بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی به آنها تحمیل شده است.
به گزارش مشرق، از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
بیبیسی در گزارشی از تنش فزاینده میان کاخ سفید و کنگره بر سر بودجه جنگ ایران نوشت که دولت ترامپ درخواست ۸۷.۶ میلیارد دلار بودجه تکمیلی کرده است، در حالی که تنها یک روز پیش از آن، کنگره قطعنامهای در محکومیت این اقدام نظامی تصویب کرده بود.
بر اساس این گزارش، ۶۷ میلیارد دلار از این مبلغ به وزارت دفاع اختصاص دارد که شامل ۲۱ میلیارد برای مهمات، ۱۷.۳ میلیارد برای هزینههای عملیاتی و ۱۲.۱ میلیارد برای برنامههای طبقهبندیشده است.
این رسانه انگلیسی میافزاید که این درخواست در شرایطی با مخالفت جدی در کنگره روبروست که جنگ ایران پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر در میان رأیدهندگان بسیار نامحبوب است.
دفتر مدیریت و بودجه کاخ سفید در نامه خود تصریح کرده که پنتاگون نیازمند «بازسازی ذخایر» پس از حملات نظامی است.
ترامپ سناتورهای جمهوریخواهی را که به قطعنامه محدودکننده اختیارات جنگی رأی مثبت دادند، «بازنده» خواند و در دیدار با مارک روته، دبیرکل ناتو، گفت که این گروه میخواهند جنگ را ببازند چون احمق هستند.
بیبیسی به یک تبادل نظر پرتنش میان ترامپ و سناتور بیل کسیدی از لوئیزیانا اشاره میکند که طی آن کسیدی خطاب به ترامپ گفت: «شما به مردم آمریکا نگفتهاید که چه خبر است.
قرار بود این جنگ چهار هفته طول بکشد، اما چهار ماه شده و اهداف اولیه ما محقق نشده است.» با این حال، کسیدی پس از دریافت «توجیهی کامل» از جی.دی.
ونس و استیو ویتکاف، موضع خود را تغییر داد و به رد قطعنامه مشابه دیگری رأی داد.
این گزارش تصریح میکند که هزینه واقعی جنگ بسیار فراتر از برآورد ۲۹ میلیارد دلاری پنتاگون است.
نشریه تایم در گزارشی به بررسی نتایج نظرسنجیهای اخیر درباره افکار عمومی آمریکا نسبت به توافق با ایران پرداخت و نوشت که آمریکاییها عمیقاً نسبت به دستاوردهای این جنگ بدبین هستند.
بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها ۲۴ درصد از آمریکاییها معتقدند که جنگ با ایران «ارزش هزینههایش را داشته است» و فقط ۲۳ درصد فکر میکنند که آمریکا اکنون در موقعیت قویتری نسبت به قبل از جنگ قرار دارد، در حالی که ۳۵ درصد معتقدند موقعیت آمریکا تضعیف شده است.
همچنین ۶۳ درصد از پاسخدهندگان بعید میدانند که یادداشت تفاهم به صلحی پایدار منجر شود.
این نشریه آمریکایی میافزاید که ۶۹ درصد از شرکتکنندگان در نظرسنجی سیبیاس/یوگاو معتقدند آمریکا نتوانسته برنامه هستهای ایران را برای همیشه متوقف کند و تنها ۳۱ درصد خلاف این را باور دارند.
اکثریت قریببهاتفاق آمریکاییها نیز بر این باورند که جنگ باعث «توقف تهدید ایران علیه دیگر کشورها» (۶۸ درصد) یا «تبدیل رهبری ایران به طرفدار آمریکا» (۷۹ درصد) نشده است.
تایم به نقل از تحلیلگران تصریح میکند که «تقریباً تمام امتیازات یا تغییرات نسبت به سیاستهای پیش از جنگ، از سوی آمریکا داده شده است.» در این گزارش به کاهش بیسابقه محبوبیت ترامپ اشاره شده که بر اساس رویترز/ایپسوس از ۴۷ درصد در ژانویه ۲۰۲۵ به ۳۴ درصد سقوط کرده و میزان رضایت از مدیریت اقتصادی او نیز تنها ۲۲ درصد است.
این آمار نگرانکننده میتواند پیامدهای جدی برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نوامبر داشته باشد.
در پایان، این گزارش شکاف عمیق حزبی را آشکار میسازد: ۷۱ درصد جمهوریخواهان از عملکرد ترامپ در قبال ایران حمایت میکنند، در حالی که این رقم در میان دموکراتها تنها ۸ درصد است.
پایگاه خبری اماسنو در مقالهای تحلیلی به قلم آنتونی ال.
فیشر نوشت که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حالی که جنگ تحمیلی خود علیه ایران را باخته و به دنبال راهی برای خروج از آن است، تیم ملی فوتبال ایران را به عنوان یک «تهدید امنیت ملی» تحت فشار قرار داده است.
به نوشته این مفسر، دولت ترامپ ابتدا به اعضای هیئت ایرانی روادید نداد و سپس تیم را مجبور کرد فقط یک روز پیش از بازیهایش در لسآنجلس وارد خاک آمریکا شود و بلافاصله پس از پایان مسابقه، کشور را ترک کند.
این گزارش فاش میکند که پایگاه اصلی تمرین و اقامت تیم ایران از توسان، آریزونا، به تیخوانا در مکزیک منتقل شده و وزیر امنیت داخلی آمریکا نیز بدون ارائه هیچ مدرکی، ایران را به تلاش برای «قاچاق تروریستها» و فعالسازی «سلولهای خفته» متهم کرده است.
نویسنده مقاله این اتهامات را «مضحک» و «تئاتر امنیتی از رقتانگیزترین نوع» توصیف میکند.
اماسنو تصریح میکند که ترامپ جنگی را آغاز کرد، به سرعت در آن شکست خورد و اکنون به نظر میرسد برای پایان دادن به آن و بازگشت به وضعیتی بدتر از پیش از ۲۸ فوریه، تقریباً دست به هر کاری میزند.
در حالی که جنگ نتیجهای معکوس داشته و حکومت ایران را «صدها میلیارد دلار ثروتمندتر» با تحریمهای کمتر و نفوذ جهانی بیشتر خواهد ساخت، آزار و اذیت یک تیم فوتبال، آمریکا را به گفته نویسنده «کوچک و حقیر» نشان میدهد و «رفتار یک بازنده از سوی رئیسجمهوری جنگطلب و شکستخورده» است.
رسانه های عربی
عربی ۲۱ در گزارشی نوشته است که با امضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، که با میانجیگری گسترده پاکستان و قطر و حمایت کشورهای عربی و اسلامی صورت گرفت، معادلات امنیتی و سیاسی منطقه با تغییری بنیادین روبرو شده است.
تحلیلگران معتقدند این توافق، فراتر از یک توافق دیپلماتیک ساده، نشاندهنده شکست استراتژیک تلاشهای پیشین آمریکا و اسرائیل برای تغییر یا سرنگونی نظام در ایران است و اکنون، مسیر جدیدی را برای بازگشت به ثبات در منطقه ترسیم کرده است.
در حالی که این تفاهم همچنان در جریان مذاکرات تکمیلی برای رسیدن به یک توافق جامع طی ۶۰ روز آینده است، بازتابها در داخل رژیم صهیونیستی نشاندهنده خشم و نگرانی عمیق از این روند است.
حذف اسرائیل از بدنه اصلی مذاکرات و نادیده گرفته شدن نقش این رژیم در مدیریت پروندههای حیاتی امنیتی، مانند برنامه هستهای ایران، باعث بروز شکافهای جدی میان محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل و تصمیمات کاخ سفید شده است.
یکی از مهمترین پیامدهای این توافق، تغییر در آرایش قدرت منطقهای است.
بر خلاف پروژههای پیشین که بر انزوای ایران متمرکز بود، اکنون احتمال شکلگیری یک محور استراتژیک جدید متشکل از قدرتهای منطقهای همچون ایران، ترکیه، پاکستان، مصر و عربستان سعودی به چشم میخورد؛ امری که میتواند پروژه «اسرائیل بزرگ» را با چالشهای بیسابقهای مواجه کند.
همچنین، در جبهه لبنان، بندهای مربوط به توقف درگیریها، پیروزی مهمی برای جبهه مقاومت تلقی میشود.
برخلاف پیشبینیهای اسرائیل مبنی بر نابودی مقاومت و تحمیل معادلات امنیتی جدید، واقعیتهای میدانی و تشکیل کمیتههای ویژه برای پیگیری آتشبس در سوئیس، نشان میدهد که پیوند میان جبهههای مقاومت از هم نگسسته است.
در نهایت، نگرانی اصلی رژیم صهیونیستی از این است که با رفع تحریمها و بازسازی روابط بینالمللی، ایران به قدرت اقتصادی و نظامی جدیدی دست یابد که توانایی مقابله با حضور اسرائیل در منطقه را دوچندان کند.
الجزیره در گزارشی به اظهارات اخیر ترامپ در مورد نگاه او به نوع حمایت از کشورهای عربی خلیج فارس در هر گونه درگیری با ایران پرداخت و نوشت: سخنان ترامپ فراتر از یک اظهارنظر انتخاباتی، ابعاد جدیدی از جهانبینی خود را با صراحت بیسابقه بازگو کرد.
او ایالات متحده را نه یک حامیِ اتحادها یا نگهبانِ ارزشها، بلکه یک شرکت عظیم میبیند که وظیفهاش مدیریت شبکهای از منافع است.
با این نگاه، وقتی «حفاظت امنیتی» به یک «بند قراردادی» تبدیل میشود، تمام اصول و قواعدی که برای دههها بر روابط واشنگتن با متحدانش حاکم بود، از هم میپاشد.
آنچه ترامپ مطرح میکند، یک تصمیم آنی نیست، بلکه تداوم یک عقیده ثابت است: «دیگر خبری از حمایتهای رایگان نیست».
از دیدگاه او، امنیت دیگر یک ارزش اخلاقی یا استراتژیک نیست، بلکه خدماتی است که باید خرید و فروش شود.
او در این مصاحبه، معادلات را به شکلی شفاف ترسیم کرد: اگر مذاکرات هستهای با ایران به نتیجه نرسد، یا باید حملات نظامی از سر گرفته شود و یا حضور آمریکا در خاورمیانه به مدل «نگهبان پیمانکار» تغییر یابد؛ مدلی که در آن آمریکا میتواند تا ۲۰ درصد از درآمدهای منطقه را به عنوان هزینه خدمات دریافت کند.
این عدد، بیش از آنکه یک رقم دقیق باشد، نمادی از یک منطق جدید است: تبدیل تعهدات استراتژیک به قراردادهای تجاری با قیمت مشخص.
برای درک عمق این تغییر، باید به زیربنای روابط کشورهای خلیجفارس با واشنگتن نگاه کرد.
از سال ۱۹۹۱، یک معادله نانوشته در منطقه حاکم بود: خرید تسلیحات، میزبانی از پایگاههای نظامی و جریان نفت با دلار، در ازای برخورداری از چتر امنیتی تقریباً تضمینشده آمریکا.
این آرامش استراتژیک، با وجود اینکه هرگز یک ضمانت قطعی نبود و تنها یک آرایش سیاسی متغیر بود، باعث شد برخی کشورها از تلاش برای دستیابی به استقلال امنیتی واقعی باز بمانند و تنها در نقش «مصرفکننده امنیت» باقی بمانند.
ترامپ این معادله را تخریب نمیکند، بلکه در حال «قیمتگذاری مجدد» آن است؛ و این خطرناکترین بخش ماجراست.
وقتی امنیت به موضوعی قابل مذاکره بر سر سر قیمت تبدیل شود، ماهیت بازدارندگی خود را از دست داده و به یک کالای تجاری تقلیل مییابد.
المیادین در گزارشی به نحوه کشاندن آمریکا با جنگ با ایران توسط رژیم صهیونیستی پرداخت و نوشت: جنگ علیه ایران یکی از عجیبترین جنگها در تاریخ معاصر است؛ نه صرفاً به دلیل ماهیت تجاوزکارانه و نقض آشکار قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل، و نه تنها به دلیل ماهیت توطئهآمیز آن که پیشتر نیز در نمونههایی نظیر جنگ ۱۹۵۶ مصر تکرار شده است؛ بلکه دلیل اصلی قرابت این جنگ، نحوه «کشاندن» ایالات متحده، ابرقدرت جهان، به درون درگیریای است که هیچ چشمانداز منافعی برای واشنگتن ندارد.
در حالی که انتظار میرود قدرتهای بزرگ از طریق ساختارهای اطلاعاتی و نهادهای نظارتی خود، از گرفتار شدن در جنگهای دیگران جلوگیری کنند، نحوه درگیر شدن آمریکا در جنگی که اعتبار جهانیاش را به خطر انداخت و مرزهای یک جنگ منطقهای و حتی جهانی را لمس کرد، پرسشهای بنیادینی را برمیانگیزد.
گزارشهای رسانهای پیشتر به این فرضیه اشاره کرده بودند که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با ارائه اطلاعات نادرست و گمراهکننده به دونالد ترامپ، او را برای این جنگ سوق داده است.
اگرچه این ادعا در ابتدا فرضیهای دشوار و نیازمند اثبات به نظر میرسید، اما گزارش تفصیلی روزنامه «نیویورک تایمز» در ۷ آوریل گذشته، با استناد به کتاب قریبالوقوع جوناثان سوان و مگی هابرمان با عنوان «تغییر رژیم: درون ریاستجمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ»، این موضوع را مستند کرد.
این گزارش، جزئیات سری جلسات اتاق عملیات کاخ سفید بین ۱۱ تا ۲۶ فوریه ۲۰۲۶ را افشا میکند؛ جلساتی که هدف آنها بررسی طرح پیشنهادی نتانیاهو برای مشارکت آمریکا در یک عملیات مشترک جهت سرنگونی نظام ایران بود.
رسانه های چین و روسیه
راشاتودی در گزارشی با عنوان «نه جنگ، نه صلح؛ هرمز جهان را گروگان گرفته است» نوشت که وضعیت کنونی روابط ایران و آمریکا نه نشانه موفقیت کامل دیپلماسی است و نه بیانگر شکست مذاکرات؛ بلکه دو طرف در «منطقه خاکستری» میان تنش و توافق قرار گرفتهاند.
این گزارش میافزاید که اگرچه مقامات آمریکایی از پیشرفت مذاکرات و کاهش تنش در تنگه هرمز و لبنان سخن میگویند، اما سطح اعتماد میان تهران و واشنگتن همچنان بسیار پایین است و هرگونه اقدام یا اظهارنظر تحریکآمیز میتواند روند موجود را متوقف کند.
به نوشته این گزارش، در حال حاضر یک چارچوب موقت برای مذاکرات شکل گرفته که احتمالاً ۵۰ تا ۶۰ روز دیگر نیز ادامه خواهد داشت.
آمریکا از این فرصت برای مدیریت بحران و کاهش نگرانیها درباره تنگه هرمز و جبهه لبنان استفاده میکند و ایران نیز میکوشد با خرید زمان، فشار تحریمها را کاهش داده و میزان جدیت واشنگتن در پایبندی به تعهدات خود را محک بزند.
این گزارش تأکید میکند که تنگه هرمز اکنون به مهمترین شاخص سنجش روابط ایران و آمریکا تبدیل شده است.
هرچند دو طرف از ایجاد سازوکاری برای تضمین امنیت کشتیرانی سخن گفتهاند، اما روایتهای متناقض درباره وضعیت واقعی تردد کشتیها نشان میدهد که ابهام همچنان پابرجاست.
از همین رو، بازارهای انرژی نیز بیش از آنکه به واقعیتهای میدانی واکنش نشان دهند، تحت تأثیر انتظارات و نگرانیهای آینده قرار دارند.
راشاتودی همچنین عامل اسرائیل را یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر مذاکرات دانسته و نوشته است که مسائل مرتبط با لبنان، حزبالله و امنیت مرزهای شمالی اسرائیل میتواند بر روند گفتوگوهای تهران و واشنگتن اثر بگذارد.
همچنین موضوع برنامه هستهای ایران و افزایش دیدگاههای سختگیرانه در داخل این کشور، دستیابی به یک توافق پایدار را دشوارتر کرده است.
در جمعبندی این گزارش آمده است که کانالهای ارتباطی میان ایران و آمریکا همچنان باز است و فرصت برای توافق از بین نرفته، اما تحقق یک توافق پایدار مستلزم عبور دو طرف از پیامهای سیاسی و حرکت به سمت امتیازدهی و تصمیمهای عملی خواهد بود؛ امری که هنوز نشانه روشنی از آن دیده نمیشود.
روزنامه ایزوستیا روسیه هم در گزارشی با عنوان «روته در واشنگتن تلاش میکند ناتو را از شکاف داخلی نجات دهد» نوشت که نشست سران ناتو در شرایطی برگزار میشود که اختلافات میان اعضای این ائتلاف بر سر نحوه مواجهه با بحرانهای بینالمللی، بهویژه جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیش از گذشته آشکار شده است.
به نوشته این روزنامه، مارک روته، دبیرکل ناتو، میکوشد با مدیریت اختلافات میان واشنگتن و متحدان اروپایی، از تعمیق شکافهای درون ائتلاف جلوگیری کند.
این گزارش تأکید میکند که ایران به یکی از مهمترین محورهای رایزنی در نشست واشنگتن تبدیل شده است.
اگرچه آمریکا تلاش دارد عملیات نظامی اخیر علیه ایران را نشانهای از قدرت و انسجام غرب معرفی کند، اما بسیاری از کشورهای اروپایی نسبت به پیامدهای گسترش تنش با تهران ابراز نگرانی کردهاند.
از نگاه این کشورها، هرگونه تشدید درگیری میتواند امنیت انرژی، ثبات خاورمیانه و منافع اقتصادی اروپا را با خطر مواجه سازد.
ایزوستیا مینویسد که مسئله تنگه هرمز و امنیت مسیرهای انتقال انرژی همچنان یکی از نگرانیهای اصلی اعضای ناتو است.
کشورهای اروپایی نگراناند که ادامه تنشها با ایران موجب اختلال در صادرات نفت و گاز و افزایش فشارهای اقتصادی بر قاره اروپا شود.
در همین حال، موضوع برنامه هستهای ایران نیز همچنان در دستور کار غرب قرار دارد، اما درباره نحوه برخورد با آن اجماع کاملی میان اعضای ناتو دیده نمیشود.
این روزنامه روسی همچنین معتقد است جنگ اخیر علیه ایران بار دیگر محدودیتهای توانایی ناتو برای دستیابی به موضعی واحد در قبال بحرانهای خاورمیانه را آشکار کرده است.
به نوشته ایزوستیا، هرچند رهبران ناتو در ظاهر بر وحدت تأکید میکنند، اما اختلاف دیدگاهها درباره ایران، روابط با آمریکا و نحوه مدیریت بحرانهای منطقهای همچنان پابرجاست و میتواند به یکی از چالشهای اصلی ائتلاف در دوره پیش رو تبدیل شود.