ناشران کوچک درحال حذف شدن هستند/ صنعت نشر هرسال کوچکتر میشود
مدیرعامل انتشارات مهرسا گفت: کاهش تیراژ صرفاً یک عدد نیست؛ روایتی از کوچک شدن تدریجی بازار کتاب است. بحران امروز نشر، بحران فروش کتاب نیست؛ بحران توانایی یک جامعه برای تولید فرهنگ است.
رضا نیازی، مدیرعامل انتشارات مهرسا، در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به وضعیت صنعت نشر کشور اظهار کرد: هر بار که از بحران نشر سخن گفته میشود، بحث معمولاً به گرانی کاغذ، افزایش هزینه چاپ یا کاهش فروش کتاب محدود میشود.
اینها واقعیاند، اما مسئله اصلی جای دیگری است.
آنچه امروز در صنعت نشر ایران رخ میدهد صرفاً یک بحران اقتصادی نیست؛ نشانههای یک تغییر ساختاری است که میتواند ظرفیت تولید فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
ناشران مستقل؛ مسیر ورود صداهای تازه
وی افزود: در سالهای گذشته، نشر ایران یکی از معدود حوزههای فرهنگی بود که هنوز امکان ظهور بازیگران جدید در آن وجود داشت.
ناشران کوچک و مستقل، با وجود محدودیتهای فراوان، فرصت انتشار را برای نویسندگان تازهکار، مترجمان جوان و ایدههای کمتر دیدهشده فراهم میکردند.
بسیاری از نویسندگانی که امروز به نامهای شناختهشده تبدیل شدهاند، نخستین بار از مسیر همین ناشران وارد فضای عمومی شدند.
نیازی ادامه داد: اما اکنون این بخش از زیستبوم نشر بیش از هر زمان دیگری تحت فشار قرار دارد.
وی با اشاره به مشکلات اقتصادی ناشران گفت: افزایش هزینههای تولید تنها بخشی از ماجراست.
مسئله مهمتر بحران نقدینگی است.
ناشر کتاب را با هزینه امروز تولید میکند اما درآمد آن را ماهها بعد دریافت میکند.
در اقتصادی که ارزش پول بهطور مستمر کاهش مییابد، این فاصله زمانی عملاً بخشی از سرمایه ناشر را از بین میبرد.
به همین دلیل حتی فروش مناسب نیز الزاماً به معنای سودآوری نیست.
تیراژهای کوچک و بازاری که کوچکتر شده است
مدیرعامل انتشارات مهرسا با اشاره به کاهش شمارگان کتابها اظهار کرد: نشانههای این بحران را میتوان در یکی از سادهترین شاخصهای صنعت نشر مشاهده کرد؛ تیراژ.
تا دو دهه پیش، چاپ نخست بسیاری از کتابها با شمارگان چند هزار نسخه انجام میشد.
تیراژهای ۵۰۰۰، ۳۰۰۰ و ۲۰۰۰ نسخه در بازار کتاب ایران پدیدهای عادی بود، اما این عدد به مرور به ۱۰۰۰ نسخه، سپس ۵۰۰ نسخه و امروز در بسیاری از موارد به ۲۰۰ یا حتی ۱۵۰ نسخه رسیده است.
وی افزود: کاهش تیراژ صرفاً یک عدد نیست؛ روایتی از کوچک شدن تدریجی بازار کتاب است.
وقتی ناشر حاضر نیست بیش از چند صد نسخه از یک کتاب چاپ کند، در واقع برآورد او از ظرفیت بازار، توان خرید مخاطب و امکان بازگشت سرمایه نیز به همان اندازه کوچک شده است.
نمایشگاه کتاب؛ موتور فرهنگ یا تنفس مصنوعی نشر؟
نیازی در ادامه بحران ساختاری نشر در ایران را جایگاه نمایشگاههای کتاب دانست و گفت: شاید مهمترین نشانه بحران ساختاری نشر در ایران، جایگاه نمایشگاههای کتاب باشد.
در بسیاری از کشورها، نمایشگاه کتاب محلی برای تبادل حقوق نشر، معرفی آثار جدید، توسعه ارتباطات حرفهای و گسترش فعالیتهای فرهنگی است.
اما در ایران، نمایشگاه کتاب بیش از هر چیز به یک بازار بزرگ فروش تبدیل شده است.
وی توضیح داد: واقعیت این است که بخش قابل توجهی از نقدینگی ناشران در طول سال نه از شبکه طبیعی فروش کتاب، بلکه در همین رویدادها تأمین میشود.
ناشران به نمایشگاه نمیآیند تا صرفاً کتاب معرفی کنند؛ بسیاری از آنها برای تأمین نقدینگی لازم جهت ادامه فعالیت در ماههای آینده به فروش نمایشگاهی وابستهاند.
در شرایط عادی، هیچ ناشری نباید منتظر یک رویداد دو هفتهای در سال بماند تا نفس بکشد.
مدیرعامل انتشارات مهرسا تأکید کرد: این وضعیت یک تناقض جدی را آشکار میکند.
مهمترین رویداد فرهنگی کشور به جای آنکه موتور توسعه فرهنگ باشد، به محلی برای جبران ضعفهای ساختاری بازار نشر تبدیل شده است.
به بیان دیگر، ما در نقطهای که باید بیشترین ظرفیت فرهنگی خود را به نمایش بگذاریم، ناچار شدهایم برای عبور از بحران اقتصادی صنعت نشر، بازار موقت ایجاد کنیم.
وی افزود: در نگاه اول شاید این روند صرفاً نوعی بازآرایی بازار به نظر برسد؛ فرایندی که در آن بنگاههای ضعیفتر حذف میشوند و سهم بازار در اختیار مجموعههای بزرگتر قرار میگیرد.
اما فرهنگ با منطق صرف اقتصادی اداره نمیشود.
حذف ناشران کوچک فقط حذف چند شرکت نیست؛ حذف بخشی از مسیرهای ورود ایدههای تازه به عرصه عمومی است.
بحران امروز نشر، بحران تولید فرهنگ است
نیازی با تأکید بر نقش ناشران مستقل در پویایی فرهنگی گفت: هر جامعهای برای بازتولید فرهنگی خود به فضاهای آزمایش نیاز دارد؛ به نهادهایی که حاضر باشند روی نویسندگان ناشناخته، موضوعات کممخاطب و ایدههای جدید سرمایهگذاری کنند.
این نقش در اغلب کشورها بر عهده ناشران مستقل است.
تضعیف این بخش، در نهایت به کاهش تنوع فکری و فرهنگی منجر میشود.
وی در پایان اظهار کرد: به همین دلیل بحران نشر را نباید مسئله یک صنف یا یک صنعت دانست.
پرسش اصلی این نیست که چند ناشر در سالهای آینده باقی خواهند ماند.
پرسش مهمتر این است که آیا ایران در دهه آینده همچنان قادر خواهد بود نویسندگان تازه، مترجمان تازه و روایتهای تازه تولید کند یا نه.
مدیرعامل انتشارات مهرسا تصریح کرد: بحران امروز نشر، بحران فروش کتاب نیست؛ بحران توانایی یک جامعه برای تولید و بازتولید فرهنگ است.
اگر این ظرفیت تضعیف شود، آثار آن تنها در کتابفروشیها یا صورتهای مالی ناشران دیده نخواهد شد.
آن را در فقر ایده، کاهش خلاقیت، تکرار روایتها و محدود شدن امکان ظهور صداهای تازه خواهیم دید.
آن زمان دیگر مسئله فقط اقتصاد نشر نخواهد بود؛ مسئله آینده فرهنگی ایران است.