خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 25 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

اهداف برتری که ایران در جنگ ۱۲ روزه شکار کرد؛ از قلب انرژی تا مغز هسته‌ای رژیم صهیونیستی +تصاویر

مشرق | بین‌الملل، برگزیده | دوشنبه، 25 خرداد 1405 - 09:11
بررسی گزارش‌ها پس از یک سال نشان می‌دهد راهبرد حملات، «دکترین ضربه عمیق چندلایه» با هدف اختلال همزمان در چند زیرسامانه حیاتی رژیم صهیونی به‌جای تمرکز صرف بر درگیری نظامی و پاسخ متقابل بوده است.
اسرائيل،حملات،مراكز،نظامي،قرار،ايران،جنگ،اطلاعاتي،فرماندهي،ا ...

سرویس جهان مشرق - روز بیست‌وچهارم خرداد، سالگرد اولین حملهٔ تروریستی مستقیم رژیم اسرائیل به ایران است که به جنگ ۱۲ روزه انجامید.
طی یک سال پس از این رویداد، مجموعه گزارش‌های مشرق در حدود ۱۱ گزارش، به بررسی مفصل اهداف مورد اصابت در جنگ ۱۲ روزهٔ خرداد ۱۴۰۴ پرداخت.
در ادامه، به جمع‌آوری و خلاصه‌ای از هرکدام از اهداف اسرائیلی و اهمیت آن‌ها در درگیری نظامی می‌پردازیم.
بررسی مجموعه گزارش‌ها پس از یک سال نشان می‌دهد که راهبرد کلی حملات در قالب یک «دکترین ضربهٔ عمیق چندلایه» طراحی شده بوده است که به‌جای تمرکز صرف بر درگیری نظامی و پاسخ متقابل، بر ایجاد اختلال هم‌زمان در چند زیرسامانهٔ حیاتی ساختار دولتی-نظامی رژیم متمرکز بوده است.
در این چارچوب، اهداف انتخاب‌شده به‌صورت شبکه‌ای به یکدیگر متصل‌اند و شامل چهار خوشهٔ اصلی هستند: انرژی، فرماندهی و کنترل، اطلاعات و سایبر، و زیرساخت‌های تحقیقاتی-فناوری.
به‌گونه‌ای که هر خوشه نقش یک گرهٔ حیاتی در عملکرد کل سیستم را دارد و اختلال در هرکدام می‌تواند کارایی سایر بخش‌ها را نیز کاهش دهد.
در سطح عملیاتی، حملات به گونه‌ای طراحی شده‌اند که هم‌زمان چند نقطه حساس در جغرافیای مختلف (نظیر شمال، مرکز و جنوب) را تحت فشار قرار دهند و با ایجاد «عدم توازن در توزیع توان دفاعی»، ظرفیت واکنش سریع و بازسازی سیستم را کاهش دهند.
در این مدل، هدف صرفاً تخریب فیزیکی یک هدفِ منفرد نیست، بلکه ایجاد اختلال در جریان انرژی، تصمیم‌گیری، پردازش اطلاعات و پشتیبانی لجستیکی است تا خروجی نهایی به صورت کاهش سرعت عملیاتی کل ساختار ظاهر شود.
تمرکز بر نقاطی که بیشترین ضریب اتصال را در شبکهٔ زیرساختی دارند (مانند نیروگاه‌ها، مراکز فرماندهی مرکزی، گره‌های اطلاعاتی و مراکز تولید فناوری نظامی) در چنین ساختاری، اثر حملات را در ساختار درونی اسرائیل ملموس‌تر می‌کند.
حمله به قلب تپنده انرژی اسرائیل
در اولین گزارش منتشرشده، به حملات موشکی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزهٔ خرداد ۱۴۰۴ و اصابت به پالایشگاه بازان در حیفا پرداختیم.
این پالایشگاه، یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های انرژی رژیم صهیونیستی است که نقش کلیدی در تأمین بخش عمده‌ای از سوخت داخلی، از جمله بنزین، گازوئیل و سوخت جت، ایفا می‌کند.
در جنگ ۱۲ روزه، این تأسیسات هدف موشک‌های بالستیک ایران قرار گرفت و دچار آسیب‌های جدی شد که منجر به توقف فعالیت بخش‌هایی از پالایشگاه و ایجاد اختلال در زنجیرهٔ تولید و ذخیره‌سازی انرژی گردید.
این حملهٔ موفق، پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل‌توجهی برای اسرائیل به همراه داشت و حتی موجب واکنش مقامات محلی، انتشار گزارش‌هایی دربارهٔ نشت مواد خطرناک و ضرورت بازسازی فوری شد.
پس از اصابت موشک‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به پالایشگاه‌های بازان در سرزمین‌های اشغالی و از کار افتادن این تأسیسات مهم، شهردار حیفا ضمن ابراز نگرانی جدی از وضعیت امنیت انرژی رژیم صهیونیستی، خواستار تخلیهٔ فوری این پالایشگاه‌ها و جلوگیری از بازسازی آن‌ها شد.
وی در سخنانی تأکید کرد که پالایشگاه‌های بازان دیگر قادر به تضمین امنیت انرژی اسرائیل نیستند و ادامهٔ فعالیت آن‌ها نه‌تنها بی‌فایده، بلکه به معنای پذیرفتن شکست‌های استراتژیک و امنیتی در حوزهٔ انرژی است.
این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که حملات موشکی ایران به این پالایشگاه‌ها موجب توقف کامل آن‌ها شده و بار دیگر ضعف‌های ساختاری و آسیب‌پذیری رژیم صهیونیستی در بخش انرژی را به نمایش گذاشته است.
شهردار حیفا همچنین هشدار داد که در شرایط فعلی، ادامهٔ فعالیت پالایشگاه‌های بازان می‌تواند مشکلات و آسیب‌های بیشتری برای رژیم صهیونیستی به همراه داشته باشد و باید فکری اساسی برای جایگزینی آن‌ها و ارتقای امنیت انرژی در منطقه صورت گیرد.
پارک فناوری گاو یام؛ مغز دیجیتالی که هدف گرفته شد
در گزارش دوم، به ابعاد گسترده‌تر جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای نظامی، اقتصادی و زیرساختی حملات موشکی و پهپادی ایران پرداختیم.
براساس جزئیات آن، می‌توان این جنگ را شدیدترین درگیری مستقیم ایران و اسرائیل در دهه‌های اخیر (تا پیش از جنگ ۴۰ روزه) توصیف کرد.
صدها موشک بالستیک و پهپاد به نقاط مختلف سرزمین‌های اشغالی از جمله تل‌آویو، حیفا، جولان و مراکز حیاتی نظامی و فناوری شلیک شد و ناکارآمدی سامانه‌های پدافندی اسرائیل موسوم به گنبد آهنین و پیکان در برابر حجم و دقت حملات ایرانی را برای اولین بار عیان کرد.
در این حملات، پایگاه‌های نظامی مهمی از جمله نواتیم، تأسیسات راداری و زیرساخت‌های علمی و فناوری مانند مؤسسه وایزمن و پارک فناوری گاو یام هدف قرار گرفته و دچار آسیب جدی شده‌اند، به‌طوری که مراکز فرماندهی در تل‌آویو نیز از خسارت انسانی و مادی در امان نمانده‌اند.
خسارات اقتصادی این حملات در سال گذشته ده‌ها میلیارد دلار برآورد شده و بازدارندگی اسرائیل نیز در افکار عمومی این رژیم به شدت تضعیف شد.
پارک فناوری "گاو یام" یک مرکز کلیدی در حوزه‌های سایبری و نظامی بود که میزبان واحد C۴I ارتش اسرائیل و شرکت‌های بزرگ فناوری بوده است.
هدف قرار گرفتن آن، ضربه‌ای به «مغز دیجیتال و سایبری ارتش اسرائیل» محسوب می‌شد.
وایزمن؛ ستون فقرات علمی-امنیتی اسرائیل در آتش
در گزارش سوم بر هدف قرار گرفتن مؤسسهٔ علوم وایزمن در رخووت تمرکز دارد؛ مرکزی که از مهم‌ترین نهادهای علمی، فناوری و راهبردی اسرائیل بوده است.
این مؤسسه افزون بر جایگاه علمی جهانی در حوزه‌هایی نظیر فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، علوم کامپیوتر، بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی و هوش مصنوعی، به‌دلیل ارتباطات با ارتش رژیم، صنایع دفاعی، واحد ۸۲۰۰، برنامه‌های امنیتی و حتی سابقهٔ پیوند با برنامهٔ هسته‌ای اسرائیل، از نگاه ایران یک هدف دوکاربردی و راهبردی محسوب می‌شد.
حملهٔ موشکی ایران به این مؤسسه صرفاً یک ضربه به یک مرکز دانشگاهی نبود، بلکه حمله به «ستون فقرات علمی-امنیتی» اسرائیل محسوب می‌شد؛ به‌ویژه آنکه بخشی از فناوری‌های مرتبط با رمزنگاری، هوش مصنوعی، پهپادها، سامانه‌های نظارتی، جنگ الکترونیک و همکاری با شرکت‌هایی مانند رافائل، البیت و صنایع هوافضای اسرائیل به این اکوسیستم امنیتی-تحقیقاتی تعلق داشت.
از نظر خسارات و پیامدها، حمله به وایزمن موجب تخریب گسترده در ساختمان‌ها، آزمایشگاه‌ها و زیرساخت‌های تحقیقاتی شد.
ده‌ها آزمایشگاه و چندین ساختمان دانشگاهی در آتش سوختند و تأسیسات کلیدی نیز طعمهٔ حریق گردید.
از بین رفتن تجهیزات علمی، قطعی برق، خسارت ناشی از موج انفجار، ترکش، آتش‌سوزی و آب‌گرفتگی ناشی از عملیات اطفای حریق از دیگر خسارات این حملات برآورد شد.
حدود ۹۰ درصد ساختمان‌های مؤسسه به نوعی دچار خسارت شدند و ارزش خسارت‌ها در برآوردهای مختلف رسانه‌های عبری، بین ۳۰۰ تا ۵۴۰ میلیون دلار ذکر شده بود.
این حملات پیامدهای سنگینی بر روند تحقیقات و فعالیت آزمایشگاه‌ها داشت.
توقف بخشی از فعالیت‌های علمی، نابودی برخی نمونه‌های پژوهشی نظیر DNA و سلول‌های بنیادی، از بین رفتن مواد اولیه و تجهیزات آزمایشگاهی، و دشواری ادامهٔ تحقیقات در برخی حوزه‌ها از جمله این خسارات است.
رئیس مؤسسه، پژوهشگران وایزمن، رسانه‌های عبری و گزارش‌هایی نظیر آسوشیتدپرس، همگی بر گستردگی خسارت، شوک علمی و طولانی بودن روند بازسازی این مکان تأکید داشتند.
مقر موساد در گلیلوت هدف فتاح-۱؛ ضربه به قلب اطلاعاتی اسرائیل
در گزارش چهارم، به ادامهٔ عملیات موشکی ایران در چارچوب جنگ ۱۲ روزه پرداختیم و افزون بر تکرار تصویر کلی از حملات به زیرساخت‌های نظامی، اقتصادی و علمی اسرائیل، بر یک هدف مشخص یعنی مقر موساد در شمال تل‌آویو (منطقه گلیلوت) تمرکز کردیم.
حملات ایران در پنجمین روز عملیات «وعده صادق ۳» به‌عنوان بخشی از موج‌های چندمرحله‌ای اجرا شد که با استفاده از موشک‌های بالستیک، هایپرسونیک (از جمله فتاح-۱) و پهپادهای انتحاری انجام گردید.
بخش دیگری از این حملات به مراکز اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل از جمله موساد و واحد ۸۲۰۰ در هرتزلیا اصابت کرد.
این حمله با هدف ضربه به «قلب دستگاه اطلاعاتی و ترور اسرائیل» انجام شد.
مکانی که مورد اصابت قرار گرفت، بخشی از ساختار موساد بود که می‌توان آن را شامل بخش‌های تحقیقاتی، عملیات ویژه، کیدون (واحد ترور خارجی)، بخش تکنولوژی و بخش جنگ روانی تعریف کرد.
این ساختار در عملیات‌هایی نظیر ترور دانشمندان، جنگ سایبری و خرابکاری‌های منطقه‌ای نقش داشته است.
رژیم اسرائیل هرچند سانسور رسانه‌ای و محدودیت شدیدی در انتشار جزئیات خسارات و تلاش برای کنترل افکار عمومی پیاده کرد، اما انتشار تصاویر در یک سال اخیر، جزئیات این خسارات را شفاف ساخته است.
اصابت به قلب واحد ۸۲۰۰ در شمال تل‌آویو
در گزارش پنجم، به حملات موشکی ایران در چند موج متوالی علیه عمق سرزمین‌های اشغالی پرداختیم و تمرکز ویژه‌ای بر مراکز اطلاعاتی و امنیتی اطراف تل‌آویو از جمله منطقهٔ گلیلوت داشتیم که به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی فرماندهی اطلاعات نظامی و محل استقرار واحدهای مهمی مانند ۸۲۰۰ و ۹۹۰۰ شناخته می‌شد.
در این مرحله از جنگ، از موشک‌های بالستیک و تسلیحات دوربرد برای هدف‌گیری نقاط حساس در شمال تل‌آویو استفاده شد و برخی گزارش‌های آن زمان نیز اصابت به زیرساخت‌های اطراف این پایگاه و ایجاد اختلال در فعالیت‌های اطلاعاتی را تأیید کردند.
حمله به گلیلوت به‌عنوان بخشی از پاسخ متقابل به عملیات‌های اسرائیل علیه ایران و ترور فرماندهان ارشد به شمار می‌رفت و تلاشی برای ضربه به شبکهٔ فرماندهی و جمع‌آوری اطلاعات دشمن تلقی می‌شد.
در ادامهٔ همین موج، ساختار و اهمیت پایگاه گلیلوت نیز مورد توجه و حمله قرار گرفت؛ پایگاهی که در نزدیکی مراکز حساس تل‌آویو قرار داشت و نقش لجستیکی و اطلاعاتی مهمی در هماهنگی عملیات‌های ارتش اسرائیل ایفا می‌کرد.
تمرکز واحدهای سایبری و اطلاعاتی در این مجموعه، آن را به یک هدف راهبردی تبدیل کرده بود و آسیب به آن می‌توانست توان جمع‌آوری و پردازش اطلاعات را در سطح عملیاتی تحت تأثیر قرار دهد.
هم‌زمان، واحد ۸۲۰۰ در جنگ سایبری، شنود و عملیات اطلاعاتی با این موقعیت استراتژیک هماهنگ بود و حمله به زیرساخت‌های آن، در امتداد تلاش برای تضعیف شبکهٔ اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل (چنانکه پیشتر روایت شد) به حساب می‌آمد.
حمله به قلب نیروی هوایی
در گزارش ششم، موج دیگری از حملات موشکی ایران به عمق سرزمین‌های اشغالی را بررسی کردیم که در آن پایگاه هوایی تل‌نوف در نزدیکی رخووت به‌عنوان یکی از اهداف اصلی مورد اصابت قرار گرفت.
این پایگاه که از مهم‌ترین مراکز عملیاتی نیروی هوایی اسرائیل محسوب می‌شد، نقش محوری در عملیات‌های تهاجمی، به‌ویژه در جبههٔ شمالی و علیه لبنان و سوریه داشت و میزبان جنگنده‌های F-۱۵I، بالگردهای سنگین و واحدهای پشتیبانی رزمی بود که در جنگ ۱۲ روزه نیز علیه ایران به کار گرفته شد.
در این نقطه از جنگ، حملات موشکی ایران به‌صورت چند موج متوالی انجام شد و بخشی از موشک‌ها به زیرساخت‌های این پایگاه و مناطق اطراف آن اصابت کرد و موجب اختلال در بخشی از توان عملیاتی آن گردید.
تل‌نوف به‌عنوان یکی از سه پایگاه اصلی نیروی هوایی اسرائیل، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی نزدیک به تل‌آویو و نقش آن در هماهنگی عملیات‌های هوایی و اطلاعاتی، هدفی راهبردی در این درگیری تلقی می‌شد.
در این حملات از موشک‌های بالستیک نقطه‌زن در عملیات‌های هم‌زمان موشکی استفاده شد که در چارچوب تهاجم به مراکز نظامی، اطلاعاتی و پشتیبانی اسرائیل انجام گرفت.
آسیب به زیرساخت‌های عملیاتی، باندهای پروازی و بخش‌هایی از سامانه‌های پشتیبانی این پایگاه، بخش دیگری از خسارات را تشکیل می‌داد.
حمله به مرکز لجستیکی و فنی رژیم اسرائیل
گزارش هفتم به ادامهٔ جنگ ۱۲ روزهٔ خرداد ۱۴۰۴ پرداخت که در آن موج جدیدی از حملات موشکی ایران به عمق سرزمین‌های اشغالی ادامه یافته بود.
در این مرحله، تمرکز بر زیرساخت‌های پشتیبانی زمینی ارتش اسرائیل در شمال فلسطین اشغالی قرار گرفت.
در این موج، اردوگاه نظامی زیپوریت در نزدیکی ناصره عیلیت به‌عنوان یکی از مراکز مهم لجستیکی و فنی نیروهای زمینی هدف قرار گرفت؛ پایگاهی که نقش اصلی در تعمیر، بازسازی و نگهداری تجهیزات زرهی مانند تانک‌های مرکاوا و نفربرهای نمر و ایتان داشت و به‌عنوان یکی از گره‌های کلیدی پشتیبانی عملیاتی ارتش در جبههٔ شمالی شناخته می‌شد.
در جریان این حملات، این مرکز در کنار دیگر اهداف نظامی در شمال و مرکز سرزمین‌های اشغالی در معرض موج موشک‌ها و پهپادهای تهاجمی قرار گرفت و بخشی از زیرساخت‌های آن دچار اختلال شد.
زیپوریت یک مرکز چندمنظورهٔ لجستیکی و اطلاعاتی بود که علاوه بر تعمیر و نگهداری ادوات زرهی، در پشتیبانی عملیاتی جبههٔ شمالی و مدیریت اطلاعات میدانی نیز نقش داشت.
در این چارچوب، موقعیت جغرافیایی آن در شمال فلسطین اشغالی و نزدیکی به مرز لبنان، اهمیت استراتژیک آن را افزایش داده بود و آن را به بخشی از شبکهٔ پشتیبانی عملیاتی در برابر تهدیدات حزب‌الله تبدیل می‌کرد.
حمله به این اردوگاه در همین راستا، به‌عنوان اقدامی برای اختلال در توان پشتیبانی و آمادگی رزمی نیروهای زمینی اسرائیل در نظر گرفته شد و در امتداد الگوی هدف‌گیری زیرساخت‌های نظامی و لجستیکی در جنگ ۱۲ روزه اجرا گردید.
خاموشی در حیفا و اشدود؛ حملات ایران به شریان‌های برق اسرائیل
در گزارش هشتم به این پرداخته شد که حملات موشکی ایران وارد مرحله‌ای شد که در آن تمرکز از مراکز صرفاً نظامی و اطلاعاتی به زیرساخت‌های حیاتی انرژی نیز گسترش یافت.
در این مرحله، نیروگاه برق حیفا در شمال فلسطین اشغالی به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین مراکز تولید برق اسرائیل هدف قرار گرفت؛ نیروگاهی که بخش قابل توجهی از برق مناطق شمالی و صنایع سنگین از جمله پالایشگاه حیفا را تأمین می‌کرد.
در جریان این حملات، اصابت موشک‌ها به این منطقه موجب آتش‌سوزی و اختلال در شبکهٔ برق شمالی شد و بخشی از زیرساخت‌های انرژی دچار آسیب و ناپایداری عملیاتی گردید.
هم‌زمان، نیروگاه اشدود در جنوب فلسطین اشغالی نیز در معرض حملات موشکی قرار گرفت؛ نیروگاهی با ظرفیت بالا که نقش مهمی در تأمین برق مناطق جنوبی و مرکزی و همچنین پشتیبانی از زیرساخت‌های بندری و صنعتی این منطقه داشت.
در نتیجهٔ این حملات، گزارش‌هایی از قطعی گستردهٔ برق در بخش‌هایی از جنوب و مرکز اسرائیل منتشر شد که نشان‌دهندهٔ اثرگذاری حملات بر شبکهٔ توزیع انرژی بود.
در مجموع، این موج از حملات در ادامهٔ راهبرد هدف‌گیری زیرساخت‌های حیاتی ارزیابی می‌شد؛ راهبردی که در آن تمرکز از مراکز نظامی به شریان‌های انرژی و اقتصاد زیرساختی اسرائیل گسترش یافته بود.
اصابت به قلب فرماندهی اسرائیل در تل‌آویو
اما در گزارش نهم به نخستین موج‌های جنگ ۱۲ روزهٔ خرداد ۱۴۰۴ پرداختیم که طی آن منطقهٔ نظامی هاکریا در قلب تل‌آویو به‌عنوان یکی از حساس‌ترین اهداف نظامی و امنیتی مورد حمله قرار گرفت.
هاکریا که محل استقرار ستاد کل ارتش اسرائیل، وزارت جنگ و شماری از مراکز فرماندهی و هماهنگی اطلاعاتی بود، عملاً نقش مرکز تصمیم‌گیری نظامی اسرائیل را ایفا می‌کرد و به همین دلیل در ادبیات رسانه‌ای به «پنتاگون اسرائیل» شهرت داشت.
در این رابطه، طی یک گزارش جداگانه و مفصل اشاره شد که این منطقه به‌دلیل تمرکز نهادهای کلیدی نظامی، اطلاعاتی و امنیتی، افزون بر اهمیت عملیاتی، ارزش نمادین بالایی نیز داشت و هدف قرار گرفتن آن به‌معنای انتقال جنگ به قلب ساختار فرماندهی اسرائیل بود.
در جریان حملهٔ شامگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، آژیرهای هشدار در تل‌آویو و اطراف هاکریا فعال شد و اصابت‌ها در محدودهٔ مراکز حساس نظامی، موجی از نگرانی و محدودیت رسانه‌ای در سرزمین‌های اشغالی ایجاد کرد.
پیامد اصلی این حمله، فراتر از خسارت فیزیکی، شکستن تصور امنیت کامل در مرکز تل‌آویو بود.
هاکریا صرفاً یک مجموعهٔ ساختمانی نبود، بلکه محل هماهنگی عملیات‌های ارتش، مدیریت بحران، تصمیم‌گیری‌های امنیتی و ارتباط میان نهادهایی مانند ارتش، موساد، شاباک و واحدهای اطلاعاتی محسوب می‌شد.
پس از حمله، سانسور شدیدی بر انتشار تصاویر و جزئیات خسارات اعمال شد و حتی در جریان پوشش زندهٔ برخی رسانه‌های خارجی، محدودیت‌هایی برای تصویربرداری از محل اصابت ایجاد گردید.
تحلیلگران و رسانه‌های مختلف از اصابت موشک به محدودهٔ هاکریا و اطراف وزارت جنگ سخن گفتند و این رخداد را نشانه‌ای از دقت و برد حملات ایران در هدف‌گیری مراکز فرماندهی اسرائیل دانستند.
در جمع‌بندی نهایی، هاکریا در دستهٔ اهداف فرماندهی-نظامی-امنیتی مرکزی قرار می‌گیرد؛ هدفی که اهمیت آن بیش از هر چیز در اثر روانی، نمادین و اختلال احتمالی در شبکهٔ تصمیم‌گیری و فرماندهی اسرائیل دیده می‌شود.
اصابت موشک به تأسیسات محرمانهٔ تحقیقات امنیتی اسرائیل
در گزارش دهم یکی از حساس‌ترین حملات موشکی ایران مورد بررسی قرار گرفت که متوجه مرکز فوق‌سری مؤسسهٔ تحقیقات بیولوژیکی نس‌زیونا (IIBR) بود؛ مرکزی که در نزدیکی جنوب تل‌آویو قرار دارد و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تحقیقاتی امنیتی اسرائیل، زیر نظر مستقیم نخست‌وزیری و نهادهای امنیتی فعالیت می‌کرد.
این مؤسسه که در ظاهر با مأموریت‌هایی علمی مانند توسعهٔ واکسن، دارو و فناوری‌های زیستی معرفی می‌شد، در ادبیات امنیتی به‌عنوان بخشی از زیرساخت‌های حساس مرتبط با تحقیقات دوگانه (غیرنظامی-نظامی) شناخته می‌شد و به همین دلیل در فهرست اهداف راهبردی حملات قرار گرفت.
در جریان این حمله، گزارش‌ها از اصابت موشک‌های دقیق به بخش‌هایی از مجموعه و تخلیهٔ اضطراری آزمایشگاه‌ها و ساختمان‌های اصلی حکایت داشتند و از بروز خسارات جدی به زیرساخت‌های تحقیقاتی و اختلال در فعالیت‌های علمی سخن گفته شد.
در ادامه، اهمیت این مرکز در ساختار امنیتی اسرائیل به‌عنوان یک گره کلیدی در حوزهٔ تحقیقات زیستی و پروژه‌های مرتبط با امنیت ملی برجسته شد؛ مرکزی که به دلیل سطح بالای طبقه‌بندی اطلاعات، محدودیت‌های شدید امنیتی و ارتباطات ادعایی با پروژه‌های دفاعی و اطلاعاتی، از مهم‌ترین مراکز راهبردی آن کشور محسوب می‌شد.
حمله به نس‌زیونا در همین چارچوب، به‌عنوان بخشی از الگوی هدف‌گیری زیرساخت‌های حساس علمی و امنیتی تفسیر می‌شد و در کنار سایر حملات به مراکز فرماندهی، انرژی و فناوری، نشان‌دهندهٔ گسترش دامنهٔ درگیری به عمق ساختارهای تحقیقاتی و حیاتی اسرائیل بود.
طوفان موشکی ایران؛ از نواتیم تا بن‌گوریون، فلج شدن چندلایهٔ ساختار اسرائیل
در گزارش یازدهم، به موج گستردهٔ حملات موشکی ایران پرداختیم که در عمق سرزمین‌های اشغالی، مجموعه‌ای از اهداف کاملاً راهبردی و ترکیبی از مراکز نظامی، اطلاعاتی، صنعتی و زیرساختی را هدف قرار داد.
در این مرحله، دامنهٔ حملات از مراکز فرماندهی تا زیرساخت‌های حیاتی گسترش یافته بود.
در این موج، چندین پایگاه هوایی کلیدی از جمله نواتیم، عوودا، هاتزاریم، پالماخیم و رمت‌دیوید، در کنار مراکز حساس دیگری مانند بن‌گوریون، رافائل و مناطق صنعتی حیاتی، هدف قرار گرفتند؛ مراکزی که نقش مستقیم در عملیات هوایی، تولید تسلیحات، سامانه‌های دفاع موشکی، پرتاب ماهواره و مدیریت لجستیک نظامی داشتند.
در این حملات، همچنین به مراکز فرماندهی اطلاعاتی و ارتباطی از جمله ساختارهای مرتبط با واحد ۸۲۰۰، ستاد اطلاعات نظامی (امان) و مرکز فرماندهی C۴I در پارک فناوری گاو یام اشاره شد که همگی در زنجیرهٔ فرماندهی، پردازش اطلاعات و جنگ سایبری نقش داشتند.
در برخی گزارش‌ها از اصابت یا اختلال در عملکرد آن‌ها سخن گفته شد.
در ادامه، این موج از حملات به‌عنوان مرحله‌ای از گسترش هدف‌گیری به عمق ساختارهای نظامی و صنعتی اسرائیل توصیف شد که در آن، افزون بر پایگاه‌های هوایی و مراکز فرماندهی، زیرساخت‌های حساس صنعتی مانند مجموعهٔ رافائل در حیفا و منطقهٔ صنعتی کریات‌گت نیز در فهرست اهداف قرار گرفتند.
همچنین حملات به فرودگاه بن‌گوریون به‌عنوان بخشی از تلاش برای اختلال در شبکهٔ لجستیکی و اقتصادی اسرائیل اجرا شد.
در این مرحله از درگیری، حملات به مراکز فرماندهی، تولید تسلیحات، زیرساخت‌های فناوری و پایگاه‌های عملیاتی اجرا گردید و چندین لایه از ساختار نظامی و اقتصادی اسرائیل دچار اختلال شد.