مسئولان در صف اول شهادت یا فساد؟
در سالهای اخیر انگارهای در عرصه عمومی کشور شکل گرفت و کمکم باورپذیر شد که مسئولان جمهوری اسلامی دارای فساد مالی هستند و دشمن نیز متأثر از فرهنگ ایرانی- اسلامی که این امور را بسیار زشت و قبیح میداند، بر موضوع سوار شد.
به گزارش مشرق، عبدالله گنجی طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: در سالهای اخیر انگارهای در عرصه عمومی کشور شکل گرفت و کمکم باورپذیر شد که مسئولان جمهوری اسلامی دارای فساد مالی هستند و دشمن نیز متأثر از فرهنگ ایرانی- اسلامی که این امور را بسیار زشت و قبیح میداند، بر موضوع سوار شد.
موضوع به صورتی است که اگر در محفل و جلسهای بگویید فساد هست، اما کم، متهم به فساد خواهید شد و باید حتماً بگویید همه مسئولان فاسدند تا شما را دارای فهم و پرستیژ اجتماعی بدانند.
نگارنده درصدد انکار فساد نبوده و نیستم و از قضا برای افشاگری درباره فساد بارها به دادگاه رسانه رفتهام.
اما اگر مسئولان را از فرماندار، استاندار، وزیر، معاون وزیر و رؤسای جمهور، معاونان و فرماندهان نظامی بدانیم در طول ۴۷ سال گذشته چند نفرشان به فساد متهم شدند و ثابت شده است و میشود قسم جلاله خورد و اسناد آن را به دادگاه صالح ارائه کرد؟
وقتی اسامی و سند بخواهید، چند نفر محدود معرفی میشوند.
ضمن اینکه اصل وجود فساد در کشور قابلکتمان نیست، اما به هر حال «نمود» آن چند برابر «بود» آن است و در قالب جنگ شناختی هزاران برابر شده است تا جایی که رهبر شهید فرمودند: «فساد در جمهوری اسلامی یک موردش هم زیاد است، اما اکنون در ذهن مردم یک مورد آن هزار مورد عنوان میشود.»،
اما در آن سوی ماجرا برخی معتقدند در بحرانها، جنگها و حوادث کشور، مردم معمولی هستند که فدا خواهند شد و هزینه میدهند و شهید و جانباز میشوند و مسئولان در کنج عافیت میخزند و در فضای امن هستند.
حتی یکی از وزرای اسبق میگفت اگر کشور بمباران شود این مردم هستند که شهید میشوند نه مسئولان...
حال بدون بررسی محققانه و دقیق و صرفاً بر اساس اطلاعات اندک در دسترس نگارنده، مسئله شهادت و هزینه دادن برای کشور و نظام در سطح مسئولان کشور را بررسی کنیم.
١- هم اکنون دو نفر از سران قوای جمهوری اسلامی برادر شهید هستند و خود نیز جانبازند.
نایب رئیس مجلس ما نیز برادر شهید است.
از مسئولان دهه ۶۰ تاکنون امثال باهنر، ناطقنوری، حداد عادل، قالیباف، پزشکیان، حاجیبابایی، حجازی (دفتر رهبری)، سردار نقدی و دهها نفر دیگر برادر شهید هستند و از همه بالاتر رهبر شهید ما خود جانباز دهه ۶۰ بود.
۲ - از شهدای جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بسیاری خود برادر شهید یا خانواده شهید بودند.
از جمله شهید شمخانی برادر دو شهید بود، شهید پاکپور فرمانده سپاه برادر شهید بود، شهید نائینی سخنگوی سپاه، سپهبد باقری...
اینها همه قبل از شهادت خود، برادر شهید بودند و به برادر شهید خود پیوستند.
۳- جمهوری اسلامی در عرصه شهادت، رئیس قوه دارد، رئیسجمهور و نخستوزیر دارد، حدود ۱۳ وزیر شهید دارد که سه نفر از آنها وزیر دفاع هستند.
وزیر نفت که در اسارت به شهادت رسید، وزیر اطلاعات، رئیس سازمان بهزیستی، وزیر خارجه، وزیر نیرو، وزیر راه (دو نفر)، وزیر ارتباطات و دهها معاون وزیر شهید جمهوری اسلامی در کارنامهاش ثبت است.
حتی فرزند دادستان کل کشور در دیماه ۱۳۵۹ در هویزه شهید شد و پدر او که دادستان کل کشور بود نیز در شهریور ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
۴- شهدای خانوادگی مسئولان جمهوری اسلامی برگ زرین دیگری بر این نظام است که میتوان به امثال شهیدان لاریجانی، سرلشکر باقری، سپهبد باقری سرلشکر ربانی، سرلشکر اسحاقی، دکتر تهرانچی، سپهبد رشید و حتی در دهه ۶۰ مهدی عراقی که با فرزندش به شهادت رسید و دهها دانشمند و فرمانده دیگر اشاره کرد.
ضمن تأکید مجدد بر وجود فساد در کشور، قطعاً موضوع شهادت و ایثار در مسئولان جمهوری اسلامی بسیار پررنگ است و برای نظام جمهوری اسلامی بسیار افتخارآمیز است و این دلیل صداقت آنان است که خود در صف اول مبارزهاند و امام فرمود درصد شهدای روحانیت در ایران بالاتر از همه اقشار دیگر است.
اوج صداقت، شهادت خانوادگی، رهبر انقلاب اسلامی است که در نوع خود در تاریخ ایران بینظیر است.
آیا در نقطه مقابل یعنی فساد میتوان با قطعیت چنین لیستی تهیه کرد یا نام برد؟
وقتی که اصرار بر نام بردن میشود به تعداد انگشتان دست و نهایتاً به «خاوری» و دو سه نفر دیگر محدود میشود.
اما در ذهن اجتماع عنصر فساد بسیار پررنگتر از عنصر شهادت است.
معتقدم این بخشی از تأثیرگذاری جنگ شناختی است و آنجا باورپذیرتر میشود که علت مشکلات معیشتی مردم، فساد مسئولان عنوان میشود و عوامپسند است.