لالهزار، محور فرهنگی و گردشگری تهران پساجنگ
شهرداری منطقه تاريخی تهران به خوبی به مسائل مركز تهران واقف است. خوب میداند كه مشكلات ترافيكی لالهزار جدی است. آگاه است كه دير يا زود بايد مقدمات تغييراتی از قبيل انتقال انبارهای متعدد سر تا پای خيابان را فراهم كند.
کد خبر: 777064 | ۱۴۰۵/۰۳/۱۹ ۱۱:۳۵:۲۵
ترانه یلدا معمار و شهرساز طی یادداشتی برای روزنامه اعتماد نوشت: چندی پیش «اخبار تهران» تحت هشتگِ کوچهگردی چند جمله کوتاه مصور را به زیبایی روی شبکه فرستاده بود که اینطور شروع میشد: زمانی برای قدم زدن در این خیابان باید واکس کفش و اتوی لباستان بینقص میبود.
اینجا لالهزار است، پنجرهای که ناصرالدین شاه روبه مدرنیته پاریس باز کرد، اما امروز پشت ویترینهای الکتریکیها سنگر گرفته است.
اگر از لای درز درهای بسته گراندهتل که میزبان اولین کنسرتهای تهران بود، نگاه کنیم، هنوز شبح شکوهِ از دست رفته تهران را میبینیم.
تئاتر نصر (تهران) و پارس با سردرهایی که هنوز خیابان را نظاره میکنند، یادآور آن دوران طلایی هستند و منتظرند تا کسانی آستین بالا بزنند و این فضاهای فرهنگی را احیا و باز زنده کنند.
خانه اتحادیه با خاطره فیلم معروف دایی جان ناپلئون تنها مکان بازمانده از لالهزار قدیم است که دهه گذشته به همت سازمان زیباسازی شهر تهران مرمت و احیا شد و اکنون، پس از سالها حالت نیمه تعطیل، اگرچه به مرجعی پر جوش و خروش برای تفریح و گذران اوقات فراغت مردم تهران تبدیل نشده، اما امید است که در این دوران افسردگی پس از جنگ، درهای خود را بگشاید و با باز کردن کافهای برای پذیرایی از اهالی لالهزار- که نهتنها مغازهداران و الکتریکیها، بلکه تمام کسانی که لالهزار را دوست دارند و به این خیابان رفت و آمد میکنند را نیز در برمیگیرد- لالهزار جنوبی را از این حالت شلوغ و بیدرو پیکرِ تک عملکردی دربیاورد و به سمت مکانی دوباره فرهنگی تشویق کند.
اخبار تهران یک امید دیگر را هم در دلها میکارد: میگوید، اگر کمی گوش تیز کنید، هنوز صدای ویولن و پچپچهای روشنفکری دهه 20 را از دالانهایش خواهید شنید.
آری.
این صدای خوشِ رنسانسِ لالهزار هنوز خفیف است، اما برای ما مشتاقان شنیده میشود.
شاید تا چند سال پیش امیدها کم بود.
در جلساتی که درست مصادف با آغاز دوران خانهنشینی کرونا، در خانه سینمای کوچه پیرنیا برگزار میکردیم، یکسری برنامه پیشنهاد شد تا لالهزار هم مثل خیابان ناصرخسرو، شامل برنامههای مرمت و تغییر شهرداری تهران بشود و سر و رویی به خود بگیرد.
اما به جای استقبال صنف الکتریک که به نظر من اصلا درک نمیکرد که به عنوان حاکم طلق خیابان میتواند هزار استفاده جالب از خیابان داشته باشد، این پیشنهادات برای سنگفرش شدن خیابان و پاگرفتن برخی کاربریهای پذیرایی و تفریحی در لالهزار پایین در تعلیق ماند و حتی سالها طول کشید تا در دنباله تعریض پیادهروهای لالهزار نو (در شمال خیابان جمهوری) توسط شهردار سعادتی، بالاخره شهرداری منطقه 12 تصمیم بگیرد پیادهروهای جنوب خیابان را عینا مانند قبلش، اندکی بازسازی کند.
تازه این کار بیش از یکسال نیز طول کشید و واقعا جان همه را به لبشان رساند، زیرا با پارک 3 ردیف موتور در خیابان و نیز در پیادهرو، اصلا جای عبورو مرور چرخیها و خودِ کسبه به زور بود، چه رسد به ماشین و گردشگر و پرسهزن.
آری شهرداری منطقه تاریخی تهران به خوبی به مسائل مرکز تهران واقف است.
خوب میداند که مشکلات ترافیکی لالهزار جدی است.
آگاه است که دیر یا زود باید مقدمات تغییراتی از قبیل انتقال انبارهای متعدد سر تا پای خیابان را فراهم کند.
خطر سیمهای آویزان از در و دیوار خیابان را هم خوب میداند.
شهرداری تهران نیز (در مدیریتهای زیباسازی و شهرسازی) راههای مرمت جدارهها و نماهای ساختمانهای تاریخی که سرتاسر خیابان، محجوب ایستاده آه میکشند را خوب میداند.
اکنون حتی روشهای جلب مشارکت مالکان و کسبه هم بعد از سالها اقدامات مشابه در خیابانهای مرکزی شهر تهران، برای شهرداری معلوم و روشن است.
فقط معلوم نیست چرا اقدام نمیکنند و راهی که خانم دکتر فدایینژاد در زیباسازی آغاز کرده بود را به سرانجام نمیرسانند؟
شهردار حاضر جناب آقای دکتر آیینی، همین پارسال خرداد ماه در سلسله سخنرانیهای ما در لالهزار، هزار قول برای باززندهسازی لالهزار دادند.
آقای دکتر علوی مسوول کمیته گردشگری شورای شهر تهران نیز همانجا قولهایی دادند.
پاییز گذشته بزرگان هیاتمدیره صنف الکتریک در دفتر شهردار آیینی قول دادند و امضا کردند که مقدمات «پیادهراه» شدن بخش بالای لالهزار جنوبی را فراهم کنند.
ما هنوز منتظریم.
اما در دوره اخیر و بهرغم جنگ و نگرانی، اتفاقات خوبی را نیز در همان حوالی شاهد بودهایم.
آقای احمدی، وکیل، شورایار سابق و فعال شهری در تهران تاریخی، از چندین سال پیش باعث و بانی کارهایی تحسینبرانگیز در زمینه مرمت و احیا در خیابان فردوسی بودهاند که مهمترین آن مرمت و احیای هتل گیلاننو در جنوب این خیابان و نیز مرمت خانه صادق برای استفاده رستورانی شیک در میانه خیابان بود.
شبی که گروهی از هنرمندان بوشهری پارسال به گیلاننو آمدند تا در این «عمارت ملوکانه» (نام جدید هتل) برنامه نفیس خیامخوانیشان را اجرا کنند، من نیز میهمانشان بودم.
آنقدر شور و شوق در این آواهای اصیل ایرانی به غلیان آمد که جمع به وجدی مثالزدنی درآمد بهطوری که همه از مدیران خواستیم این برنامهها را تجدید کنند.
دو بنای مهم دیگر را نیز همین اخیرا ناگهان کشف کردم که در دست مرمت و بازسازی هستند.
آن هم توسط جوانانی علاقهمند که گرایش فرهنگی نیز دارند.
یکی احیای عمارت علاءالدوله توسط آقایی که از لندن آمده تا دو مغازه و این عمارت را همه در ارتباط با هم احیا کند و دیگر آقای جوانی که احیا و بازسازی «تئاتر دهقان» لالهزار را در دست اجرا دارد.
اگر چنین جوانانی آگاه و سرمایهگذار، با استفاده از خاطرات شهر تکثیر شوند، زندگی با نشاط فرهنگی- گردشگری در این ناحیه از تهران عزیزمان بدون شک از سر گرفته خواهد شد.