سقانفارها با «یاحسین (ع)» دم می گیرند؛ روایت سازه های چوبی مازندران
ساری- سقانفارها یا سقاتالارها از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگ عاشورایی در شمال کشور هستند، بناهایی که در کنار امامزادهها، تکایا و حسینیهها قرار گرفته و نامشان با محرم پیوند خورده است.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: محرم که از راه میرسد، سقانفارها از یک بنای چوبی خاموش به کانون رفتوآمد مردم تبدیل میشوند.
پیرمردهایی که سالها بیرق عزای حسین (ع) را برافراشتهاند کنار نوجوانانی میایستند که نخستین تجربههای خادمی را پشت سر میگذارند.
صدای طبل و نوحه در حیاط تکیه میپیچد و نور چراغها بر ستونهایی میافتد که دهها محرم را به چشم دیدهاند.
از نفارهای شالیزار تا نماد سقایی کربلا
در میان چشمانداز سبز مازندران سازهای چوبی با سقفی شیبدار و ستونهایی استوار از دل تاریخ سر برآورده است، بنایی که نه یک ساختمان معمولی، بلکه بخشی از حافظه مذهبی و فرهنگی مردم مازندران به شمار میرود.
چند روز مانده به آغاز محرم، اهالی روستا یکییکی خود را به حیاط تکیه میرسانند، پارچههای سیاه از صندوقهای قدیمی بیرون آورده میشود، غبار از روی ستونها کنار میرود و چراغهایی که ماهها خاموش بودهاند، دوباره روشن میشوند.
جوانترها داربستها را آماده میکنند، کودکان با شوق به رفتوآمد عزاداران نگاه میکنند و پیرمردها از محرمهای دور سخن میگویندو از روزهایی که هنوز برق و بلندگو نبود و صدای روضه از طبقه بالای سقانفار در سراسر روستا میپیچید.
در این روزها سقانفارها از یک بنای خاموش به کانون زندگی اجتماعی روستا تبدیل میشوند.
گویی با آغاز ماه محرم، روحی تازه در کالبد چوبی آنها دمیده میشود، روحی که ریشه در قرنها ارادت مردم مازندران به اهل بیت (ع) دارد.
سقانفارها یا سقاتالارها از شناختهشدهترین نمادهای فرهنگ عاشورایی در شمال کشور هستند.
بناهایی که در کنار امامزادهها، تکایا و حسینیهها قرار گرفتهاند و نامشان با محرم و عزاداری گره خورده است، هرچند بسیاری از مسافران و گردشگران هنگام عبور از روستاهای مازندران چشمشان به این سازههای چوبی میافتد، اما کمتر کسی از فلسفه شکلگیری و جایگاه آنها در فرهنگ مردم این سرزمین آگاه است.
از دل شالیزارها تا متن آیینهای مذهبی
برای شناخت سقانفارها باید به گذشتههای دور بازگشت؛ به زمانی که زندگی مردم مازندران بیش از هر چیز به کشاورزی وابسته بود.
طوبی اصانلو کارشناس ارشد میراث فرهنگی و فرهنگ عامه در مازندران می گوید: در گویش محلی، «نفار» به سازهای مرتفع و چوبی گفته میشد که کشاورزان برای دیدهبانی شالیزارها و باغها میساختند، آنها از فراز این بناها مزارع را زیر نظر میگرفتند و از محصولات خود در برابر حیوانات و سارقان محافظت میکردند.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود: این سازهها به دلیل شرایط اقلیمی مازندران، عمدتاً از چوب ساخته میشدند و ارتفاع آنها به گونهای بود که دید مناسبی بر زمینهای اطراف ایجاد میکرد.
وی ادامه داد: اما مردم مازندران تنها سازندگان بنا نبودند؛ آنها به هر آنچه میساختند، روح و معنا نیز میبخشیدند و به تدریج نفارها از کارکرد صرفاً کشاورزی فاصله گرفتند و وارد عرصه زندگی اجتماعی و مذهبی مردم شدند.
این کارشناس ادامه داد: با گسترش آیینهای عاشورایی در روستاها، نفارها به محلی برای اجرای مراسم مذهبی و برپایی روضه تبدیل شدند و از آن پس این سازهها با نام حضرت ابوالفضل العباس (ع)، سقای دشت کربلا، شناخته شدند و عنوان «سقانفار» بر آنها نهاده شد.
به گفته اصانلو، این تغییر نام صرفاً یک تحول واژگانی نبود؛ بلکه نشانه پیوند عمیق میان معماری بومی و فرهنگ عاشورایی مردم شمال کشور به شمار میرفت.
سقانفار؛ روایتی از آب و تشنگی
اگر بخواهیم فلسفه وجودی سقانفارها را در یک واژه خلاصه کنیم، آن واژه «سقایی» است.
در فرهنگ شیعی، حضرت عباس (ع) نماد وفاداری و سقایی است؛ شخصیتی که برای رساندن آب به خیمههای اهل بیت (ع) جان خود را فدا کرد.
مردم مازندران نیز با الهام از همین مفهوم، سقانفارها را به یاد سقای کربلا بنا کردند و سالهای دور، زمانی که آب لولهکشی در روستاها وجود نداشت، در ایام محرم ظرفهای بزرگ آب در این بناها قرار داده میشد تا عزاداران و رهگذران از آن بنوشند.
این اقدام تنها یک کار خیرخواهانه نبود؛ بلکه یادآوری عطش اهل بیت (ع) و یاران امام حسین (ع) در روز عاشورا محسوب میشد و به همین دلیل سقانفارها از همان ابتدا با مفهوم آب، سقایی و تشنگی پیوند خوردند و در ذهن مردم جایگاهی فراتر از یک بنای معمولی پیدا کردند.
هنوز هم در بسیاری از روستاهای مازندران، مردم سقانفار را مکانی متبرک میدانند و هنگام محرم با احترام خاصی به آن نگاه میکنند.
معماری که از دل فرهنگ برآمده است
سقانفارها از نظر معماری نیز ویژگیهای منحصر به فردی دارند، این بناها معمولاً دو طبقه هستند و بر روی ستونهای چوبی مرتفع قرار گرفتهاند.
سقفهای شیبدار آنها متناسب با اقلیم پرباران شمال طراحی شده و در ساختشان از مصالح بومی استفاده شده است.
آنچه سقانفارها را متمایز میکند، تزئینات و نقاشیهای مذهبی آنهاست و در بسیاری از سقانفارهای قدیمی میتوان نقاشیهایی از واقعه عاشورا، کتیبههای مذهبی، اشعار آیینی و نقوش سنتی را مشاهده کرد.
این آثار هنری نه در کارگاههای بزرگ، بلکه به دست هنرمندان محلی خلق شدهاند؛ هنرمندانی که اعتقادات خود را بر چوب و رنگ ثبت کردهاند.
نور که از میان روزنههای چوبی وارد بنا میشود، بر این نقوش میتابد و فضایی میآفریند که میان هنر و ایمان پیوندی عمیق برقرار میکند، به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، سقانفارها را موزههای زنده فرهنگ مردمی مازندران میدانند؛ مکانهایی که بخشی از هویت بصری و اعتقادی این سرزمین را در خود حفظ کردهاند.
محرم؛ فصل بیداری سقانفارها
اگر در روزهای عادی سال به سراغ سقانفارها بروید، شاید سکوتی عمیق بر آنها حاکم باشد.
اما با آغاز محرم همه چیز تغییر میکند، پرچمهای سیاه بر فراز آنها نصب میشود، صدای طبل و سنج در فضای روستا میپیچد و مردم برای برگزاری مراسم گرد هم میآیند.
پیرمردهایی که دههها در هیئت حضور داشتهاند کنار نوجوانانی میایستند که نخستین تجربههای خادمی را پشت سر میگذارند.
زنان برای آماده کردن نذری همکاری میکنند و کودکان با آداب و رسوم عزاداری آشنا میشوند، در واقع سقانفارها فقط محل برگزاری مراسم نیستند؛ آنها حلقه اتصال نسلها هستند.
سقانفار؛ میراثی برخاسته از اعتقاد مرد
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مازندران در گفتوگو با خبرنگار مهر، سقانفارها را یکی از شاخصترین جلوههای میراث معنوی و معماری بومی استان میداند.
حسین ایزدی با اشاره به قدمت این سازهها میگوید: سقانفارها تنها یک بنای چوبی نیستند، بلکه بخشی از هویت فرهنگی مردم مازندران محسوب میشوند.
این بناها حاصل تلفیق باورهای دینی، هنر بومی و دانش معماری مردمانی هستند که مفاهیم عاشورا را در کالبد معماری منطقه متجلی کردهاند.
وی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از سقانفارهای موجود استان متعلق به دوره قاجار هستند، میافزاید: ویژگی مهم این سازهها آن است که برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، همچنان کارکرد اصلی خود را حفظ کردهاند و در متن زندگی مردم حضور دارند.
ایزدی ادامه میدهد: در معماری ایران کمتر میتوان نمونهای یافت که تا این اندازه با فرهنگ محلی گره خورده باشد.
سقانفارها از نظر فرم معماری، شیوه ساخت، تزئینات چوبی، نقاشیهای مذهبی و کارکرد آیینی دارای ویژگیهایی هستند که آنها را به نمونهای منحصر به فرد در کشور تبدیل کرده است.
مدیرکل میراث فرهنگی مازندران با اشاره به ظرفیت گردشگری این بناها میگوید: بسیاری از گردشگران هنگام سفر به استان، تنها طبیعت مازندران را میشناسند؛ در حالی که سقانفارها میتوانند دریچهای برای آشنایی با تاریخ، فرهنگ و آیینهای مذهبی این خطه باشند.
به گفته وی، برخی از سقانفارهای استان سالانه پذیرای هزاران گردشگر و زائر هستند و این ظرفیت میتواند به توسعه گردشگری فرهنگی و مذهبی کمک کند.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند سقانفارها را باید موزههای زنده هنر مردمی مازندران دانست؛ مکانهایی که بخشی از میراث تصویری و اعتقادی مردم شمال کشور را در خود حفظ کردهاند.
جایی برای زنده نگه داشتن فرهنگ عاشور
رئیس شورای هیئات مذهبی مازندران نیز معتقد است سقانفارها فراتر از یک اثر تاریخی، بخشی از فرهنگ زنده عاشورایی مردم استان هستند.
علی باقری در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: هر سال با فرا رسیدن ماه محرم، بسیاری از مراسم سنتی عزاداری در جوار سقانفارها برگزار میشود.
این بناها از گذشته تاکنون محلی برای اجتماع مردم، برگزاری آیینهای سوگواری و انتقال فرهنگ عاشورا به نسلهای جدید بودهاند.
وی با اشاره به جایگاه حضرت ابوالفضل العباس (ع) در فرهنگ مردم مازندران میافزاید: فلسفه شکلگیری سقانفارها ارتباط مستقیمی با فرهنگ سقایی و یادآوری رشادتهای علمدار کربلا دارد.
مردم این منطقه از دیرباز با ساخت این بناها تلاش کردهاند ارادت خود را به حضرت عباس (ع) نشان دهند.
باقری ادامه میدهد: هنوز هم در بسیاری از روستاها، سقانفارها محور اصلی برنامههای مذهبی محرم هستند و حضور گسترده جوانان در این آیینها نشان میدهد این سنتها همچنان زنده و پویا باقی ماندهاند.
وی معتقد است ثبت، معرفی و حفظ این بناها نه فقط یک وظیفه فرهنگی بلکه ضرورتی برای صیانت از هویت مذهبی و اجتماعی استان است.
ظرفیتی برای گردشگری فرهنگی
مازندران برای بسیاری از مسافران با جنگل، دریا و طبیعت شناخته میشود؛ اما سقانفارها نشان میدهند این استان ظرفیتهای فرهنگی و مذهبی قابل توجهی نیز دارد.
در سالهای اخیر، گردشگران بسیاری هنگام سفر به روستاهای تاریخی استان از این بناها بازدید کردهاند و با بخشی کمتر شناختهشده از فرهنگ شمال آشنا شدهاند.
کارشناسان معتقدند سقانفارها میتوانند در کنار جاذبههای طبیعی استان، به یکی از محورهای گردشگری فرهنگی و مذهبی تبدیل شوند.
این بناها روایتگر سبک زندگی، هنر، باورها و آیینهای مردمی هستند که طی قرنها در کنار طبیعت زندگی کردهاند و فرهنگ خاص خود را شکل دادهاند.
میراثی که نیازمند مراقبت است
با وجود ارزش تاریخی و فرهنگی سقانفارها، بسیاری از آنها امروز با خطر فرسودگی مواجه هستند.
رطوبت بالا، بارندگیهای مداوم، پوسیدگی چوب، تغییرات اقلیمی و کمبود اعتبارات مرمتی، مهمترین تهدیدهایی است که این بناها را در معرض آسیب قرار داده است.
بخش زیادی از نگهداری سقانفارها همچنان بر عهده مردم محلی است.
اهالی روستاها هر سال پیش از محرم گرد هم میآیند، ستونها را تعمیر میکنند، سقفها را مرمت میکنند و تلاش دارند این یادگارهای ارزشمند را برای نسلهای آینده حفظ کنند.
کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند حفاظت از سقانفارها صرفاً حفظ چند بنای چوبی نیست؛ بلکه صیانت از بخشی از هویت تاریخی، مذهبی و اجتماعی مازندران است.
میان جنگل و سوگ
غروب که فرا میرسد، نور نارنجی خورشید بر ستونهای چوبی سقانفار میتابد.
صدای نوحه از دوردست شنیده میشود و نسیم عصرگاهی پرچمهای سیاه را به حرکت درمیآورد.
در آن لحظه، سقانفار دیگر فقط یک سازه چوبی نیست.
روایتی است از پیوند طبیعت و مذهب؛ از جنگلهای سرسبز شمال و داغ همیشگی کربلا.
اینجا در دیار علویان، محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ فصلی است که خاطرهها را بیدار میکند، نسلها را کنار هم مینشاند و سقانفارها را از سکوت بیرون میآورد.
بناهایی که قرنهاست نام سقای کربلا را بر دوش میکشند و هر سال با آغاز ماه عزای سیدالشهدا (ع)، بار دیگر به قلب تپنده آیینهای عاشورایی شمال ایران تبدیل میشوند؛ گویی در میان جنگل و سوگ، هنوز نبض عاشورا در آنها میتپد.