تعادل نرخ سود برای مهار تورم و حمایت هوشمند از تولید در دوران پساجنگ
مدیریت تورم و حمایت از تولید در پساجنگ نیازمند تعادل نرخ سود است. این گزارش راهکارهای تامین مالی غیر تورمی و رونق تولید را بررسی میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، بازسازی اقتصاد پس از جنگ شرایط حساسی دارد.
دولت باید همزمان به فکر مهار تورم و رونق تولید باشد.
این دو هدف در نگاه اول متناقض به نظر میرسند.
همه فکر میکنند برای حمایت از تولید باید پول ارزان در اختیار آنها قرار داد.
اما این کار تنها تورم را بیشتر میکند.
تورم قاتل اصلی قدرت خرید مردم است.
وقتی قیمتها مدام بالا میرود هیچ تولیدکنندهای نمیتواند برنامه درستی داشته باشد.
در این شرایط نرخ سود بانکی ابزاری حیاتی است.
نرخ سود باید به گونهای تعیین شود که هم مانع از هجوم نقدینگی به بازارهای دلالی شود و هم تولیدکنندگان واقعی را به ادامه کار تشویق کند.
در این گزارش به بررسی این سه گانه یعنی تورم و تولید و نرخ سود میپردازیم.
راهکار اصلی فاصله گرفتن از منابع بانکی است.
باید به سمت روشهای نوین رفت.
این اقدام برای ایجاد ثبات اقتصادی ضروری است.
جامعه نیازمند آرامش در قیمتهاست.
دولت باید با شفافیت این مسیر را طی کند.
نرخ سود بانکی ابزاری برای مدیریت تورم
نرخ سود بانکی در هر اقتصادی به عنوان قیمت پول شناخته میشود.
اگر این قیمت به درستی تعیین نشود کل سیستم اقتصادی دچار اختلال خواهد شد.
در دوران پساجنگ نیاز به بازسازی زیرساختها فشار زیادی بر بودجه دولت وارد میکند.
اگر دولت بخواهد این کسری را از طریق چاپ پول یا استقراض از بانکها جبران کند تورم به سرعت رشد میکند.
مردم نیز در چنین شرایطی ترجیح میدهند نقدینگی خود را به سمت کالاهای سرمایهای ببرند.
آنها سکه و ارز و مسکن میخرند تا ارزش پول خود را حفظ کنند.
این رفتار باعث میشود نقدینگی از چرخه تولید خارج شود.
نرخ سود بانکی باید در سطحی باشد که مردم را به پسانداز تشویق کند.
اگر نرخ سود از تورم کمتر باشد کسی پولش را در بانک نمیگذارد.
این پول به بازارهای دلالی هجوم میبرد و گرانی را بیشتر میکند.
بنابراین نرخ سود باید واقعی باشد.
نرخ سود واقعی یعنی نرخی که بالاتر از نرخ تورم قرار گیرد.
این کار باعث میشود ارزش پول ملی حفظ شود.
وقتی ارزش پول حفظ شود ثبات به بازار برمیگردد.
ثبات اقتصادی اولین پیشنیاز هرگونه فعالیت تولیدی است.
تولیدکننده باید بتواند قیمت مواد اولیه و کالای خود را پیشبینی کند.
نرخ سود مناسب به مهار تورم کمک میکند.
مهار تورم نیز به نفع تولید است.
این چرخه میتواند اقتصاد را از بحران نجات دهد.
تیمور رحمانی استاد دانشگاه و کارشناس برجسته اقتصادی درباره اهمیت نرخ سود بانکی در مهار تورم بارها در رسانه ها توضیحاتی ارائه داده است.
وی می گوید نرخ سود بانکی در هر اقتصادی به عنوان قیمت پول شناخته میشود و اگر این قیمت به درستی و بر اساس واقعیتهای بازار تعیین نشود کل سیستم اقتصادی دچار اختلال خواهد شد.
او اشاره کرد که در دوران پساجنگ نیاز به بازسازی زیرساختها فشار زیادی بر بودجه دولت وارد میکند و اگر دولت بخواهد این کسری را از طریق چاپ پول یا استقراض از بانکها جبران کند تورم به سرعت رشد خواهد کرد.
این کارشناس اقتصادی معتقد است مردم در شرایط تورمی بالا ترجیح میدهند نقدینگی خود را به سمت کالاهای سرمایهای ببرند.
وی تصریح می کند شهروندان برای حفظ ارزش داراییهای خود اقدام به خرید سکه و ارز و مسکن میکنند که این رفتار باعث میشود نقدینگی از چرخه تولید خارج شده و به بخشهای غیرمولد برود.
وی اضافه می کند نرخ سود بانکی باید در سطحی باشد که مردم را به پسانداز و نگهداری پول ملی تشویق کند.
به گفته او اگر نرخ سود از تورم کمتر باشد سپردهگذاران تمایلی به نگه داشتن پول خود در بانک نخواهند داشت و این پول به بازارهای دلالی هجوم میبرد و گرانی را بیشتر میکند.
رحمانی تاکید می کند که نرخ سود باید واقعی باشد یعنی نرخی که بتواند ارزش پول ملی را در برابر تورم حفظ کند.
وی افزود حفظ ارزش پول ملی ثبات را به بازار برمیگرداند و این ثبات اقتصادی اولین پیشنیاز هرگونه فعالیت تولیدی در کشور است زیرا تولیدکننده باید بتواند قیمت مواد اولیه و کالای خود را برای آینده پیشبینی کند.
حمایت از تولید واقعی بدون تکیه به رانت
بسیاری فکر میکنند حمایت از تولید یعنی توزیع وامهای ارزان قیمت.
اما این تصور غلط است.
تولیدی که فقط با وام ارزان زنده میماند تولید واقعی نیست.
این نوع واحدها به جای تمرکز بر بهرهوری و کاهش هزینه به دنبال دریافت رانت هستند.
آنها یاد گرفتهاند که از منابع بانکی استفاده کنند بدون آنکه سودآوری واقعی داشته باشند.
در دوران پساجنگ ما به این نوع تولید نیاز نداریم.
ما به تولیدی نیاز داریم که با رقابت در بازار رشد کند.
تولیدی که بتواند در شرایط عادی هم سودآوری داشته باشد.
حسین عبده تبریزی از کارشناسان برجسته اقتصادی بارها بر این موضوع تاکید کرده است.
او معتقد است بازار مالی باید به جای سیستم بانکی بار اصلی تامین مالی تولید را به دوش بکشد.
عبده تبریزی میگوید تولیدی که با وام ارزان سر پا است در واقع تولید واقعی نیست و نمیتواند اشتغال پایدار ایجاد کند.
به اعتقاد او باید به سمت بازار سرمایه حرکت کنیم.
باید اجازه دهیم شرکتهای سودآور از طریق انتشار اوراق و سهام تامین مالی کنند.
این مسیر شفاف است.
در این روش شرکتها باید گزارشهای مالی خود را به مردم نشان دهند.
اگر شرکتی سودآور باشد مردم در آن سرمایهگذاری میکنند.
اگر شرکتی زیانده باشد منابع به آن اختصاص نمییابد.
این یعنی تخصیص بهینه منابع.
در این الگو دولت منابع خود را هدر نمیدهد.
بانکها نیز منابع خود را برای کارهای کوچک و متوسط نگه میدارند.
این روش باعث میشود تولید واقعی رونق بگیرد.
گذار به روشهای نوین تامین مالی
اقتصاد پساجنگ نیازمند خلاقیت در تامین مالی است.
ما نباید تمام بار مالی کشور را روی دوش بانکها بگذاریم.
سیستم بانکی کشور در حال حاضر با مشکلات زیادی روبرو است.
بانکها منابع محدودی دارند و نمیتوانند پاسخگوی همه نیازها باشند.
باید از ظرفیتهای بازار سرمایه به شکل گستردهتری استفاده کرد.
دولت میتواند با انتشار اوراق بدهی پروژههای زیربنایی را تامین مالی کند.
مردم نیز میتوانند با خرید این اوراق در بازسازی کشور شریک شوند.
این روش هم به تولید کمک میکند و هم نقدینگی سرگردان را جمعآوری میکند.
ابزارهای نوین دیگری مانند صندوقهای پروژه نیز بسیار مفید هستند.
در این صندوقها منابع مردم مستقیما صرف ساخت یک کارخانه یا نیروگاه میشود.
سود این سرمایهگذاری نیز از محل درآمدهای همان پروژه پرداخت میشود.
این روش ارتباط مستقیمی بین سرمایه مردم و تولید ایجاد میکند.
همچنین باید فضای کسبوکارهای کوچک را بهبود داد.
کسبوکارهای کوچک و متوسط موتور محرک اقتصاد هستند.
آنها نباید برای دریافت وام با بروکراسی پیچیده روبرو شوند.
دولت باید با کاهش هزینههای غیرضروری و حذف موانع قانونی راه را برای آنها هموار کند.
استفاده از فناوریهای مالی یا فینتک نیز میتواند سرعت تامین مالی را افزایش دهد.
شفافیت در همه این مراحل اصل اول است.
اگر مردم بدانند پولشان صرف چه کاری میشود با اعتماد بیشتری مشارکت میکنند.
سرمایهگذار خارجی نیز در صورت وجود شفافیت و امنیت اقتصادی به کشور برمیگردد.
جذب سرمایه خارجی میتواند فشار بر منابع داخلی را کاهش دهد.
این مسیر طولانی است اما برای عبور از بحران چارهای جز طی کردن آن نداریم.
اقتصاد قوی نیازمند ساختار قوی است.
رسیدن به تعادل در نرخ سود و حمایت از تولید در دوران پساجنگ نیازمند ارادهای قوی برای اصلاحات اقتصادی است.
این گزارش نشان داد که توزیع پول ارزان نه تنها کمکی به تولید نمیکند بلکه تورم را تشدید کرده و به قدرت خرید مردم آسیب میزند.
باید به سمت نرخ سود واقعی حرکت کرد تا نقدینگی به جای بازارهای دلالی در خدمت تولید قرار گیرد.
حمایت از تولید نیز باید از طریق ابزارهای بازار سرمایه و روشهای نوین مالی صورت گیرد نه از طریق سیستم بانکی که خود با محدودیت منابع روبروست.
همانطور که کارشناسانی مانند حسین عبده تبریزی تاکید میکنند تولید واقعی تنها در بستر رقابت و شفافیت شکل میگیرد.
این مسیر اگرچه سخت است اما تنها راه برای ساختن یک اقتصاد پایدار و پویاست.
دولت باید با شجاعت به سمت حذف رانتهای مالی حرکت کند و فضای کسبوکار را برای تولیدکنندگان واقعی بهبود بخشد.
اعتماد عمومی بزرگترین سرمایه کشور است.
با شفافیت در سیاستگذاری و انضباط در مدیریت منابع میتوان اعتماد مردم را جلب کرد.
وقتی مردم ببینند منابع مالی صرف پروژههای واقعی و سودآور میشود با اشتیاق مشارکت خواهند کرد.
این مشارکت کلید بازسازی موفق در دوران پساجنگ است.
اقتصاد ایران دارای پتانسیلهای فراوانی است که با مدیریت صحیح میتواند به شکوفایی برسد.
دوران پساجنگ فرصتی است تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و به سمت روشهای علمی و مدرن در اقتصاد حرکت کنیم.
با این رویکرد میتوانیم به آیندهای روشن امیدوار باشیم.