مشارکت پنهان امارات در جنگ با ایران و آینده روابط دو کشور
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران طی گزارشی نوشت:
به گزارش برخی منابع غربی نظیر وال استریت ژورنال، در جریان جنگ رمضان، امارات متحده عربی در کنار اسرائیل و ایالات متحده، مجموعهای از حملات هوایی را علیه اهدافی در خاک ایران انجام داد.
به گفته این منابع، این حملات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل و با استفاده از اطلاعات جاسوسی آنها انجام شده و اهدافی در بندر عباس، جزایر قشم و ابوموسی، پالایشگاه لاوان، پتروشیمی عسلویه و سایر تاسیسات انرژی را شامل شده است.
این ادعا در حالی مطرح میشود که امارات رسماً اعلام کرده در جنگ اخیر هیچگونه مشارکتی نداشته است.
پیشینه روابط با اسرائیل
امارات در چارچوب توافق ابراهیم، از نخستین کشورهای عربی بود که وارد فرآیند عادیسازی روابط با اسرائیل شد.
پس از این توافق، همکاریهای اقتصادی، تجاری، اطلاعاتی و امنیتی میان دو طرف گسترش یافته و امارات به یکی از مبادی کریدور آیمک تبدیل شد.
در همین چارچوب، چند عامل در ترغیب امارات به گسترش همکاری با اسرائیل دخیل بود.
نخست، امارات به دنبال حامیانی قدرتمند برای پیشبرد جاهطلبیهای منطقهای و مطرح کردن خود به عنوان یک قدرت منطقهای بود.
دوم، برداشت امارات این بود که میتواند با پیوستن به ائتلاف آمریکا و اسرائیل در تقابل با ایران، سهمی در دستاوردهای احتمالی این تقابل نظیر تصرف جزایر سه گانه داشته باشد.
تبعات ورود مستقیم به جنگ علیه ایران
امارات با وجود آگاهی از آسیبپذیریهای خود، به ویژه در حوزه اقتصادی که شامل تجارت، گردشگری و صادرات انرژی میشود، بر این گمان بود که همکاری با آمریکا و اسرائیل میتواند این ضعف را جبران کند و بر همین اساس همکاری امنیتی خود با آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به صورت پنهانی تشدید کرد.
در طول جنگ نیز اسرائیل تلاش کرد با وعده تقویت توان دفاعی و استقرار سامانه دفاعی گنبد آهنین، این کشور را به مشارکت رسمی در جنگ ترغیب کند.
اما به دلیل اثبات ناکارامدی این سامانهها حتی در دفاع از خود اسرائیل، چنین وعدههایی امارات را ترغیب به ورود مستقیم به جنگ نکرد.
در عین حال، شواهدی نظیر بقایای پهپاد وینگ لونگ، فیلم پرواز جنگندههای میراژ در حریم هوایی ایران و تصاویر جنگندههای اماراتی با علائم ملی مخدوش شده، نشاندهنده نقش مستقیم امارات در حمله به ایران است.
اما ترس از تبعات ورود رسمی به جنگ سبب شد ابوظبی مشارکت خود در جنگ را اعلام نکند.
زیرا این اقدام میتوانست دامنه اهداف ایران در خاک امارات را گسترش داده و روابط دو کشور را تیرهتر سازد.
همچنین اعلان جنگ به ایران سبب میشد دیگر کشورهای عربی برای بهبود روابط خود با ایران، ناچار شوند از امارات فاصله بگیرند.
به علاوه، با توجه به روابط بهتر برخی از امیرنشینهای امارات با ایران، خطر تشدید اختلافات داخلی نیز بسیار محتمل بود.
در این چارچوب، به نظر میرسد امارات برای حفظ وجهه برخی اقدامات نظامی علیه ایران را بدون پذیرش رسمی مسئولیت آن انجام داده و تنها برخی رسانههای غربی به افشای آن پرداختهاند.
کارکرد دیگری که میتوان برای این افشا تصور کرد نمایش مزیتهای امنیتی توافق ابراهیم و کم رنگ جلوه دادن بیخاصیتی آن است.
بر سر دو راهی
در جریان جنگ اخیر، بیشترین حملات ایران متوجه امارات متحده عربی بود.
مطابق آمار رسانههای غربی، بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به خاک این کشور شلیک شد.
بر همین اساس، همکاری دفاعی و امنیتی با آمریکا و اسرائیل نه تنها منافع امنیتی برای امارات به همراه نداشت، بلکه به عاملی برای افزایش ناامنیها و وارد آمدن خسارات به این امیر نشین تبدیل شد.
اکنون به نظر میرسد پس از جنگ با ایران، امارات در یک دوراهی راهبردی قرار گرفته است.
از سویی این کشور تمایل دارد در راستای پروژه منطقهای خود روابط خود با آمریکا و اسرائیل را تعمیق بخشد و حضور نظامی-امنیتی گستردهتر این دو بازیگر در امارات، آن را به عرصهای مشروع برای پاسخ ایران در تقابل با آمریکا و اسرائیل تبدیل می کند.
از سویی دیگر، امارات برای بازیابی امنیت اقتصادی و ترانزیتی خود، ناچار خواهد بود از تشدید تنش در روابط خود با ایران اجتناب کند.
تلاش برای یافتن راهی میانه احتمالاً مسیری است که امارات دنبال خواهد کرد.
در این راستا میتوان تداوم تعاملات امنیتی نیمهپنهان با اسرائیل و تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش با ایران را انتظار داشت.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.