ساز ناکوک بیروت
به گزارش مشرق، حنیف غفاری فعال رسانه در تلگرام نوشت:
مذاکرات دولت «نواف سلام» در بیروت با نمایندگان آمریکا و رژیم صهیونی که با هدف ادعایی پایان دادن به جنگ و تنشهای نظامی-امنیتی میان بیروت و تلآویو انجام شد، منتج به خروجی نامطلوب و متعاقبا تشدید وقاحت و تجاوزگری صهیونیستها در لبنان شده است.
سوال اصلی معطوف به گرههای کوری است که در این معادله چندمجهولی وجود داشته و وفق آنها شاهد شکلگیری یک دور باطل در مذاکرات مورد اشاره هستیم.
در خصوص ماهیت مذاکرات سهجانبه آمریکا-لبنان-رژیم صهیونیستی ۲ نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد.
۱- آمریکا در این معادله به صورت همزمان نقش «میانجی» و «حامی تجاوز» را ایفا میکند!
این نقشآفرینی توأمان با ماهیت مذاکره و دیپلماسی در تعارض مطلق قرار داشته و فراتر از آن، جایی برای طرح مطالبات واقعی و حتی حداقلی لبنان پای میز مذاکره باقی نخواهد گذاشت.
«جوزف عون» رئیسجمهور و «نواف سلام» نخستوزیر لبنان با اشتباهی خودخواسته و خطرناک، خود را وارد معادلهای کردهاند که چارچوب، جزئیات و حتی ابزارهای آن از سوی ۲ دشمن اصلی ملت لبنان ترسیم میشود!
محصول این روند، تلاش آمریکاییها جهت «اتقان در تعهدات بیروت» و «نسبیتگرایی در تعهدات تلآویو» شده است.
این روند را میتوان در مواضع اخیر وزیر خارجه آمریکا جستوجو کرد.
ایده مارکو روبیو (که تحت عنوان راهکار میانجیگرانه آن را مطرح کرده است!) توقف یکطرفه عملیات نظامی علیه رژیم صهیونیستی از سوی حزبالله و در مقابل، تعهد صهیونیستها به «عدم تشدید تنشها» در لبنان است!
از همین عبارات و کلیدواژگان میتوان نیت اصلی آمریکا از مذاکرات اخیر را دریافت.
واشنگتن بدون اینکه به ماهیت، چرایی و چیستی بحران کنونی یعنی اشغالگری صهیونیستها در جنوب لبنان کمترین اشارهای کند، از دولت لبنان خواسته پروژه مهار همهجانبه حزبالله را مدیریت کند و در مقابل، صرفا صهیونیستها را متعهد به عدم تشدید تنشها کرده است!
بر این اساس، واشنگتن در تلاش است در توافق دولت سلام و رژیم صهیونیستی، اشغالگران جنایتکار صهیونیست تضمین و حتی تعهدی در خصوص خروج از مناطق جنوب لبنان ندهند.
این در حالی است که ماهیت عملیات حزبالله بر اساس دفاع مشروع سرزمینی و ماهیت اقدامات رژیم صهیونیستی بر پایه تجاوز به خاک یک کشور بنا شده است.
در چنین شرایطی راه ایجاد توازن اولیه، از بین بردن علت بحران است تا تبعات آن!
۲- نکته دیگر معطوف به نقشآفرینی جریان غربگرای لبنان در معادله کنونی است.
سلام و عون به جای تمرکز بر استقلال سرزمینی و ملی کشورشان، بر هدف وقیحانهای تحت عنوان خلع سلاح مقاومت لبنان متمرکز شدهاند.
به عبارت گویاتر، ما شاهد وحدت رویه و اشتراک در اهداف دولت کنونی لبنان، رژیم اشغالگر قدس و آمریکا در مواجهه با ۲ جنبش حزبالله و امل هستیم.
صورت مساله گویاست: در یک قاعده منطقی و کلی وظیفه نخست هر دولت، تأمین امنیت ملی و صیانت از تمامیت سرزمینی، استقلال سیاسی و منافع بلندمدت ملت است.
دولت نه مالک کشور، بلکه امانتدار آن است؛ از این رو هرگاه تصمیمگیری عمومی از مدار منافع ملی خارج شود و به سمت رضایت قدرتهای خارجی، اشغالگران یا بازیگران مداخلهگر منحرف شود، بنیان مشروعیت سیاسی دچار آسیب میشود.
خیانت به منافع ملی لزوماً فقط در قالب واگذاری رسمی خاک رخ نمیدهد، بلکه خود را در قالب «تضعیف عامدانه بازدارندگی داخلی» هم نمایان میشود.
یکی از مهمترین مسیرهای این انحراف، جابهجایی معیار تصمیمگیری است.
هنگامی که دولت بیروت به جای آنکه اقدامات خود را با این پرسش بسنجد که «چه چیزی برای کشور سودمند است؟» با این معیار عمل میکند که «چه چیزی رضایت دشمنان را جلب میکند؟» عملاً از نقش ملی خود فاصله گرفته است.
در چنین وضعی، سیاست خارجی و حتی سیاست داخلی به جای آنکه بر پایه عزت، مصلحت و استقلال تنظیم شود، به ابزاری برای امتیازدهی و حفظ حمایت خارجی تبدیل میشود.
نتیجه این روند، تحلیل قدرت چانهزنی، کاهش اعتماد عمومی و باز شدن دست مداخلهگران و اشغالگران است.
مسیری که نواف سلام و جوزف عون انتخاب کردهاند، دقیقا در همین چارچوب قابل تفسیر است.
تضعیف عامدانه مؤلفههای قدرت ملی لبنان موضوعی نیست که حزبالله و امل در برابر آن کوتاه بیایند.
دولتی که به بهانه عادیسازی یا همراهی با بیرون، این مؤلفهها را فرسوده میکند، در واقع کشور را در برابر فشار خارجی بیدفاعتر میکند.
این وضعیت زمانی خطرناکتر میشود که دولت، تهدید واقعی را انکار و به جای تقویت تابآوری، بر اهداف مشترک داخلی خود و دشمنان خارجی تمرکز کند.
دولت کنونی لبنان تلاش میکند برای انحراف افکار عمومی، مقاومت را ماجراجویی، مطالبه استقلال و رفع اشغال سرزمین را افراطیگری و خلع سلاح مقاومت را مصداق عقلانیت جلوه دهد.
اینجا مساله فقط خطای تحلیلی نیست، بلکه بازتعریف آگاهانه منافع ملی به سود بیگانگان است.
*بازنشر مطالب شبکههای اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکهها منتشر میشود.