خواسته امام زمان از ما چیست؟ تفکیک بین خواسته دل و مسئولیت
حجت الاسلام علوی تهرانی گفت: این بد است که نمی دانیم امام از ما چه میخواهد و ناشی از عدم کم کاری است.
به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام سید محمد باقر علوی تهرانی در مراسم عزاداری مسجد امیر با بیان روایتی از امام محمد باقر (ع) گفت: امام باقر فرمودند: هر کس که دینداری کند خدا را بهوسیلۀ عبادتی که خود را در آن به زحمت بیفکند؛ ولی امام [تعیینشده] از جانب خداوند برای او نباشد، زحمتش مورد قبول واقع نشده و خود او نیز گمراه و سرگردان است؛ و خداوند اعمال او را دشمن میدارد.
یعنی اگر کسی ابوحنیفه را امام خود قرار داد و با امیرالمؤمنین و اولاد معصوم ایشان کاری نداشت هیچ عملی را از او قبول نمیکنند.
چنین آدمی در تمام عمر عبادت خدا را کرده و خودش را به زحمت انداخته ولی با این حال گمراه و سرگردان است؛ و خداوند نیز دشمن اعمال این آدم است.
این بیان مبارک سند قرآنی هم دارد؛ و آن داستان إبلیس است.
إبلیس شش هزار سال خدا را عبادت کرد؛ اما از سجدۀ بر آدم خودداری نمود.
خداوند هم او را از جایگاه مقربان بیرون راند.
پس اینطور نیست که تصور کنید بدون امامت میشود کاری کرد.
اولین کسی که در نظام خلقت بندگی بدون حجت خدا را خواست إبلیس بود.
در حالیکه خواست خدا این بود که بندگی او از مسیر حجت خدا انجام بشود.
لذا باید از طریق امام منصوب از جانب خداوند دینداری کرد؛ نه آن امامی را که مکتب اسلام سقیفه معرفی و منصوب میکند.
امام باقر در ادامه میفرمایند: حال کسی که از جملۀ این امت باشد و او پرا امامی آشکار و عادل [منصوب] از جانب خدای نباشد او گمشدۀ گمراه است؛ و اگر بر این حال بمیرد به حال کفر و نفاق مرده است.
پس اگر در میان مسلمانان کسی باشد که برای او امامی که از جانب خدا منصوب شده نباشد و بر همین حال از دنیا برود اگرچه اعمال عبادی داشته باشد، به مرگ کفر و نفاق از دنیا رفته است؛ یعنی: مرگ در حال دوری از خدا.
خیلی عجیب است.
اهل سنت در کتابهای خود از هفتاد طریق این روایت را از رسول خدا نقل کردهاند؛ اما پذیرش آن را ندارند: هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است.
پس هر کس باید امام من قبل الله داشته باشد؛ و معرفت چنین امامی هم واجب است.
اقسام معرفت امام
معرفت امام دارای اقسام ذیل است:
۱.
معرفت حقیقی.
که به جز خداوند و پیامبر هیچکس به آن دست پیدا نمیکند.
یعنی این نوع از معرفت یک حقیقتی بین خدا و پیامبر و اوصیاء ایشان است؛ و ما نه میتوانیم و نه باید که به دنبال این نوع از معرفت باشیم.
رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمودند: یا علی!
خدا را [به حقیقت] نشناخت به جز من و تو؛ و من را [به حقیقت] نشناخت به جز خدا و تو؛ و تو را نیز [به حقیقت] نشناخت مگر خدا و من.
پس این نوع از شناخت برای احدی به جز خدا و معصومین حاصل نمیشود.
لذا این نوع از شناخت را از ما نخواستهاند.
برای امام دو قسم دیگر از معرفت نیز وجود دارد:
۲.
معرفت حداکثری.
این شناخت از زیارت جامعۀ کبیره صادره از امام هادی حاصل میشود.
زیارتی که مداومت بر خواندن آن توسط حضرت حجت مؤکدا توصیه شده است.
۳.
معرفت حداقلی.
امام معصوم یک معرفت حداقلی نیز دارد.
امام صادق در اینباره فرمودهاند: کمترین درجۀ شناخت امام این است که [بدانی] او برابر با پیامبر است مگر در درجۀ نبوت؛ و وارث او است؛ و اطاعت از او اطاعت از خداوند و [همچنین] اطاعت از رسول خداست؛ و اینکه در هر امری باید تسلیم او بود و به او ارجاع داد و [تنها] گفتۀ او را اخذ کرد.
این پایینترین مرتبۀ معرفت امام است.
یعنی اگر غیر از این باشد دیگر به آن معرفت اطلاق نمیشود!
پس کمترین مرتبۀ معرفت امام این است:
یک باور داشته باشید که امام همانند پیامبر است؛ مگر در نبوت.
یعنی هر آنچه از مقامات و فضائل که برای پیامبر وجود دارد برای امام هم هست؛ مگر در مقام وحی تشریعی.
یعنی آوردن دین تنها به پیامبر اختصاص دارد.
دو باور داشته باشید که امام وارث نبوت است.سه اینکه بدانید اطاعت از امام زمان، همان اطاعت از خدا و رسول است.
سؤال من از شما این است: خواستۀ امام زمان از من و شما چیست؛ که باید آن را اطاعت کنیم؟
نماز بخوانیم؟
این را که خدا از ما خواسته است!
اینکه اهلبیت را دوست بداریم؟
این را هم که رسول خدا از ما خواسته است!
اینها چه ارتباطی با امر امام زمان دارد؟
پس امر این آقایی که اطاعتش واجب است چیست؟
آن بحثی که ما قبلا مطرح کردیم مبنی بر اینکه در مسئلۀ امامت دو مقولۀ «خواستۀ دل ما» و «تکلیف ما» وجود دارد همین است.
تکلیف یعنی اینکه من بدانم خواستۀ امام زمان از من چیست؟
خب این بد است که ما ندانیم امام زمان از ما چه میخواهد!
این ناشی از کمکاری و عدم معرفت است.
به پایینتر از این حدی که امام صادق در حدیث مذکور مشخص کرده است، دیگر شناخت نمیگویند.