پشت پرده بزرگترین فناوری قرن چیست؟
هوش مصنوعی این روزها با وعده آیندهای هوشمند شناخته میشود؛ اما کتاب «اطلس هوش مصنوعی» با نگاهی متفاوت، از هزینههای پنهان این فناوری سخن میگوید.
به گزارش خبرنگار مهر، در سالهایی که هوش مصنوعی به یکی از پرکاربردترین واژههای جهان فناوری تبدیل شده، بیشتر روایتها از این پدیده حول محور شگفتیهای فنی، سرعت پیشرفت الگوریتمها و آیندهای مملو از ماشینهای هوشمند شکل گرفته است.
شرکتهای بزرگ فناوری از انقلاب هوش مصنوعی سخن میگویند، دولتها برای توسعه آن برنامهریزی میکنند و کاربران هر روز بیش از گذشته با ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی سروکار دارند.
اما در میان این هیاهو، کمتر کسی میپرسد این فناوری دقیقاً چگونه ساخته میشود، چه کسانی هزینههای آن را میپردازند و چه ساختارهای قدرتی در پشت توسعه آن قرار دارند.
کتاب «اطلس هوش مصنوعی: قدرت، سیاست و هزینههای سیارهای هوش مصنوعی» نوشته کیت کرافورد، پاسخی جدی و متفاوت به همین پرسشهاست.
اثری که با ترجمه آمنه محبوبینیا کریم از سوی انتشارات ترجمان منتشر شده و تلاش میکند تصویری جامع از ابعاد پنهان صنعت هوش مصنوعی ارائه دهد.
کیت کرافورد، پژوهشگر، نویسنده و استاد دانشگاه استرالیایی که سالها در حوزه پیامدهای اجتماعی و سیاسی فناوری مطالعه کرده، در این کتاب از زاویهای متفاوت به هوش مصنوعی مینگرد.
او برخلاف بسیاری از نویسندگان حوزه فناوری، تمرکز خود را بر الگوریتمها و جزئیات فنی قرار نمیدهد؛ بلکه به سراغ زیرساختها، منابع طبیعی، نیروی کار انسانی و مناسبات قدرتی میرود که این صنعت را شکل دادهاند.
گشودن یک دریچه جدید به هوش مصنوعی
یکی از جذابترین ویژگیهای «اطلس هوش مصنوعی» این است که نویسنده از همان ابتدا تلاش میکند تصویری اسطورهزداییشده از هوش مصنوعی ارائه دهد.
کرافورد معتقد است آنچه امروز هوش مصنوعی نامیده میشود، نه کاملاً «مصنوعی» است و نه به معنای واقعی کلمه «هوشمند».
این فناوری بر پایه حجم عظیمی از دادهها، انرژی، منابع معدنی، نیروی کار انسانی و سرمایههای کلان شکل گرفته و بدون این عناصر اساساً امکان وجود ندارد.
کتاب در فصلهای مختلف خود خواننده را به سفری در لایههای پنهان صنعت فناوری میبرد.
از معادن استخراج لیتیوم در نوادا گرفته تا مراکز داده عظیمی که شبانهروز در حال پردازش اطلاعات هستند؛ از انبارهای لجستیکی شرکتهای بزرگ تا کارگرانی که در نقاط مختلف جهان وظیفه برچسبگذاری دادهها را بر عهده دارند.
این سفر نشان میدهد آنچه در ظاهر یک فناوری دیجیتال به نظر میرسد، در واقع وابستگی عمیقی به جهان فیزیکی و منابع محدود زمین دارد.
از پیامدهای زیستمحیطی تا نقش نیروی انسانی
یکی از مهمترین محورهای کتاب، بررسی هزینههای زیستمحیطی هوش مصنوعی است.
در فضای عمومی معمولاً فناوریهای دیجیتال بهعنوان ابزارهایی پاک و کمهزینه برای محیط زیست معرفی میشوند، اما کرافورد نشان میدهد که توسعه این فناوریها نیازمند استخراج گسترده مواد معدنی، مصرف انرژی فراوان و ایجاد زیرساختهایی عظیم است.
او با مثالهای متعدد یادآوری میکند که هر مدل هوش مصنوعی پیشرفته، پیش از آنکه محصول کدها و الگوریتمها باشد، نتیجه زنجیرهای طولانی از بهرهبرداری از منابع طبیعی است.
اما اهمیت «اطلس هوش مصنوعی» تنها به نقد پیامدهای زیستمحیطی محدود نمیشود.
بخش مهمی از کتاب به مسئله نیروی کار اختصاص دارد؛ موضوعی که در بسیاری از روایتهای رایج درباره هوش مصنوعی نادیده گرفته میشود.
کرافورد توضیح میدهد که پشت پرده سیستمهای هوشمند، میلیونها ساعت کار انسانی قرار دارد.
افرادی که دادهها را جمعآوری، دستهبندی و برچسبگذاری میکنند، معمولاً در سایه باقی میمانند و سهم چندانی از منافع اقتصادی این صنعت دریافت نمیکنند.
از سوی دیگر، نویسنده به موضوع دادهها و حریم خصوصی نیز میپردازد.
او نشان میدهد چگونه شرکتها و سازمانها حجم عظیمی از اطلاعات کاربران را جمعآوری میکنند و این دادهها به ماده اولیه صنعت هوش مصنوعی تبدیل میشوند.
در این میان، پرسشهای مهمی درباره رضایت کاربران، مالکیت دادهها و حقوق شهروندان مطرح میشود؛ پرسشهایی که پاسخ روشنی برای بسیاری از آنها وجود ندارد.
مروری اجمالی بر سرفصلهای کتاب
یکی از فصلهای بحثبرانگیز کتاب به نقد سامانههای تشخیص احساسات و «رایانش عاطفی» اختصاص دارد.
کرافورد با بررسی پژوهشها و نمونههای مختلف استدلال میکند که بسیاری از ادعاهای مطرحشده درباره توانایی ماشینها در تشخیص دقیق احساسات انسانی، بر پایه فرضیههایی محل مناقشه بنا شدهاند.
او هشدار میدهد که استفاده گسترده از این فناوریها در محیطهای کاری، آموزشی یا امنیتی میتواند پیامدهای نگرانکنندهای به همراه داشته باشد.
موضوع دیگری که در کتاب جایگاه ویژهای دارد، مسئله سوگیری الگوریتمی است.
نویسنده توضیح میدهد که هوش مصنوعی برخلاف تصور رایج، سامانهای خنثی و بیطرف نیست.
الگوریتمها از دادههایی میآموزند که توسط انسانها تولید شدهاند و همین مسئله میتواند موجب بازتولید تبعیضها و نابرابریهای موجود در جامعه شود.
نمونههایی که کرافورد از پروژههای ناموفق استخدامی یا سامانههای تشخیص چهره ارائه میدهد، نشان میدهد چگونه تصمیمات ظاهراً فنی میتوانند آثار اجتماعی گستردهای داشته باشند.
در بخشهای پایانی کتاب، بحث به رابطه میان هوش مصنوعی و قدرت سیاسی میرسد.
کرافورد معتقد است که فناوری هرگز از سیاست جدا نیست و هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنا نیست.
دولتها، نهادهای امنیتی و شرکتهای بزرگ فناوری نقش مهمی در جهتدهی به توسعه این فناوری دارند و همین موضوع پرسشهایی جدی درباره شفافیت، پاسخگویی و تمرکز قدرت ایجاد میکند.
چرا باید این کتاب را خواند؟
شاید مهمترین دستاورد «اطلس هوش مصنوعی» این باشد که نگاه خواننده را نسبت به فناوری تغییر میدهد.
این کتاب قصد ندارد پیشرفتهای هوش مصنوعی را انکار کند یا تصویری کاملاً بدبینانه از آینده ارائه دهد.
بلکه تلاش میکند مخاطب را از سطح تبلیغات و هیجانهای رایج فراتر ببرد و او را با واقعیتهای پیچیدهتری آشنا کند که معمولاً کمتر دیده میشوند.
در دورانی که هوش مصنوعی به سرعت در حال نفوذ به همه عرصههای زندگی است، مطالعه چنین آثاری بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
بسیاری از مردم هر روز از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند، اما شناخت اندکی از سازوکارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این فناوری دارند.
«اطلس هوش مصنوعی» فرصتی فراهم میکند تا این شکاف دانشی تا حدی پر شود.
این کتاب را میتوان اثری ارزشمند برای پژوهشگران علوم اجتماعی، فعالان حوزه فناوری، سیاستگذاران، دانشجویان و حتی مخاطبان عمومی دانست که میخواهند تصویری واقعبینانهتر از هوش مصنوعی به دست آورند.
کتاب کرافورد یادآوری میکند که فناوری صرفاً مجموعهای از ابزارهای خنثی نیست؛ بلکه بخشی از ساختارهای قدرت، اقتصاد و جامعه است و فهم آن بدون توجه به این ابعاد ممکن نیست.
در نهایت کتاب اطلس هوش مصنوعی بیش از آنکه درباره ماشینها باشد، درباره انسانهاست؛ درباره تصمیمهایی که میگیریم، ارزشهایی که دنبال میکنیم و آیندهای که میخواهیم بسازیم.
شاید به همین دلیل است که این اثر در میان انبوه کتابهای منتشرشده درباره هوش مصنوعی، جایگاهی ویژه پیدا کرده و به یکی از مهمترین منابع مطالعات انتقادی این حوزه تبدیل شده است.