای تهران محسوب میشود و ابهت پوشالی تحریمهای یکجانبه را در هم میشکند.
این تعامل دیپلماتیک، پس از عملیات اقتدارآمیز «شیر خروشان» در ژوئن ۲۰۲۵، خط بطلانی بر توهمات غرب مبنی بر توقف روند توسعه فناوریهای پیشرفته ایران کشید.
انشقاق تاریخی در محور واشنگتن - تلآویو
یکی از درخشانترین دستاوردهای راهبرد مقاومت، آشکار شدن تضاد منافع بنیادین میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بود.
پاییز امسال به نقطه عطف فروپاشی هماهنگی استراتژیک میان آمریکا و رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
رئیسجمهور آمریکا برای بقای سیاسی خود و پیروزی در انتخابات، به آرامش در منطقه و تفاهم با تهران نیاز حیاتی داشت؛ در حالی که نخستوزیر رژیم صهیونیستی بقای خود در قدرت را تنها در گرو تداوم جنگ، خونریزی و بنبست کامل مذاکرات میدید.
در این دوئل سیاسی، ترامپ ترجیح داد خودخواهی سیاسی و منافع واشنگتن را بر خواستههای تلآویو ارجحیت دهد و نتانیاهو را در انزوای کامل رها کند.
این شکاف عمیق، لفاظیهای تند و بیسابقه ترامپ و معاونش «ونس» علیه کابینه افراطی اسرائیل را به همراه داشت؛ هرچند برخی تحلیلگران غربی سعی دارند این اختلافات را صرفاً تاکتیکی و برای مصارف رسانهای جلوه دهند، اما حقیقت این است که واشنگتن دیگر حاضر نیست منافع کلان خود را فدای ماجراجوییهای کورکورانه تلآویو کند.
در جبهه نظامی نیز واقعیتهای سختی به دشمن تحمیل شده است.
حضور ارتش صهیونیستی در خاک لبنان نه تنها دستاوردی برای آنها نداشته، بلکه به یک باتلاق فرسایشی تبدیل شده است.
امروز حتی تندروترین وزرای دفاع و امنیت ملی رژیم صهیونیستی نیز اعتراف میکنند که نابودی کامل ساختار مقاومت بدون تصرف کل لبنان یا فروپاشی عقبه راهبردی آن یعنی ایران، امری کاملاً غیرممکن و توهمآمیز است.
بنابراین، تغییر راهبرد آنها به سمت ادعای بازدارندگی و ایجاد مناطق امنیتی جدید، در واقع پوششی برای عقبنشینی از اهداف اولیه و بزرگنماییشدهشان است.
ادعاهای رسانههای غربی مبنی بر کاهش زرادخانه موشکی ایران به هزار فروند یا آسیب به زیرساختهای تولیدی، بیشتر به یک کمپین جنگ روانی برای حفظ آبروی رفته رژیم صهیونیستی شباهت دارد.
حقیقت میدان، تداوم قدرت موشکی ایران و ناتوانی پدافند دشمن در مواجهه با موشکهای بالستیک نسل جدید است.
حتی تلاش برای کاهش هزینههای پدافندی گنبد آهنین به ۱۰۰ هزار دلار، نمیتواند واقعیت آسیبپذیری شدید اقتصادی و امنیتی شهرهای اشغالی را پنهان سازد.
فروپاشی از درون و طوفان سیاسی در لیکود
ضربه نهایی دیپلماسی اقتدارآمیز ایران، درست ۱۲۰ روز پیش از انتخابات، مستقیماً به قلب سیاست داخلی رژیم صهیونیستی اصابت کرد.
تفاهم ترامپ با تهران، منطق وجودی و بنیان حیات سیاسی نتانیاهو و حزب لیکود را که همواره بر پایه «ایرانهراسی» و تداوم بحران بنا شده بود، به طور کامل زیر سوال برد.
این رویداد یک طوفان سیاسی تمامعیار در داخل ائتلاف حاکم ایجاد کرده است.
امروز بزرگترین کابوس راست-گرایان افراطی در تلآویو، رویگردانی شدید و سقوط آزاد نرخ مشارکت در میان جامعه مذهبی ارتدوکس (حریدیها) است.
این بدنه تندرو که روزگاری ستون فقرات ائتلاف نتانیاهو را تشکیل میدادند، اکنون به شدت از مقامات خود ناامید شدهاند؛ چرا که ائتلاف حاکم را در جلوگیری از دستگیریها، لغو معافیتهای نظامی و اعمال تحریمهای مذهبی علیه خود ناتوان میبینند.
تلاشهای شتابزده و سراسیمه احزاب مذهبی مانند «شاس» و «یهودیت متحد تورات» برای تصویب قوانین مذهبی جدید، ناشی از وحشت عمیق آنها از فروپاشی پایگاه رایشان است.
بحران زمانی عمق بیشتری پیدا کرد که جریان حریدی با همکاری جناحهای تندروتر، اقدام به مسدودسازی جادهها و شریانهای اصلی ارتباطی کردند.
این اقدام نمادین، پرده از یک انشقاق عقیدتی و سیاسی عمیق میان جریان لیتوانیایی «دگل هاتوراه» و جریان حریدی «آگودات یسرائیل» برداشت.
این انشعاب احتمالی و رقابت شدید درونگروهی، موازنه قدرت ارتدوکسها را در برابر ائتلاف حاکم به مخاطره انداخته است.
وضعیت کنونی شباهت عجیبی به شگفتی معکوس انتخابات سال ۱۹۸۸ دارد؛ جایی که حرکت تودهها به پای صندوقهای رای خارج از اراده لیدرهای سیاسی، ساختار قدرت را دگرگون کرد.
این گسست اجتماعی و سیاسی در درون رژیم صهیونیستی، نتیجه مستقیم پایداری محور مقاومت به رهبری ایران است که توانسته بحران را از مرزهای خود به عمق اراضی اشغالی منتقل کند.
جمهوری اسلامی ایران با ترکیب هوشمندانه دیپلماسی و بازدارندگی نظامی، توانست واشنگتن را در موقعیت انتخاب بین بقای سیاسی یا تقابل نظامی قرار دهد.
تفاهم بر سر امنیت تنگه هرمز، اعتراف رسمی آمریکا به قدرت برتر ایران در منطقه و پذیرش این واقعیت است که هیچ معادلهای در خاورمیانه بدون نظر تهران پایدار نخواهد ماند.
از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی که خود را در این معامله مغبون میبیند، اکنون با بحرانهای نظامی در لبنان و طوفان فرسایشی داخلی دستوپنجه نرم میکند؛ وضعیتی که نشاندهنده پیروزی مطلق راهبرد کلان ایران در این نبرد ارادههاست.