خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 28 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

روایت غالب ایران

مشرق | سیاسی | پنجشنبه، 28 خرداد 1405 - 03:33
روايت،ايران،افكار،عمومي،ميدان،منطقه،مخاطبان،تحولات،فضاي،جهان ...

به گزارش مشرق، رضا رحمتی فعال رسانه در تلگرام نوشت:
در منازعات معاصر، پیروزی تنها در میدان نبرد یا پشت میز مذاکره تعریف نمی‌شود.
آنچه بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، تسلط بر «میدان روایت» است؛ عرصه‌ای که در آن افکار عمومی، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و برداشت جهانیان از رویدادها شکل می‌گیرد.
در جهان امروز، دولت‌ها نه‌تنها برای تغییر موازنه‌های قدرت، بلکه برای تثبیت روایت خود از واقعیت نیز رقابت می‌کنند.
در این چارچوب می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ایران در جریان نبرد میدانی، دیپلماسی و حضور مردم در ۱۰۷ روز گذشته، غلبه بر میدان روایت و تبدیل شدن به بازیگری بود که توانست برداشت بخش مهمی از افکار عمومی منطقه و جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
مروری بر دلایل غلبه روایت ایران
اظهارات اخیر عبدالباری عطوان، تحلیلگر شناخته‌شده جهان عرب، تنها یکی از بازتاب‌های این واقعیت است.
او معتقد است آمریکا با مجموعه‌ای از تهدیدها، فشارهای سیاسی و نمایش قدرت وارد میدان شد اما در نهایت ناچار شد بخشی از واقعیت‌های موجود را بپذیرد.
از نگاه عطوان، توقف روند تقابل و پذیرش برخی مطالبات ایران، نشانه‌ای از ناکامی راهبرد فشار حداکثری و شکست روایت آمریکایی بود.
جدا از اینکه تا چه اندازه بتوان با این ارزیابی موافق یا مخالف بود، اهمیت موضوع در انعکاس گسترده چنین برداشت‌هایی در فضای رسانه‌ای منطقه است؛ فضایی که بیش از گذشته روایت ایران را معتبرتر و روایت رقیب را کمتر اقناع‌کننده می‌بیند.
ثبات موضع
یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت ایران در نبرد اخیر روایت‌ها، ثبات موضع و پافشاری بر خطوط قرمز اعلام‌شده بود.
در موضوع هسته‌ای، سال‌هاست جمهوری اسلامی تأکید می‌کند حق غنی‌سازی را بخشی از حقوق قانونی خود می‌داند و حاضر به چشم‌پوشی از آن نیست.
در جریان ۱۰۶ روز تنش و فشار نیز همین پیام به ‌طور مستمر تکرار شد.
نتیجه آن بود که حتی بسیاری از ناظران خارجی نیز به این جمع‌بندی رسیدند که فشار و تهدید نمی‌تواند موجب تغییر این سیاست شود.
در واقع، یکی از عناصر قدرت روایت ایران، ایجاد این تصور در افکار عمومی بود که مواضعش از ثبات و انسجام برخوردار است، در حالی که طرف مقابل ناچار به تعدیل یا بازنگری در برخی خواسته‌های خود شده است.
دستورالعمل وحدت عرصه‌ها
این مساله تنها به پرونده هسته‌ای محدود نمی‌شود.
در موضوع حمایت ایران از متحدان منطقه‌ای نیز روند مشابهی قابل مشاهده است.
طی سال‌های اخیر، آمریکا و برخی کشورهای غربی تلاش کرده‌اند حمایت ایران از گروه‌ها و بازیگران همسو در منطقه را به ‌عنوان عامل بی‌ثباتی معرفی کنند.
با این حال، تحولات میدانی و رسانه‌ای موجب شده بخش قابل توجهی از افکار عمومی در غرب آسیا این حمایت‌ها را از زاویه‌ای متفاوت مشاهده کند.
در بسیاری از کشورهای منطقه، گروه‌های نزدیک به ایران نه به ‌عنوان نیروهای بی‌ثبات‌کننده، بلکه به‌ عنوان بازیگرانی معرفی می‌شوند که در برابر اشغالگری، مداخله خارجی یا یکجانبه‌گرایی ایستاده‌اند.
از همین رو، هر بار فشارهای سیاسی یا نظامی علیه این بازیگران افزایش یافته، بخشی از افکار عمومی منطقه نه‌تنها از روایت غرب حمایت نکرده، بلکه به روایت ایران نزدیک‌تر شده است.
این موضوع بویژه پس از جنگ غزه و تحولات مرتبط با آن آشکارتر شد.
تصاویر انسانی، روایت‌های رسانه‌ای و حجم گسترده محتوای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی موجب شد بسیاری از مخاطبان جهانی با نگاهی متفاوت به تحولات منطقه بنگرند.
در چنین فضایی، روایت ایران که بر حمایت از مقاومت و مخالفت با سیاست‌های رژیم صهیونی تأکید داشت، توانست مخاطبان بیشتری پیدا کند.
بهره‌گیری هوشمندانه از افکار عمومی بین‌المللی
یکی دیگر از جلوه‌های برتری روایت ایران، بهره‌گیری هوشمندانه از رسانه‌های بین‌المللی بود.
بر خلاف تصور رایج که رسانه‌های بزرگ جهانی را یکپارچه و همسو با سیاست‌های غرب می‌داند، واقعیت این است که فضای رسانه‌ای بین‌المللی متکثرتر از گذشته شده است.
حضور مستمر مقامات، کارشناسان و تحلیلگران ایرانی در رسانه‌های مختلف، امکان طرح دیدگاه‌های ایران را فراهم کرده است.
افزون بر این، گسترش رسانه‌های فراملی و شبکه‌های اجتماعی موجب شده انحصار روایت‌سازی از دست بازیگران سنتی خارج شود.
در این 107 روز ایران تلاش کرد از همین ظرفیت استفاده کند.
انتشار سریع اطلاعات، حضور فعال سخنگویان و تحلیلگران در رسانه‌های مختلف و استفاده از بسترهای دیجیتال باعث شد روایت ایرانی تنها در چارچوب رسانه‌های داخلی باقی نماند.
در مقابل، برخی تناقض‌ها در مواضع رسانه‌ای طرف مقابل موجب شد بخشی از مخاطبان نسبت به روایت رسمی غرب دچار تردید شوند.
نکته قابل توجه دیگر، استفاده از ابزارهای نوین فرهنگی - رسانه‌ای برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی است.
در سال‌های اخیر، تولید انیمیشن‌ها، آثار گرافیکی، محتوای چندرسانه‌ای و حتی محصولات ساده‌ای مانند انیمیشن‌های لگویی مرتبط با تحولات منطقه، به بخشی از جنگ روایت‌ها تبدیل شده است.
این محتواها با زبان ساده، تصویری و قابل فهم برای نسل جوان تولید می‌شوند و می‌توانند مفاهیم پیچیده سیاسی را به شکلی جذاب منتقل کنند.
ایران و جریان‌های رسانه‌ای همسو با آن نیز در این عرصه فعال بوده‌اند.
انتشار گسترده کلیپ‌های کوتاه، انیمیشن‌ها، موشن‌گرافی‌ها و روایت‌های تصویری از رویدادهای منطقه باعث شده پیام‌های سیاسی در قالبی متفاوت به مخاطبان جهانی منتقل شود.
اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم بخش قابل توجهی از نسل جدید، اخبار و تحلیل‌ها را نه از طریق رسانه‌های سنتی، بلکه از طریق شبکه‌های اجتماعی و محتوای بصری دریافت می‌کند.
تعییر موازنه روایت
همچنین نباید از نقش افکار عمومی جهان در تغییر موازنه روایت‌ها غافل شد.
در گذشته، دولت‌ها تا حد زیادی قادر بودند روایت رسمی خود را بر فضای رسانه‌ای مسلط کنند اما امروز کاربران شبکه‌های اجتماعی، خود به تولیدکنندگان محتوا تبدیل شده‌اند.
میلیون‌ها نفر در سراسر جهان می‌توانند تصاویر، ویدئوها و تحلیل‌های خود را منتشر کنند و روایت‌های رسمی را به چالش بکشند.
این تحول ساختاری، فرصتی مهم برای بازیگرانی مانند ایران فراهم کرده تا بدون برخورداری از قدرت رسانه‌ای سنتی غرب، بتوانند صدای خود را به مخاطبان جهانی برسانند.
در جریان این 107 روز نیز این مساله به‌ وضوح قابل مشاهده بود.
بسیاری از روایت‌هایی که در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شد، نه از سوی رسانه‌های رسمی، بلکه توسط کاربران عادی، فعالان رسانه‌ای مستقل و تحلیلگران غیررسمی تولید می‌شد.
در چنین شرایطی، روایت ایران توانست در برخی حوزه‌ها با روایت رسانه‌های جریان اصلی رقابت کند و حتی در مواردی بر آن غلبه یابد.
البته سخن گفتن از «غلبه کامل» یک روایت بر روایت دیگر، ساده‌سازی واقعیت است.
میدان افکار عمومی عرصه‌ای پیچیده و چندلایه است و هیچ بازیگری نمی‌تواند ادعا کند به ‌طور مطلق بر آن مسلط شده است.
با این حال، شواهد متعدد نشان می‌دهد در این ۱۰۷ روز ایران توانست از موضع دفاعی خارج شود و در حوزه روایت‌سازی به بازیگری فعال و تأثیرگذار تبدیل شود.
این دستاورد نه صرفاً حاصل قدرت سیاسی یا نظامی، بلکه نتیجه ترکیب هوشمندانه‌ای از دیپلماسی، رسانه، فضای مجازی، تولید محتوا و بهره‌گیری از تحولات افکار عمومی دنیا بود.
انتقال رقابت به میدان ادراک
در نهایت می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین ابعاد تحولات اخیر، انتقال رقابت‌ها از میدان سخت به میدان ادراکات و روایت‌هاست.
در این میدان، هر طرفی بتواند تصویر قانع‌کننده‌تری از واقعیت ارائه دهد، از مزیت راهبردی برخوردار خواهد شد.
این تحولات نشان داد ایران توانسته در این عرصه جایگاه قابل توجهی به دست آورد و روایت خود را به یکی از روایت‌های اثرگذار فضای رسانه‌ای منطقه و جهان تبدیل کند.
از پرونده هسته‌ای گرفته تا حمایت از متحدان منطقه‌ای، از حضور در رسانه‌های بین‌المللی تا بهره‌گیری از ابزارهای نوین فرهنگی و دیجیتال، مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم داده‌اند تا روایت ایران در بسیاری از حوزه‌ها شنیده شود، بازنشر یابد و بر ذهن مخاطبان اثر بگذارد؛ دستاوردی که در دنیای امروز، کمتر از موفقیت در میدان‌های دیگر نیست.
کار به جایی رسید که یهودیان اسرائیلی - آمریکایی شبیه به «آلون میزراحی» نیز روایت ایران را در ایکس بازنشر می‌کردند و برای افکار عمومی این چیزی جز پیروزی یک روایت نیست.
*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.