تجارت «بت» به دست بنی امیه؛ بازار پرسود و سودای دین فروشی
حجت الاسلام قنبریان گفت: بنی امیه از یکسو تلاش میکردند هوای توحید به سر فطرتها نزند و از سوی دیگر، انقلابهای برآمده از دل فطرت را با زور نظامی سرکوب میکردند.
به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام محسن قنبریان در سلسله سخنرانی هایی با عنوان «طلاخون» به بررسی وضعیت اقتصادی حکومت بنی امیت و تلاقی آن با سیاست پرداخته است که مشروح مباحث مطرح شده در قسمت هفتم از این مجموعه سخنرانی را می خوانید.
پس از ترسیم تصویر الیگارشی سیاسی-مالی بنیامیه، این پرسش اساسی مطرح میشود که اثر این ساختار بر فرهنگ و دین چیست؟
میتوان ادعا کرد در این اقتصاد سیاسی، «جاهلیت» بازتولید میشود؛ چنانکه خودشان نیز تقریباً به این امر اعتراف داشتند.
دین حق دو کارکرد و رسالت اصلی بر عهده دارد: نخست آنکه چون از ساحت الهی سرچشمه میگیرد، فطرتها را شکوفا میکند؛ و دوم آنکه در برابر موانع نامشروعی که مانع سیر انسانها به سوی دریافتهای فطریشان است، دست به انقلاب میزند.
اگر به جامعه نبوی بنگریم، نخستین پیامی که در غار حرا نازل میشود، آغازگر شکوفایی فطرتهاست؛ بهگونهای که هم افرادی چون سلمان و بلال (ع) گرد آن جمع میشوند و هم بومیان آن منطقه جذب میگردند.
اما زمانی که این جریان فطری به راه میافتد، قدرتهای مانعتراش در برابر آن قد علم میکنند و انقلاب شکل میگیرد که نقطه عطف آن در جامعه نبوی مدینه رقم میخورد.
حال، وقتی قدرتی نظامی-اقتصادی به نام بنیامیه سیاستها را برمیاندازد و حکومت را تصاحب میکند، دیگر پشتیبان دین و آیین فطری نیست؛ بلکه «دین برساختهای» را ترویج میکند که وظیفهاش سرکوب انقلابهاست.
بنیامیه از دو سو اقدام میکردند، از یکسو تلاش میکردند هوای توحید به سر فطرتها نزند و القا کنند که نظام طبقاتیِ حاکم، هیچ مغایرتی با توحید ندارد؛ و از سوی دیگر، انقلابهای برآمده از دل فطرت را با زور نظامی سرکوب میکردند.
پرونده فرهنگی بنیامیه در این زمینه شگفتانگیز و تأسفبار است.
نخست، احیای ابزاری جشنهای باستانی بود؛ آنها جشنهایی چون نوروز و مهرگان را نه به قصد تبادل فرهنگی یا بهرهگیری از حکمت ایرانی، بلکه صرفاً بهصورت ابزاری و برای تحکیم پایههای قدرت خود احیا کردند.
دوم، تجارت بتپرستی است؛ نمونه عجیب دیگر، اشاره ابوریحان بیرونی در کتاب «التحقیق ماللهند» (صفحه ۸۴) است.
او نقل میکند در عهد معاویه، بتهای مرصعکاریشدهای را از روم با کشتی به سند میآوردند.
وقتی بنیامیه متوجه سودآور بودن این بازار شدند، خودشان نیز وارد این کارگردانی شدند.
شگفت آنکه «خلیفه رسولالله» به ترانزیت بت میپرداخت و از این طریق، موجی از بتپرستی در هند شیوع یافت!
سوم، احیای خانههای فحشا و اقتصادِ مبتنی بر فساد بود.
پیش از اسلام، زنان روسپی که بعضاً متشخص بودند، خانههایی داشتند که بر سردر آنها پارچهای بهعنوان علامت آویزان میشد.
اسلام این بساط را برچید، اما در دوره بنیامیه به دلیل هوسرانی حاکمان، دوباره احیا شد.
آنها نهتنها به این مراکز مجوز دادند، بلکه بر آنها «مالیات» نیز بستند.
اوج این فاجعه فرهنگی-اقتصادی در «واقعه حره» نمایان شد؛ جایی که سرداران بنیامیه زنان و دختران را به مدت سه روز بر سربازان حلال اعلام کردند که حاصل آن، تولد نسلهایی از فرزندان نامشروع بود.
اینجاست که حکمرانی اقتصاد بر فرهنگ معنا پیدا میکند؛ فرهنگی که اقتصادِ مبتنی بر فساد بر آن حاکم شود، فطرتها را زائل و انقلابها را سرکوب میکند.
چهارم، ترویج فرهنگ جبرگرایی در برابر مسئولیت اجتماعی بود.
فرهنگ جبرگرایی نه فقط در کلام، بلکه در فلسفه سیاسی آنها شکل گرفت تا حکومت خود را توجیه کنند («خدا خواسته است که ما حاکم باشیم»).
در مقابل این جبرگرایی، آنها مسئولیتهای اجتماعی را سرکوب کردند.
شهید مطهری تعبیر بسیار دقیقی درباره آزادی دارد؛ ایشان معتقد است آزادی اصیل انسانی (همسنگ عدالت و دین فطری) از تقارن دو مؤلفه پدید میآید: یکی «عصیان» در برابر موانع بیرونی و باطل، و دیگری «انقیاد و اطاعت» در برابر حق و حقیقت.
بنیامیه این معادله را وارونه کردند؛ آنها انقیاد و اطاعت را در برابر حکومت ظالمانه خود مطالبه کردند و عصیان و سرکشی را علیه دین و ارزشهای اصیل جامعه ترویج نمودند.
این وارونگی ارزشها در رفتار اشراف نیز کاملاً مشهود بود.
زنانی مانند عایشه دختر طلحه و سوداء دختر عبدالرحمن بن عوف که از دختران اشرافزاده بودند، خط و مرزهای عفاف جامعه را دگرگون کردند؛ آنها علیه ارزشهای اصیل جامعه عصیان میکردند، اما در برابر بنیامیه دچار انقیاد و اطاعت محض بودند.
در نهایت، اینجاست که کلام نورانی امام سجاد (ع) میدرخشد که میفرمایند: «مصیبت اصلی شما طواغیتی هستند که اهل رغبت به دنیا و مفتون آن میباشند.» این دنیاپرستی و مفتون شدن به مادیات، همان کانونی است که جهت آزادی را جابهجا میکند و میتواند فرهنگ اصیل جامعه و دین را از درون تهی و منحرف سازد.