عملیات بازار باز و فرصت تازه برای هدایت نقدینگی به سمت توسعه زیرساخت
عملیات بازار باز در سال های اخیر به یکی از مهم ترین ابزارهای سیاست پولی تبدیل شده است. ابزاری که می تواند همزمان به کنترل نقدینگی و تامین مالی پروژه های زیرساختی کمک کند.
یادداشت اقتصادی؛ کامران مهربان کارشناس اقتصادی تلیلگر مسائل مالی؛ در اقتصادهای مدرن یکی از مهم ترین وظایف بانک مرکزی مدیریت حجم نقدینگی و حفظ ثبات پولی است.
تجربه بسیاری از کشورها نشان می دهد که ابزارهای سنتی مانند کنترل مستقیم اعتبارات یا تعیین دستوری نرخ ها در بلندمدت کارایی لازم را ندارند.
به همین دلیل در دهه های اخیر بانک های مرکزی به سمت استفاده از ابزارهای بازارمحور حرکت کرده اند.
عملیات بازار باز یکی از مهم ترین این ابزارها به شمار می رود.
در ایران نیز طی سال های اخیر تلاش هایی برای تقویت این سازوکار انجام شده است.
هدف اصلی از اجرای عملیات بازار باز ایجاد امکان مدیریت دقیق تر نقدینگی در اقتصاد است.
زمانی که حجم پول در گردش بیش از حد افزایش پیدا کند فشار تورمی ایجاد می شود و قدرت خرید مردم کاهش می یابد.
در چنین شرایطی بانک مرکزی می تواند با فروش اوراق دولتی به بانک ها و نهادهای مالی بخشی از نقدینگی اضافی را جذب کند.
برعکس در شرایطی که اقتصاد با کمبود نقدینگی مواجه شود امکان خرید اوراق و تزریق منابع وجود دارد.
نکته مهم در این میان آن است که عملیات بازار باز تنها یک ابزار برای تنظیم نقدینگی نیست بلکه می تواند به عنوان پلی میان سیاست پولی و تامین مالی دولت نیز عمل کند.
به بیان دیگر اگر اوراق دولتی به گونه ای طراحی شوند که منابع حاصل از آنها صرف پروژه های زیربنایی شود آنگاه این سازوکار علاوه بر کنترل نقدینگی می تواند به توسعه اقتصادی نیز کمک کند.
نقش عملیات بازار باز در کنترل نقدینگی
یکی از چالش های مزمن اقتصاد ایران رشد سریع نقدینگی است.
در شرایطی که حجم پول با سرعت بیشتری نسبت به تولید رشد می کند طبیعی است که فشارهای تورمی افزایش پیدا کند.
در چنین فضایی بانک مرکزی نیازمند ابزارهایی است که بتواند به شکل انعطاف پذیر و سریع در بازار پول مداخله کند.
عملیات بازار باز دقیقا چنین کارکردی دارد.
بانک مرکزی با حضور در بازار اوراق می تواند مازاد منابع بانک ها را جذب کند و در مقابل زمانی که شبکه بانکی با کمبود نقدینگی روبه رو می شود منابع لازم را در اختیار آنها قرار دهد.
این فرآیند باعث می شود نرخ های سود در بازار بین بانکی نیز در محدوده هدف بانک مرکزی باقی بماند.
در واقع با استفاده از این ابزار بانک مرکزی می تواند بدون استفاده از روش های دستوری جریان نقدینگی را مدیریت کند.
این موضوع اهمیت زیادی دارد زیرا تجربه نشان داده است که سیاست های دستوری معمولا با ناکارآمدی و ایجاد اختلال در بازارها همراه می شوند.
هدایت نقدینگی سرگردان به سمت اوراق زیرساختی
یکی از مسائل مهم در اقتصاد ایران وجود حجم قابل توجهی از نقدینگی سرگردان است.
این منابع مالی در بسیاری از مواقع به جای ورود به بخش های مولد اقتصاد به سمت بازارهای غیرمولد حرکت می کنند.
نتیجه چنین روندی شکل گیری نوسان های شدید در بازارهایی مانند ارز طلا یا مسکن است.
اگر سیاستگذاری پولی به گونه ای طراحی شود که سرمایه گذاری در اوراق دولتی جذاب و قابل اطمینان باشد بخش مهمی از این نقدینگی می تواند به سمت این ابزارها هدایت شود.
در این صورت منابع جمع آوری شده از طریق انتشار اوراق می تواند صرف پروژه های مهم زیرساختی شود.
پروژه هایی مانند توسعه شبکه حمل و نقل ساخت نیروگاه ها بهبود زیرساخت های انرژی یا طرح های عمرانی بزرگ همگی نیازمند منابع مالی پایدار هستند.
در بسیاری از کشورها بخش مهمی از این منابع از طریق بازار بدهی تامین می شود.
این روش علاوه بر شفافیت بیشتر باعث می شود بار مالی پروژه ها به شکل تدریجی و مدیریت شده تامین شود.
در صورتی که عملیات بازار باز به شکل فعال در کنار بازار بدهی توسعه پیدا کند امکان ایجاد یک چرخه مثبت در اقتصاد فراهم خواهد شد.
در این چرخه نقدینگی سرگردان به جای ورود به بازارهای سفته بازانه به سمت اوراق هدایت می شود و منابع حاصل از آن صرف ایجاد زیرساخت های اقتصادی می شود.
اهمیت اعتماد و شفافیت در بازار اوراق
با وجود تمام مزیت های عملیات بازار باز باید توجه داشت که موفقیت این ابزار تا حد زیادی به اعتماد فعالان اقتصادی وابسته است.
اگر سرمایه گذاران نسبت به ثبات سیاست های اقتصادی و بازپرداخت اوراق اطمینان داشته باشند تمایل بیشتری برای حضور در این بازار خواهند داشت.
به همین دلیل شفافیت در سیاستگذاری و اطلاع رسانی دقیق درباره برنامه های انتشار اوراق اهمیت بسیار زیادی دارد.
بازار بدهی زمانی می تواند به شکل کارآمد عمل کند که اطلاعات لازم درباره نرخ بازده سررسید اوراق و نحوه مصرف منابع در اختیار فعالان اقتصادی قرار گیرد.
در این زمینه نقش بانک مرکزی و وزارت اقتصاد بسیار مهم است.
هماهنگی میان سیاست پولی و سیاست مالی می تواند به تقویت این بازار کمک کند.
هرچه بازار اوراق عمق بیشتری پیدا کند امکان استفاده موثرتر از عملیات بازار باز نیز فراهم خواهد شد.
در مجموع باید گفت عملیات بازار باز فرصتی مهم برای ارتقای چارچوب سیاست پولی در کشور است.
این ابزار در صورت استفاده صحیح می تواند هم به کنترل نقدینگی کمک کند و هم مسیر تازه ای برای تامین مالی پروژه های زیرساختی ایجاد کند.
تجربه جهانی نشان می دهد که پیوند میان بازار بدهی و سیاست پولی یکی از عوامل مهم ثبات اقتصادی است.
اقتصاد ایران نیز برای دستیابی به رشد پایدار نیازمند چنین سازوکارهایی است.
هدایت منابع مالی به سمت سرمایه گذاری های مولد نه تنها به افزایش ظرفیت تولید کمک می کند بلکه زمینه ساز کاهش نوسان های اقتصادی نیز خواهد بود.
از این منظر عملیات بازار باز را می توان یکی از ابزارهای کلیدی در مسیر اصلاح ساختارهای اقتصادی و تقویت پایه های توسعه دانست.