چرا پزشکیان نباید تابستانِ تهران را در پاستور ببیند؟/ پشتپرده فعال شدن پروژه ترورهای شخصیتی در تهران، مشهد و قم!/ کارگردانی یک شهرآشوب توسط افسر اطلاعاتی موساد + فیلم و عکس
در میانه احتمال امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا طرح «تجزیه اجتماعی» دارای بازیگرانی در داخل و خارج از کشور است.
سرویس سیاست مشرق- در حالی که گمانهزنیها درباره جزئیات تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا ادامه دارد، برخی حواشی روی امضای نهایی سایه افکنده تا جایی که اختلاف افکنی جای اعلام پیروزی قاطعانه ایران بر دشمن آمریکایی و صهیونی را گرفته است.
هرچند که نباید امضای این تفاهم را با دستیابی به توافق نهایی اشتباه گرفت، برخی آگاهان معتقدند که تفاهم احتمالی، در بهترین حالت، نقشه راهی برای ادامه گفتوگوهاست و مسیر رسیدن به توافق همچنان با موانع متعدد سیاسی، حقوقی و اجرایی مواجه خواهد بود.
برخی کارشناسان نظامی نیز امضای این تفاهم را بخشی از ادامه نقشه جنگ دانشته و معتقدند که ایران و آمریکا هیچگاه به توافق حداکثری نرسیده و ۶۰ روز آینده فرصت خوبی برای تهران است تا خشاب خود را به صورت کامل برای دور بعدی جنگ که در آن رژیم اسرائیل نقش ویژه خواهد داشت پر کند.
اما شواهد نشان میدهد که با افزایش اخبار و تحلیلها درباره احتمال امضای یک تفاهم میان طرفهای درگیر در مذاکرات، فضای رسانهای و افکار عمومی بار دیگر تحت تأثیر گمانهزنیهای سیاسی قرار گرفته است، تا جایی که برخی جریانهای سیاسی خاص و نشاندار در داخل با انگیزههای سیاسی به طرز قابل توجهی «اختلال اطلاعاتی» ایجاد کرده و با دست گرفتن مدیریت برخی میادین مردمی، مانور انسجام اجتماعی را به مکانی برای زورآزمایی خیابانی، تهییج افکاری عمومی و دوقطبیسازی بدل کردهاند.
این جریانهای سیاسی اغلب میادین شهر را محل مناقشات کرده تا امتیاز انتخاباتی بگیرند و در آینده رقبای سیاسی خود را با زدن تگهایی چون مصالحه، تسلیم و تقلیل جنگ از صحنه بیرون کنند.
البته این بازی خظرناک با انسجام اجتماعی با استقبال سرویسهای اطلاعاتی متخاصم نیز قرار گرفته تا جاییکه موساد نبض ماجرا را در دست گرفته و با عملیاتی روانی اما گسترده سه هدف را تارگت کرده است.
به گونهای که با پخش اطلاعات نادرست از توافق و ترسیم فضای تسلیم، هم پیروزی مردم ایران در جنگ را کمرنگ کرده، هم اقتدار نیروهای مسلح را زیر سوال برده و همچنین آتش اختلافات داخلی را تا جایی بالا برده که با راه اندازی پروژه «ترورهای شخصیتی» زمینه «ترور فیزیکی» و راه اندازی جنگ را کلید بزند.
با این هدف که در جنگ بعدی هم فرماندهان و مدیران اصلی جنگ حذف شده باشند و هم در صورت پرواز جنگندهها روی آسمان شهرهای کشور دیگر میدانی برای حضور مردم در صحنه باقی نمانده و هستههای تروریستی جای عموم مردم را پر کرده باشد.
در واقع موساد به دنبال آن است که آتش اختلاف آنقدر زبانه کشیده باشد که در صورت وقوع جنگ عوامل اجتماعی رغبتی برای بیرون آمدن نداشته و میدان خیابان به صورت کامل خالی مانده باشد و شبکه آشوب و عناصر مسلح جای خالی را پر کرده باشند، پیش از این رهبر معظم انقلاب در بیانیهای پرده از طرح تروریستی را «تجزیه اجتماعی» خوانده بودند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با شناسایی دقیق راهبرد دشمن دراینباره میفرمایند:
طرح و نقشهی کور دشمن - پس از جنگ تحمیلی و فشار اقتصادی، و محاصرهی تبلیغاتی و سیاسی - ایجاد تفرقه و تجزیهی اجتماعی برای جبران شکستهای میدان نظامی و به زانو درآوردن ملّت است، و لازم است تکتک جانفدایانی که، دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش، برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت، اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را، به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند، و قولاً و عملاً، مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند، انشاءالله.
با وجود توصیه معظمله در اینباره متاسفانه شاهد آن هستیم که در چند روز اخیر پس از اعلام اخباری درباره احتمال تفاهم برای آغاز مذاکره و ایجاد وقفه در جنگ، جریانهای مشکوک داخلی و خارجی هر کدام با انگیزههای متفاوت اما با مخرج مشترک یکسان و همسو در تلاش هستند با زدن انگهای سیاسی ذهنیت آلوده خود را با دوقطبیسازی به سرمنزل مقصود برسانند تا جایی که یک عامل انگلیسی در لندن فرمان داده و عناصری اغلب ناآگاه در تعدادی از میادین از پیش آماده شده و حتی در برابر بیت مکرم مراجع قم این خط را پیش برده تا مورد بهره برداری سرویس متخاصم و برخی احزاب سیاسی داخلی قرار بگیرد.
در این صحنه مشکوک و البته روشن تهمت زدن به فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی، چرک آلود کردن فضای و دست بردن به شیوههای ناجوانمردانه ازجمله اقداماتی است که سابقه آن به منافقین و هواداران بنیصدر علیه شهید بهشتی و نیز گروهک منحرف فرقان علیه شاگردان راستین امام(ره) چون شهید مطهری استفاده شده و حالا با همان روش علیه شاگردان امام شهید و سربازان رهبر انقلاب مورد استفاده قرار گرفته است.
اما اینبار سطح عملیات در ترور شخصیتی آنچنان بالا گرفته است که عناصر همراه داخلی و خارجی در آن همسویی ویژه داشته تا جایی که ترور شخصیتی و ترور فیزیکی با هم امتداد ویژه یافته است.
البته برخی اخبار حکایت از آن دارد که ترورهای آینده فقط با هدف حذف یاران و سربازان رهبری پیش نمیرود بلکه در دل خود یک طرح خزنده و خطرناکتری را نیز حامل است، تاجایی که برخی از عناصر فعال تیمهای هدایت کننده را اینگونه توجیه کردهاند که اگر این فشار روی کشور تا یک ماه آینده باقی بماند، دولت پزشکیان به دلیل شرایط تعلیقی ناشی از نه جنگ و نه صلح و تشدید مشکلات اقتصادی به سمت کنارهگیری از قدرت هدایت شده و به اصطلاح تابستان تهران را نخواهد دید.
این جریان روی این موضوع تاکید دارند که دولت تاب شرایط موجود را نداشته و در مرحله اعمال آخرین فشار قرار داشته و پیروزی در انتخابات بعدی در تابستان به گوارایی خوردن آبی خنک در آن فصل است!
عجیب آنکه این برداشت کودکانه از فضای سیاسی کشور مورد استقبال موساد و عنصار همکار با آن نیز قرار گرفته است.
از نگاه سرویس اطلاعاتی دشمن انباشت نارضایتیهای جدید که دو سویه بوده و انسجام اجتماعی را به نقطه صفر برساند در کنار ناسازگاریهای فزاینده فرهنگی، منجر به اعتراضات آغشته به اغتشاشات متنوعی در ایران میشود که نمونه آن در آبان دی ماه سال گذشته تجربهشده است؛ به نظر میرسد که در طراحی جدید تدارکات اعتراضاتی بهمراتب خشنتر از آن سال با فراگیری بیشتر طراحیشده باشد.
هدف نهایی این پروژه شکل گیری خط جدیدی از مدل سوریه است که در آن بدون شلیک گلوله میادین شهرهای کشور در اختیار هستههای تروریستی مسلح قرار گیرد.
سرنخ این کد آشوب اخیر را در صحبتهای چندی قبل بنیامین نتانیاهو در خلال ضربات مقتدرانه جمهوری اسلامی به قلب رژیم صهیونیستی باید دید؛ آنجا که خطاب به مردم ایران تلاش کرد ملت را در مقابل نظام قرار دهد و زمین جنگ را از جغرافیای رژیم جعلی، به خیابانهای ایران تغییر دهد.
واقعیت آن است که دشمن به خوبی میداند که منظور ایران از مذاکره در مقطع فعلی چه بوده است، واقعیت آن است که تهران توافق را نه به عنوان عادی سازی با آمریکاییها بلکه به صورت پروژهای میان مدت در راستای عبور از شرایط موجود و سازماندهی نیروها برای جنگهای بعدی میداند؛ در این معادله برای ایران مهمترین اصل پس از آماده سازی نیروهای مسلح، انسجام اجتماعی است؛ در حالیکه ضربه به اقتدار نظامی ایران محال است، ترک انداختم روی خط وحدت اجتماعی کلید خورده است.
در این مجادله روشن خیابان در آتش کینهتوزیهای قدیمی، انتخابات بعدی و انگیزههای سیاسی گروههایی گرفتار است که صحنه خیابان را با میتینگ سیاسی اشتباه گرفتهاند.
در شکاف این خطای راهبردی؛ واحد عملیات روانی موساد به شدت مشغول کار است!