بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، شکست راهبردی بر آنها تحمیل شده است.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد.
این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های انگلیسی
شبکه دویچه وله در گزارشی از رأیگیری تاریخی سنای آمریکا برای پایان دادن به اختیارات جنگی دونالد ترامپ علیه ایران خبر داد و آن را «توبیخی نادر» از سوی کنگره خواند.
بر اساس این گزارش، قطعنامه غیرالزامآور اما نمادین سنا، با ۵۰ رأی موافق در برابر ۴۸ رأی مخالف به تصویب رسید.
این رأیگیری که پس از تصویب مشابه در مجلس نمایندگان انجام شد، به امضای ترامپ نیاز ندارد و وزن قانونی آن مورد مناقشه است.
دویچه وله میافزاید که این اقدام یکی از موارد نادری بود که جمهوریخواهان برای رأیدادن فراتر از خطوط حزبی از رئیسجمهور جدا شدند و نشان داد که برخی از اعضای کنگره از حزب ترامپ به طور فزایندهای نسبت به عملیات نظامی آمریکا علیه ایران بدبین شدهاند.
ترامپ در واکنش، این قطعنامه را «بد زمانبندیشده و بیمعنی» خواند و مدعی شد که ایران را «در آستانه شکست» قرار داده است.
مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان و از متحدان ترامپ، نیز این رأیگیری را «چشماندازی بسیار خطرناک» در بحبوحه مذاکرات با تهران توصیف کرد.
این شبکه آلمانی با اشاره به نظرسنجی رویترز/ایپسوس تصریح میکند که سهچهارم آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران ارزش هزینههایش را نداشته و اکثریت نیز میگویند که آتشبس با تهران پایدار نخواهد بود.
دویچه وله در پایان خاطرنشان میسازد که این رأیگیری در شرایطی صورت میگیرد که دولت ترامپ در تلاش است تا توافق صلح اولیه با تهران را به یک توافق نهایی تبدیل کند.
خبرگزاری رویترز در تحلیلی به نقل از دیپلماتها و مقامات پیشین آمریکایی نوشت که توافق ایران و آمریکا ممکن است بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، را به بزرگترین قربانی سیاسی این معامله تبدیل کند.
بر اساس این گزارش، نتانیاهو دههها برند سیاسی خود را بر این ادعا بنا نهاده بود که «تنها او میتواند واشنگتن را برای همسویی راهبردی با اسرائیل در قبال ایران تحت تأثیر قرار دهد»، اما توافق موقت تهران و واشنگتن نشان داد که این روایت کاملاً وارونه شده است.
رویترز به نقل از آویو بوشینسکی، مشاور پیشین نتانیاهو، تصریح میکند که «توافق آمریکا و ایران ضربهای قاطع به نتانیاهو است.
او نه تنها جنگ با ایران را باخت، بلکه ترامپ را نیز به عنوان یک دوست از دست داد.» این تحلیل میافزاید که ایالات متحده اکنون اسرائیل را از تصمیمگیریهای کلیدی کنار گذاشته و مستقیماً با تهران مذاکره کرده و مناقشه لبنان را نیز در چارچوبی وسیعتر ادغام نموده است.
ترامپ علناً رفتار نظامی اسرائیل در لبنان را توبیخ کرده و جی.دی.
ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز با هشدار به منتقدان اسرائیلی توافق، ماهیت مشروط این رابطه را یادآور شده است.
این تحلیل تصریح میکند که هیچیک از دو هدف اصلی نتانیاهو یعنی تضعیف یا سرنگونی رهبری ایران و عادیسازی روابط با عربستان سعودی محقق نشده است.
رهبران ایران از این مناقشه «ریشهدارتر» بیرون آمدهاند و عربستان نیز از اسرائیل فاصله گرفته و کانالهای ارتباطی با تهران را با احتیاط بازگشایی کرده است.
یک مقام ایرانی به رویترز گفت که «این فقط یک پیروزی برای ایران نیست، بلکه یک شکست برای نتانیاهو است.» رویترز در پایان نتیجه میگیرد که جنگ، منبع اصلی قدرت سیاسی نتانیاهو را به بزرگترین بدهی او تبدیل کرده است.
رسانه های عربی
المیادین در گزارشی نوشته است که جنگ علیه ایران یکی از عجیبترین جنگهای معاصر بود؛ نه فقط به دلیل ماهیت تهاجمی و نقض قواعد حقوق بینالملل، بلکه به این علت که ایالات متحده، به عنوان قدرتمندترین کشور جهان، وارد جنگی شد که نویسنده معتقد است بیش از آنکه در خدمت منافع واشنگتن باشد، در راستای اهداف بنیامین نتانیاهو قرار داشت.
این مقاله با استناد به گزارشی از روزنامه نیویورک تایمز و اطلاعات کتابی در دست انتشار، گفته که نتانیاهو در فوریه ۲۰۲۶ طی مجموعهای از نشستهای محرمانه در کاخ سفید، طرحی جامع برای حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران ارائه کرد.
هدف نهایی این طرح، سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، نابودی زیرساختهای موشکی و هستهای ایران و ایجاد شرایط لازم برای روی کار آمدن یک حکومت جایگزین بود.
در این چارچوب، حتی سناریوهایی مانند حمایت از مخالفان داخلی و نیروهای مسلح کرد برای افزایش فشار بر تهران مطرح شد.
به نوشته المیادین، نتانیاهو با ارائه ارزیابیهای خوشبینانه درباره پیامدهای جنگ، از جمله احتمال شکلگیری اعتراضات گسترده داخلی و فروپاشی سریع نظام ایران، توانست نظر مساعد دونالد ترامپ را جلب کند.
هرچند برخی مقامهای ارشد آمریکایی از جمله رئیس سیا، وزیر خارجه و رئیس ستاد مشترک ارتش نسبت به ایده تغییر نظام، هزینههای جنگ و پیامدهای آن هشدار داده بودند، اما مخالفتها نتوانست مانع تصویب طرح شود.
تنها جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، آشکارا با جنگ مخالفت کرد.
نویسنده معتقد است نتانیاهو سالها تلاش کرده بود رؤسای جمهور مختلف آمریکا را به رویارویی نظامی با ایران سوق دهد، اما تنها در دوره ترامپ موفق شد.
به باور او، شناخت دقیق نتانیاهو از شخصیت ترامپ و تأکید بر ثبت نام وی در تاریخ به عنوان رئیسجمهوری که توانست نظام ایران را سرنگون کند، نقش مهمی در این تصمیم داشت.
با این حال، نتایج ناامیدکننده جنگ و ناکامی در تحقق اهداف اعلامی، ممکن است در ادامه موجب افزایش فاصله و بیاعتمادی میان ترامپ و نتانیاهو شود.
رسانه های چین و روسیه
روزنامه «ایزوستیا» روسیه در گزارشی با عنوان «اسرائیل به آتشبس بلندمدت با لبنان علاقهای ندارد» نوشت که مذاکرات سهروزه لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا در واشنگتن، بار دیگر شکاف عمیق میان دو طرف را آشکار کرده است.
بیروت خواستار خروج کامل نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان و پایان اشغال این مناطق است، در حالی که تلآویو بر خلع سلاح حزبالله و حفظ حق انجام عملیات نظامی در خاک لبنان تأکید دارد.
این گزارش میافزاید که از زمان آغاز آتشبس، چهار دور مذاکره پیشین نتوانسته به توافقی پایدار منجر شود و درگیریهای پراکنده میان ارتش اسرائیل و حزبالله همچنان ادامه دارد.
کارشناسان روس معتقدند اسرائیل میان دولت لبنان و حزبالله تفاوت قائل است و مشکل اصلی را موجودیت و توان نظامی حزبالله میداند.
از نگاه آنان، تا زمانی که حزبالله مطابق خواست تلآویو تضعیف یا خلع سلاح نشود، اسرائیل حاضر به عادیسازی کامل روابط با لبنان نخواهد بود.
ایزوستیا همچنین به ارتباط مستقیم پرونده لبنان با مذاکرات ایران و آمریکا اشاره میکند.
بر اساس این گزارش، یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن میان تهران و واشنگتن توقف درگیریها در مرزهای لبنان را نیز در بر میگرفت، اما ادامه حملات اسرائیل موجب شد ایران اعزام هیئت مذاکرهکننده خود به سوئیس را به تعویق بیندازد.
در نتیجه، دونالد ترامپ برای جلوگیری از شکست گفتوگوها ناچار شد شخصاً بر اسرائیل فشار وارد کند.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس به توافق بر سر نقشه راهی ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق نهایی منجر شده است.
موضوعات اصلی شامل برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز، تحریمها و وضعیت لبنان است.
با این حال، تحلیلگران روس تأکید دارند که اسرائیل همچنان مهمترین بازیگری است که میتواند روند توافق تهران و واشنگتن را مختل کند؛ زیرا شکست مذاکرات، زمینه ادامه فشارهای نظامی و سیاسی علیه ایران و حزبالله را برای تلآویو فراهم خواهد کرد.
در عین حال، ادامه جنگ و تنشهای منطقهای میتواند هزینههای سیاسی، امنیتی و بینالمللی قابل توجهی نیز برای اسرائیل به همراه داشته باشد.
روزنامه «چاینا دیلی» در گزارشی نوشت که مذاکرات فنی ایران و آمریکا در سوئیس با پیشرفتهایی همراه بوده و دو طرف برای اجرای تفاهمنامه اسلامآباد چهار کارگروه تخصصی در حوزههای رفع تحریمها، پرونده هستهای، بازسازی و توسعه اقتصادی و نظارت بر اجرای توافق تشکیل دادهاند.
این مذاکرات که با مشارکت ایران، آمریکا، قطر و پاکستان دنبال میشود، وارد مرحله تدوین سازوکارهای اجرایی شده است.
بر اساس این گزارش، ایران و عمان نیز توافق کردهاند سازوکاری مشترک برای مدیریت تردد دریایی و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز ایجاد کنند.
همچنین ایجاد خط ارتباطی میان کشورهای عضو تفاهمنامه برای تضمین عبور ایمن کشتیهای تجاری و تشکیل واحدی برای جلوگیری از تشدید تنشها در لبنان با مشارکت قطر و پاکستان در دستور کار قرار گرفته است.
چاینا دیلی میافزاید که آمریکا در چارچوب توافقهای اخیر، معافیتهای لازم برای فروش نفت، محصولات پتروشیمی و خدمات مرتبط ایران را صادر کرده است.
این گزارش همچنین به اختلافنظرهای باقیمانده میان تهران و واشنگتن اشاره کرده و مینویسد با وجود ادعای آمریکا درباره بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران، هنوز جزئیات و زمانبندی مشخصی در این زمینه اعلام نشده است.
به اعتقاد تحلیلگران، توافق اخیر توانسته از شدت تنشهای فوری بکاهد و مسیر گفتوگو را حفظ کند، اما موضوعاتی همچون برنامه هستهای ایران، تحریمها، نفوذ منطقهای تهران و ترتیبات امنیتی خاورمیانه همچنان از چالشهای اصلی در مسیر دستیابی به توافقی پایدار و بلندمدت به شمار میروند.